مناظره زاكاني و حسينيان

همین دوستان پایداری بودند که آقای لاریجانی را رئیس مجلس کردند و پس از آنکه ایشان رئیس مجلس شد آقای حسینیان پیش ما آمد و رسما اعلام کرد که اشتباه کردیم و بهتر است که تجدید نظر کنیم که بنده به وی گفتم الان دیگر دیر است.
رئیس ستاد انتخابات جبهه متحد اصولگرایان در مناظره با عضو شورای مرکزی جبهه پایداری به وحدت نیروهای انقلاب اشاره و تاکید کرد: نباید بزرگان و چهره های شاخصی همچون آیت الله مصباح را برای خود هزینه کنیم ما همگی به افرادی همچون مهدوی کنی و مصباح یزدی نیاز داریم.

به گزارش بي باک، خبرنگار مهر نوشت: علیرضا زاکانی رئیس ستاد انتخابات جبهه متحد اصولگرایان شنبه شب در مناظره با حجت الاسلام قاسم روانبخش عضو شورای مرکزی جبهه پایداری انقلاب اسلامی که در دانشگاه امام صادق (ع) برگزار شد با اشاره به حضور نیروهای انقلاب در انتخابات مجلس نهم گفت: نیروهای انقلاب باید در جهت دفاع از گفتمان انقلاب اسلامی فعالیت کنند و حفظ این گفتمان بسیار لازم و ضروری است، از سوی دیگر باید توجه داشت که پیروزی جبهه انقلاب در انتخابات پیروزی شخص زاکانی یا روانبخش نیست.

زاکانی در ادامه با بیان اینکه ما خودمان را با ولایت می سنجیم، افزود: اصلی ترین اصول برای نیروهای اصولگرا اصل ولایت فقیه است و ما در جمعیت رهپویان نیز از همین زاویه نگاه می کنیم و به این خاطر همواره به وحدت تاکید کرده و می کنیم. هیچ گاه به دنبال سهم خواهی نبوده ایم.

وی تصریح کرد: باید مقابل فتنه، انحراف و فساد ایستاد البته نباید شعار داد بلکه باید در عمل مقابله و مبارزه با این جریان ها را به اثبات برسانیم.

عضو شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان با بیان اینکه اعضای این جبهه همواره به دنبال وحدت در درون جریان اصولگرا بودند، خاطر نشان کرد: در آخرین جلسه شورای مرکزی جبهه متحد که می خواست فهرست قطعی اصولگرایان اعلام شود بنده، آقای فدایی و آقای نادران درخواست کردیم که در فهرست قرار نگیریم تا فضا برای دیگران نیز باز شود.

این فعال سیاسی با اشاره به شکل گیری سامانه وحدت اصولگرایان اظهار داشت: این سامانه پس از شکل گیری نیروهای انقلاب احیا شد چرا که مقام معظم رهبری پس از حوادث کوی دانشگاه گروه ها را فرا خواندند و در آن گروه ها اکثر فعالان سیاسی حضور داشتند و ایشان از این گروه ها خواستند تا برای دفاع از انقلاب اسلامی وارد صحنه شوند که این باعث شد 27 گروه با تفاهم شورای هماهنگی نیروهای انقلاب را تشکیل دهند.

وی خاطر نشان کرد: البته در انتخابات ریاست جمهوری اختلافی  برای تعیین نامزدها در شورای هماهنگی بوجود آمد اما در انتخابات مجلس هشتم سامانه 6+5 طراحی شد. اما همین دوستانی که هم اکنون محور جبهه پایداری هستند در آن سامانه خلاف رویه را در پیش گرفتند و ما همواره به دوستان تذکر می دادیم که رویه ای که در پیش گرفته اید درست نیست.

رئیس ستاد انتخابات جبهه متحد اصولگرایان افزود: در این دوره از انتخابات نیز سازوکار 8+7 طراحی شد. البته ما مدعی نیستیم که این سازوکار هیچ عیب و ایرادی ندارد اما باید توجه کرد که برای تشکیل چنین سامانه هایی 9 ماه تلاش شده است و از اکثر دوستان اصولگرا دعوت کردیم تا در این سازوکار قرار گیرند. بر این اساس در همان ابتدا از آقایان صفارهرندی و لنکرانی دعوت شد اما هرندی این دعوت را قبول نکرد و گفت بنده معذوریت دارم و نمی توانم در این سازوکار قرار گیرم.

وی گفت: زمانی که از صفار هرندی و لنکرانی برای حضور در سازوکار اصولگرایان دعوت به عمل آمده بود هنوز جبهه پایداری تشکیل نشده بود اما وقتی که این تشکل اعلام موجودیت کرد باز ما از فعالیت جبهه پایداری استقبال کردیم.

وی گفت: اما دوستان در جبهه پایداری از همان ابتدا بر این باور بودند که رقابت باید درون گفتمانی صورت گیرد چرا که اصلاح طلبان وارد صحنه نشده اند. بر این اساس باید رقابت را درونی کنیم در صورتیکه ما معتقد بودیم که عوامل فتنه و انحراف در صحنه حضور دارند و پول های هنگفتی را برای انتخابات خرج می کنند.

زاکانی همچنین به انتقاد از برخی از عملکردهای جبهه پایداری پرداخت و افزود: دوستان در جبهه پایداری مدام بر ساکتین فتنه تاکید می کردند و می گفتند که نباید از حضور آنان در سامانه وحدت اصولگرایان استفاده شود اما در عین حال ما بنا را بر آن گذاشتیم تا با هم گفتگو کنیم. بارها از اعضای جبهه پایداری دعوت شد اما نیامدند. بنا شد با آقایان کعبی و فدایی گفتگو کنند اما باز نیامدند. جبهه پایداری مدام بر این نکته تاکید می کرد که باید تعداد ما در سازوکار جبهه متحد افزایش یابد. این خود سهم خواهی است.

وی گفت: از سوی دیگر جبهه پایداری ظرفیت خود را 9 دی اعلام کرده بود در صورتیکه 9 دی متعلق به امت و ولایت است.

وی خاطر نشان کرد: با این اوصاف بنا شد که آقاتهرانی به جمع حکمیت اضافه شود و 2 نفر دیگر نیز در اضلاع تشکل های اصولگرا قرار گیرند اما باز دوستان پایداری قبول نکردند.

زاکانی گفت: البته ما از اول می دانستیم  بابت غیر ساکتین فتنه هویتی ایجاد می شود که این هویت را جبهه پایداری تعریف کرد. این جبهه مدام بر غیر ساکتین فتنه تاکید می کردند اما آیا تا کنون مواضعی در قبال انحراف اتخاذ کرده اند؟

وی گفت: همچنین جبهه پایداری مدام بر خالص سازی تاکید می کرد اما خالص سازی خلاف فرمایشات مقام معظم رهبری است.

زاکانی گفت: همین موضوع ساکتین فتنه که جبهه پایداری بر آن پافشاری می کند را اگر به خوبی رصد کنیم متوجه می شویم که بعضی از اعضای جبهه پایداری در زمانی که باید در قبال فتنه اظهار نظر می کردند سکوت اختیار کردند و اینگونه توجیه می کردند که ما در دولت مسئولیت داریم.

زاکانی خطاب به روانبخش گفت: چرا از آیت الله مصباح هزینه می کنید. ما همه به ایشان نیاز داریم شما به گونه ای اظهار نظر کردید که گویا فقط ایشان از شما حمایت می کند ما نیز دیداری با آیت الله مصباح داشتیم و معظم له همان تعاریف و تمجیدهایی را به کار بستند که شما این تعاریف را در خصوص جبهه پایداری بیان کردید.

وی گفت: اگر هر کس آیت الله مصباح را فردی بی بصیرت معرفی کرده اشتباه کرده است. البته شما به گونه ای سخن گفتید که گویا فقط رسانه متبوع شما در خصوص سخنان افروغ در صدا و سیما انتقاد کرد ما نیز در هفته نامه پنجره انتقادات خود را در خصوص مواضع افروغ بیان کردیم.

رئیس ستاد انتخابات جبهه متحد اصولگرایان با بیان اینکه نباید به این راحتی دیگران را متهم به بداخلاقی انتخاباتی کرد گفت: آقای روانبخش از هزینه های انتخاباتی اصولگرایان سخن گفتند. هزینه های جبهه متحد اصولگرایان را اضلاع می پردازند. به همین جهت جبهه پیشرفت و عدالت به عنوان یکی از تشکل های همسو با قالیباف هزینه های خود را پرداخت کرد.

زاکانی گفت: موضوع وقف دانشگاه آزاد مطرح شد بنده و اعضای جمعیت رهپویان در مجلس از همان موقعی که این موضوع در مجلس مطرح شد مخالفت خود را مطرح کردیم. از سوی دیگر آقای روانبخش به موضوع طرح نظارت بر نمایندگان اشاره کردند که باز بنده در مجلس تمام تلاش خود را به کار بستم تا این طرح محقق شود.

وی خاطر نشان کرد: همین دوستان پایداری بودند که آقای لاریجانی را رئیس مجلس کردند و پس از آنکه ایشان رئیس مجلس شد آقای حسینیان پیش ما آمد و رسما اعلام کرد که اشتباه کردیم و بهتر است که تجدید نظر کنیم که بنده به وی گفتم الان دیگر دیر است.

بنابراین گزارش قاسم روانبخش عضو شورای مرکزی جبهه پایداری در ادامه این مناظره به انتقاد از مواضع زاکانی پرداخت و در پاسخ به اظهارات رئیس ستاد انتخاباتی جبهه متحد اصولگرایان افزود: برخی از اصولگرایان مدام از سرمایه های صادق محصولی ایراد می گیرند اگر واقعا در زمان تصدی وی در دولت اسنادی دارید آن اسناد را رو کنید.

روانبخش همچنین به انتقاد از عملکرد جبهه متحد اصولگرایان پرداخت و گفت: هزینه های این جبهه از کجا تامین می شود؟ فقط کافیست خیابانهای تهران را نگاه کنید تبلیغات جبهه متحد در اکثر خیابانها دیده می شود این هزینه ها از کجا تامین می شود؟

وی خطاب به زاکانی گفت: حقیقتا آقایان آقاتهرانی، زارعی و حسینیان اصلح  از باهنر نبودند چرا آنها را در فهرست قرار ندادید اما باهنر را که به عملکرد او در زمان فتنه انتقادات زیادی وارد است قرار دادید؟

وی گفت: آقای زاکانی یکی از ویژگی های کمیته 8+7 ولایت پذیری عنوان کردند و ما هم بر جایگاه ویژه ولایت تاکید داریم البته شخصی مانند مشایی در اظهارات خود رسما اعلام کرد که مشایی در ولایت پذیری نمره 20 می گیرد پس همگان بر ولایت پذیری تاکید دارند اما باید آن را در عمل دید.

عضو شورای مرکزی جبهه پایداری گفت: آقای زاکانی مدام بر وحدت تاکید کردند اما به این نکته توجه نداشتند که مقام معظم رهبری بر رقابت انتخابات تاکید کرده اند و ما برای رقابت وارد صحنه شده ایم.

وی خطاب به زاکانی گفت: شما به گونه ای سخن گفتید که گویا شاخص ترین چهره های اصلاح طلب وارد صحنه انتخابات شده اند. آیا راستگو، جلودارزاده و دیگران چهره های شاخص اصلاح طلبان هستند؟

روانبخش با انتقاد از عملکرد جبهه متحد اصولگرایان اظهار داشت: ما آماده ایم بر اساس شاخصه های اصولگرایی که توسط حضرات آیات مهدوی کنی و محمد یزدی منتشر شده است نامزدهای جبهه متحد و جبهه پایداری در تهران را کنار هم قرار دهیم و گروه داوری نیز این نامزدها را بر اساس شاخصه های اصولگرایی ترسیم کنند و اگر یک نفر از فهرست جبهه پایداری بر اساس آن شاخصه ها قرار نگرفت ما حاضریم از طرف جبهه پایداری فهرست اصولگرایان را امضا کنیم.

وی گفت: فهرست جبهه متحد اصولگرایان بر اساس اضلاعی که در این سازوکار تعریف شده اند بسته شد پس می توان گفت این سازوکار شرکت سهامی است

مناظره حسين نجابت و زارع فومني

نشست "تحريم يا حضور پرشور" با حضور حسين نجابت، نماينده تهران و نماينده جبهه متحد اصول‌گرايي و حجت‌الاسلام و المسلمين محمد زارع فومني دبير جبهه مردمي اصلاحات، از سوي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران برگزار شد.
به گزارش بي باک، ايسنا نوشت: در اين نشست حسين نجابت در سخناني گفت: هر جناحي روي كار آمده و يا بنا است، روي كار بيايد، بايد به اصول قانون اساسي به طور جدي پايبند باشد.

وي با بيان اين‌كه جبهه اصلاح‌طلبي با جريان اصلاح‌طلبي تفاوت دارد، اظهار كرد: جريان اصلاح‌طلبي هميشه بايد باشد و خواهد بود.

نماينده جبهه متحد اصولگرايان تصريح كرد: وقتي از گروه و جبهه اصلاح‌طلبي سوال مي‌شود كه در مورد ولايت مطلقه فقيه نظر شما چيست، مي‌گويند ما حرف‌هايي داريم، اما به نظر ما چون ولايت فقيه بخشي از قانون اساسي است، صحبت كردن در مورد آن در صحنه اجتماعي قابل پذيرش نيست. پس اگر جريان اصلاح‌طلبي به عنوان جبهه سياسي بخواهد حضور داشته باشد، بايد مواضع خود را اصلاح كند.

وي در ادامه به عوارض بعد از فتنه 88 اشاره كرد و گفت: ما در مرحله گذار هستيم و اصول‌گرايان فكر مي‌كنند، بايد با خود رقابت كنند. بنابراين درون اصول‌گرايي گروه‌هاي مختلفي شكل گرفته‌اند كه همه اصول را قبول دارند.

وي با اشاره به اين‌كه وجود ليست‌هاي مختلف در انتخابات، امري مرسوم است، تصريح كرد: در درون اصول‌گرايان دو ليست عمده مطرح است كه من از ليست جبهه متحد دفاع مي‌كنم و دفاع خود را منطقي مي‌دانم.

نجابت با اشاره به تحريم‌ها با بيان اين‌كه در شرايط حساسي قرار داريم، گفت: تحريم‌ها بسيار جدي است و از طرفي ايران اسلامي بايد الگوي بيداري اسلامي در منطقه شود و اگر توانستيم از اين پيچ مهم تاريخي به سلامت عبور كنيم و رهبري خود را در منطقه و جهان تثبيت كنيم، فرصت مناسبي خواهد بود.

وي با بيان اين‌كه در تقابل تهديدها، موضع‌گيري‌هاي ما مهم است و در اين راستا نياز به وحدت و انتخابات آرام، اما پرشور داريم، گفت: از جبهه متحد اصول‌گرايان حمايت مي‌كنم چون اين جبهه از ابتدا به دنبال وحدت بوده‌اند و حتي گاهي براي رسيدن به اين هدف التماس كرده‌ايم و تفاوت جدي ما با جبهه پايداري در همين جاست.

به گزارش ايسنا، فومني در ادامه در جواب سوالي در مورد اختلافات و انشقاق ميان اصلاح‌طلبان گفت: ما وارد ميدان شديم تا خون تازه‌اي به جريان اصلاحات وارد كنيم، چون معتقديم خط امامي بودن يعني قبول خط انقلاب، نظام و رهبري.

نماينده جبهه مردمي اصلاحات با تاكيد بر اين‌كه با افراط چه در راست و چه در چپ مخالف هستيم، تصريح كرد: هر كسي افراطي باشد، نابود مي‌شود و افراد افراطي براي يك مدت مي‌آيند و مي‌روند پس افراط حتي در اصول‌گرايي بد است و نبايد چنين باشد كه در هر كاري از رهبري مايه بگذاريم.

وي با بيان اين كه اختلافي با گروه‌هاي ديگر اصلاح‌طلب كه در انتخابات حضور پيدا كرده‌اند، نداريم، گفت: اختلافات جناح اصول‌گرايي خيلي بيشتر است و براي من سوال است كه اصول‌گرايان بر سر چه موضوعي دعوا دارند.

محمد زارع فومني با بيان اين‌كه ما به هيچ جريان سياسي، حزب و گروه و يا شخصي وابسته نيستيم و نخواهيم بود، بلكه متكي به مردم هستيم، تصريح كرد: ما به انتخابات آمديم تا حسرت يك لبخند را بر دل دشمن بنشانيم، اما اين دليل نمي‌شود كه انتقاد نكنيم.

وي با اشاره به اين‌كه 8 سال از حكومت اصول‌گرايان مي‌گذرد و ثمره‌اي جز فقر و گرفتاري مردم نداشته است، گفت: بيشتر حرف از دستاوردهاي هسته‌اي مي‌زنند كه ربطي به اصول‌گرايي و اصلاح‌طلبي ندارد، بلكه مربوط به تلاش‌هاي يك مشت جوان غيرتمند است.

وي با طرح اين پرسش كه جريان انحرافي چه كساني هستند، چه كسي آن‌ها را به وجود آورده و سردسته آن‌ها كيست گفت: ما با فتنه، انحراف و كساني كه برابر انقلاب، خط امام، ولي فقيه‌مان حضرت آيت الله خامنه‌اي بايستند، مخالف هستيم و معتقديم رهبرمان مظلوم است و جناحي كه ادعاي دفاع از رهبري را دارد، بايد بداند دفاع و تعريف بد اثر منفي دارد، پس ما در دفاع از رهبر مظلوم‌مان وارد عرصه شديم.

وي با اشاره به اين‌كه عدالت زماني محقق مي‌شود كه همه دست‌ها پاك و مردمي باشد، گفت: به جاي آنكه گروه‌هاي يكديگر را متهم كنيم، بايد تلاش كنيم مشكل كشور حل شود و در اين رابطه نياز به جراحي بزرگ و عظيم اقتصادي داريم.

وي با اشاره به حضور پرشور مردم درراهپيمايي 22 بهمن گفت: حضور مردم صددرصد به عشق رهبري و نظام بوده است پس مجلس بايد به مردم پاسخگو باشد؛ چرا كه از دل مجلس پاسخگو، كشور پويا، اقتصاد پويا، سياست پويا و فرهنگ پويا به وجود مي‌آيد.

به گزارش ايسنا در ادامه نجابت با بيان اين‌كه ما به عنوان مجموعه‌اي اصول‌گرا از يك گفتمان حمايت كرديم، تصريح كرد: اين شهامت در اصول‌گرايان بود كه گفتمان‌شان را ادامه دهند و از اشخاص عبور كنند.

اين نماينده جبهه متحد اصول‌گرايي با بيان اين‌كه در مجموع مجلس هفتم و هشتم و دولت نهم و دهم كارنامه موفقي داشته‌اند، گفت: در اين مدت فاصله دهك‌ها كم شده، ضريب جيني كاهش يافته، توليد ناخالص ملي رشد داشته، در حوزه عدالت اجتماعي گام‌هاي مهمي برداشته شده و در سطح علمي، كشور با گذشته قابل مقايسه نيست، در حالي كه اين جوانان باغيرت در دوران اصلاحات هم حضور داشته‌اند.

نجابت با بيان اين‌كه ايده اصلاح‌طلبان اين است كه جهاني شويم، يعني سياست و اقتصاد و فرهنگ بين‌المللي داشته باشيم، تصريح كرد: در حوزه اصول‌گرايي بحث توليد علم، جنبش نرم‌افزاري و... مطرح است و در اين راستا تلاش مي‌كنيم.

وي به مقايسه شاخص‌هاي پيشرفت علمي در دولت هاشمي،‌خاتمي و احمدي نژاد پرداخت و گفت:‌از اين دولت و مجلس به تمامي دفاع نمي‌كنم، بلكه نقاط قوت را مي‌گويم، اما انتقاد هم مي‌كنم.

به گزارش خبرنگار ايسنا در ادامه فومني با بيان اين‌كه مردم هميشه از نخبگان جلوتر هستند، تصريح كرد: حق طبيعي دانشجويان است كه بدانند در كشور چه مي‌گذرد، پس مجلس هفتم و هشتم بايد گزارشي از عملكرد خود ارائه كند.

وي با بيان اين‌كه در دكترين جديد اصلاح‌طلبي با افراط مخالف هستيم، افزود: معتقديم كسي كه قانون اساسي را پذيرفت، بايد اصل ولايت فقيه را هم بپذيرد و منتقد منصف باشد.

فومني افزود: تاكيد ما بر قانون مداري است وهمچنين معتقديم بايد وكيل‌المله و نه وكيل الدوله بود. پس در دكترين جديد، ما اصلاح‌طلبان با افراط چه در اصلا‌ح‌طلبي و چه در اصولگرايي مخالف هستيم.

به گزارش ايسنا، حسين نجابت در ادامه در جواب سوالي در مورد عملكرد مجلس در رابطه با استيضاح وزيراقتصاد گفت: در مساله استيضاح وزيراقتصاد به نظر من پويا‌ترين روز مجلس را داشتيم كه مخالفان ما حضور داشند؛ گرچه عده‌اي معتقد بودند كه كشور ظرفيت اين تغييرات را ندارد و عده‌اي مي گفتند مسئوليت اصلي اين موضوع با وزير اقتصاد نبوده است.

اين نماينده جبهه متحد اصولگريان از افتخارات اصولگرايان را عبور از اشخاص خواند كه به گفته وي اين موضوع در مجلس هشتم اتفاق افتاد.

وي با تاكيد بر اين‌كه رقابت سالم در جامعه انقلابي و فرهيخته اين است كه خود را عرضه كنيم و نقد‌ها را بپذيرم، اظهاركرد: نبايد فراموش كنيم كه بايد براساس روندها ارزيابي كنيم و هيچ كس نمي‌تواند به طور مطلق ادعا كند كه موفق بوده است به طور مثال در مبارزه با فساد هيچ اقدام موثري صورت نگرفته است.

نجابت با بيان اين‌كه احساس مي‌كنم نگاه رهبري اين است كه گفتمان بيداري اسلامي به گفتمان كشور تبديل شود و در علم توسعه داشته باشيم تا الگو قرار بگيرم، گفت: ‌در اين راه مجاهدت مي‌كنم و از كسي تبري نمي‌جويم و محور اصلي اقدامات قانون اساسي و رهبري است.

وي در جواب سوالي در رابطه با مقايسه وضع اشتغال عسلويه در زمان دولت خاتمي با احمدي‌نژاد گفت: با شروع دولت احمدي‌نژاد تعدادي از فاز‌هاي عسلويه به بهره‌برداري رسيد، بنابراين تعدادزيادي از كارگران اخراج شدند، چون در مرحله ساخت نياز به كارگر داشتيم و وقتي كار تمام شد، بايد مي‌رفتند، اما امروز سطح افراد تحصيل‌كرده بهره‌بردار از شغل افزايش يافته است.

به گزارش ايسنا، در ادامه فومني در جواب صحبت‌هاي يكي از دانشجويان مبني بر اين‌كه به جاي آن‌كه شعار بدهيد بگويد براي اصل‌هاي به زمين مانده قانون اساسي چه برنامه‌اي داريد، تصريح كرد:‌ما شعار نمي‌دهيم و اهل عمل هستيم و در جبهه مردمي اصلاحات همه نوع افكار از جمله منتقد، ميانه‌رو و حتي كساني كه قبلا در طيف اصولگرا بودند، حضور دارند و توجه داريم كه تنها وظيفه مجلس قانون‌گذاري نيست، بلكه نظارت بر اجراي قانون وظيفه مجلس است.

وي با اشاره به تاكيد امام (ره) مبني بر اين‌كه ميزان راي ملت است، تصريح كرد: ‌يكي از شاخص‌هاي كه در جبهه مردمي اصلاحات بر آن تاكيد داريم، مردمي بودن كانديداها است و اين‌كه سالم باشند.

در مناظره روانبخش و محجوب چه گذشت؟

عليرضا محجوب ـ نماينده مجلس شوراي اسلامي ـ و حجت‌الاسلام والمسلمين قاسم روانبخش ـ عضو جبهه پايداري ـ ظهر امروز در دانشگاه علوم و فنون قرآن تهران، در مناظره‌اي، به نقد نظرات و ديدگاه‌هاي يكديگر و بررسي مسائل سياسي روز پرداختند.

به گزارش ايسنا، در ابتداي جلسه مناظره، محجوب با اشاره به تاريخچه مجلس گفت:‌ بعد از قضيه تنباكو، مردم خواستار تشكيل يك دارالشوراي اسلامي شدند، يعني مجلسي كه متعلق به خود مردم باشد. به همين جهت يكي از اختلافات من در مورد شرط تحصيلي براي كانديداهاي مجلس، بر سر اين موضوع است كه چنين شروطي موجب مي‌شود عده خاصي حق انتخاب داشته باشند و اين مجلس، مجلس افلاطوني خواهد بود؛ در صورتي كه در مجلس اول، روحانيت در صدر قرار داشت؛ هرچند كه احتمالا افرادي هم حاضر بوده‌اند كه آرا و افكار متفاوتي داشتند.

اين نماينده مجلس در ادامه اظهار كرد: مناظره با آقاي روانبخش به عنوان يك روحاني كار آساني نيست، چون من براي روحانيت احترام زيادي قائل هستم و معتقدم كه روحانيت از مشروطه تا امروز چه مدرس، يا آقاي رفسنجاني يا روانبخش، همان روحانيت است و احترام آن واجب است.

در ادامه، روانبخش در ابتداي صحبت‌هاي خود با اشاره به سابقه فعاليت‌هاي خودش و محجوب در دوره‌هاي مختلف مجلس شوراي اسلامي، به جلسه مناظره چند روز پيش خود با كواكبيان اشاره كرد و گفت: واقعيت اين است كه وقتي تئوريسين‌هاي يك جريان براي مناظره‌ حاضر نمي‌شوند ما كاري نمي‌توانيم بكنيم.

وي خطاب به محجوب اظهار كرد: شما خودتان را اصلاح‌طلب نمي‌دانيد، اما همين كه اصلاح‌طلبان با عنوان حزب مردم‌سالاري و جبهه مردم‌سالاري ليست داده‌اند و يك گروهي به نام اصلاح‌طلبان مردمي در عرصه انتخابات حاضر شده‌اند، به معناي حفظ حيثيت اصلاحات است. آقاي خاتمي خطاب به مجمع روحانيون مبارز كه تاكنون در مورد انتخابات سكوت كرده‌اند گفته است كه اين مجمع بايد بيانيه بدهد تا مردم را دعوت به مشاركت كند تا ما بازنده اين انتخابات نباشيم.

اين عضو جبهه پايداري در ادامه گفت: در نشستي كه در بگرام با آمريكايي‌ها برگزار شد، آمريكايي‌ها خواستند كه مشاركت كم باشد تا انتخابات زير سوال برود؛ هرچند كه آقاي خاتمي و هاشمي قبل از اين نشست در بگرام، زمينه‌ها را براي حضور اصلاح‌طلبان فراهم كرده بودند و قرار بود آقاي عارف در تهران سرليست آنها باشد و افرادي مانند وزراي اسبق دولت خاتمي هم در اين ليست باشند اما بعد از اين نشست با آمريكايي‌ها، آمريكا از آنها خواست كه دخالت نكنند تا انتخابات سرد برگزار شود. البته ما از جبهه مردم‌سالاري كه ورود پيدا كرده است تشكر مي‌كنيم،‌ همين‌طور از آقاي فومني كه جرياني به نام اصلاح‌طلبان مردمي را راه انداخته است، متشكريم، چراكه اگر اين‌ها نمي‌آمدند و باز هم مردم حضور دشمن‌شكن مي‌داشتند، براي اينها بد مي‌شد و چنين اقدامي به معني آن بود كه مردم از كساني كه دست در دست دشمن دارند دل خوشي ندارند و امام(ره) هم فرموده است بايد دشمن را بشناسيد و دشمن اول ما آمريكاست.

محجوب هم در پاسخ به اظهارات روانبخش اظهار كرد: من نه مدافع آقاي خاتمي و نظراتشان هستم، نه از كس ديگري دفاع مي‌كنم ولي شما و همفكرانتان قبل از شروع رقابت‌ها گفتيد كه چرا اصلاح‌طلبان به صحنه انقلاب نمي‌آيند؟

وي با اشاره به حوادث دوران مشروطيت و صحبت‌هايي كه در مورد نقش شيخ‌فضل‌الله نوري در اتفاقات آن دوران وجود داشت،‌ گفت: وقتي چنين صحبت‌هايي در تاريخ معاصر ايران مطرح مي‌شد، امام(ره) فرمودند در مورد اين مسائل صحبت نكنيد، چراكه روحانيت يكپارچه است. برداشت ما هم اين است كه روحانيت يكپارچه است و يكي از اعضاي آن آقاي خاتمي است و يكي از اعضاي آن هم آقاي روانبخش است. حرف ما اين است كه وقتي به روحانيت مي‌رسيم، بايد خط قرمزهايي وجود داشته باشد چون در غير اين‌صورت كارآمدي آن مخدوش مي‌شود و مردم راه را گم مي‌كنند.

اين نماينده مجلس شوراي اسلامي در ادامه، در پاسخ به برخي اظهارات روانبخش گفت: سوال من اين است كه چه كسي از جلسه بگرام خبر داده است؟ ما به عنوان نمايندگان مجلس چنين چيزي را نشنيده‌ايم و اگر هم چنين خبرهايي شنيده شود بايد در مورد صحت آن تفحص شود و اگر قرار باشد اقدامي هم انجام شود، بايد از طريق مراجع قانوني باشد.

وي تاكيد كرد: صحبت من اين است كه مقامات روحاني بايد در اتاق در بسته حرف بزنند و حرف‌هاي خودشان را به خيابان نياورند. اگر من در مورد جبهه‌هاي مختلف حرف بزنم، اين مصداق تخريب خواهد بود در صورتي‌كه رهبري در ابتدا توصيه كردند كه از تخريب دوري شود. البته صحبت آقاي روانبخش هم كه مي‌گويند بايد تئوريسين‌هاي سياسي در چنين جلساتي حاضر باشند، درست است و من از اين بابت ابراز شرمندگي مي‌كنم، چرا‌كه تخصص من در مسائل اقتصادي است و براي پيش بردن مسائل كارگري هم به كمك احتياج داريم.

در ادامه، روانبخش اظهار كرد: رهبري در مورد شروط نمايندگي فرمودند نماينده مجلس بايد آگاهي سياسي، جرات و جسارت در برخورد و آگاهي از جهان داشته باشد اما ركن اصلي، تدين است. اينكه كسي بگويد نمي‌دانيم در بگرام چه گذشته است، براي يك نماينده جالب نيست. البته خود اصلاح‌طلبان هم چنين ملاقاتي را تكذيب نكرده‌اند. به هر حال آمريكايي‌ها در اين جلسه دستور دادند و بحث تحريم را مطرح كردند اما صحبت‌هاي آقاي محجوب نشان مي‌دهد كه ايشان داراي حسن فاعلي هستند و به روحانيت ارادت دارند ولي بايد به اين نكته هم توجه داشته باشند كه آگاهي سياسي و بصيرت را بالا ببريم. همان‌طور كه علي(ع) از اصحاب پيامبر بود، ‌طلحه و زبير هم از صحابه بودند و همين بي‌بصيرتي‌ها بود كه علي(ع) را خانه‌نشين كرد.

وي ادامه داد: اگر مردم در جريان 88 بين هاشمي و رهبري تفاوت قائل نمي‌شدند، كشور آسيب مي ديد؛‌ در روز 30 تير و بعد از فرمايشات رهبري در 29 خرداد، عده‌اي به خيابان‌ها آمدند و روحانيوني هم جلودار آنها بودند؛ اتفاقا روحانيوني بودند كه از قم آمده بودند و ما آنها را مي‌شناختيم. عده‌اي بودند كه الله‌اكبر مي‌گفتند اما مي‌خواستند حكومت را از پا در بياورند. الان هم عده‌ زيادي هستند كه لباس روحانيت دارند اما نمي‌توانيم بگوييم همه آنها روحاني هستند.

اين عضو جبهه پايداري، در پاسخ به بخش ديگري از سخنان محجوب كه در آن به مساله تخريب چهره‌هاي انتخاباتي اشاره كرد، گفت: ما هم در اين جلسه بناي تخريب نداريم و در جهت روشن شدن مواضع تلاش مي‌كنيم.

محجوب هم در پاسخ، اظهار كرد: از اطلاعاتي كه ارائه مي‌كنيد ممنونم اما رشته من تاريخ است و اينطور نيست كه از جريانات بي‌اطلاع باشم. در مورد اظهارات شما هم من سند خواستم و شما با توجه به اينكه علم درايه را بهتر از من مي‌دانيد، تعريف سند را هم مي‌دانيد. اگر بنا به ادعا باشد، من هم مي‌توانم بگويم آن كسي كه در بگرام و در آن جلسه‌اي كه شما مدعي آن هستيد حاضر بوده است، خود شما بوديد. در مجلس، دستگاه‌هاي اطلاعاتي به ما گزارش مي‌دهند و اين نيست كه ما از اوضاع بي‌اطلاع باشيم. صرفا با ادعا نمي‌شود در مورد كسي قضاوت كرد بلكه بايد اسنادي ارائه كنيد، بعد در مورد سندها كار تحقيقي انجام شود. براي مثال اگر منبع سند شما سازمان جاسوسي آمريكا باشد، مشخص است كه اين سازمان به دنبال برهم زدن ميانه ماست.

اين نماينده مجلس خطاب به روانبخش اظهار كرد: اگر بخواهيم بر اساس چنين حرف‌هايي در مورد افراد قضاوت كنيم، بايد قتل شيخ‌فضل‌الله نوري را هم تاييد كنيم. من صراحتا مي‌گويم و از كسي هم دفاع نمي‌كنم. مسائل‌تان را بايد درون اتاق مطرح كنيد. اگر شما با آقاي خاتمي مشكلي داريد، كشيدن اين مشكلات به سطح جامعه، آنها را عميق‌تر مي‌كند و با همين شيوه بود كه انقلاب مشروطه را به باد دادند. بايد توجه داشته باشيد كه آقاي هاشمي، تاريخ اين انقلاب است. حالا اگر به زعم شما اشتباهي كرده باشد، ايشان مقام رسمي كشور هستند و اگر هم رهبري به اشاره، موردي را فرمودند، ما بايد خودمان پيام را درك كنيم، چراكه ايشان اگر خودشان مي‌خواستند، از كسي اسم مي‌بردند در حالي كه چنين كاري را انجام ندادند.

وي با بيان اينكه "اين ايده انگليسي‌هاست كه تفرقه مي‌اندازند و حكومت مي‌كنند"، اظهار كرد: اگر ما آگاهي داشته باشيم، يكديگر را تضعيف نمي‌كنيم؛ چراكه همه فرزندان انقلاب و بلكه بزرگان انقلاب ما هستند. امروز مشهود است كه اگر به آقاي رفسنجاني بد بگوييد، حسن شهرت پيدا مي‌كنيد اما اگر كسي صبر نشان داد و كمك كرد، تاريخ عوض مي‌شود. اگر بخواهيم مدام يكديگر را تضعيف كنيم، دعوت قرآن زير سوال مي‌رود و اين مساله با فرمايش امام(ره) در مورد نشر روايات مربوط به اقدامات شيخ‌فضل‌الله نوري در تعارض است.

در ادامه اين مناظره، روانبخش با بيان اينكه "هركس كه لباس روحانيت به تنش داشته باشد قابل دفاع نيست"، يادآور شد: اولين بار عبارت "روحاني‌نما" را امام(ره) به كار بردند. برخي افراد هستند كه لباس را دزديده‌اند و بايد لباس را از ايشان پس گرفت تا مردم فريب نخوردند. امام(ره) هم در اين مورد فرموده‌اند كه خون‌دل‌هاي بسياري از اين روحاني‌نماها خورده‌اند. مردم اين مساله را هم در طول انقلاب و هم قبل از انقلاب متوجه شده بودند. ضمن اينكه شما اشاره كرديد كه اصلاح‌طلب نيستيد اما مدام از هاشمي دفاع مي‌كنيد.

محجوب نيز پاسخ داد: شما اگر به كس ديگري هم حمله كنيد، من از او دفاع خواهم كرد.

روانبخش در ادامه صحبت‌هاي خود گفت: شخص من دو دوره به آقاي رفسنجاني راي داده‌ام اما همان موقع هم انتقادهايي به ايشان داشتم؛ با اين وجود از سال 83 به بعد كه مواضعش را اعلام كرد و گفت كه مشروعيت ولايت‌فقيه الهي نيست، بلكه زميني است؛ اشكالاتي به وجود آورد. اسناد مربوط به سخنان آقاي رفسنجاني در اين مورد هم وجود دارد. ما به اين حرف‌ها نقدهاي محترمانه داشتيم و حرف ما اين بود كه چنين اظهاراتي با مباني اسلام مطابق نيست؛ چراكه امام(ره) هم فرموده‌اند ولايت فقيه استمرار ولايت انبياست، هرچند كه ولي‌فقيه توسط مجلس خبرگان انتخاب مي‌شود.

وي در ادامه، به مواضع اقتصادي دولت‌هاي قبل اشاره كرد و گفت: برخي مسائل ما با آقاي هاشمي، مساله اقتصادي و مالي بود و مسائل ديگري هم در مورد دانشگاه آزاد وجود داشت. ما در بگرام كسي را نداشتيم كه از جلسه آقايان با آمريكايي‌ها عكسي تهيه كند، اما آقاي مهاجراني را ديديم كه به دست‌بوسي ملك عبدالله رفت.

اين عضو جبهه پايداري با تاييد اين جمله محجوب كه "رفسنجاني، تاريخ انقلاب است"، اظهار كرد: رفسنجاني در حال حاضر رييس مجمع خبرگان و رييس هيات موسسان دانشگاه آزاد است و هنوز هم در برابر قانون و مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در مورد رياست دانشگاه آزاد مقاومت مي‌كند، چراكه نمي‌خواهد اسنادي كه در آنجا وجود دارد افشا شود. متاسفانه تفكر برخي اين است كه بايد مدل غربي را براي توسعه در كشور اجرا كنيم در صورتي كه تفكر رهبري اين است كه بايد يك مدل ايراني ـ اسلامي داشته باشيم. هاشمي پدر معنوي كارگزاران هم بود. آنها مدعي ليبراليسم اسلامي بودند كه من در جلسه‌اي به آنها گفتم اين "شتر،‌گاو و پلنگ" است، چراكه محور ليبراليسم، انسان ولي محوريت اسلام، خداوند است.

روانبخش اضافه كرد: آقاي هاشمي، دولت خاتمي را تاييد كرد و به تازگي هم در مصاحبه‌اي گفته است كه من پشت آن دولت بوده‌ام. ‌همين‌طور در سال 84 بيانيه‌اي داد و دولت خودش و خاتمي را يكي كرد و گفت براي ادامه جريان دولت‌هاي شانزده ساله‌ام در انتخابات رياست‌جمهوري حاضر شده‌ام و به دنبال دموكراسي اقتصادي هستم كه بعد از آن دموكراسي سياسي خود به خود محقق خواهد شد، در حالي كه رهبري فرمودند ما در حال حاضر مردم‌سالاري ديني داريم.

اين عضو جبهه پايداري با اشاره به صحبت‌هاي ديگري از رفسنجاني اظهار كرد: نگاه آقاي رفسنجاني، پيشرفت منهاي عدالت است كه مساله اسلامشهر و كوي طلاب مشهد و ماجراي قزوين را درست مي‌كند در صورتي كه رهبري تاكيد دارند كه پيشرفت بايد همراه با عدالت محقق شود.

به گزارش ايسنا، محجوب در پاسخ به اظهارات روانبخش گفت: مباحثي كه آقاي روانبخش مطرح مي‌كنند نياز به شرح كشاف دارد. ايشان مباحث فلسفي را در سياست و تاريخ وارد مي‌كنند كه البته كار راحتي است.‌ مهم‌ترين مشكل آقاي روانبخش اين است كه بر اساس ظنيات قضاوت مي‌كنند كه در علوم نظري قابل اتكاست. اين اشخاص از نظر من مطابق نظر رهبري مورد احترام هستند. آقاي روانبخش بازگشت به گذشته مي‌كنند و هيچ كدام از مسائل‌شان سند ندارد.

محجوب در مورد اظهارات روانبخش در مورد ليبراليسم نيز گفت: كسي كه سكولاريسم را قبول ندارد، نمي‌تواند ادعاي ليبراليسم داشته باشد. در تمام طول تاريخ مجلس ما تنها دو ـ سه نفر نماينده از جبهه ملي داشتيم كه در مجلس اول حاضر بودند و ادعاي ليبراليسم داشتند و به جز اينها كسي ادعاي ليبراليسم نكرده است. بايد توجه داشته باشيم كه وقتي در مورد تاريخ حرف مي‌زنيم صحبت‌هاي ما بايد مستند باشد. من قبلا هم گفته‌ام كه همه مسئولان را، مسئولان دلسوز مي‌دانم اما آقاي روانبخش متفاوت از من فكر مي‌كنند و همه را غيردلسوز مي‌دانند. سوال من اين است كه اگر با همه به شيوه آقاي روانبخش برخورد كنيم، پس چه كسي كشور را اداره كند؟ اگر ما به سمت راه خاكي برويم فرقي نمي‌كند در كدام راه خاكي قرار بگيريم. مهم اين است كه چنين جرياني ما را به مقصد نخواهد رساند. آقاي هاشمي از ارزش‌هاي ماست و اگر قرار است انتقادي مطرح شود بايد ريش را بزنيد نه ريشه را.

نماينده مردم تهران در مجلس، با اشاره به تاريخ صدر اسلام گفت: اسلام، دين توحيد است و روحانيت مروج توحيد؛ بنابراين نبايد تبليغ جدايي انجام شود. سيره علوي و نبوي چيز ديگري بوده است. تاريخ در مورد اظهارات و رفتار ما، بر اساس اسناد قضاوت خواهد كرد. اگر مرتب بخواهيم مانند پاندول حركت كنيم به نتيجه نخواهيم رسيد. بايد توجه داشت كه نبايد از كسي آنقدر تعريف كرد كه اگر خواستيد يك جمله در انتقاد او بگوييد نتوانيد چنين كاري بكنيد و همين‌طور نبايد از كسي آنقدر انتقاد كرد كه اگر بخواهيد يك جمله خوب در مورد او بگوييد كسي آن را نپذيرد. روحانيت نبايد سفره دلش را همه جا باز كند. اگر ايرادي وجود دارد بايد ايرادها را به صورت علمي مطرح كرد. اگر معتقديد ايدئولوژي، ‌سياست و همه چيز ما خراب است پس چطور اين كشور اداره مي‌شود.

روانبخش نيز در پاسخ به محجوب اظهار كرد: مشكل ما همين است كه در مجلس مي‌گوييم چرا كسي فتنه را محكوم نكرده است؟ آقاي قاليباف از حوادث سال 88 به عنوان كدورت ياد مي‌كنند و خانم جلودارزاده هم همين‌طور. اينها از بردن نام فتنه هم اكراه دارند. نامه سرگشاده‌اي كه هاشمي در 19 خرداد نوشت چه معني داشت؟ در صورتي كه ادعا مي‌كند نزديك‌ترين فرد به رهبري است و هر زمان بخواهد مي‌تواند به ملاقات ايشان برود، نامه سرگشاده هاشمي رمز آن فتنه بود. در تمام اين جلسات فتنه مهدي هاشمي حضور داشت.‌ چرا هاشمي مانند آقاي خزعلي نامه ننوشتند و از رفتار پسرشان تبري نجستند؟

وي همچنين اظهار كرد: چنين برخورد سليم‌النفسي به اسلام ضربه مي‌زند. اسناد صحبت‌هايي كه من عرض مي‌كنم وجود دارد و در مورد بگرام هم به زودي اسنادي منتشر خواهد شد. در مورد آقاي احمدي‌نژاد هم شيوه ما همان است كه قبلا بود، يعني هركس كه در خط امام(ره) و رهبري باشد ما از او حمايت مي‌كنيم و هر چقدر از اين خط فاصله بگيرد ما هم از او فاصله خواهيم گرفت.

محجوب هم در ادامه با بيان اينكه "هر موضوعي بايد از جنس خودش بررسي شود"، گفت: ما انقلاب را به زحمت از كف آمريكايي‌ها گرفته‌ايم و حالا نبايد دو روز با هم اختلاف پيدا كنيم تا آنها بتوانند انقلاب را از دست ما در بياورند. من به صراحت مي‌گويم كه در انتخابات به آقاي احمدي‌نژاد راي ندادم اما از روزي كه او رييس‌جمهور شد، رييس‌جمهور است.

محجوب خاطرنشان كرد: اعتقاد من اين است كه ريزبيني، انسان را به سمت راديكاليسم مي‌كشاند و نتيجه آن، همين جنس حرف‌هايي است كه آقاي روانبخش مي‌زند و از راست راست تا چپ چپ را مورد انتقاد قرار مي‌دهد. آنچه كه من در حرف‌هاي آقاي روانبخش مي‌بينم، راديكاليسم است. روح حساس و نكته‌بين ايشان منجر به راديكاليسم مي‌شود و در صورتي كه به جريانات به صورت راديكال نگاه كنيم،‌ جريان اسلامي از هم خواهد پاشيد.

همچنين، روانبخش با بيان اينكه "براي نماينده مجلس آگاهي سياسي لازم است و اگر نباشد، نتيجه‌اش چيزي مي‌شود كه در حال حاضر مي‌بينيم"، به بخشي از سخنان محجوب در مورد تاريخ صدر اسلام اشاره كرد و گفت: صحبت‌هاي شما نياز به بررسي دارد. اينكه شما مي‌گوييد ما همه را نقد مي‌كنيم، بايد توجه داشته باشيم كه "نقد"، شعار خاتمي بود اما اولين نقدي كه از خودشان صورت گرفت، شروع كردند به متهم كردن منتقدين. رهبري فرموده‌اند كه نقد پويا بكنيد. حرف ما اين نيست كه اينها به درد هيچ چيز نمي‌خورند بلكه صحبت اين است كه در چارچوب بصيرت‌دهي حركت نكرده‌اند.

وي در پاسخ به بخش ديگري از سخنان محجوب در مورد تفاوت ليبراليسم با آنچه در جامعه ما وجود دارد، ‌اظهار كرد: شما مدعي هستيد كساني كه سكولار نيستند، ليبرال هم نيستند و حرف ما اين است كه اينها سكولار هستند و چون سكولارند به ليبرال‌ها نزديكند.

اين عضو جبهه پايداري در ادامه به انتقاد از مجلس ششم پرداخت و خطاب به محجوب گفت: شما در مجلس ششم غيبت‌هاي بسياري داشته‌ايد، در صورتي كه كرسي‌هاي مجلس بايد در اختيار كسي قرار بگيرد كه وقت بگذارد.

محجوب نيز در پاسخ به اين انتقاد روانبخش اظهار كرد: اگر شما مدعي هستيد كه مجلس ششم مجلس بدي بود، پس غيبت‌هاي من كار بدي نبوده است.

در بخش پاياني اين جلسه مناظره، يكي از دانشجويان در از روانبخش پرسيد "نوع برخورد شما در قالب نقد چه معنايي مي‌تواند داشته باشد، در صورتي كه به نظر مي‌رسد رفتار شما مصداق تخريب است؟" كه روانبخش هم در پاسخ گفت: اگر خود من هم اينگونه منحرف شدم، با من همين‌طور رفتار كنيد. اين مساله كه 32 نفر از اعضاي مجلس هشتم ردصلاحيت شده‌اند خوب نيست و نشان‌دهنده اين است كه رفتار نمايندگان صحيح نبوده است، چراكه اگر چنين بود 32 نماينده ردصلاحيت نمي‌شدند.

محجوب نيز در پايان، پاسخ خود به انتقادات مطرح شده از سوي روانبخش در مورد غيبت وي در جلسات مجلس را ادامه داد و افزود: من جزو نمايندگاني هستم كه در غيبت متوسط‌الاحوال هستم. در جلسه‌اي مشاهده كردم كه اگر قرار باشد در جلسه حاضر باشم بايد اعتراض كنم و به همين جهت به رييس جلسه گفتم اگر من در جلسه حضور داشته باشم به صحبت‌هاي مطرح شده از طرف مسئولان حاضر انتقاد خواهم كرد و جلسه شما به هم خواهد ريخت و به همين دليل خواستم كه در جلسه حضور نداشته باشم؛ ضمن اينكه جلسات مورد اشاره، غيرعلني بوده‌اند و شما نمي‌توانيد بگوييد كه آيا من در اين جلسات صحبت كرده‌ام يا نه

مناظره داغ مطهري و بذرپاش

 
کد خبر: ۲۲۸۱۷۳
تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۳۹۰ - ۲۲:۱۷
به همت بسيج دانشجويي دانشكده مكانيك خواجه نصير مناظره علي مطهري عضو تشكل انتخاباتي صداي ملت و مهرداد بذرپاش عضو جبهه متحد اصولگرايان برگزار شد.

به گزارش ايسنا دراين مناظره علي مطهري با بيان اين‌كه اهميت انتخابات در شرايط فعلي جهاني براي كشور ما بسيار بالاست، گفت: با توجه به تحريم‌ها و تهديدهايي كه با آن مواجه هستيم، شركت در انتخابات آينده از حيث وظيفه اسلامي و ملي بسيار حائز اهميت است.

در ادامه بذرپاش اظهار كرد: معتقدم كه كشور ما ايران در مقطع حساسي به سر مي‌برد و البته همواره با مقاطع حساس مواجه بوده است كه اتفاق بزرگ بيداري اسلامي يكي از آن‌هاست و نبايد به سادگي از كنار آن گذشت.

وي افزود: اگر مي‌خواهيم براي آينده تصميم بگيريم، بايد شرايط را خوب در نظر بگيريم و تهديدها و فرصت‌ها را خوب بشناسيم. بررسي شاخص‌هاي گذشته نيز براي اتخاذ يك تصميم درست ضروري است.

بذرپاش در ادامه خاطرنشان كرد: يكي از دلايل اصلي عدم اجرا شدن استراتژي‌ها در كشور اين است كه الزامات رعايت نمي‌شود و اولين الزام اين است كه بدانيم بدون ترديد بايد به يك ملت الگو تبديل شويم؛ چراكه هم استعدادش را داريم و هم فرصتش فراهم شده است. الزام دوم نيز اعتقاد و اعتماد به خداوند به معني اخص آن است.

درادامه مطهري با اشاره به جايگاه مجلس اظهاركرد: فلسفه وجودي مجلس اين بوده است كه مقابل سركشي دولت‌ها بايستد؛ چراكه قدرت در دولت متمركز است و طبيعتا مي‌تواند فسادآور باشد. بنابراين عقل جمعي بشر به اين‌جا رسيده است كه براي يك نظام حكومتي، وجود مجلس ضروري است كه هم بتواند قانون‌گذاري كند و هم بر اجراي قوانين نظارت داشته باشد.

وي افزود: مجلس ايده‌آل مجلسي است كه در قانون‌گذاري و نظارت خوب عمل كند. نمايندگان بايد حداقل در يك رشته تخصص داشته باشند و در عملكرد دولت و اجراي قوانين نظارت كامل داشته باشند.

وي افزود:هم‌چنين نماينده‌اي كه حريت و آزادي نداشته باشد و وابسته به دولت و منابع قدرت و ثروت باشد نمي‌تواند ناظر خوبي از آب دربيايد. بنابراين اگر كسي به كمك دولت وارد مجلس شود، نماينده خوبي نخواهد بود؛ چون اگر تخلفي از دولت ببيند، اعتراضي به آن نخواهد داشت.

مطهري در ادامه با تاكيد بر ضرورت عدم وابستگي نمايندگان مجلس به دولت، تصريح كرد: اگر چنين افرادي وارد مجلس شوند، مجلس ايده‌آل نخواهد بود. نماينده‌اي كه بگويد من وكيل‌الدوله‌ام و به اين افتخار مي‌كنم، نماينده‌ مطلوب نيست.

اين نماينده مجلس هشتم در ادامه گفت: ما نيز قبول داريم كه دولت مردمي است و ديواري بين دولت و ملت قائل نيستيم، ولي در دولت خوب هم شما وكيل مردم هستيد و نه وكيل دولت.

در ادامه بذرپاش اظهاركرد: براي يك نماينده مجلس شروط لازم و كافي تعريف مي‌شود. شروط لازم به تعبير كلي اين است كه آدم خوبي باشد و صلاحيت‌هاي عمومي را داشته باشد. انديشه‌ درست داشته، نظام را پذيرفته باشد و حرمت ايستادن مردم پاي نظام را نگه دارد.

وي افزود: شروط كافي نيز اين است كه كارآمد باشد و كارآمدي داراي دو وجه است؛ يكي تخصص و ديگري داشتن ذهن منسجم كه بتواند به طور برنامه‌ريزي شده در مجلس عمل كند؛ چراكه مجلس هر سال با مساله برنامه‌ريزي مواجه است.

وي ادامه داد: اين‌كه يك نماينده مجلس نبايد وكيل‌الدوله باشد اظهر من الشمس است، اما بايد آينده را نيز ببيند.

در ادامه اين مناظره مطهري در پاسخ به سوال مجري برنامه در رابطه با احزاب گفت: در اين‌كه وجود احزاب قوي به نفع كشور است، ترديدي وجود ندارد. بخشي از مشكلات ما ناشي از فقدان احزاب قوي است. اگر احزابي داشته باشيم، كه طي چندين سال اعتماد مردم را جلب كرده باشند، در زمان انتخابات نيز كار مردم راحت‌تر خواهد بود؛ چراكه هركسي به يك حزبي گرايش دارد و اساسنامه حزب را مطمئنا قبول دارد و كانديداهايي كه از طرف اين حزب معرفي شوند، را نيز قبول خواهد داشت. در نتيجه در زمان انتخابات سرگردان نيست.

وي افزود: وجود حزب هم‌چنين مي‌تواند مشاركت مردم را در انتخابات بالا ببرد؛ چرا كه هركسي براي آن‌كه حزب مورد علاقه‌اش در انتخابات پيروز شود مطمئنا در انتخابات شركت خواهد كرد و دوم اين‌كه وجود حزب از بهره‌برداري افراد فرصت‌طلب نيز جلوگيري مي‌كند و احتمال فريب مردم را كاهش مي‌دهد.

مطهري همچنين خاطرنشان كرد: وجود احزاب در كشور ما ضروري است و شايد در اين زمينه كوتاهي شده باشد. البته نبايد فراموش كرد كه مردم ما نيز خاطره‌ي خوبي از حزب ندارند، اما سياسيون بايد براي ايجاد احزاب قوي تلاش كنند.

در ادامه بذرپاش نيز در مورد احزاب گفت: مردم ما سابقه‌ي خوبي از احزاب در ذهن ندارند. احزاب ما تجربه‌هاي موفقي نداشته‌اند. اين احزاب معمولا احزابي هستند كه عده‌شان زياد نيست و تنها در زمان انتخابات است كه به خيابان‌ها كشيده مي‌شوند.

وي با طرح اين سوال كه آيا در نظام ما در انتخابات همه‌ي افراد فرصت معرفي خود را دارند يا نه؟ گفت: براي اين‌كه كسي بتواند در انتخابات شركت كند يا بايد چهره باشد و يا منتسب به گروه خاصي و يا اين‌كه عناوين خانوادگي داشته باشد. كمتر جواني فرصت معرفي خود را پيدا مي‌كند و اين فرهنگ را خود ما رقم زده‌ايم.

بذرپاش با تاكيد بر اهميت وجود فرصت برابر براي همه، افزود: ما بايد به يك نقطه‌ي مطلوب برسيم؛ به اين معنا كه هركسي كه احساس كند توانايي دارد بتواند خود را معرفي كند. بايد نظام عادلانه‌اي در اين مورد به وجود بيايد، اما متاسفانه عرصه‌ي رقابت انتخاباتي در كشور ما عرصه‌ي چهره‌هاست.

وي با بيان اين‌كه من آقاي مطهري را اصولگرا و در جبهه انقلاب مي‌دانم و احترام خاصي براي ايشان قائلم، گفت: آيا اگر نام شهيد مطهري را ايشان نداشت، مي‌توانست خود را معرفي كند؟ بايد عرصه‌ي چهره‌ها را گذاشت و عرصه عرصه‌ي برنامه شود تا مردم نيز در يك محيط عاقلانه و برنامه محور تصميم بگيرند.

مطهري در پاسخ به بذرپاش گفت: به اين شدت كه آقاي بذرپاش مي‌گويند تاثير نام خانوادگي را در انتخاب شدن افراد قبول ندارم. مردم ما آن‌قدر ساده نيستند كه به صرف انتصاب فرد به شخصيتي به او راي دهند. يا اين‌كه شخص بتواند تنها با اين اسم در مجلس موثر واقع شود. پسر شهيد مفتح هم در مجلس هست، ولي خيلي مطرح نيست؛ چون زياد وارد مسائل نمي‌شود. البته هركسي مشي خاص خود را دارد.

وي افزود: دموكراسي واقعي متفكران اساسا تحقق‌ناپذير است. اين‌كه نظر واقعي مردم تعيين‌كننده حاكمان باشد به طور كامل تحقق پيدا نمي‌كند؛ چون مردم تحت تاثير شرايط اجتماعي، دولت‌ها و رسانه‌ها هستند و لذا خيلي هم نبايد به دنبال دموكراسي بود. دموكراسي نسبي كافي است.

در ادامه اين مناظره مطهري درباره قرار گرفتن نام خود در ليست‌هاي متعدد گفت: در زمان ثبت‌نام در مجلس هشتم هم گفتم كه به طور مستقل شركت كردم و گفتم كه هر گروه كه نام مرا در ليست خود قرار دهند، مخالفتي ندارم به غير از مشاركت و سازمان مجاهدين كه افراطي‌اند و الان هم اصلا نيستند يا در زندانند يا ... .

وي تصريح كرد:موضع‌ام اكنون نيز همين است به طور مستقل شركت كردم و هر گروهي چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا نام مرا در ليست خود قرار دهد، مخالفتي ندارم. من هيچ ديواري بين اصولگرايان معتدل و اصلاح‌طلبان معتدل قائل نيستم.

در ادامه بذرپاش خواستار بيان صريح مواضع علي مطهري شد و گفت: آقاي مطهري در سال 86 در جبهه متحد و در اضلاع حاميان دولت قرار گرفتند و مانيفستي كه ارائه شد، را پذيرفتند يا آن موقع اشتباه كردند يا بعد احساس كردند كه اين عناصر صلاحيت لازم را ندارند.

وي افزود: شما نمي‌توانيد بگوييد كه با همه هستم، حد و مرز در سپهر سياسي مشخص است، اين‌كه در سال 86 در ليست اصولگرايان قرار بگيريد و حمايت جدي داشته باشيد و بعد در مجلس هشتم رويكرد شما متفاوت باشد يا در سال 88 مواضع خاصي بگيريد، درست نيست، بايد به طور صريح مشخص شود كه در كدام جبهه قرار داريد.

بذرپاش ادامه داد: آيا اين‌ها همان اصولگرايان سابق نيستند يا شما عوض شديد، شما تا قبل از آنكه جبهه متحد نام شما را در ليست خود قرار ندهد، اقدامي نمي‌كرديد، اما پس از آن صداي ملت را ايجا كرديد كه البته به عنوان يك شهروند و يك كسي كه در عالم سياست فعاليت مي‌كند اين حقوق و آزادي براي شما محفوظ است، چرا قبل از نهايي شدن ليست صداي ملت را مطرح نكرديد؟

وي ادامه داد: شما حتما مورد مناسبي براي مجلس هستيد، اما آقاي مطهري چرا اينقدر نظراتش تغيير كرده است،‌ در سال 85 عليه آقاي هاشمي مواضع شديد گرفتيد و در سال 89 از ايشان به شدت دفاع مي‌كنيد كه اين قابل قبول نيست.

وي در مورد قرار گرفتن نام خود در ليست‌هاي مختلف گفت: جريان ما از يك هويتي برخوردار است، اين گفتمان است كه هويت ما را مي‌سازد.

در ادامه مطهري به سخنراني پرداخت و اظهار داشت: در سال 87 در ليست حاميان دولت قرار گرفتم كه اتفاقي بود و به زور خود را تحميل نكرديم. آقاي مصلحي ريييس ستاد سالگرد شهيد مطهري بود كه وقتي متوجه شد كه من مايلم كانديدا شوم، ايشان مطرح كردند و در ليست متحد قرار گرفتم و خود هيچ اصراري نداشتم.

وي با بيان اين‌كه در آن زمان اصولگرايان سه ضلع جبهه پيروان امام، جبهه ايثارگران و رايحه خوش خدمت را داشتند، افزود: اگر به آقاي عسگراولادي هم پيشنهاد مي‌دادند، مرا قبول مي‌كردند. بعدها به دليل اين‌كه من نسبت به ردصلاحيت‌هاي گسترده در روزنامه اعتمادملي مقاله‌اي نوشتم، ‌آقاي محصولي به همراه يكي ديگر به من اعتراض كردند كه چرا اين مطلب را نوشتيد كه من پاسخ دادم من اين تيپي‌ام و اگر ناراحتيد اسم مرا از ليست‌تان حذف كنيد، بعد گفتند خوب چرا در كيهان ننوشتيد، من گفتم اگر چاپ مي‌كنند خوب بدهيد كيهان، بعد با آقاي احمدي‌نژاد مشورت كردند، آقاي احمدي‌نژاد گفتند كه اسم‌شان در ليست بماند.

وي همچنين گفت: صداي ملت نيز كه ايجاد شد بحث آن از چند ماه قبل شروع شده بود، ولي نمي‌دانستيم كه آن را چه وقت اعلام كنيم، وقتي جبهه پايداري به جبهه متحد نپيوست، بقيه گروه‌ها هم جائز دانستند كه خود وارد انتخابات شوند. اگر اسم من در ليست جبهه متحد قرار مي‌گرفت، شايد من خودم متولي صداي ملت نمي‌شدم.

به گزارش ايسنا، بذرپاش در ادامه به ارائه نظرات خود پرداخت و با بيان اين‌كه من جوابم را نگرفتم، گفت: نكته‌ اينجاست كه بالاخره ايشان اصولگرا هستند يا نه، چطور در سال 79 خود آقاي مطهري در كيهان دخالت اقوام رييس‌جمهور در اقتصاد را غيرقابل قبول مي‌دانند، اما الان ... .

وي افزود: با اين شرايط ايشان مي‌گويند كه تنها صحبت‌هاي مناظره در تلويزيون علت بحران در كشور شد، به نظر شما همه منتظر بودند كه يك كسي در اين مناظره‌ها حرفي بزند تا اتفاقاتي كه ديديم رخ بدهد؟

بذرپاش ادامه داد: اين‌كه يك عده آمدند به فائزه هاشمي توهين كردند، كار غلطي بود و همه بايد آن را محكوم كنند،‌ اما دفاع شما از ايشان چه بود. سياسي‌كاري را ما ببينيم يا آزادمنشي مطهري را. به نظرم عملكردتان سياسي است و فاصله‌تان با پدرتان زياد است. شهيد مطهري همواره در طول انقلاب حقاني‌ترين مواضع را گرفت، اما مواضع شما نسبت به دولت كاملا سياسي بود، موضع شما نسبت به هاشمي و نسبت به ليست جبهه پايداري همه سياسي است.

وي افزود: مواضع شما در حوزه فرهنگ كاملا بسته است و همه مي‌دانند در حالي كه مواضع فائزه هاشمي در مورد فرهنگ كاملا باز است. با اين شرايط دفاع شما چه توجيهي دارد، شما احساس كرديد اين حرف‌ها در فضاي فعلي خوب مي‌گيرد و شروع كرديد به اينگونه حرف زدن. موضع شما، موضع قابل قبولي نيست، يك طرف بايست و بگو موضع من اين است.

بذرپاش خطاب به مطهري گفت: شما مي‌گوييد ما در مجلس مدرس يا شهيد ديالمه مي‌خواهيم، با اين وصف دفاع‌تان از طرح دانشگاه آزاد را چطور توجيه مي‌كنيد، مخالفت با طرح نظارت بر نمايندگان را چطور؟ بگو يك طرحي كه پيگيري كرده و به تصويب رسانده باشي چه بوده است، به غير از انحصار موسسه شهيد مطهري كه آن را براي خودتان مادام‌العمر كرديد.

وي افزود: شما نبايد ژست اپوزيسيون بگيريد، وقتي چهار سال در مجلس بوده‌ايد، در نظر دادن آزاديد، اما اين حق را به مخاطب بدهيد كه مخاطب كه تجسمي از مواضع شما به عنوان پسر شهيد مطهري دارد، بداند كه چگونه درباره دفاع شما از سيدحسن، فائزه هاشمي و خود هاشمي قضاوت كند.

در ادامه مطهري در پاسخ به صحبت‌هاي بذرپاش اظهار داشت: من از ورود نزديكان هاشمي به بخش‌هاي اقتصادي انتقاد كردم و گفتم كه اين به صلاح كشور نيست، اما نه تهمت دزدي زدم و نه خواستم كه آبروي كسي را ببرم، هر كس ديگري هم اگر رييس‌جمهور باشد اين‌كه نزديكانش در سمت‌هاي اقتصادي باشند، درست نيست، حالا اين كجا و آنچه احمدي‌نژاد گفت كجا و برد كيهان كجا و برد مناظره تلويزيوني كجا.

مطهري در واكنش به سخنان بذرپاش درباره فائزه هاشمي نيز گفت: مگر ايشان همسر من است كه اظهارنظر كنم، وقتي لاتي به ايشان نسبت بدي مي‌دهد، شما چرا دفاع نكرديد، خيلي جالب است به يك زن مومنه توهين كنند و بعد بگويند احسنت، چون دختر هاشمي است اشكالي ندارد.

وي درباره موضع خود در مورد طرح نظارت بر مجلس نيز پاسخ داد: من با آن طرح مخالف بودم چون مجلس با اين كار ذليل‌تر مي‌شد، توصيه رهبري هم نظارت بود، اما آيا واقعا نظر رهبري همين بود كه اينها مي‌گفتند؟

مطهري ادامه داد: در مورد انحصار انتشار آثار شهيد مطهري نيز بايد بگويم كه مگر انتشار آثار امام (ره) انحصار ندارد، اين موضوع اصلا بر اساس طرح اصلاح قانون حق مولف بود كه درد بسياري از مولفان، نويسندگان و هنرمندان است و در ضمن ممكن است كه اگر حق انتشار در انحصار نباشد، هر كسي در نوشته‌ها و‌آثار ايشان دست ببرد.

وي تاكيد كرد :در مورد اقدامات خودم در مجلس نيز بايد بگويم كه من اصلاح تعطيلات، نظارت بر صداوسيما، طرح جامع رسانه، طرح امر به معروف و نهي از منكر را در مجلس مطرح كردم.

در ادامه بذرپاش خطاب به مطهري گفت: اين‌كه مي‌گوييد، آثار شهيد مطهري بايد در انحصار باشد تا مبادا يك دو پاراگراف از آن جابجا شود، بايد بگويم كه قرآن مگر دست يك انتشاراتي است كه تا به حال كم و كاست نشده است.

وي افزود: اهانت به فائزه هاشمي را حتما همه محكوم مي‌كنند، اما من مي‌گويم كه شما از هر چيزي مي‌خواهي مستمسك سياسي درست كني و خودت را مطرح كني.

بذرپاش ادامه داد: شما از فائزه هاشمي دفاع مي‌كنيد، اما زماني كه كيان نظام به خطر افتاد چيزي نگفتيد، حرف امام (ره) را قبول نداريد! قرآن گفته كه چيزي نگوييد كه دشمن از آن سوء استفاده كند. پدر شما مقابل كمونيست‌ها موضع مي‌گرفت، از كدام بخش صحبت شهيد مطهري دشمن توانست سوء استفاده كند، اما 80 درصد حرف‌هاي شما به نحو احسن مورد سوء استفاده قرار مي‌گيرد.

وي همچنين گفت: شما در سال 86 گفتيد كه از حضور اصلاح‌طلبان احساس خطر مي‌كنم، براي همين آمده‌ام، الان كه نيستند براي چه آمديد و چه شده كه اكنون سنگ اينها را به سينه مي‌زنيد. همان اندازه كه در مورد فائزه هاشمي موضع مي‌گيريد، براي يكشنبه سياه موضع بگيريد، در مقابل اينكه 200، 300 هزار ميليارد به دست يك عده‌اي خاص برسد مخالفت نكرديد، يعني موافقت كرديد. يك مصاحبه بكن و محكم در مقابل دانشگاه آزاد بايست، يك مصاحبه بكن و بگو كه من نگرانم كه آثار شهيد مطهري منحرف شود، براي همين انحصاريش كردم.

مطهري در پاسخ به اظهارات بذرپاش گفت: شما انتشار آثار مطهري را به قرآن نسبت مي‌دهيد كه اصلا درست نيست، مگر ما گفتيم كه فقط يك ناشر آن را منتشر كند، با اجازه ورثه 10 تا ناشر مي‌توانند آثار ايشان را چاپ كنند.

مطهري ادامه داد: اين‌كه مي‌گوييد حرفي نزنيد چون بي‌بي‌سي آن را پخش مي‌كند پس هيچ اصلاح اموري نبايد در مملكت رخ دهد، حرف امام (ره) اين نيست كه خفه‌خون بگيريد و هيچ چيز نگوييد، بلكه كاري كه تنها اثرش شادي دشمن باشد نبايد انجام داد، بي‌بي‌سي خوشحال مي‌شود كه بشود، هر كس هر كاري خواست انجام دهد ما چيزي نگوييم، سه هزار ميليارد مي‌خورند، چيزي نگوييم چون بي‌بي‌سي ممكن است آن را تيتر كند.

وي خطاب به بذرپاش گفت: از شهيد مطهري دم مي‌زنيد، اگر كتاب آينده انقلاب ايشان را مي‌خواندي الان اين حرف‌ها را نمي‌زدي. در مورد اين‌كه زماني گفته‌ام كه از حضور اصلاح‌طلبان احساس خطر مي‌كنم و به همين دليل مي‌خواهم به مجلس بروم بايد گفت وقتي وارد مجلس شدم ديدم يك عده بدتر از آنها هستند.

مطهري گفت: در مورد دانشگاه آزاد نيز شما مي‌خواهيد كه اين منبع هم دست شما باشد و به سه هزار ميليارد اضافه كنيد.

وي ادامه داد: اين‌كه از اتفاقات داخل كشور رژيم صهيونيستي خوشحال مي‌شود درست است، اما اين بدان معنا نيست كه كساني كه اعتراض داشته‌اند وابسته به اسرائيل‌اند، با همين تحليل‌ها مملكت را به اين روز انداختيد. فكر مي‌كنيد كه بين دفاع از نظام و دفاع از حقوق مردم ديوار كشيده شده در حالي كه دفاع از مردم، دفاع از نظام است.

در ادامه بذرپاش به سخنراني پرداخت و گفت: من از شما مي‌خواهم كه راجع به دانشگاه آزاد موضع بگيريد، اتهام زدن كار درستي نيست، همه مواضع‌تان احساسي است، شما كاسبي مي‌كنيد، الان فضا را جور ديگري ديديد و گفتيد كه كاسبي كنيم. من از عملكرد كسي صحبت نمي‌كنم، بالاخره قبول داريد كه فتنه‌اي رخ داده است يا نه، براي شنيدن سوت و كف اين حرفها را نزنيد، دنيا مي‌گذرد. آيا شما واقعا پنجه فولادي پشت دستكش را نديديد؟

بذرپاش ادامه داد: ما را متهم مي‌كنيد. مي‌گوييد سه هزار ميليارد را خورديم، اين ادبيات شهيد مطهري نبود، عوض شديد آقاي مطهري، قبول كنيد. شما چرا پاي استعفايتان نايستاديد، خودتان لابي كرديد كه با استعفايتان موافقت نشود، استعفايت يك شوي تبليغاتي بيشتر نبود و خودت هم مي‌داني.

وي افزود: شما نامه‌اي نوشتيد و گفتيد نامه هاشمي درد دل مردم ايران بود، آيا نامه هاشمي درد دل مردم ايران بود؟ نامه شما به ميرحسين موسوي سراسر تناقض بود و خودت هم نمي‌دانستي چه مي‌نويسي، گفتي اين‌طرفي‌ها را بگيرم تا شايد ... . در تاريخ كساني مانند پدر شما ماندگار مي‌شوند، نگاه نكنيد كه چهار تا حرف بزنيد تا خوششان بيايد، تو مي‌تواني مثل پدرت شوي اما كمي صبر و تحمل داشته باش، به خاطر دل مردم هر چيزي نگو.

بذرپاش گفت: موضع من نسبت به دولت معلوم است، ولي شما به مواضع‌تان درباره دولت نگاه كنيد آيا واقعا خيرخواهانه است و از سر صدق و انصاف بود، سوال شما از رييس‌جمهور تنها سياسي بود، كار خوبي است، ولي به نيت كه برگرديم چيز ديگري است. سه هزار ميليارد را هيچ كس تاييد نمي‌كند، بگذاريد محاكمه شوند، مي‌بينيم كه ته‌اش به چه كساني مي‌رسد، مي‌بينيم كه ته‌ دانشگاه آزاد به چه كساني مي‌رسد و چه كسي را شرمنده مي‌كند، دانشگاه آزاد جاي دفاع ندارد، بگوييد كه بايد اصلاح شود تا ما هم بگوييم كه علي مطهري انسان آزاده‌اي است.

وي در پايان صحبت‌هاي خود خطاب به مطهري گفت: چند تا موضع انقلابي بگيريد،‌ من خيرخواه شما هستم.

مطهري در پايان اين مناظره صحبت كرد و گفت: يكي از اهرم‌هايي كه نماينده مجلس مي‌تواند از آن براي دفاع از حقوق مردم استفاده كند، استعفا است.

اولین جلسه دادگاه محاکمه پرونده فساد بزرگ مالی

اعترافات متهم اول پرونده فساد 3 هزار میلیارد در دادگاه؛

3 میلیون و 109 هزار و 450 دلار به حساب خاوری در کانادا واریز شد / در دادگاه اختلاس سه هزار میلیاردی چه گذشت؟

ریاست محترم دادگاه ، صاحبان اصلی شرکت توسعه سرمایه گذاری آریا، چهار فرزند ذکور م .الف .خ از ملاکین منطقه ای در شهرستان رودبار هستند . آنان پیش از تأسیس یک شرکت آب معدنی زندگی کاملاً معمولی داشتند تا اینکه چند سال قبل تصمیم به اخذ وام ...
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : نخستین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده فساد مالی اخیر صبح امروز - شنبه -  با حضور متهمان ، وکلای آنها و نماینده دادستان در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی ناصر سراج آغاز شد.
 
به گزارش انتخاب، در این پرونده 32 نفر به اتهام دست داشتن در فساد بزرگ مالی اخیر بازداشت شده اند .

در جلسه دادگاه ، جعفری دولت آبادی دادستان تهران ، نمایندگان حقوقی بانک ها ، کارشناسان رسمی دادگستری و برخی از خانواده متهمان حضور دارند.

قرار است کیفرخواست تعدادی از متهمان را دادستان تهران قرائت کند.

جمعی از خبرنگاران نیز برای پوشش اخبار این دادگاه ، در جلسه حضور یافته اند .

دادستان تهران ؛ قرائت کيفرخواست

دادستان تهران کیفرخواست پرونده فساد بزرگ بانکی را قرائت کرد. ب

در این کیفرخواست آمده است: نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که مرهون ایثار جان و مال هزاران شهید و انسان های پاک ضمیر بوده بر اساس اعتقاد به حق بنا شده که این معنا در قانون اساسی ایران و نیز اصل سوم آن تصریح شده است.

 اصل سوم ، دولت را موظف کرده است تا همه امکانات خود را صرف ایجاد محیط مناسب برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا ، مبارزه با مظاهر فساد و تباهی و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون ، فراهم کند.

 بر همین اساس، مقام معظم رهبری به مناسبت های گوناگون متذکر این موضوع شدند که مهمترین آن بیانات ایشان در فرمان هشت ماده ای در زمینه مبارزه با فساد است.



جعفری دولت آبادی در ادامه با قرائت فرازهایی از بیانات مقام معظم رهبری گفت: اهمیت بیانات ایشان از آن جهت است که ایجاد امنیت به عنوان نیاز همه افراد از وظایف اصلی حکومت است.

تبیین مؤلفه های امنیت و ابعاد آن مستلزم بررسی دوران های مختلف است زیرا تحولات مربوط به امنیت به حدی است که می توان از آن به عنوان انقلاب در مفهوم امنیت نام برد.

در گذشته ناامنی و خدشه به امنیت کشورها از ورای مرزها نشأت می گرفت اما در عصر حاضر، توسعه ابعاد امنیت از بعد نظامی و ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و مانند آن موجب شده است که در ارزیابی میزان امنیت کشور علاوه بر توجه به تهدیدهای نظامی، به برخورداری مردم از رفاه و آسایش خاطر در همه عرصه ها نیز توجه شود.

بدین معنا ، مؤلفه های امنیت روز به روز در حال تحول است و به جرأت می توان از امنیت اقتصادی به عنوان یکی از ابعاد امنیت نام برد و تحقق سلامت در عرصه های اداری - اقتصادی را ملاک تشخیص آن ذکر کرد.

بر همین اساس ، در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، ابتنای جمهوری اسلامی بر قسط و عدل و استقلال سیاسی، اقتصادی، اجتماعی به خوبی لحاظ شده است.

امروزه دولت ها در تأمین امنیت از راهکارهای متفاوتی از جمله ابزارهای نظام مند عدالت کیفری بهره می جویند. تحقق امنیت اقتصادی که بی ارتباط با دیگر ابعاد امنیت نیست از یک سو مستلزم وجود قوانین و مقررات و از دیگر سو مستلزم پیش بینی ساز و کارهای متعدد در برخورد با عوامل تهدید کننده امنیت و آسیب رساندن به آن است. قانون ، تضمین کننده امنیت و قوه قضائیه به عنوان ناظر بر اجرای قانون و مجری آن ، اجرا کننده تضمین هاست.

ریاست محترم دادگاه ، همگان می دانند نظام جمهوری اسلامی ایران در چند دهه در مقابل همه فشارهای دشمنان و هشت سال جنگ تحمیلی اقدامات تخریبی و تروریستی بی امان داخلی و خارجی و فشارهای وارده از تحریم های اقتصادی مانند کوه ایستاد و ضمن تحمل همه فشارها به سازندگی و توسعه همه جانبه کشور پرداخته است و ایران عزیز را به کارگاهی فعال و پویا تبدیل کرد.

جعفری دولت آبادی در ادامه افزود: دشمن که از تحمیل جنگ و آتش زدن مزارع و کشتن جهادگران ، دانشمندان و مبتکران طرفی نبست سعی در اخلال در نظام اقتصادی کشور کرد. برخی افراد سودجو و زیاده خواه نیز همراه با دشمن با سوء استفاده از فرصت و بعضاً استفاده از قدرت و ارتباطات ناصحیح از منابع بانکی و انفال در جهت منافع شخصی خود بهره بردند و نه تنها مانع پیشرفت و افزایش تولید و ثروت ملی شدند بلکه بر اعتماد مردم خدشه و بر فعالیت سالم اقتصادی نظام ضرباتی وارد کردند.

 به همین علت از سال ها پیش نظر مسئولان و دلسوزان کشور و نظام به پدیده فساد مالی و زیان های مهلک ناشی از آن جلب شد و در رأس همه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به مناسبت های مختلف خطر فساد مالی را متذکر شدند و همگان را به مبارزه بی امان با آن فراخواندند.

دادستان تهران در ادامه قرائت کیفرخواست پرونده فساد مالی اخیر گفت: با پیدایش فساد مالی ، اختلاف طبقاتی ، فقر و بی عدالتی به وجود می آید ، انگیزه کار و تولید تضعیف می شود ، برای عده ای ثروت های باد آورده فراهم و با تکاثر ثروت در دست عده ای محدود ، دست اندازی به قدرت نیز پیدا می شود.

بدون تردید با پیوند نامیمون ثروت و قدرت به نظام اسلامی مبتنی بر عدالت و ارزش های الهی ضربه کاری وارد خواهد شد. فساد مالی نه تنها مانع بزرگی برای تحقق اهداف نظام اسلامی است بلکه فساد اقتصادی سازمان یافته هر نظامی را متلاشی می کند از این رو پیوند نامیمون ثروت و قدرت در دنیا به نگرانی عمومی تبدیل و موجب تصویب معاهدات بین المللی مختلف برای فساد شده است. آثار و پیامدهای فساد مالی آنچنان برای هر نظام و کشور مضر است که بسیاری از کشورها شدیدترین مجازات را برای مفسدان اقتصادی لحاظ کرده اند. جمهوری اسلامی ایران نیز برای مفسدان اقتصادی از همان دهه اول انقلاب به بعد در چند قانون ، برخی مفسدان را مفسد فی الارض شناخته و برای آنان مجازات افساد فی الارض پیش بینی کرده است. در مورد پیشگیری از فساد مالی و مبارزه با آن ، همه قوا و همه دستگاه ها مسئولیت دارند و البته وظیفه دستگاه قضایی در این باره خطیرتر و سنگین تر است.

قوه قضائیه باید با مفسدان و کسانی که جرم آنها ثابت شد بدون اغماض و تبعیض برخورد کند تا برای دیگران عبرت و بازدارنده و از طرفی باید نهایت دقت و احتیاط را داشته باشد که خدشه ای بر فعالیت های سالم اقتصادی و جرأت و جسارت فعالان این عرصه وارد نشود.

جعفری دولت آبادی در ادامه افزود: ریاست محترم دادگاه ، صاحبان اصلی شرکت توسعه سرمایه گذاری آریا، چهار فرزند ذکور م .الف .خ از ملاکین منطقه ای در شهرستان رودبار هستند . آنان پیش از تأسیس یک شرکت آب معدنی زندگی کاملاً معمولی داشتند تا اینکه چند سال قبل تصمیم به اخذ وام و تأسیس یک واحد صنعتی تولید آب معدنی گرفتند . آنان در همان گام اول برای تسریع در پیشبرد اهداف خود، با ارتباط های ناصحیح با برخی عناصر اجرایی و سیاسی و پرداخت رشوه ، نخستین قدم را برداشته و ثروتی کسب کرده اند. این ارتباط های ناصحیح و پرداخت رشوه و کسب درآمد نامشروع به کام آنان شیرین آمد و آنان در سال 1385 شرکتی به نام توسعه سرمایه گذاری الف .

م .آ تأسیس کردند و برای رسیدن به اهداف خود از هیچ اقدامی در آلوده سازی افراد و عوامل مؤثر فروگذار نکردند. بر اساس اسناد موجود در پرونده ، ده ها مورد پرداخت رشوه به برخی کارکنان ، مدیران بانک ها و برخی دستگاه های اجرایی تحت عناوین مختلف صورت گرفته است.

این گروه در چند سال اخیر با هدایت «م.الف» با فساد پیچیده و سازمان‌یافته و ارتباطات ناصحیح و پرداخت رشوه‌های کلان و یا پرداخت‌هایی تحت عناوین دیگر به چند هزار میلیارد تومان ثروت نامشروع دست یافت که پس از کشف جرم و تشکیل پرونده قضایی به لحاظ پیچیدگی و ابعاد گسترده فساد مالی ضرورت داشت در بررسی وضع سرمایه، گردش مالی، عملکرد اجرایی، مصوبات، وام‌ها، زمین‌ های خریداری شده، مالیات، واردات، صادرات، اعتبارات اسنادی، وثایق، سهام‌داران و فعالیت همه شرکت‌های تابعه شرکت توسعه سرمایه‌گذاری الف .م آ رسیدگی دقیقی شود که در این زمینه تیم‌های متعدد قضایی، نظارتی، اجرایی و اطلاعاتی تشکیل شد تا با جدیت، موضوعات مذکور را پیگیری ‌کنند.

پرونده‌ حاضر، مصداقی از باند متشکل و سازمان‌یافته ای است که با اقدامات مجرمانه‌ در قالب یک شرکت سرمایه‌گذاری، امنیت اقتصادی جامعه را مخدوش کرده است.

کشف جرم و تعقیب گروه سرمایه‌گذاری الف .م آ که در کمتر از یک دهه فعالیت، به قطب اقتصادی در کشور تبدیل شده است ، از مرداد امسال آغاز و به لحاظ گسترده بودن فعالیت‌های گروه و ارتکاب این فعالیت‌ها در حوزه‌های قضایی مختلف از جمله تهران و نیز اهمیت موضوع ، در مهر امسال رسیدگی به پرونده از دادسرای عمومی و انقلاب اهواز، به دادسرای عمومی و انقلاب تهران احاله شد و به لحاظ اهمیت پرونده ، رئیس قوه قضاییه ، ناظر ویژه تعیین کرد. رسیدگی به این پرونده علاوه بر روند مورد نیاز و معمول درپرونده‌های قضایی، که تحقیق در خصوص متهمان و جمع‌آوری ادله را در پی داشت ، از جهت نظارت بر اداره‌ شرکت‌های این گروه سرمایه‌گذاری به منظور حفظ اموال و نیز جلوگیری از تعطیلی کارخانه ها و شرکت‌ها، مستلزم فعالیت‌ها و تلاش شبانه‌روزی همکاران ما در بخش‌های مختلف بوده که پس از چهار ماه منتهی به صدور کیفرخواست برای تعداد زیادی از متهمان پرونده شامل 33 جلد و 12 هزار صفحه شده است. ضمناً این کیفرخواست دربرگیرنده موارد اتهامی 32 نفر از متهمان این پرونده و درخواست مجازات برای آنان است و پرونده به اتهامات دیگر متهمان و نیز دیگر اتهامات برخی متهمان موضوع همین کیفرخواست مفتوح است.

دادستلان تهران در پایان گفت: وظیفه خود می‌دانم از همه کسانی که در این پرونده ، شبانه‌ روز تلاش کردند ، از جمله همکاران قضایی و اداری دادسرا و سازمان بازرسی کل کشور ، وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی قدردانی کنم .

«مه‌آفرید امیر خسروی»؛ متهم ردیف اول

فراهانی، نماینده دادستان تهران پس از اظهارات جعفری دولت‌آبادی، به قرائت گردش‌کار پرونده و نیز اتهامات متهم ردیف اول این پرونده پرداخت.

وی گفت: آقای مه‌آفرید امیر خسروی مدیرعامل شرکت توسعه­ سرمایه‌گذاری امیرمنصور آریا و رییس هیئت مدیره شرکت گروه ملی صنعتی فولاد ایران، طی سال‌های گذشته مبادرت به تأسیس و یا خرید شرکت‌های متعدد به‌رغم زیان‌ده بودن آن‌ها کرده و با استفاده از مقررات جاری وقت که به تناسب شرایط حاکم بر اقتصاد کشور وضع گردیده‌اند، پس از برقراری ارتباط با بعضی از مدیران بانکی و اشخاص صاحب نفوذ، از سیاست‌های انبساطی بانک‌ها در پرداخت تسهیلات به بهانه‌ کارآفرینی و اشتغال، سوءاستفاده کرده و منابع هنگفتی را از شبکه بانکی کشور جذب می‌نماید.

فراهانی افزود: در ادامه، متهم برای وسعت بخشیدن به دامنه اخذ تسهیلات و فرار از مقررات سیستم بانکی، با تبانی و همکاری دو متهم دیگر پرونده ظرف کمتر از یک سال تعداد ده‌ها فقره گشایش اعتبار اسنادی ایجاد و تنزیل می‌‌کند در حالی که در هیچ کدام از گشایش‌های تنزیل شده، کالایی بین دو شرکت مبادله نمی‌گردد و صرفاً به‌‌ همان اسناد صوری اکتفا شده است این درحالی است که هشدارهایی نیز در زمینه سوء عملکرد گروه سرمایه گذاری امیرمنصور آریا از سوی کمیسیون اصل نود به بانک مرکزی و برخی از بانک‌ها ارایه شده بود.

متهمان شش دسته هستند

فراهانی در ادامه به شیوه‌های سوء استفاده متهم ردیف اول این پرونده از اشخاص پرداخت و در خصوص متهمان دیگر این پرونده نیز گفت: دسته‌ اول از متهمان به عنوان شرکای اصلی متهم ردیف اول نیز محسوب می‌گردند که در تمام مراحل و عملیات مادی این فرایند، از جعل اسناد و استفاده از اسناد مجعول، مبادله‌ اسناد گشایش اعتبار اسنادی، ایجاد شرکت‌هایی در ظاهر غیروابسته به گروه امیرمنصور آریا، انتقال و تبدیل عواید و وجوه ناشی از گشایش‌ها از طریق شرکت‌ها و افراد واسطه یا خرید املاک، شرکت داشته‌اند.

وی ادامه داد: دسته دوم از متهمان کسانی هستند که به عنوان شریک متهم ردیف اول در این فرایند اقدام کرده‌اند، دسته سوم از این متهمان، اشخاصی هستند که ارتباط متهم ردیف اول با مدیران بانک‌ها را جهت تبانی، برقرار کرده‌اند، دسته‌ چهارم از این متهمان، اعضای هیئت مدیره شرکت‌هایی هستند که متقاضی تنزیل گشایش‌های اعتبار اسنادی صوری گردیده‌اند که بعضی از آن‌ها به طمع کارمزد وجوه، به این عمل مبادرت کرده‌اند. بعضی نیز به انگیزه اخذ دستمزد و حقوق گزاف در ارتکاب بزه شرکت کرده‌اند، دسته‌ پنجم، برخی کارکنان گروه سرمایه‌گذاری امیرمنصور آریا هستند که عالمانه و با توجه به رابطه‌ استخدامی ایشان و دریافت حقوق گزاف، هر یک قسمتی از بزه را عهده‌دار بوده‌اند و دسته‌ ششم اعضای کمیته‌ اعتبارات و هیئت مدیره، بازرسی و اداره مناطق آزاد برخی بانک‌ها می‌باشند که بعضاً در انجام وظایفشان، در حفظ وجوه دولتی، تفریط و اهمال کرده‌اند و یا بعضاً عالمانه و عامدانه در تکمیل این فرایند اقدام کرده‌اند.

اتهام فساد فی الارض برای متهم ردیف اول

نماینده دادستان تهران در پایان موارد اتهامی متهم ردیف اول را افساد فی الارض از طریق شرکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور از طریق تبانی و فساد در شبکه­ بانکی کشور و توسل به روش‌های متقلبانه و مجرمانه و اخذ میلیارد‌ها تومان وجوه غیرقانونی، با علم به مؤثر بودن موضوع در مقابله و اضرار به نظام و مشارکت در کلاهبرداری کلان و تحصیل مال از طریق نامشروع جمعاً به مبلغ دو هزار و هشتصد و پنجاه و پنج میلیارد و چهار صد و چهال میلیون تومان با تشکیل و رهبری یک شبکه­ سازمان‌یافته برای ارتکاب جرایمی نظیر ارتشاء، اختلاس، کلاهبرداری، جعل و استفاده از اسناد مجعول و صوری، شرکت در پول‌شویی از طریق مصرف عواید حاصل از جرم پرداخت بیش از سی فقره رشوه، استفاده از اسناد مجعول متعدد مرتبط با گشایش­های اعتبار اسنادی تنزیل شده و معاونت در جعل اسناد و تسهیل وقوع بزه اعلام کرد.

نماینده دادستان در پایان این گزارش ضمن اشاره به مستندات قانونی، خواستار مجازات برای متهم ردیف اول شد.



شکایت بانک صادرات از شرکت امیر منصور آریا

در ادامه روند رسیدگی به پرونده فساد مالی بزرگ که صبح امروز در دادگاه انقلاب تشکیل شد، نماینده حقوقی بانک صادرات در گزارش شکایت خود از متهمان پرونده گفت: بانک صادرات ایران شعبه‌ای در مجاورت شرکت گروه ملی فولاد ایران که دولتی بوده است داشته که این شعبه در سال ۱۳۶۳ تاسیس شده و پس از اینکه این شرکت در تاریخ ۸ تیرماه ۸۸ توسط سازمان خصوصی سازی از طریق مزایده به شرکت امیر منصور آریا واگذار شد، شرکت آریا مدیر قبلی شرکت فولاد را دوباره استخدام کرده و با سندسازی اقدام به تهیه اسناد اعتباری کردند که تمامی این اسناد صوری بوده است.

وی خطاب به قاضی دادگاه گفت: بانک صادرات به علت مخدوش شدن وجهه خود در داخل و خارج از کشور، هتک حیثیت مدیران و کارکنان و در معرض خطر بودن ال سی‌ها از این متهمان شکایت دارد. همچنین بانک صادرات با توجه به اسناد پرونده اعلام می‌کند که هیچ مبلغی از بانک صادرات خارج نشده و تمامی این اوراق ساختگی بوده است.

اتهامات متهم ردیف اول پرونده از زبان قاضی سراج

قاضی سراج در تشریح اتهامات متهم ردیف اول گفت: وی متهم به افساد فی‌الارض از طریق تشکیل شبکه سازمان یافته برای ارتکاب جرائمی مانند ارتشاع، اختلاس، کلاهبرداری، جعل و استفاده از اسناد مجعول به حجم ۲۸ تریلیون و ۵۴۴ میلیارد و ۴۰۰ میلیون ریال است.

سراج درباره اتهامات متهم در زمینه پرداخت رشوه گفت: متهم تاکنون به ۳۰ فقره رشوه اعتراف کرده که حدود ۱۴ فقره آن مربوط به مدیرعامل فراری بانک ملی و افراد دیگر است که پرونده در این زمینه مفتوح است.

سراج گفت: پرداخت ۲۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال به رئیس شعبه گروه ملی بانک صادرات اهواز، پرداخت یک میلیارد و ۷۰ میلیون ریال به این فرد برای پرداخت به کارکنان شعبه مرکزی کیش، پرداخت ۹۰ میلیون ریال به متهم ردیف ۹ که یکی از مسئولان وزیر صنایع است، پرداخت ۵۵۰ میلیون ریال به رئیس شعبه بانک پارسیان شعبه پامنار و بانک تات شعبه بازار مبل، پرداخت ۲۶۶ هزار دلار و ۳۵۰ میلیون ریال به یکی از مسئولان وزارت راه، پرداخت چند فقره رشوه به مبالغ ۱۱۳ هزار یورو و ۲۰۲ هزار یورو و ۸۰۰ میلیون ریال به افراد مختلف از جمله یکی از مسئولان وزارت راه و وزارت اقتصاد، پرداخت ۱۶۸ هزار یورو به مدیر کل راه و ترابری یکی از شهرستان‌ها از جمله موارد مطروحه در زمینه پرداخت رشوه از سوی متهم است.



عذرخواهی متهم ردیف اول

در ادامه جلسه متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه اتهامات را به طور کلی قبول ندارم، گفت: از ملت ایران، خانوده شهدا و رهبر معظم انقلاب پوزش می‌طلبم زیرا قبول دارم که یکسری عملیات خلاف قانون را انجام داده‌ام.

وی ادامه داد: قرار بود کارمندان تحت امر من آزاد شوند ولی برای آن‌ها بعضا قرارهای بسیار سنگینی گذاشته شد در حالی که من پذیرفته بودم که کارمندان من هیچ نقشی در این قضیه نداشته و رهبری این اقدامات توسط من صورت گرفته بود.

شش ماه و نیم در انفرادی بودم و ۲ ساعت با وکیلم حرف زدم

وی ادامه داد: تاکنون ۶ ماه و نیم در سلول انفرادی بودم و هیچ یک از گزارش‌های مربوط به پرونده را نخوانده‌ام و فقط حدود دو ساعت با وکیلم حرف زده‌ام.

قاضی سراج خطاب به متهم گفت: این تازه شروع جلسات محاکمه است و به شما برای خواندن جزء به جزء پرونده وقت کافی داده خواهد شد.

وکیل متهم: دادگاه انقلاب صلاحیت رسیدگی به این پرونده را ندارد

در ادامه این جلسه وکیل مدافع متهم در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه اظهارات من بر اساس صحبت‌های مقدماتی با متهم که فقط چند ساعت بود، گفت: با توجه به عنوان اتهامی افساد فی‌الارض و اخلال در نظام اقتصادی باید بگویم بحث اول ما ایراد صلاحیت است که باید بررسی شود اساسا این موضوع در صلاحیت دادگاه انقلاب هست یا خیر؟

قاضی سراج خطاب به موکل متهم که رسیدگی به این پرونده را در صلاحیت دادگاه انقلاب نمی‌دانست، گفت: بر اساس مصوبه سال ۶۷ مجمع تشخیص مصلحت نظام این موضوع در صلاحیت دادگاه انقلاب است و بر اساس تفسیر شورای نگهبان هیچ قانونی نمی‌تواند قانون مجمع را نقض کند و در صورت تعارض موارد قانون مجمع تشخیص مصلحت نظام لازم‌الاجرا است.

وی ادامه داد: موضوع تبصره ۶ قانون اخلال‌گران نظام اقتصادی رسیدگی به این موارد را در صلاحیت دادگاه انقلاب دانسته است.

سراج همچنین در پاسخ به ادعای وکیل متهم که هنوز پرونده را کاملا مطالعه نکرده‌ایم، گفت: پرونده را کاملا در اختیار شما قرار خواهیم داد.

متهم: از اینکه غیرقانونی بودن گشایش اعتبارات بی‌خبر بودم

در ادامه جلسه متهم ردیف اول با بیان اینکه به هیچ وجه در جریان اینکه گشایش‌ها بدون مجوز بودند، گفت: از طریق یکی از مته‌مان به نام «ک» موضوع را فهمیدم و به آقای «الف» خبر دادم، قبل از آن نمی‌دانستم که این اقدامات بدون مجوز صورت گرفته است.

وی ادامه داد: گروه ملی فولاد ایران و شعبه آن مجوز‌ها را از تهران و خوزستان می‌گرفت و درباره تنزیل‌ها همه آن‌ها با تأییدیه بانک‌ها از جمله بانک صادرات بوده و تأییدیه صادر شده بود. درباره بانک ملی هم، بانک صادرات کیش همه گشایش‌ها را تأیید کرده و موارد را قبول داشته است.

وی با بیان اینکه خودم هیچ شبکه‌ای را سازمان‌دهی نکردم و تنها به عنوان خریدار بودم، گفت: اما قبول دارم مقداری از LC‌ها صوری بوده و کالاهایی مبادله نشده است. LC داخلی را خیلی‌ها نمی‌دانستند و ما برای اولین بار این کار را انجام دادیم. رایزنی کردیم و مجوز تنزیل اعتبارات اسنادی را از بانک مرکزی گرفتیم.

وی ادامه داد: نمی‌دانستم حمل جنس یا صوری بودن آن به چه معنایی است و کار‌شناسان می‌توانند بررسی کنند که آیا از خارج از کشور حتی یک مورد گشایش صوری انجام داده‌ایم یا خیر؟

خسروی گفت: من از سال ۸۱ تا ۸۸ واردات داشتم و حتی یک دلار هم کالای صوری وارد نکردم اما اطلاعاتمان درباره LC‌ها ناقص بود.

متهم ردیف اول پرونده فساد مالی گفت: در مواجهه حضوری هم آن‌ها «ک» گفت: در اواخر سال ۸۹ موضوع را فهمیده و به اطلاع من رسانده در حالی که حدود ۲ هزار میلیارد تومان گشایش انجام شده است.

اظهارات خسروی به نقل از خبرگزاری های دیگر

متهم ردیف اول پرونده فساد مالی بانکی گفت: من خودم هم قبول دارم با مدیریت من خلاف‌هایی صورت گرفته است،

به گزارش انتخاب به نقل از فارس؛
متهم ردیف اول پرونده فساد مالی اخیر در ادامه دفاعیات خود با بیان اینکه به پرداخت 30 مورد رشوه اعتراف کردم در حالی که موارد پرداختی به آقای «ک» در زمینه امور خیریه بوده است، گفت: همه این مبالغ را در قالب چک پرداخت کردم که حجم آن حدود 2 میلیارد و 450 میلیون تومان بود.

وی درباره پرداخت رشوه به یکی دیگر از متهمان پرونده به نام «خ - الف» گفت: به این فرد هم حدود 900 میلیون تومان پرداخت کرده‌ام که برای حفظ سهمیه شمش در فولاد بود.

خسروی درباره پرداخت رشوه به مدیرعامل فراری بانک ملی، گفت: خاوری شماره حسابی در کانادا اعلام کرده بود و قرار بود 2 میلیون دلار به حساب او واریز شود اما در پیگیری‌های بعدی متوجه شدم مبلغ 3 میلیون و 109 هزار و 450 دلار به حساب او واریز شده است که قرار بود در ازای پرداخت این مبلغ سقف اعتباری ما را از طریق بانک مرکزی بالا ببرد. پولی که داده شد به این دلیل بود نه برای تنزیل.

وی ادامه داد: همچنین برای تنزیل در یکی از بانک‌ها 1.1 درصد کارمزد را به آقای «هـ - س» دادم که برخی تنزیل‌ها را انجام دهد.

خسروی درباره ارتباطات میان او و وزارت راه و ترابری گفت: برای اینکه پروژه‌ای را در اختیار بگیریم و 8 هزار نیرو را که نیازمند کار بودند. این پول را پرداخت کردم، قصد خیانت به کشور را نداشتم وگرنه می‌توانستم به راحتی پول‌ها را از کشور خارج کنم.

وی درباره اینکه بخشی از پول‌ها را از کشور خارج کرده‌ام، گفت: به دلیل اینکه تحریم بودیم باید پول را نقداً پرداخت می‌کردیم زیرا بدون پرداخت نقدی پول اجازه گشایش اعتبار به ما نمی‌دادند.

وی در زمینه راه‌آهن خط شیراز - بندرعباس گفت: در این پروژه مشاوری به ما معرفی شد که بالاتر از نرخ با آن قرارداد بستیم تا آقایان بتوانند پولشان را بگیرند و کار را به ما بدهند.

در این زمینه سه تفاهم‌نامه اجرا کردیم و یکی از مشاوران از ما 400 میلیون تومان پول گرفت تا آن را به یکی از مسئولان وقت وزارت راه بدهد اما باز هم اتفاقی نیفتاد تا اینکه کار به صورت فاینانس انجام شد.

خسروی با بیان اینکه در 16 مورد بقیه پرداخت رشوه بسیاری از آنها عیدی بوده است، گفت: مواردی هم مربوط به خاوری و مسئولان وزارت راه است، مبالغ را به جزئیات یاد ندارم و به طور کلی در حیطه اطلاعاتی آقای «گ» است.

خسروی با بیان اینکه 4 میلیارد تومان به یکی از مشاوران در قالب چک پرداخت کردم، گفت: این پول به حساب یکی از مشاوران که در خاطرم نیست واریز شد و او از سهم خود 700 میلیون تومان به عنوان پورسانت داده بود که این مبلغ به حساب ما برگشت و به 3 نفر از مسئولان وزارت راه هم پورسانت داده بود.

متهم ردیف اول پرونده فساد مالی درباره پرداخت پول با کیف‌های مشکی‌رنگ گفت: بابت پول‌هایی که آقای «ن» برای مشارکت به ما داده بود 8 میلیارد تومان به او پرداختیم که بیش از 7 میلیارد آن درون کیف‌های مشکی‌رنگ بود و بقیه آن هم به حساب امور خیریه واریز شده بود.

وی افزود: بابت ما به التفاوت سودی که شرکت فولاد می‌گرفت کیف‌ها را به آقایان «ن» و «س» دادیم و بخش‌هایی را هم آقایان «ن»» و «ش» گرفتند و معمولا درون کیف‌ها را با اسکناس‌های ریال، دلار و یورو پر می‌کردیم.

خسروی با بیان اینکه درون هر کیف مبالغ بین 200 تا 300 میلیون تومان قرار می‌گرفت، گفت: برخی را مقابل منزل خود، برخی در دفتر و برخی را هم در خیابان به آقای «ن» شخصا تحویل می‌دادم.

خانم «الف» کیف‌ها را به من می‌داد و من هم به او تحویل می‌دادم.

در ادامه جلسه نماینده دادستان در واکنش به اظهارات متهم مبنی بر بی‌اطلاعی از برخی اقدامات انجام شده، گفت: متهم در اظهارات خود گفت شبکه‌ای را ایجاد نکردم ولی اگر دقت کنید در دفاعیاتش مدعی شده است که در برخی موارد مسائل را به خاطر نمی‌آورد و باید از دیگران پرسید، با توجه به حجم فعالیت‌ها و رشوه‌های پرداختی طبیعی است که ایشان فراموش کنند برخی مبالغ را به چه کسانی داده‌اند.

وی افزود: این موضوع نشان می‌دهد که کار شبکه‌ای صورت گرفته است و ایشان برای اقدامات خود حلقه‌های متعددی از جمله برای ارتباط با مدیران بانک ملی، بانک صادرات و بانک سامان تشکیل داده بود.

وی افزود: بسیاری از کارکنان اعتراف کرده‌اند که به خاطر شدت اعمال فشار و کنترل متهم آنها حتی آب هم نمی‌خوردند بین زیرمجموعه مدیریتی وی اتفاق نظر وجود دارد که مدیریت همه کارها با خسروی بوده است.

نماینده دادستان با طرح این سؤال که آیا تشکیل شرکت‌های صوری برای خدمت به کشور بوده است، گفت: بر اساس اعترافات سایر متهمان تمام این اقدامات برای انجام جرایم بوده است.

وی با بیان اینکه متهم ردیف اول این پرونده را می‌توان سلطان رشوه نامید، گفت: پاشنه آشیل همه کارهای او برای رفع موانع پرداخت رشوه بوده است. خیلی‌ها حرص و طمع داشتند که با او ارتباط برقرار کنند تا مبلغی را از او بگیرند زیرا مشهور شده بود هر کس با او دست بدهد پولی دریافت می‌کند.

نماینده دادستان درباره اظهارات متهم مبنی بر اینکه برخی از مبالغ پرداختی را تحت عنوان امور خیریه داده است، گفت: اینها مؤسسات خیریه‌ای را بعضا با اسامی ائمه تشکیل داده بودند تا اسم رشوه دادن را پرداخت برای امور خیریه جا بزنند.

نماینده دادستان خطاب به متهم و با بیان اینکه سعی کنید با صداقت صحبت کنید، گفت: مهرگان امیرخسروی برادر متهم و خاوری به کانادا فرار کردند. آقایان «ح -س»، «ع- ش»، «ب-ب» در حال حاضر فراری هستند.

نماینده دادستان گفت: همین که متهم قبول دارد شرکت‌های صوری را تشکیل داده است در زمینه اخلال در نظام اقتصادی کفایت می‌کند.

وی خاطر نشان کرد: متهم می‌گوید از مجوز نداشتن اسناد بی‌خبر بوده است اما سؤالی که مطرح است این است که چگونه برای یک LC که چند ماه وقت لازم است ایشان در تهران بودند و در اهواز به طور روزانه برایش گشایش اعتبار می‌شد.

متهم بار دیگر در دفاع از خود گفت: من خودم هم قبول دارم با مدیریت من خلاف‌هایی صورت گرفته است، همچنین مبلغ یک میلیون دلار به آقای «خ- م» پرداخت شد تا در بانک ملی سپرده‌گذاری کند. با آقای «الف» هم به طور خصوصی جلسه برگزار می‌کردم تا اینکه مجوز بانک آریا را گرفت.

خسروی با بیان اینکه 17 کارخانه تأسیس کردم، گفت: من اگر فکر خلاف داشتم و اگر می‌خواستم همه پول را از کشور خارج می‌کردم. من یک آپارتمان در آستاراخان خریدم و قرار بود به گفته خاوری از این طریق قرار بود بخشی از دلارها از این طریق وارد کشور شود.

وی با بیان اینکه 4 ماه پیش حرفی نزدم ولی الان می‌خواهم حرف بزنم و هر حکمی که صادر شود قبول دارم، گفت: می‌دانم که اقدامات خلاف من باعث تزلزل در کشور شده و می‌دانم که تمام اتفاقات با اطلاع من بوده است.

وی همچنین درباره جعل امضا گفت: شخصا به خانم «ع -ح» گفتم که در زمینه پرونده آهن و فولاد امضا کند اما این کار به معنی جعل نبود به عنوان مدیرعامل این کار را کردم و اگر به شخص دیگری هم می‌گفتم این کار را می‌کرد.

مه‌آفرید امیرخسروی درباره اتهامات خود در زمینه پولشویی گفت: از دو هزار و 800 میلیارد تومان، هزار میلیارد آن تسویه شده و این جزء قوانین است که به جای بانک مرجع می‌توان به بانک طلبکار پول داد که ما هم این کار را کردیم.

وی افزود: همه این کارها در اهواز انجام می‌شد و از اینکه مجوز نداشت خبر نداشتم. نمی دانستم که این اتفاقات پولشویی است ولی قبول دارم که این کارها اتفاق افتاده است.

قاضی سراج خطاب به متهم پرسید: از چه زمانی از موضوع LCها باخبر شدی و می‌دانستی که سقف این شعبه پرداخت چنین مبالغی نبوده است و مگر امکان دارد اقدامات بدون پرداخت رشوه صورت گرفته باشد.

متهم در جواب گفت: بانک ملی برای اینکه به سود خودش برسد این کار را کرد و خاوری پولی را که گرفت برای این بود که سقف اعتبارات ما را بالا ببرد.

در ادامه جلسه آقای «س- ک» رئیس شعبه صادرات فولاد ملی در جایگاه قرار گرفت و در واکنش به اظهارات متهم ردیف اول گفت: خسروی به طور کامل از این ماجراها اطلاع داشت و اسناد از سوی کارخانه به دست ما می‌رسید.

وی با بیان اینکه در این ماجرا دو میلیارد و  350 میلیون تومان پول گرفته است، گفت: همه مجموعه بحث مدیریت خسروی در جریان این اقدامات بوده است. شاید روز اول این موضوع را نگفتم ولی مدیر کارخانه وی در جریان تمام امور بود.

پایان اولین جلسه دادگاه متهمان فساد مالی

بنا بر گزارشها، اولین جلسه رسیدگی به پرونده فساد مالی اخیر دقایقی قبل (ساعت ۳۰: ۱۲) به پایان رسید در حالی که متهم ردیف اول، مه‌آفرید امیرخسروی معروف به آریا، در حال دفاع از اتهامات خود بود.

قاضی پرونده اعلام کرد: تاریخ بعدی دادگاه متعاقبا ‏اعلام خواهد شد.

اسدالله عسگراولادی توضیح می دهد: چگونه پولدار شدم

من از کم به زیاد رسیدم. مثالش خانه‌هایم است. اولین خانه‌ام را 5600 تومان ، دومى را 33 هزار تومان، سومى را از درخشش وزیر فرهنگ شاه معدوم 140 هزار تومان، چهارمى را 500 هزار تومان و پنجمى را 140 میلیون تومان خریدم که الان در آن ساکن هستند.

اسدالله عسگراولادی از بزرگ ترین تجار خشکبار کشور در مطلبی که از سوی سایت اقتصاد ایرانی منتشر شده، روایت موفقیت اقتصادی خود را این گونه بیان کرده است:

من اسدالله عسگراولادى هستم و سال 1312 در تهران متولد شدم. خانواده‌ام متدین و در سطح پایین جامعه بودند و با قشر ثروتمندان سروکار نداشتند. شغل پدرم پیشه‌ورى بود و مغازه عطارى داشت. ما سه برادر بودیم که هر سه از سن 12 ـ 13 سالگى کار در بازار تهران را شروع کردیم. روزها کار و شب‌ها درس. پس از گذراندن کنکور در رشته ادبیات پذیرفته شدم اما عصرهایى که فرصت داشتم به دانشکده اقتصاد هم مى‌رفتم چون ساختمان‌هاى دانشکده مقابل هم بود. گاهى سر کلاس‌هاى دانشکده حقوق هم مى‌رفتم. آن موقع رفتن به سایر دانشکده‌ها آزاد بود و مثل امروز کنترل و حراست هم در کار نبود.

کارم را از صفر شروع کردم. اولین حقوقى که در دوره شاگردى گرفتم روزى 2 ریال بود که مى‌شد ماهى شش تومان. تلاشم شبانه‌روزى و کار سخت بود. اولین تجارتم را با خرید یک کیسه کنجد به قیمت 53 تومان از بازار تهران شروع کردم و آن کیسه کنجد را به نانوایى سر محل به قیمت 70 تومان فروختم و این اولین سود من در تجارت بود. این مربوط به سال 1327 است.

تا سال 1334 کارمند بودم و در یک شرکتى کار مى‌کردم که فعالیتش در زمینه صادرات بود. به صادرات علاقه‌مند شدم اما پول نداشتم. تنها دارایى‌ام خانه‌اى بود که در خیابان شهید مصطفى خمینى به مبلغ 5600 تومان خریده بودم. در آن خانه من و دو خواهر و پدر و مادرم زندگى مى‌کردیم. اولین ماشینم که در سال 1333 خریدم یک فولکس به مبلغ 5900 تومان بود که با همین ماشین چند کیسه خواربار از بازار مى‌خریدم و بین نانوا و بقال توزیع مى‌کردم. سال 1334 تصمیم گرفتم تاجر شوم. به اتاق بازرگانى رفتم که کارت بازرگانى بگیرم، اما سنم اقتضا نمى‌کرد. چون حداقل باید 24 ساله مى‌بودم.

نایب رئیس اتاق وقت طبق قانون مى‌توانست مرا امتحان کند. مرحوم عبدالله توسلى مرا پیش او فرستاده بود. یادم نمى‌رود 20 سوال از من کرد درباره ارز کشورها، حمل جنس و غیره. من به تمام سوالات جواب دادم و آن نایب رئیس به معرف زنگ زد و گفت: این باید جاى من بنشیند. 25 سال بعد جاى او نشستم. 2 سال بعد با قسط و تخفیف حجره‌اى به مبلغ 4 هزار تومان خریدم و رشته خشکبار را انتخاب کردم و هنوز بعد از 54 سال در همین رشته هستم. زیره سبز را بسیار دوست داشتم. چون هم سرمایه کمى مى‌خواست و هم قیمتش ارزان بود. از کار در داخل خوشم نمى‌آمد مى‌خواستم صادرات داشته باشم.

کار را در سال 1336 و از صفر با صادرات زیره شروع کردم و قسطى پنج تن زیره خریدم. اولین مشترى‌ام در صادرات سنگاپور بود. با تمام دنیا از طریق اتاق‌هاى بازرگانى‌شان مکاتبه کردم و دنبال خریدار گشتم. اولین معاملاتم با نیویورک سال 1330 شروع شد. نیویورک از دیرباز تاکنون بورس زیره بوده و هست. کوشش کردم و سفرهایم شروع شد و روزى رسید که دیکته کننده قیمت زیره در جهان و ایران شدم. دوشنبه‌اى نبود که بازار ادویه نیویورک که زیره هم زیرمجموعه آن است باز شود و نرخ شرکت من ـ حساس ـ که الان 51 ساله شده، روى میز نرود و معاملات شروع بشود. اما سال‌هاى واقعا سختى بود.

در سال 1347 به صادرات دو قلم دیگر خشکبار شامل پسته و کشمش رو آوردم. پسته کار بزرگى بود و پول سنگینى مى‌خواست. من پول نداشتم اما چون در بازار آبرو داشتم و خوش‌حساب بودم به من نسیه مى‌دادند و هنر من این بود که یک ماهه آن جنس را به خارج مى‌فروختم و پولش را مى‌گرفتم. این هنر خوش‌حسابى من عامل موفقیت من در بازار پسته بود.

سال 1343 اولین انبارم را در خیابان تختى تهران خریدم و کارخانه زیره حساس را در مشهد تاسیس کردم که هنوز هم هست، هر سال که سودى مى‌بردم انبار و دفتر و خانه و ملک مى‌خریدم. در سراى امید که روزى درآن حجره قسطى خریده بودم تمام دفاتر همسایه را خریدم.

من تاجرم و اصولى دارم؛ یکى از اصولم این است که هیچ وقت بیش از یک هفتم تنخواهم را به کسى نسیه نمى‌دهم تا اگر پولم را خورد باقى پولم محفوظ بماند. اصل بعدى‌ام این است که سعى کردم هیچ وقت بیش از نصف دارایى‌ام را نسیه نخرم. اصل دیگر این است که سعى کردم از بانک‌ها وام نگیرم. بانک‌ها بسیار سراغ من آمدند اما قبول نمى‌کردم! در نتیجه شب با خیال راحت به خانه مى‌رفتم و بدهکار نبودم. اگر داشتم مى‌خریدم و اگر نداشتم، نمى‌خریدم.

سال 55 اگرچه آدم سیاسى نبودم به نجف خدمت حضرت امام(ره)‌ رفتم. رفته بودم از ایشان اجازه بگیرم که در قم کارخانه بزنم و ایشان هم مرا راهنمایى کرد. یکى دیگر از اصولم عوض نکردن شریکم است. محمدحسن شمس 50 سال شریک من است و هنوز هم شریک هستیم.

یادم نمى‌رود در اولین سفرم به نیویورک پاى ساختمان معروف امپایراستیت که مجسمه راکفلر قرار دارد، 3 جمله نوشته بود: موفقیت من به این 3 جمله است: زودتر از دیگران مطلع شدم، زودتر از دیگران تصمیم گرفتم و وقتى تصمیم گرفتم چشمم را بستم و عمل کردم. این 3 جمله اثر زیادى روى من گذاشت. سعى کردم در تجارتم به این 3 جمله متعهد باشم. اینها در تجارت خیلى مهم است. چون تجارت بى‌رحم است. تجارت در محیط رقابت بى‌رحم است. این شعار هم است: اگر مى‌خواهى رقابت کنى باید با چشم بسته بى‌رحمى کنی. مى‌شود البته با رافت و مهربانى کار کنى اما آنجا که مى‌خواهى رقابت کنى نه رافت کاربرد دارد و نه مهربانى باید بى‌رحم باشى .

من از کم به زیاد رسیدم. مثالش خانه‌هایم است. اولین خانه‌ام را 5600 تومان ، دومى را 33 هزار تومان، سومى را از درخشش وزیر فرهنگ شاه معدوم 140 هزار تومان، چهارمى را 500 هزار تومان و پنجمى را 140 میلیون تومان خریدم که الان در آن ساکن هستند. اکثر این خانه‌ها را هنوز دارم آنها را اجاره داده‌ام و هیچ‌ یک را نفروخته‌ام. وجوهات شرعى و ... مالیات‌هایم را داده‌ام. هرگز با دارایى چانه نمى‌زنم. انفاق مى‌کنم. مسجد و درمانگاه و مدرسه مى‌سازم و خدا به من کمک کرده است.

من هیچ مالى در خارج کشور ندارم. فقط دفاترى در هامبورگ ، دبى و لندن دارم که دفاتر تجارى‌ام هستند. من افتخار مى‌کنم که میلیاردر هستم. همان خانه 5600 تومانى امروز بیش از 5/1 میلیارد تومان مى‌ارزد. پس میلیاردر شدن کارى ندارد. خانه‌اى که 140هزار تومان خریدم امروز یک میلیارد تومان مى‌ارزد، خانه دیگرم در خیابان ولیعصر 1300 متر مساحت دارد و حساب کنید چقدر مى‌ارزد. چرا بگویم گدا هستم؟

16 سال عضو هیات رئیسه اتاق بازرگانى ایران و نایب رئیس اتاق بودم. بعد از سال 57 امام(ره) به 8 نفر براى اداره اتاق حکم داد که بنده هم جزوشان بودم. از آن 8 نفر 4 نفر فوت کردند و 4 نفر زنده هستند. در 10 سال اول حضورم در اتاق از آن آبرو گرفتم و در 20 سال بعد به آن آبرو دادم. جالب است بدانید در این 54 سال تجارت در دفاترم ضرر ندادم. در ایران 10 کارخانه دارم و اظهار فقر نمى‌کنم.

درآمدم و هر چه را دارم این‌گونه تقسیم کرده‌ام: ‌20 درصد مال خدا، 20 درصد مال انفاق، 20 درصد خرج خانواده و با بقیه‌اش چیزى مى‌خرم. الان که به عنوان یک تاجر روبه‌روى شما نشسته‌ام یک ریال به هیچ بانکى بدهکار نیستم و در هیچ رانت دولتى مشارکت نکرد‌ه‌ام. در هیچ معامله دولتى هم نبوده‌ام.

من در تجارت به 3 اصل سخت و سفت پایبند هستم: کیفیت، رقابت، خوش‌قولى، وقتى تعهد مى‌کردم براى فروش یک جنس، اگر بعد از فروش قیمت ترقى مى‌‌کرد، معامله را به هم نمى‌زدم. اما خیلى از همکاران این کار را مى‌کنند یا از کیفیت مى‌زنند تا ضرر نکنند. نیویورک به خاطر همین 3 اصل در دستان من بود. این رموز موفقیت من است. هر جاى دنیا زیره مى‌خواستند 48 ساعت بعد من بالاى سرشان بودم و بعد هم به خاطر کیفیت دیگر ما را رها نمى‌کردند. بیشترین معاملاتم با تلفن است، تلفنى مى‌فروشم و آن وقت به بچه‌هایم که در این ساختمان خودم کار مى‌کنند مى‌گویم قراردادش را ببندند.

یک بار لس‌آنجلس بودم، نیمه‌شب و خواب‌آلود تاجرى از آلمان به من زنگ زد و 200 تن پسته خرید. خواب‌آلود بودم و فروختم. صبح بیدار شدم و دیدم قیمت پسته 50 هزار دلار فرق کرده است. اما نمى‌توانستم پسته فروخته شده را ندهم. صبح به آلمان پرواز کردم و به دفترش رفتم و گفتم من به تو پسته فروختم و حالا مى‌خواهم پسته بخرم. 100 هزاردلار به او دادم و قرارداد تلفنى را کنسل کردم. یک هفته بعدش را در هامبورگ ماندم. دوباره سراغش رفتم و گفتم حالا آن پسته را باز مى‌فروشم و او با 200هزار دلار تفاوت همان بار پسته را از من خرید و علاوه بر این که ضررم را جبران کردم 100 هزار دلار هم سود کردم! این خوش‌قولى ‌اصل تجارت است. براحتى مى‌توانستم بگویم خواب بودم، فروختم. خب! قرارداد و امضایى که نداریم.

اما شهرت من در این است:‌ فروختى مال اوست، خریدى مال توست. من در تجارت خارجى اصول خودم را دارم. قبل از هر ملاقات درباره ویژگى‌هاى آن شهر یا علاقه‌مندى مالى طرف تجارى‌ام مطالعه مى‌کنم و واقعا عمیق مطالعه مى‌کنم و وقت مى‌گذارم و آن‌گاه این کاردر نتیجه ملاقات تجارى‌ام تاثیر مى‌گذارد و خوب هم تاثیر مى‌گذارد. من از هیچ و صفر به همه چیز رسیدم و الان که به عقب‌ نگاه مى‌کنم مى‌بینم تلاش، توکل به خدا، درستکارى و مطالعه به من کمک کرد موفقیت امروز را داشته باشم.

نامه سرگشاده دفتر رحیمی به احمد توكلي: ابهامات عجيب در تحصيل ثروت و دريافت مدرك معادل را چگونه توجيه

به راستي چگونه مي‌شود به صورت نامشروع و بدون استحقاق براي خود، همسر و فرزندان ارز دانشجويي بابت ‌٣٨ ماه دريافت کنيد درحالي که بنا به استنادات موجود شما فقط ‌١١ ماه درخارج از کشور حضور داشته‌ايد؟
دفتر محمدرضا رحيمي معاون اول رييس‌جمهور در نامه‌اي سرگشاده به اظهارات اخير احمد توكلي نماينده مجلس شوراي اسلامي پاسخ داد.

به گزارش ايسنا در متن اين نامه سرگشاده «با صلوات بر محمّد و آل محمّد» خطاب به احمد توکلي آمده است:

«سلام عليکم

از آغاز دولت نهم تاکنون جنابعالي و همفکران‌تان با بهره‌گيري از فرصت‌هايي که خداوند به واسطه ملت ايران براي خدمتگزاري در اختيار شما گذاشته است لحظه‌اي از تخريب دولت خدمتگزار فرو ننشسته‌ايد و نيز بيش از دو سال است که حملات شما به معاون اول رييس‌جمهور که در اين مدت جز به کار و خدمت براي پيشبرد امور کشور نيانديشيده لاينقطع ادامه دارد. طي اين مدت اصرار به ايشان براي پاسخگويي به اظهارات مغرضانه شما هر بار با توصيه به صبر و حفظ آرامش کشور مواجه‌ مي‌شد، اما اينک که کار از شبهه‌افکني به دروغ‌پردازي رسيده و بيش از پيش موجبات تشويش اذهان عمومي را فراهم آورده‌ايد ناچار بايد به بخشي از دروغ سازي‌ها پاسخ داده شود، شايد اين پاسخ مانع از گسترش اين رويه ناپسند و غيراخلاقي شود.

شما به عنوان رييس مرکز پژوهش‌هاي مجلس در مصاحبه‌اي با مجله اقتصاد ماه تحت عنوان «بيان ناگفته‌ها از فساد يقه سفيدها» و فساد سيستمي و نظام يافته‌ سخن گفته‌ايد که مورخ ‌٥ بهمن ‌١٣٩٠ در برخي ديگر از رسانه‌ها بازتاب داشت؛ لذا متن زير را با توضيح اين‌که جنابعالي و آگاهان از خواستگاه عبارت يقه سفيدها در اقتصاد سياسي آگاهي داريد به عنوان دلايل اثبات يقه سفيد بودن جنابعالي در ارتکاب فساد سيستماتيک در فرايند آموزش عالي و ساير ويژه‌خواري‌ها براي خود و ديگر رفقاي‌تان که با بهره‌گيري از توهين، افتراء، نشر اکاذيب و به قصد تشويش اذهان عمومي در رسانه‌هاي مکتوب و مجازي عليه دولت منتشر نموده‌ايد، بيان مي‌گردد و چنانچه نياز باشد همه مدارك و مستندات موجود نيز انتشار خواهد يافت.

جناب آقاي توکلي!

يکم- در بخشي از مصاحبه دروغ را منشأ همه بدي‌ها و کليد در اتاقي دانسته‌ايد که سيئات را در آن گرد آورده‌اند و با استناد به حديث شريف نبوي، معاون اول رييس‌جمهور را در خصوص مدرک تحصيلي متهم به دروغ نموده‌ايد، از همين آموزه ديني استفاده مي‌شود، که متاسفانه اظهار نظر خصمانه شما بر پايه دروغي بنا شده است که خود و دوستان‌تان ساختيد و پرداختيد و رسانه‌هاي همسوي‌تان را براي انتشار اين دروغ به ياري طلبيديد. چون کار را به جايي رسانديد که پاسخي در خور لازم داشت معاون اول رييس‌جمهور براي بر ملا شدن اين دروغ جمعيِِِِِِ شما و همدستان‌تان که چيزي شبيه مثل معروف «آي دزد ...آي دزد» بود، چاره‌اي نداشت جز آن‌که از مجاري قانوني طرح شکايت کند و نتيجه شکايت در دادسرا و دادگاه نيز مجرم شناخته‌ شدن اتهام‌زنندگان و مشخصاٌ آقاي الياس نادران نماينده مجلس‌شوراي‌اسلامي بود. متن حکم محکوميت آقاي نادران به جرم «نشر اکاذيب» به شماره ‌٦٧ و کلاسه ‌٨٩ /‌٧٦ /‌١٠٣ ابلاغ شده که بر خلاف اظهار نظر کذب شما منع تعقيبي درخصوص اين پرونده صادر نشده است و موضوع در ديوانعالي کشور مراحل پاياني خود را طي مي‌نمايد. در اين‌باره مراجعه به اسناد و مدارک خلاف‌گويي جنابعالي را اثبات مي‌کند.

دوم - لازم است که چگونگي سير کسب مدرک تحصيلي جنابعالي مرور شود، تا معلوم شود دروغ کدام است و دروغگو کيست.

الف) به موجب دست خط مورخ ‌٢٥ /‌٨ /‌٧١ جنابعالي خطاب به آقاي دکتر معين وزير وقت فرهنگ و آموزش عالي نوشته‌ايد: «چون در خرداد سال آينده دوره کارشناسي را در رشته اقتصاد نظري به پايان مي‌رسانم مصمم هستم اگر امکان فراهم شود ادامه تحصيل را در دوره کارشناسي ارشد در يکي از کشورهايي که از اعتبار بالا برخوردار است انجام دهم، مقتضي است در اين زمينه مساعدت فرماييد...» اين مدرک بيانگر آن است که يک سال قبل از فارغ ‌التحصيلي در دوره کارشناسي آن هم بدون شرکت در کنکور درخواست بورس تحصيلي در کشوري که به زعم شما اعتبار بالايي دارد نموده‌ايد. آيا از خود پرسيده‌اي که چگونه ممکن است کسي بدون کنکور وارد دانشگاه شود و تقاضاي بورس تحصيلي نمايد و آيا فکر کرده‌ايد که حق چه کساني را ضايع کرده‌ايد؟

ب) يادداشتي به تاريخ ‌١١ /‌٧ /‌٧٢ به قلم شما موجود است که به وسيله آقاي‌دکتر گلپايگاني وزير وقت فرهنگ و آموزش عالي با قيد دستور «اقدام فوري» در هامش تقاضاي شما به عنوان معاونت دانشجويي آن وزارتخانه ارجاع شده است. شما در آن يادداشت آورده‌ايد :«سال گذشته به دستور مقام معظم رهبري جناب آقاي دکتر معين وزير محترم وقت دستور تشکيل پرونده اعزام اينجانب به خارج از کشور را براي اتمام تحصيل صادر کرد...به همين دليل درخواست مي‌کنم در انجام اقدامات لازم تسريع به عمل آيد»

ملاحظه مي‌نمائيد که جنابعالي براي رسيدن به مقصود چگونه از اعتبار و جايگاه مقام‌معظم‌رهبري سوءاستفاده نموده‌ايد. با اين وصف معاونت وقت دانشجويي ذيل دستور «اقدام فوري» وزير فرهنگ و آموزش عالي وقت مي‌نويسد«که اعزام بدون کنکور ممنوع است، لطفاً صريح اظهار نظر گردد» و متعاقب آن وزير وقت در تاريخ ‌١٢ /‌٧ /‌٧٢ در پي‌نوشتي به معاونت دانشجويي دستور مي‌دهد: «معاونت محترم دانشجويي لطفاً با توجه به سابقه امر و تاکيد جناب آقاي دکتر معين ترتيبي اتخاذ فرماييد به موقع انجام گيرد» و پس از اين است که معاونت دانشجويي به تاريخ ‌١٣ /‌٧ /‌٧٢ در ذيل همان نامه مي‌نويسند: « اداره امور بورس‌ها با توجه به موافقت و دستور وزير محترم اقدام گردد». و متعاقب آن طي نامه ‌٣٠٠٠٠ /‌٤٢ مورخ ‌١٧ /‌٧ /‌٧٢ مدير کل بورس‌ها و دانشجويان خارج از کشور به اداره کل گذرنامه و وزارت خارجه براي اعزام به خارج از کشور معرفي مي‌شويد. البته براي تحصيل در رشته‌اقتصاد در دانشگاه ناتينگهام انگليس در مقطع کارشناسي ارشد. اسناد بالا مبين اين واقعيت تلخ است که جنابعالي با اعمال فشار در مدت ‌٥ روز موجبات بورس و اعزام به خارج از کشور را با نقض همه قوانين موجود کشور بدون شرکت در کنکور و با استناد نادرست به دستور مقام معظم رهبري براي خود فراهم مي‌کنيد.

ج) جنابعالي در همان روز يعني ‌١٧ /‌٧ /‌٧٢ طي نامه‌اي به اداره کل بورس‌ها و دانشجويان خارج از کشور تعهد نموده‌ايد در مقطع تحصيلي کارشناسي ارشد و يا دکترا در هيچ يک از دانشگاه‌هاي کشور پذيرفته نشده و «شاغل به تحصيل» نمي‌باشيد، لکن در فرم مربوط به اطلاعات تعيين محل خدمت بورسيه ارز بگيران وزارت فرهنگ و آموزش عالي در مورد وضعيت تحصيلي شما نوشته شده کارشناسي و کارشناسي ارشد را از دانشگاه شهيد بهشتي اخذ نموده‌ايد در حالي که مطابق مدارک موجود شما براي مقطع کارشناسي ارشد بورسيه شده‌ايد. اين دوگانگي و خلاف‌گويي مستند را در اعلام وضعيت تحصيلي مقطع کارشناسي ارشد چگونه توجيه مي‌کنيد؟

د) طبق مدارک موجود درخواست موافقت و اعزام شما به مدت ‌١٥ ماه براي ادامه تحصيل در مقطع کارشناسي ارشد بوده است. سوال اين است؛ چگونه از پشت ميز دکتري اقتصاد کشوري «با اعتبار بالا» يعني انگليس! سر در آورديد. مساله‌اي که قدري از زواياي پنهان آن بر اساس محتويات پرونده تحصيلي شما قابل دريافت است، اما برخي زواياي ديگر هنوز نامکشوف و نياز به جستجو در اسناد محرمانه دارد.

هـ) با توجه به اين‌که جنابعالي کارشناسي ارشد را طي ننموده و از مقطع کارشناسي به مقطع دکتري جهش نموده‌ايد پس از تذکر وزارت فرهنگ و آموزش عالي درخصوص اين روند غيرقانوني به خط خود خطاب به آقاي دکتر سالار آملي مسوول امور دانشجويان ايران در انگليس مي‌نويسيد: «... شما بنده را نسبت به مقررات ارزشيابي دکتراي بدون داشتن فوق‌ليسانس مطلع فرموده بوديد حالا تسجيل شد، طبيعي است با علم به اين مساله دارم تحصيلم را ادامه مي‌دهم، هرچند جهل بنده هم مانع اعمال مقررات قانوني يا مشروع نمي‌شود ، مساله ارزشيابي معادل هم چندان مساله نيست» اين اعتراف بيانگر آن است که شما بدون موافقت اوليه وزارت علوم و علي‌رغم نداشتن مدرک تحصيلي کارشناسي ارشد خود را به عنوان دانشجوي دکتري رشته اقتصاد به وزارت علوم تحميل نموده‌ايد و تا اين‌جا يعني اعزام خلاف قانون و بدون ضوابط و تحصيل خلاف قانون و البته دغدغه‌اي هم براي عضويت هيات علمي در آينده نداشته‌ايد، چه آن‌که بيش از هر کس به قدرت لابيگري خود که مختص يقه سفيدان است واقف بوده‌ايد . جالب آنکه به خط و تعهد خود نيز پايبند نمانديد و بر اساس همان پيش فرض‌هاي ذهني از طريق خلاف قانون و با بهره‌گيري از رانت‌هايي که بيش از همه کس از آن برخوردار بوده‌ايد به رغم داشتن مدرک معادل دکترا به عضويت هيات علمي يکي از دانشگاه‌هاي معتبر کشور درآمده‌ايد . جل‌الخالق اگر اين رانت و مفسده سيستماتيک يقه سفيدان آنگونه‌که گفته‌ايد نيست در کدام قاموس بايد به دنبال نامي براي فرآيند اخد مدرک شما بود که ديگران را به آن متهم مي‌کنيد ؟

و) مطابق نامه شماره ‌٢١٩٢١ /‌١٢ /‌٤٢ مورخ مهر ماه سال ‌٧٥ معاون دانشجويي وقت وزارت فرهنگ و آموزش عالي به عنوان مقام عالي وزارت اعلام مي دارد «... چون همسر و فرزندان احمد توکلي در ايران به سر مي برند طبق ضوابط و آيين‌نامه بورس مقرري به شکل مجردي به ايشان تعلق مي‌گيرد» و بازهم به موجب تقاضاي کتبي ‌١ /‌٧ /‌٧٥ اذعان مي‌داريد که تا پايان اسفند ‌٧٤ ارز متأهلي به من پرداخت شده است و بر همين مبني درخواست تداوم آن رويه غلط را مي‌نماييد. و اين احتمالاً بيانگر وسواس و دقت نظر شما نسبت به حفظ بيت‌المال و جلوگيري از اتلاف آن است!

به راستي چگونه مي‌شود به صورت نامشروع و بدون استحقاق براي خود، همسر و فرزندان ارز دانشجويي بابت ‌٣٨ ماه دريافت کنيد درحالي که بنا به استنادات موجود شما فقط ‌١١ ماه درخارج از کشور حضور داشته‌ايد؟ اگرچه کسي منکر اين نيست که يکي دوبار خانواده محترم در سفر به اين کشور «اعتبار بالا» همراه جنابعالي بوده‌اند. آقاي توکلي! درخصوص حرمت دريافت وجوه من غيرحق چگونه بايد قضاوت کرد؟

ز) جنابعالي به عنوان متعهد به خدمت و بورسيه تحصيلي وزارت علوم در خارج از کشور تحصيل نموده‌ايد و برخلاف مقررات از تسهيلات شامل تحصيل رايگان و ارز موردنياز بهره برده‌ايد و براي اين مقصود هرگاه لازم بوده دروغي به کار بسته‌ايد. از جمله مطابق تعهدنامه مورخ ‌١٧ /‌٧ /‌٧٢ به اداره کل بورس‌ها و دانشجويان خارج از کشور اعلام داشته‌ايد که کارمند رسمي وزارتخانه يا موسسات دولتي نمي‌باشيد و متعهد شده‌ايد در صورت خلاف صحت مطالب تعهدنامه کليه خسارات وارده را پرداخت نمائيد؛ در حالي که مطابق نامه ‌٢٨٠٧ /ک / م مورخ ‌٢٥ /‌١٢ /‌٧٥ شروع به کار شمارا در نهاد رياست جمهوري به امضاء مديرکل وقت امور اداري اعلام نموده‌اند و با استناد سند شماره ‌٤٠٣٦ مورخ ‌٧ /‌٤ /‌٧٦ به خط خودتان نوشته‌ايد از دي‌ماه ‌١٣٦٨ تاکنون يعني ‌٤ /‌٤ /‌٧٦ کارمند مشاورت اقتصادي نهاد رياست جمهوري بوده‌ايد و اين مدارک مبين مستخدم بودن جنابعالي در نهاد رياست جمهوري است که پس از بازگشت از انگلستان مجبور به اعلام شروع به کار شده‌ايد. اين دو مدرک، کذب ديگري از فرايند اخذ مدارک تحصيلي شما را نشان مي‌دهد که به نظر مي‌رسد براين اساس و به موجب آموخته از حديث شريف نبوي تا اينجا بايد نه يک کليد که دسته کليدي از ساختمان بدي‌ها نزد شما وجود داشته باشد.

سوم) يکي از موضوعاتي که همواره مطرح کرده‌ايد و وسيله حضور رسانه‌اي خود ساخته‌ايد بحث مبارزه با مفاسد اقتصادي و ويژه خواري‌ها است ، بر اين اساس و با توجه به حساسيت شما به اين موضوع ذکر نکاتي خالي از فايده نيست؛

جنابعالي با رايزني و ويژه‌خواري در سال ‌١٣٧٠ براي خود و شرکاي‌تان زميني به مساحت ‌٣٠٠٠متر مربع در شهرک غرب تهران به ارزش ‌١٨٠ ميليون تومان در زمان رياست آقاي محسن رفيق‌دوست بر بنياد مستضعفان و جانبازان با تخفيف به قيمت ‌٢٣ ميليون تومان به اصطلاح خريداري! نموده‌ايد و متقاضي شده‌ايد که اين مبلغ را ظرف ده سال پرداخت نماييد و هر ساله ‌١٠? ظرفيت پذيرش دانش‌آموز در مدارس غيرانتفاعي را به بنياد مستضعفان اختصاص دهيد. صرف نظر از آن‌که از آن سال تاکنون يک ريال پس نداده‌ايد، حتي يک درصد سهميه تحصيلي مدرسه غيرانتفاعي‌تان را هم به فرزندان جانبازان و مستضعفان اختصاص نداده‌ايد حال آنکه ارزش امروز زمين ‌١٢ ميليارد تومان است و جالب آنکه مدير مجتمع آموزشي شما يکبار ديگر به نقل از شما موافقت مقام‌معظم رهبري(مدظله‌العالي) را براي استمهال بازپرداخت ارزش زمين مذکور خواستار مي‌شود که از سوي مراجع رسمي طي نامه شماره ‌١٤٨٩٤ مورخ ‌٨ /‌١٠ /‌٨٨ اظهارات شما تکذيب مي‌شود.

از ماجراي روزنامه شما و اخذ مجوز چاپخانه و ارز دولتي و فروش آن که بنا به نظر آقاي سعيد حجاريان «هم کاغذ مفت گرفته‌ايد هم چاپخانه» مي‌گذريم و شرح آن را به مجالي ديگر مي‌سپاريم.

جناب آقاي توکلي ملاحظه اين‌همه پاکدستي و پاکزيستي شما براي رسيدن به دولت پاک! و مبارزه با يقه سفيدان مفسد هيچ جاي تعجب ندارد؛ گرچه در جايي مدعي و طلبکارانه اظهار داشته‌ايد: اعزام شما براي تحصيل ، حداقل خدمت نظام به امثال شماست. آقاي توکلي متأسفانه شما با بهره‌گيري از امکانات رسانه‌اي که در اختيار داريد علاوه بر ويژه‌خواري و اخذ مدرک تحصيلي بدون استحقاق و اکتساب دارايي‌هاي شبهه ناک اين امکانات را وسيله دروغ پراکني و ايجاد جو بدبيني و بي‌اعتمادي در بين مردم قرار داده‌ايد و اين نتيجة همان ابهامي است که در موضوع تحصيل جنابعالي از "انگليس" شروع شده و هنوز هم ادامه دارد و روزي بايد آشکار گردد.

اداره اطلاع رساني دفتر معاون اول»

نامه سرگشاده دفتر رحیمی به احمد توكلي: ابهامات عجيب در تحصيل ثروت و دريافت مدرك معادل را چگونه توجيه

به راستي چگونه مي‌شود به صورت نامشروع و بدون استحقاق براي خود، همسر و فرزندان ارز دانشجويي بابت ‌٣٨ ماه دريافت کنيد درحالي که بنا به استنادات موجود شما فقط ‌١١ ماه درخارج از کشور حضور داشته‌ايد؟
دفتر محمدرضا رحيمي معاون اول رييس‌جمهور در نامه‌اي سرگشاده به اظهارات اخير احمد توكلي نماينده مجلس شوراي اسلامي پاسخ داد.

به گزارش ايسنا در متن اين نامه سرگشاده «با صلوات بر محمّد و آل محمّد» خطاب به احمد توکلي آمده است:

«سلام عليکم

از آغاز دولت نهم تاکنون جنابعالي و همفکران‌تان با بهره‌گيري از فرصت‌هايي که خداوند به واسطه ملت ايران براي خدمتگزاري در اختيار شما گذاشته است لحظه‌اي از تخريب دولت خدمتگزار فرو ننشسته‌ايد و نيز بيش از دو سال است که حملات شما به معاون اول رييس‌جمهور که در اين مدت جز به کار و خدمت براي پيشبرد امور کشور نيانديشيده لاينقطع ادامه دارد. طي اين مدت اصرار به ايشان براي پاسخگويي به اظهارات مغرضانه شما هر بار با توصيه به صبر و حفظ آرامش کشور مواجه‌ مي‌شد، اما اينک که کار از شبهه‌افکني به دروغ‌پردازي رسيده و بيش از پيش موجبات تشويش اذهان عمومي را فراهم آورده‌ايد ناچار بايد به بخشي از دروغ سازي‌ها پاسخ داده شود، شايد اين پاسخ مانع از گسترش اين رويه ناپسند و غيراخلاقي شود.

شما به عنوان رييس مرکز پژوهش‌هاي مجلس در مصاحبه‌اي با مجله اقتصاد ماه تحت عنوان «بيان ناگفته‌ها از فساد يقه سفيدها» و فساد سيستمي و نظام يافته‌ سخن گفته‌ايد که مورخ ‌٥ بهمن ‌١٣٩٠ در برخي ديگر از رسانه‌ها بازتاب داشت؛ لذا متن زير را با توضيح اين‌که جنابعالي و آگاهان از خواستگاه عبارت يقه سفيدها در اقتصاد سياسي آگاهي داريد به عنوان دلايل اثبات يقه سفيد بودن جنابعالي در ارتکاب فساد سيستماتيک در فرايند آموزش عالي و ساير ويژه‌خواري‌ها براي خود و ديگر رفقاي‌تان که با بهره‌گيري از توهين، افتراء، نشر اکاذيب و به قصد تشويش اذهان عمومي در رسانه‌هاي مکتوب و مجازي عليه دولت منتشر نموده‌ايد، بيان مي‌گردد و چنانچه نياز باشد همه مدارك و مستندات موجود نيز انتشار خواهد يافت.

جناب آقاي توکلي!

يکم- در بخشي از مصاحبه دروغ را منشأ همه بدي‌ها و کليد در اتاقي دانسته‌ايد که سيئات را در آن گرد آورده‌اند و با استناد به حديث شريف نبوي، معاون اول رييس‌جمهور را در خصوص مدرک تحصيلي متهم به دروغ نموده‌ايد، از همين آموزه ديني استفاده مي‌شود، که متاسفانه اظهار نظر خصمانه شما بر پايه دروغي بنا شده است که خود و دوستان‌تان ساختيد و پرداختيد و رسانه‌هاي همسوي‌تان را براي انتشار اين دروغ به ياري طلبيديد. چون کار را به جايي رسانديد که پاسخي در خور لازم داشت معاون اول رييس‌جمهور براي بر ملا شدن اين دروغ جمعيِِِِِِ شما و همدستان‌تان که چيزي شبيه مثل معروف «آي دزد ...آي دزد» بود، چاره‌اي نداشت جز آن‌که از مجاري قانوني طرح شکايت کند و نتيجه شکايت در دادسرا و دادگاه نيز مجرم شناخته‌ شدن اتهام‌زنندگان و مشخصاٌ آقاي الياس نادران نماينده مجلس‌شوراي‌اسلامي بود. متن حکم محکوميت آقاي نادران به جرم «نشر اکاذيب» به شماره ‌٦٧ و کلاسه ‌٨٩ /‌٧٦ /‌١٠٣ ابلاغ شده که بر خلاف اظهار نظر کذب شما منع تعقيبي درخصوص اين پرونده صادر نشده است و موضوع در ديوانعالي کشور مراحل پاياني خود را طي مي‌نمايد. در اين‌باره مراجعه به اسناد و مدارک خلاف‌گويي جنابعالي را اثبات مي‌کند.

دوم - لازم است که چگونگي سير کسب مدرک تحصيلي جنابعالي مرور شود، تا معلوم شود دروغ کدام است و دروغگو کيست.

الف) به موجب دست خط مورخ ‌٢٥ /‌٨ /‌٧١ جنابعالي خطاب به آقاي دکتر معين وزير وقت فرهنگ و آموزش عالي نوشته‌ايد: «چون در خرداد سال آينده دوره کارشناسي را در رشته اقتصاد نظري به پايان مي‌رسانم مصمم هستم اگر امکان فراهم شود ادامه تحصيل را در دوره کارشناسي ارشد در يکي از کشورهايي که از اعتبار بالا برخوردار است انجام دهم، مقتضي است در اين زمينه مساعدت فرماييد...» اين مدرک بيانگر آن است که يک سال قبل از فارغ ‌التحصيلي در دوره کارشناسي آن هم بدون شرکت در کنکور درخواست بورس تحصيلي در کشوري که به زعم شما اعتبار بالايي دارد نموده‌ايد. آيا از خود پرسيده‌اي که چگونه ممکن است کسي بدون کنکور وارد دانشگاه شود و تقاضاي بورس تحصيلي نمايد و آيا فکر کرده‌ايد که حق چه کساني را ضايع کرده‌ايد؟

ب) يادداشتي به تاريخ ‌١١ /‌٧ /‌٧٢ به قلم شما موجود است که به وسيله آقاي‌دکتر گلپايگاني وزير وقت فرهنگ و آموزش عالي با قيد دستور «اقدام فوري» در هامش تقاضاي شما به عنوان معاونت دانشجويي آن وزارتخانه ارجاع شده است. شما در آن يادداشت آورده‌ايد :«سال گذشته به دستور مقام معظم رهبري جناب آقاي دکتر معين وزير محترم وقت دستور تشکيل پرونده اعزام اينجانب به خارج از کشور را براي اتمام تحصيل صادر کرد...به همين دليل درخواست مي‌کنم در انجام اقدامات لازم تسريع به عمل آيد»

ملاحظه مي‌نمائيد که جنابعالي براي رسيدن به مقصود چگونه از اعتبار و جايگاه مقام‌معظم‌رهبري سوءاستفاده نموده‌ايد. با اين وصف معاونت وقت دانشجويي ذيل دستور «اقدام فوري» وزير فرهنگ و آموزش عالي وقت مي‌نويسد«که اعزام بدون کنکور ممنوع است، لطفاً صريح اظهار نظر گردد» و متعاقب آن وزير وقت در تاريخ ‌١٢ /‌٧ /‌٧٢ در پي‌نوشتي به معاونت دانشجويي دستور مي‌دهد: «معاونت محترم دانشجويي لطفاً با توجه به سابقه امر و تاکيد جناب آقاي دکتر معين ترتيبي اتخاذ فرماييد به موقع انجام گيرد» و پس از اين است که معاونت دانشجويي به تاريخ ‌١٣ /‌٧ /‌٧٢ در ذيل همان نامه مي‌نويسند: « اداره امور بورس‌ها با توجه به موافقت و دستور وزير محترم اقدام گردد». و متعاقب آن طي نامه ‌٣٠٠٠٠ /‌٤٢ مورخ ‌١٧ /‌٧ /‌٧٢ مدير کل بورس‌ها و دانشجويان خارج از کشور به اداره کل گذرنامه و وزارت خارجه براي اعزام به خارج از کشور معرفي مي‌شويد. البته براي تحصيل در رشته‌اقتصاد در دانشگاه ناتينگهام انگليس در مقطع کارشناسي ارشد. اسناد بالا مبين اين واقعيت تلخ است که جنابعالي با اعمال فشار در مدت ‌٥ روز موجبات بورس و اعزام به خارج از کشور را با نقض همه قوانين موجود کشور بدون شرکت در کنکور و با استناد نادرست به دستور مقام معظم رهبري براي خود فراهم مي‌کنيد.

ج) جنابعالي در همان روز يعني ‌١٧ /‌٧ /‌٧٢ طي نامه‌اي به اداره کل بورس‌ها و دانشجويان خارج از کشور تعهد نموده‌ايد در مقطع تحصيلي کارشناسي ارشد و يا دکترا در هيچ يک از دانشگاه‌هاي کشور پذيرفته نشده و «شاغل به تحصيل» نمي‌باشيد، لکن در فرم مربوط به اطلاعات تعيين محل خدمت بورسيه ارز بگيران وزارت فرهنگ و آموزش عالي در مورد وضعيت تحصيلي شما نوشته شده کارشناسي و کارشناسي ارشد را از دانشگاه شهيد بهشتي اخذ نموده‌ايد در حالي که مطابق مدارک موجود شما براي مقطع کارشناسي ارشد بورسيه شده‌ايد. اين دوگانگي و خلاف‌گويي مستند را در اعلام وضعيت تحصيلي مقطع کارشناسي ارشد چگونه توجيه مي‌کنيد؟

د) طبق مدارک موجود درخواست موافقت و اعزام شما به مدت ‌١٥ ماه براي ادامه تحصيل در مقطع کارشناسي ارشد بوده است. سوال اين است؛ چگونه از پشت ميز دکتري اقتصاد کشوري «با اعتبار بالا» يعني انگليس! سر در آورديد. مساله‌اي که قدري از زواياي پنهان آن بر اساس محتويات پرونده تحصيلي شما قابل دريافت است، اما برخي زواياي ديگر هنوز نامکشوف و نياز به جستجو در اسناد محرمانه دارد.

هـ) با توجه به اين‌که جنابعالي کارشناسي ارشد را طي ننموده و از مقطع کارشناسي به مقطع دکتري جهش نموده‌ايد پس از تذکر وزارت فرهنگ و آموزش عالي درخصوص اين روند غيرقانوني به خط خود خطاب به آقاي دکتر سالار آملي مسوول امور دانشجويان ايران در انگليس مي‌نويسيد: «... شما بنده را نسبت به مقررات ارزشيابي دکتراي بدون داشتن فوق‌ليسانس مطلع فرموده بوديد حالا تسجيل شد، طبيعي است با علم به اين مساله دارم تحصيلم را ادامه مي‌دهم، هرچند جهل بنده هم مانع اعمال مقررات قانوني يا مشروع نمي‌شود ، مساله ارزشيابي معادل هم چندان مساله نيست» اين اعتراف بيانگر آن است که شما بدون موافقت اوليه وزارت علوم و علي‌رغم نداشتن مدرک تحصيلي کارشناسي ارشد خود را به عنوان دانشجوي دکتري رشته اقتصاد به وزارت علوم تحميل نموده‌ايد و تا اين‌جا يعني اعزام خلاف قانون و بدون ضوابط و تحصيل خلاف قانون و البته دغدغه‌اي هم براي عضويت هيات علمي در آينده نداشته‌ايد، چه آن‌که بيش از هر کس به قدرت لابيگري خود که مختص يقه سفيدان است واقف بوده‌ايد . جالب آنکه به خط و تعهد خود نيز پايبند نمانديد و بر اساس همان پيش فرض‌هاي ذهني از طريق خلاف قانون و با بهره‌گيري از رانت‌هايي که بيش از همه کس از آن برخوردار بوده‌ايد به رغم داشتن مدرک معادل دکترا به عضويت هيات علمي يکي از دانشگاه‌هاي معتبر کشور درآمده‌ايد . جل‌الخالق اگر اين رانت و مفسده سيستماتيک يقه سفيدان آنگونه‌که گفته‌ايد نيست در کدام قاموس بايد به دنبال نامي براي فرآيند اخد مدرک شما بود که ديگران را به آن متهم مي‌کنيد ؟

و) مطابق نامه شماره ‌٢١٩٢١ /‌١٢ /‌٤٢ مورخ مهر ماه سال ‌٧٥ معاون دانشجويي وقت وزارت فرهنگ و آموزش عالي به عنوان مقام عالي وزارت اعلام مي دارد «... چون همسر و فرزندان احمد توکلي در ايران به سر مي برند طبق ضوابط و آيين‌نامه بورس مقرري به شکل مجردي به ايشان تعلق مي‌گيرد» و بازهم به موجب تقاضاي کتبي ‌١ /‌٧ /‌٧٥ اذعان مي‌داريد که تا پايان اسفند ‌٧٤ ارز متأهلي به من پرداخت شده است و بر همين مبني درخواست تداوم آن رويه غلط را مي‌نماييد. و اين احتمالاً بيانگر وسواس و دقت نظر شما نسبت به حفظ بيت‌المال و جلوگيري از اتلاف آن است!

به راستي چگونه مي‌شود به صورت نامشروع و بدون استحقاق براي خود، همسر و فرزندان ارز دانشجويي بابت ‌٣٨ ماه دريافت کنيد درحالي که بنا به استنادات موجود شما فقط ‌١١ ماه درخارج از کشور حضور داشته‌ايد؟ اگرچه کسي منکر اين نيست که يکي دوبار خانواده محترم در سفر به اين کشور «اعتبار بالا» همراه جنابعالي بوده‌اند. آقاي توکلي! درخصوص حرمت دريافت وجوه من غيرحق چگونه بايد قضاوت کرد؟

ز) جنابعالي به عنوان متعهد به خدمت و بورسيه تحصيلي وزارت علوم در خارج از کشور تحصيل نموده‌ايد و برخلاف مقررات از تسهيلات شامل تحصيل رايگان و ارز موردنياز بهره برده‌ايد و براي اين مقصود هرگاه لازم بوده دروغي به کار بسته‌ايد. از جمله مطابق تعهدنامه مورخ ‌١٧ /‌٧ /‌٧٢ به اداره کل بورس‌ها و دانشجويان خارج از کشور اعلام داشته‌ايد که کارمند رسمي وزارتخانه يا موسسات دولتي نمي‌باشيد و متعهد شده‌ايد در صورت خلاف صحت مطالب تعهدنامه کليه خسارات وارده را پرداخت نمائيد؛ در حالي که مطابق نامه ‌٢٨٠٧ /ک / م مورخ ‌٢٥ /‌١٢ /‌٧٥ شروع به کار شمارا در نهاد رياست جمهوري به امضاء مديرکل وقت امور اداري اعلام نموده‌اند و با استناد سند شماره ‌٤٠٣٦ مورخ ‌٧ /‌٤ /‌٧٦ به خط خودتان نوشته‌ايد از دي‌ماه ‌١٣٦٨ تاکنون يعني ‌٤ /‌٤ /‌٧٦ کارمند مشاورت اقتصادي نهاد رياست جمهوري بوده‌ايد و اين مدارک مبين مستخدم بودن جنابعالي در نهاد رياست جمهوري است که پس از بازگشت از انگلستان مجبور به اعلام شروع به کار شده‌ايد. اين دو مدرک، کذب ديگري از فرايند اخذ مدارک تحصيلي شما را نشان مي‌دهد که به نظر مي‌رسد براين اساس و به موجب آموخته از حديث شريف نبوي تا اينجا بايد نه يک کليد که دسته کليدي از ساختمان بدي‌ها نزد شما وجود داشته باشد.

سوم) يکي از موضوعاتي که همواره مطرح کرده‌ايد و وسيله حضور رسانه‌اي خود ساخته‌ايد بحث مبارزه با مفاسد اقتصادي و ويژه خواري‌ها است ، بر اين اساس و با توجه به حساسيت شما به اين موضوع ذکر نکاتي خالي از فايده نيست؛

جنابعالي با رايزني و ويژه‌خواري در سال ‌١٣٧٠ براي خود و شرکاي‌تان زميني به مساحت ‌٣٠٠٠متر مربع در شهرک غرب تهران به ارزش ‌١٨٠ ميليون تومان در زمان رياست آقاي محسن رفيق‌دوست بر بنياد مستضعفان و جانبازان با تخفيف به قيمت ‌٢٣ ميليون تومان به اصطلاح خريداري! نموده‌ايد و متقاضي شده‌ايد که اين مبلغ را ظرف ده سال پرداخت نماييد و هر ساله ‌١٠? ظرفيت پذيرش دانش‌آموز در مدارس غيرانتفاعي را به بنياد مستضعفان اختصاص دهيد. صرف نظر از آن‌که از آن سال تاکنون يک ريال پس نداده‌ايد، حتي يک درصد سهميه تحصيلي مدرسه غيرانتفاعي‌تان را هم به فرزندان جانبازان و مستضعفان اختصاص نداده‌ايد حال آنکه ارزش امروز زمين ‌١٢ ميليارد تومان است و جالب آنکه مدير مجتمع آموزشي شما يکبار ديگر به نقل از شما موافقت مقام‌معظم رهبري(مدظله‌العالي) را براي استمهال بازپرداخت ارزش زمين مذکور خواستار مي‌شود که از سوي مراجع رسمي طي نامه شماره ‌١٤٨٩٤ مورخ ‌٨ /‌١٠ /‌٨٨ اظهارات شما تکذيب مي‌شود.

از ماجراي روزنامه شما و اخذ مجوز چاپخانه و ارز دولتي و فروش آن که بنا به نظر آقاي سعيد حجاريان «هم کاغذ مفت گرفته‌ايد هم چاپخانه» مي‌گذريم و شرح آن را به مجالي ديگر مي‌سپاريم.

جناب آقاي توکلي ملاحظه اين‌همه پاکدستي و پاکزيستي شما براي رسيدن به دولت پاک! و مبارزه با يقه سفيدان مفسد هيچ جاي تعجب ندارد؛ گرچه در جايي مدعي و طلبکارانه اظهار داشته‌ايد: اعزام شما براي تحصيل ، حداقل خدمت نظام به امثال شماست. آقاي توکلي متأسفانه شما با بهره‌گيري از امکانات رسانه‌اي که در اختيار داريد علاوه بر ويژه‌خواري و اخذ مدرک تحصيلي بدون استحقاق و اکتساب دارايي‌هاي شبهه ناک اين امکانات را وسيله دروغ پراکني و ايجاد جو بدبيني و بي‌اعتمادي در بين مردم قرار داده‌ايد و اين نتيجة همان ابهامي است که در موضوع تحصيل جنابعالي از "انگليس" شروع شده و هنوز هم ادامه دارد و روزي بايد آشکار گردد.

اداره اطلاع رساني دفتر معاون اول»

بعد از بستن تنگه هرمز چه می شود؟!

راهبرد تهران ، "تقسیم زیان های تحریم ایران" است...به فرض این که ایران اعلام کرد از ساعت یک دقیقه بامداد فردا اجازه عبور کشتی از تنگه را نخواهد داد و عبور کنندگان را موشک باران و غرق خواهد کرد.طبیعتاً بعد از این تهدید ، هیچ شرکتی ریسک نخواهد کرد تا کشتی و سرنشینان آن را به خطر بیندازد و از زیر باران موشک و از میان مین هایی که هر لحظه ممکن است منفجر شوند عبور دهد.اینجاست که اولین کشتی عبوری که ممکن است با لابی آمریکا و با اسکورت ناوهای آمریکایی صورت بگیرد تعیین کننده خواهد بود.
عصرایران - در ماه های اخیر " تنگه هرمز"‌ شاه کلید روابط خصمانه ایران و آمریکاست ؛ از زمانی که آمریکایی ها بحث تحریم نفتی ایران را مطرح کردند ، تهران نیز این پیام را علنی کرد:‌ اگر نفت ما صادر نشود ، نفت کس دیگری هم از تنگه هرمز عبور نخواهد کرد.

سپس مانور نظامی ارتش ایران در تنگه هرمز برگزار و نحوه بستن تنگه تمرین شد. قرار است در ماه جاری نیز مانور دیگری توسط سپاه در همین منطقه برگزار شود.

آمریکایی ها هم تهدید کردند اگر ایران تنگه را مسدود کند ، آنها واکنش نشان خواهند داد. قضیه به حدی بالا گرفت که حتی اوباما نیز پیامی به عالی ترین مقام جمهوری اسلامی ایران فرستاد و تنگه هرمز "خط قرمز"‌ ایالات متحده دانست و در همان حال بر مذاکرات مستقیم نیز تأکید کرد.

خلیج فارس و بستن تنگه هرمز

حال سخن این است که آیا ایران می تواند تنگه را ببندد و اگر بست ، چه اتفاقاتی می تواند متصور باشد؟! در این نوشتار می کوشیم به این سوال ها پاسخ دهیم.

ایران چه زمانی تنگه هرمز را خواهد بست؟

تهدید به بستن تنگه هرمز ، مانند گیوتینی است که تا فرو نیفتاده ، می تواند به عنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین ، ایران تا حد امکان از فرود آوردن این گیوتین تهدیدآمیز اجتناب خواهد کرد.

در عالم سیاست ، صرفاً‌ این مهم نیست که چه کاری انجام دادی ، بلکه این نیز مهم و گاه مهم تر است که چه کاری می توانی انجام دهی.
همین که طرف های مقابل ایران به این باور برسند که ایران توانایی بستن تنگه هرمز را دارد ، خود عامل بازدارنده و اهرم فشار و چانه زنی است.

فرود آوردن گیوتین "مسدودسازی هرمز"‌ زمانی رخ خواهد داد که تهدید غرب در تحریم نفتی ایران به حد تکمیل برسد و واقعاً مانع از فروش نفت ایران در دنیا شوند و نیز فشارهای اقتصادی بر ایران به حدی برسد که ایران چاره ای جز مقابله خصمانه نداشته داشته باشد.

به بیان دیگر اگر ایران مجبور باشد ،‌ اقدام به بستن تنگه خواهد کرد تا اقتصاد کشورهای متخاصم ( چه کشورهای عربی که با افزایش تولید نفت خود بر خلاف سهمیه اوپک راه را برای تحریم ایران هموار کرده اند و چه کشورهای غربی که بانی تحریم علیه ایران هستند) را دچار آسیب متقابل کند.
راهبرد تهران ، "تقسیم زیان های تحریم ایران" است.

بستن تنگه هرمز چگونه محقق می شود؟

طبیعتاً بستن تنگه هرمز با زنجیر نخواهد بود(!) ؛‌ نیروهای مسلح ایران به مدت بیش از دو دهه است که با بودجه های قابل توجه و حمایت های گسترده مسوولان کشور ، مدرن ترین و متنوع ترین سلاح های ضدکشتی را تولید و انبار کرده اند.



اگر تا پیش از این بستن تنگه هرمز صرفاً با نیروهای دریایی و تجهیزات ساحل به دریا مسیر بود و دشمن نیز می توانست با غلبه بر نیروی دریایی و ساحلی قضیه را منتفی کند ، هم اکنون انواع موشک های ضدکشتی ایران می توانند نه تنها از سواحل که حتی از استان آذربایجان غربی و خراسان شمالی هم به سمت کشتی ها در تنگه هرمز شلیک کنند.
علاوه بر این موشک های بالستیک ، موشک های میان برد (مانند قارعه و نصر1) قادرند از کنار آب های خلیج فارس تا عمق خاک استان کرمان ، تنگه را مدام موشک باران کنند.

همچنین مین گذاری تنگه هرمز مخصوصاً با استفاده از قایق های تندرو - که به تیراژ زیاد در اختیار نیروهای مسلح ایران قرار دارند و بسیار هم مدرن و مجهزند - می تواند تنگه را ببندد ؛ حال بماند راکت ها و توپخانه ساحلی و قایق های پرنده و هواپیماهای بدون سرنشین و ... ایران.

تنگه هرمز

نکته این که تمام عرض تنگه هرمز برای کشتی های بزرگ و نفت کش ها قابل عبور نیست و تنها کانالی به عرض حدوداً 10 کیلومتری معبر نفتکش ها و کشتی های عظیم الجثه است. بنابراین بارش مداوم تیر بر یک کانال بسیار کوچک 10 کیلومتری کار سختی نیست.

بعد از بستن تنگه هرمز چه اتفاقی می افتد؟

این سوال مهم تری از نحوه بستن تنگه هرمز است ؛ بعد از بستن تنگه هرمز چه اتفاقی می افتد و آیا ایران می تواند همچنان تنگه را بسته نگه دارد؟

به فرض این که ایران اعلام کرد از ساعت یک دقیقه بامداد فردا اجازه عبور کشتی از تنگه را نخواهد داد و عبور کنندگان را موشک باران و غرق خواهد کرد.

طبیعتاً بعد از این تهدید ، هیچ شرکتی ریسک نخواهد کرد تا کشتی و سرنشینان آن را به خطر بیندازد و از زیر باران موشک و از میان مین هایی که هر لحظه ممکن است منفجر شوند عبور دهد.



اینجاست که اولین کشتی عبوری که ممکن است با لابی آمریکا و با اسکورت ناوهای آمریکایی صورت بگیرد تعیین کننده خواهد بود.
اگر این کشتی مورد حمله ایران قرار نگیرد و بعد از ان هم روند عبور و مرور طبق روال معمول انجام شود ،گیوتین ، بی آنکه گردنی را بزند فرودافتاده و ایران قضیه را باخته است . لذا بدیهی است که وقتی ایران "مجبور"‌به اعلام مسدودی تنگه شده ، "مجبور"‌به اعمال مسدودی ان نیز خواهد بود و اولین انفجارها شکل می گیرد و قیمت نفت با جهشی بی سابقه مواجه می شود.

در چنین شرایطی آمریکا دو راه بیشتر ندارد:‌یا دست روی دست بگذارد و برغم آن همه ادعا و قدرتمندی ، تماشاگر تسلط ایران باشد یا آن که وارد معرکه شود تا تنگه را بگشاید و جریان انرژی را به حالت عادی درآورد.

طبیعتاً امریکا نیز مانند ایران نمی خواهد از پیش بازنده باشد و لذا تصمیم به اقدام خواهد گرفت. اما قضیه این است که چه اقدامی؟ اگر پروسه بستن تنگه هرمز در همان تنگه و سواحلش بود ، شاید می شد با یک نبرد دریایی سنگین ، نیروهای دریایی و ساحلی ایران را شکست داد و با استقرار تعداد بیشتری از یگان های دریایی آمریکایی ، امنیت نفتکش ها را تأمین نمود ولی قضیه اینجاست که طرف دریایی نیروهای آمریکایی ، ناوها و ناوچه های متعارف نیستند که با چند موشک بتوان کارشان را ساخت و به زیر آبشان فرستاد بلکه چالش اصلی آنها حجم انبوه و نامتقارن قایق های تندروی جنگی است و مهم تر این این ها ،‌موشک هایی که نه الزاماً از نقاطی ثابت در ساحل که از نقاط متحرک در همه جای ایران به سمت آن 10 کیلومتر شلیک می شوند و عملاً تنگه را ناامن و مسدود می نمایند.



اینجا باز هم امریکا بین سه تصمیم قرار می گیرد:‌
-کنار آمدن وضعیت پیش آمده
-مذاکره با تهران و دادن امتیازات برای بازگشت به شرایط قبلی
-از بین بردن عوامل تهدید تنگه هرمز ؛ بدین معنا که ارتش ایالات متحده ، جنگ را فراتر از درگیری در دریا و حوزه پیرامونی کشتی ها و نفتکش ها به عمق خاک ایران ببرد و بکوشد تمام موشک اندازهای متحرک ایران را شناسایی و منهدم کند.

بدیهی است که حالت نخست به معنی شکست آشکار آمریکاست و لذا این گزینه قطعاً در دستور کار ایالات متحده قرار نخواهد گرفت.
می ماند دو گزینه بعدی که اجرای هر کدام از آنها بستگی تام به شرایط ان زمان دو حریف دارد. اگر آمریکا و متحدانش در شرایطی باشند که بدانند در صورت حمله به ایران پیروز میدان هستند در این گزینه تردیدی نخواهند داشت و الا رو به مذاکره خواهند آورد زیرا اقتصاد آنها نمی توان برای مدت طولانی با قیمت های نجومی انرژی ادامه حیات دهد.

کشتی بعد از حمله

اقدام احتمالی آمریکا برای نابودسازی توان موشکی ایران در عمق خاک ایران ، به معنای حمله نظامی به تمامیت ارضی تلقی می شود و جنگ تمام عیار نتیجه ان خواهد بود.

اما قضیه اینجاست که برای آمریکا بعد از دو تجربه ذی قیمت افغانستان و عراق ، حمله نظامی به کشور ثالثی در منطقه هرگز در اولویت نیست. نظامیان آمریکا و متحدانشان یک دهه بعد از اشغال افغانستان ، هنوز تلفات می دهند و این اواخر هم کاخ سفید اعلام کرده که حاضر به گفت و گو با طالبان است، همان طالبانی که برای نابودی شان به افغانستان حمله شده بود!

هر چند حمله آمریکا ، برای ایران بسیار خسارت بار خواهد بود و در این باره نمی توان شعار درمانی کرد ولی آمریکایی ها در تصمیم خود برای حمله به ایران ،‌ خسارت های وارده به ایران را در نظر نخواهند گرفت بلکه در وهله اول آسیب هایی که خود متحمل خواهند شد را محاسبه می کنند و اتفاقاً همین حسابگری هوشمندانه غربی است که تا کنون آنها را از حمله نظامی به ایرانی که اساساً قابل مقایسه با عراق و افغانستان نیست ، بازداشته است.

ناو آمریکایی

به فرض حمله آمریکا به ایران ، یقیناً اوضاع تنگه هرمز ، نه تنها بهتر نمی شود بلکه آتش افروخته شده در هرمز به کل منطقه نیز سرایت می کند و عواقبی به همراه خواهد داشت که هیچ کس از گستردگی و طول مدتش خبر ندارد.
بنابراین ، حمله فراگیر به ایران نیز برای گشودن هرمز ، نقض غرض خواهد بود.

بنابراین ، اگر قرار باشد حمله ای فراگیر به ایران صورت گیرد ، تصمیم گیری درباره آن ، صرفاً جنبه های تاکتیکی برای بازگشایی تنگه نخواهد داشت ، بلکه الزاماً تابعی از راهبرد کلی آمریکا در قبال ایران خواهد بود. بنابراین دغدغه استراتژیک آمریکا می تواند این باشد که اقدام ایران به بستن تنگه هرمز ، قبل از زمانی باشد که آمریکا و متحدانش مهیای حمله به ایران هستند.

لذا آمریکایی ها از همین الان تمام تلاش های خود را معطوف این کرده اند که اساساً نگذارند کار به عملی کردن تهدید ایران در بستن تنگه هرمز برسد زیرا در چنان وضعیتی یا باید وارد جنگ با ایران با آینده نامعلوم - برای هر دو طرف - شوند و یا مذاکره کنند و امتیاز دهند.

امضای اوباما

هم از این روست که در پیام اخیری که اوباما برای رهبری ایران ارسال کرده ،‌بعد از تهدید درباره بستن تنگه هرمز ، دعوت به مذاکره هم وجود دارد؛ این گزینه ای عاقلانه برای آمریکایی هاست که به جای مذاکره در شرایط جنگی برای بازکردن تنگه ، در شرایط غیرجنگی حاضر برای نبستن تنگه مذاکره کنند.

سلحشور در واکنش به دست دادن فرهادی با آنجلینا جولی

سلحشور در واکنش به دست دادن فرهادی با آنجلینا جولی:
خانه از پای بست ویران است

خبرگزاری فارس: کارگردان مجموعه جهانی یوسف پیامبر(ع) در واکنش به دست دادن اصغر فرهادی با آنجلینا جولی گفت: این کارگردانان و بازیگران الگوهای جامعه‌اند و الگو که از الگوی دیگران پیروی و تبعیت نمی‌کند.

خبرگزاری فارس: خانه از پای بست ویران است

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، پس از انتشار تصاویری مبنی بر دست دادن اصغر فرهادی با آنجلینا جولی در رسانه‌های جمعی، فرج الله سلحشور نامه‌ای را خطاب به فرهادی نوشته و نسخه‌ای از آن را در اختیار خبرگزاری فارس قرار داد که متن کامل آن به شرح زیر است:

خبر دست دادن آقای اصغر فرهادی با آنجلینا جولی را خواندم، یکی گله‌مند بود که چرا یک کارگردان از جمهوری اسلامی عرف بین‌الملل خارجی ایران را نمی‌داند که با زنی بد‌نام و عضو جامعه صهیونیست و سازنده فیلم‌هایی در ضدیت با اسلام و ایران دست داده است.
من گمان می‌کنم همان گونه که در اذهان عمومی شایع است پزشکان محرم بیماران زن می‌باشند. لابد سینماگران هم زن، مرد همه با هم خواهر و برادر و محرمند و دست دادن و روبوسی امری بسیار بدیهی و پیش پا افتاده و معمولی و عادی است!!! به خصوص که زن و مرد سینما نیتشان خیر است و قصد بدی ندارند.
 از این‌ها گذشته مگر قانونی در جمهوری اسلامی وجود دارد که دست دادن دو سینماگر را که عضو جامعه جهانی سینما هستند منع کرده باشد؟!!! در جمهوری اسلامی چنین قانونی وجود ندارد. دستگاه های ذیربط سینمایی هم قرار نیست مربی و هدایت‌گر و اصلاح‌کننده اشکالات اخلاقی و عقیدتی فیلم‌سازان باشند. مسئولین فرهنگی هنری فقط موظفند به فیلم‌سازان امکانات بدهند و راه آنان را هموار کنند و در مواقع لزوم مدافع آنها باشند.
آیا در جایی، قانونی مسئولین را مسئول رفع اشکالات اخلاقی عقیدتی فیلم‌سازی دانسته است؟
عزیزان وقتی در مملکت کسانی را بزرگ می‌کنند که لایق آن نیستند و آنها را به عنوان الگو، قهرمان و آرتیست روی سر مردم می‌برند، شما چگونه می‌خواهید این الگوهای پوشالی را از آن بالا پایین بیاورید؟
شما باید دقت کنید این کارگردانان و بازیگران الگوهای جامعه‌اند و الگو که از الگوی دیگران پیروی و تبعیت نمی‌کند. شما توقع دارید که هنرمندان این مملکت که خود الگو، مدرس، مربی و فرهنگ‌ساز جامعه هستند از فرهنگ اسلامی پیروی کنند؟ این توقع بی‌جا و نامعقولی است. در دنیا فیلم‌سازان فرهنگ‌ساز و مربی هستند، آن وقت شما توقع دارید در ایران این قاعده شکسته شود؟
از آنجا که هنرمندان تافته‌های جدا بافته هستند بدیهی است که در سایه شهرت برای خود حاشیه امن ایجاد کردند. امنیت از قانون‌مندان امنیت از دین‌مداری، امنیت از عرف و اعتقادات جامعه، امنیت از اصول اخلاقی این گونه امور مخصوص افراد سطح پایین و مردم عادی است. هنرمند که نباید ملتزم به اموری باشد که دیگران هستند. در جامعه امروزی اساتید، دانشمندان، اطباء، علما و بزرگان هم نباید خود را با هنرمندان مقایسه کنند. هنرمندان چون خوب ادا در می‌آورند و خوب مردم را می‌خندانند و خوب ارزش‌ها و باورهای یک جامعه را به تمسخر می‌گیرند، پس از همه بالاتر هستند.
توقع شما از اینکه آقای اصغر فرهادی با خانم آنجلینا جولی دست ندهد، توقعی بی‌جا در سینماست، خانه از پای‌بست ویران است، خواجه در بند نقش ایوان است...

دست دادن فراهانی و جولی

؟

کمین زیردریایی‌های ایران برای شکار ناوهای هواپیمابر امریکا در خلیج فارس

توان زیرسطحی ارتش در گفتگوی تفصیلی فارس با دریادار امیری
کمین زیردریایی‌های ایران برای شکار ناوهای هواپیمابر امریکا در خلیج فارس

خبرگزاری فارس: معاون تحقیقات و جهاد خودکفایی ارتش با اشاره به توانمندی‌ یگان‌های زیرسطحی گفت: وقتی این زیردریایی‌ها در کف می‌نشینند براحتی می‌توانند یک ناو هواپیمابر که از نزدیکی‌اش می گذرد را هدف گیری و مورد اصابت قرار بدهند.

خبرگزاری فارس: کمین زیردریایی‌های ایران برای شکار ناوهای هواپیمابر امریکا در خلیج فارس

اشاره: چند روزی بیشتر از رزمایش بزرگ دریایی ولایت 90 در آب‌های دریای عمان و شمال اقیانوس هند نمی‌گذرد؛ رزمایشی که در آن، نیروی دریایی "راهبردی" ارتش جمهوری اسلامی ایران، برای اولین بار چنین حجم وسیعی از تجهیزات و یگانهای سطحی، زیرسطحی و پروازی خود را در وسعتی به اندازه 2میلیون کیلومتر مربع به کار گرفت.

این سطح از آمادگی سامانه‌های رزمی و پشتیبانی ارتش در عرصه دریاهای آزاد، نکته مهمی بود که شاید یکی از برجسته‌ترین اهداف برگزاری چنین رزمایشی به حساب می‌آمد.

نیروی دریایی بعنوان یک نیروی تجهیزات‌محور، نه تنها در حوزه طراحی و ساخت واحدها، بلکه حتی در زمینه تعمیرات نیز نیازمند توان علمی و تخصصی بالایی است.

امیر دریادار فرهاد امیری معاون تحقیقات و جهاد خودکفایی ارتش در گفتگویی تفصیلی با خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، به گوشه‌هایی از توان سطحی و زیرسطحی نیروی دریایی پرداخت.

وی به عنوان کسی که سالهای زیادی از عمر خدمتی خود را در یگان‌های زیردریایی گذرانده و در بسیاری از پروژه‌های زیرسطحی نیز حاضر بوده، در بخش اول این گفتگو به موضوع توانمندی‌ها، تجهیزات و تاکتیکهای نبرد زیرسطحی پرداخت که این بخش از گفتگو تقدیم مخاطبین عزیز می‌شود.

قسمت دوم این مصاحبه با موضوع توانمندی‌های سطحی، در آینده نزدیک منتشر خواهد شد.
 
* بهترین زیردریایی‌های دیزل الکتریک دنیا در اختیار ایران است
 
معاون تحقیقات و جهاد خودکفایی ارتش در ابتدای این گفتگو با اشاره به سابقه بکارگیری یگان‌های زیرسطحی در ارتش، اظهار داشت: تا پیش از خرید زیردریایی‌های کلاس طارق، ما آشنایی چندانی با فرهنگ زیردریایی نداشتیم اما پس از تدبیری که صورت گرفت، اولین زیردریایی‌های کلاس طارق از روسیه خریداری شد که البته زیردریایی‌های مناسبی بودند و همین الان نیز جزو ساکت ترین و بهترین زیردریایی‌های دیزل الکتریک دنیا هستند که به نام "لکه سیاه" معروف شدند.
 
امیری با بیان اینکه امروز بیشترین تمرکز دشمنان خصوصا امریکایی‌ها بر توان زیرسطحی ما معطوف شده، افزود: بعد از ورود این زیردریایی‌ها ما چند کار را شروع کردیم که یکی از این موضوعات، مبحث تعمیرات بود.
 
معاون تحقیقات و جهاد خودکفایی ارتش یکی دیگر از موضوعات مهم در عرصه زیرسطحی را ورود به مباحث طراحی و ساخت زیردریایی عنوان کرد و گفت: از آنجا که ساخت زیردریایی یکی از پیچیده‌ترین تکنولوژی‌های دنیاست، این طبیعی بود که ما در ابتدا کار را با ساخت یگان‌های کوچکتر آغاز کنیم و بهمین خاطر بود که کار ساخت زیردریایی‌های میدجت کلاس غدیر را که از تناژ پایینی برخوردار است، شروع کردیم.
 
امیری با بیان اینکه هر یگان را باید متناسب با توانمندی‌هایش در یکی از حلقه‌های پدافندی بکار بگیریم، زیردریایی‌های غدیر را برای دفاع ساحلی، و مناطقی مثل شرق تنگه هرمز بسیار مناسب دانست و تصریح کرد: زیردریایی‌های بزرگ کلاس طارق نیز اصولا برای حضور در آب‌های عمیق است و محبوس کردن این زیردریایی‌ها در مناطقی مانند خلیج فارس اشتباه است.
 
* "فاتح" و "بعثت" تلفیقی از زیردریایی‌های "غدیر" و "طارق"

وی ادامه داد: با وجود زیردریایی‌های سبک کلاس "غدیر" و زیردریایی‌های سنگین کلاس "طارق"، ما نیازمند یک حلقه واصل میان این دو بودیم که برای این امر دو زیردریایی کلاس متوسط بومی با نام "فاتح" با تناژ 500 و "بعثت" با تناژ 1200 تن تعریف شد و متخصصان ما در نیروی دریایی با توجه به شناختی که از زیردریایی‌های طارق دارند و تبحری که در ساخت زیردریایی‌های غدیر پیدا کردند، تلفیقی از این دو تجربه را در طراحی و ساخت این دو زیردریایی مورد استفاده قرار دادند.
 
* تکمیل زنجیره دفاع زیرسطحی با ورود "فاتح" و "بعثت"
 
معاون تحقیقات و جهاد خودکفایی ارتش افزود: البته تقسیم‌بندی زیردریایی‌ها بر حسب وزن در دنیا متفاوت است و برای مثال در کشور روسیه که دارای زیردریایی‌های غول‌پیکر و 11هزار تنی "تایفون" است، زیردریایی‌های 3هزار تنی کیلوکلاس، زیردریایی‌های کوچک به حساب می‌آید ولی در تقسیم بندی که ما در جمهوری اسلامی برای یگان‌های زیرسطحی داشتیم، یگان‌های کلاس طارق، یگان‌های بزرگ ومناسبی محسوب می‌شوند که فعلا بیشتر از آن را هم در برنامه نداریم. یگان‌های میدجت کلاس غدیر، یگان‌های کوچک و برای یگان‌های متوسط نیز دو نوع زیردریایی کلاس فاتح و بعثت تعریف شدند که با این چهار نوع زیردریایی، حلقه پدافندی و آفندی ما در زیر سطح کامل می‌شود.
 
* اولین زیردریایی بومی "فاتح" سال آینده به آب انداخته می‌شود
 
امیری با بیان اینکه ساخت این زیردریایی‌ها یک دستاورد بسیار بزرگ و یک افتخار ملی برای صنایع دفاعی کشورمان محسوب می‌شود، از به آب اندازی اولین زیردریایی بومی فاتح در سال 91 و عملیاتی شدن آن در اوایل سال 92 خبر داد.
 
* نصب 12 نوع سونار بر روی زیردریایی "فاتح"
 
وی تمامی مراحل طراحی، ساخت و تجهیز این زیردریایی را ثمره تلاش متخصصان بومی کشورمان در نیروی دریایی ارتش و صنایع دریایی دانست و افزود: این زیردریایی نقاط برجسته و ویژگی های بسیار مهمی دارد که یکی از این خصوصیات، نصب 12 نوع سونار بر روی آن است که این سونارها این امکان را به زیردریایی می دهند که بتواند هم به صورت پسیو (غیرفعال) و هم اکتیو (فعال) عمل کنند. می توانند دید در پشت داشته باشد. می تواند عمق، سرعت و صوت را تشخیص دهد و یکی دیگر از توانمندی‌های این زیردریایی، اقدام دقیق و مناسب علیه غواص‌های دشمن است.
 
معاون تحقیقات و جهاد خودکفایی ارتش ماهیت یک زیردریایی را منوط به دو موضوع "سونار" و "اژدر"  دانست و گفت: درغیر این صورت، زیردریایی، تنها یک لاشه است که اگر شناسایی هم شود، یک زیردریایی مرده خواهد بود چراکه نه سرعت بالایی دارد و نه تحرک مناسبی.
 
* اتمام طراحی "بعثت" همزمان با الحاق زیردریایی "فاتح"
 
امیری ادامه داد: البته فعلا تمرکز اصلی ما بر روی زیردریایی فاتح است تا بتوانیم اولین نمونه آن را ساخته و به کارخانجات و بخش تولید واگذار کنیم اما همزمان با آن، فاز طراحی بعثت نیز در حال انجام است که انشاءالله همزمان با به آب‌اندازی اولین نمونه فاتح، امیدواریم طراحی بعثت هم تمام شود و طی یک زمان بندی دقیق، شاهد برآب اندازی این زیردریایی 1200 تنی نیز باشیم.
 
* ادامه تحقیقات برای شلیک موشک‌ از زیرسطح به اهداف سطحی
 
وی در خصوص توان شلیک موشک از سامانه‌های زیردریایی جهت انهدام شناورهای سطحی، به تست یک نمونه موشکی در رزمایش‌های گذشته نیروی دریایی ارتش اشاره کرد و افزود: پس از نمونه‌ای که انجام شد، بلافاصله شروع کردیم به بومی سازی آن که تحقیقات در این زمینه هنوز هم ادامه دارد و به دنبال این هستیم که تمامی واحدهای زیرسطحی‌مان امکان پرتاب موشک را نیز داشته باشد.
 
معاون تحقیقات و جهاد خودکفایی ارتش این موضوع را یک قابلیت بسیار بالا ارزیابی کرد و اظهار داشت: اژدرها به خاطر مسائل مختلفی که در همه دنیا هم وجود دارد، دارای محدودیت‌هایی هستند و بردشان نیز نسبت به موشک، کمتر است. حالا فرض کنید زیردریایی داشته باشیم که بتواند موشکی مانند "قادر" را که برد مناسبی دارد، شلیک کند. این یک دستاورد بسیار بزرگی است.
 
* تجهیز تمامی زیردریایی‌های ارتش به سامانه موشک‌انداز
 
امیری تاکید کرد: در هر 4 نوع زیردریایی غدیر، طارق، فاتح و بعثت، اقداماتی برای موشک‌انداز کردن آنها شده که بتوان از زیرسطح، اهداف سطحی را در "برد موشکی" مورد اصابت قرار داد.
 
* به دنبال استفاده از "پیل سوختی" در زیردریایی‌های رادارگریز هستیم
 
وی با بیان اینکه علاوه بر اینکه ما باید تمام توان دشمن را رصد کرده و در کنار آن از پیشرفت های صورت گرفته در جهان نیز استفاده کنیم، به برخی از زیردریایی‌های مدرن در دنیا اشاره کرد و گفت: برای مثال زیردریایی دلفین ساخت آلمان که نوع پیشرفته‌ای از زیردریایی‌های دیزل الکتریک محسوب می‌شود، مجهز به سامانه پیل سوختی هستند.
 
معاون تحقیقات و جهاد خودکفایی ارتش افزود: زیردریایی ها دارای انواع مختلفی‌اند که برخی اتمی و برخی هم دیزل الکتریک هستند که زیردریایی‌های کلاس طارق ما از نوع دوم محسوب می‌شوند.
 
امیری ادامه داد: برخی زیردریایی‌های دیگر نیز مجهز به AIP Air Independent Propulsion)) هستند که از سامانه رانش بی‌نیاز به هوا بهره می‌گیرند که یکی از انواع این زیردریایی‌ها، همین زیردریایی‌های دارای پیل سوختی است.
 
وی گفت: وقتی یک واحد زیردریایی مدت زمانی در حدود 8 ساعت یا 10ساعت یا 12 ساعت را زیر آب بماند، طبیعتا از حجم باطری آن کم شده و مجبور است برای شارژ مجدد، بالا بیاید که این بالا آمدن، یک تهدید محسوب می‌شود اما زیردریایی‌های دارای پیل سوختی بواسطه حجم اکسیژنی که در خود ذخیره می‌کنند، می‌توانند مدت زمان زیادی (درحدود 20 تا 30 روز) را زیر آب بمانند.
 
معاون تحقیقات و جهاد خودکفایی ارتش درخصوص عملکرد این زیردریایی‌ها نیز اظهار داشت: وقتی انرژی الکتریکی را به آب بدهیم تبدیل به اکسیژن و ئیدروژن می‌شود. در این زیردریایی‌ها، عکس این عمل اتفاق می‌افتد. یعنی وقتی ئیدروژن و اکسیژن را با هم تلفیق می‌کنیم آب و انرژی الکتریکی بدست می‌اید که انرژی الکتریکی صرف رانش زیردریایی و نیز شارژ باطری‌ها خواهد شد.
 
امیری با بیان اینکه برنامه هایی برای بکارگیری این علوم در زیردریایی‌های بومی خودمان مانند فاتح و بعثت نیز در دست است، افزود: ما به دنبال ساخت زیردریایی‌های با پیل سوختی، قابلیت شلیک موشک و  با نویز کم هستیم که قابل کشف نباشند.
 
* زیردریایی‌های ساکت ایران در کمین ناوهای هواپیمابر آمریکا در خلیج فارس
 
وی با تاکید بر اینکه البته توان زیردریایی تنها به تسلیحات و تجهیزات آن نیست، به موضوع تاکتیک‌های نبرد زیرسطحی به عنوان یک مبحث مهم اشاره کرد و گفت: برای مثال اگر یک زیردریایی معمولی در همین خلیج فارس بتواند به کف بنشیند، بدترین تهدید برای دشمن خواهد بود و یکی از ترس‌های آمریکایی‌ها هم همین است چراکه زیردریایی‌های ما به پوشش‌هایی مجهز هستند که هم صوت را از خود بیرون نمی‌دهند و هم صوتی که از طرف سونار بیاید را برنمی‌گردانند.
 
معاون تحقیقات و جهاد خودکفایی ارتش خاطرنشان کرد: وقتی این زیردریایی در کف می‌نشیند براحتی می‌تواند یک ناو هواپیمابر که از نزدیکی‌اش می گذرد را هدف گیری و مورد اصابت قرار بدهد.
 
* زیردریایی‌های ایران قابل کشف از سوی شناورهای سطحی و زیرسطحی دشمن نیستند
 
امیری نوع انتشار امواج صوتی درون آب را یکی ازموهبت‌های خدادادی در عرصه دریا عنوان کرد و گفت: وقتی امواج الکترومغناطیس از یک رادار منتشر می‌شود، به صورت مستقیم حرکت کرده، به هدف می خورد و بر می گردد اما این موضوع در زیر آب به گونه ای دیگر است که با شناخت آب و پارامترهایی نظیر عمق، میزان شوری، فشار و.. می‌توان به آن رسید.
 
وی ادامه داد: زیردریایی های ما به این توان رسیده اند که می‌توانند به گونه ای در عمق دریا قرار بگیرند که کشتی‌ها و زیردریایی های دشمن را ببینند بدون اینکه از طرف آنها دیده شوند.
 
معاون تحقیقات و جهاد خودکفایی ارتش با اشاره به موضوع "زمین مجازی" که به علت علت شوری آب در لایه‌های مختلف دریا صورت می گیرد، اظهار داشت: بهترین و خاص‌ترین این شرایط، در خلیج فارس و تنگه هرمز است و اگر ما اینها را خوب بشناسیم، پیشرفته‌ترین زیردریایی‌ها هم از پس ما برنمی‌آیند.
 
* دو تحلیل از علت انفجار زیردریایی کورسک روسیه
 
امیری در بخش دیگری از گفتگوی خود با فارس به موضوع نوآوری در سیستم اژدرها اشاره کرد و با ذکر یک نمونه خارجی افزود: 6-5 سال قبل در دریای بارنس در نزدیکی نروژ زیردریایی کورسک  روسیه دچار مشکل شد که دو تفسیر برای آن متصور است.
 
وی ادامه داد: اولین تفسیر مربوط به وجود ئیدروژن بود که یکی از تهدیدات زیردریایی‌ها به حساب می‌آید. در واقع در زیردریایی‌های دیزل الکتریک که دارای باطری‌های سرب‌اسیدی هستند، این باطری‌ها در حالت عادی وقتی شارژ و دی شارژ می‌شوند، شروع می‌کنند به متصاعد کردن ئیدروژن که این ئیدروژن باید در اجاق‌های ئیدروژن‌سوز سوزانده و دفع شود. اگر در اینجا مشکلی پیش بیاید و حجم ئیدروژن در فضای بسته از 3 درصد بیشتر شود، کوچکترین جرقه کافی است تا انفجار ایجاد کند.
 
معاون تحقیقات و جهاد خودکفایی ارتش خاطرنشان کرد: همین اتفاق برای زیردریایی کیلوکلاس هندی رخ داد که هندی‌ها آن را سوار کشتی کرده و برای تعمیر به روسیه بردند.
 
امیری افزود: مشکل احتمالی دیگر مربوط به وجود اکسیژن در اژدرها بود چراکه یک سری از اژدرها، اکسیژن مایع صد در صد را به عنوان سوخت درون خود ذخیره می‌کنند. این اکسیژن در دپوهای موشک و اژدر کاملا کنترل می‌شود تا به هیچ وجه نشت نداشته باشد اما وقتی وارد زیردریایی می‌شود به علت جابجایی یا ضربه خوردن ممکن است نشت کند.
 
وی تصریح کرد: نشت ئیدروژن خالص کافی است در کنار روغن یا مواد چربی قرار بگیرد تا تولید انفجار ‌کند.
 
معاون تحقیقات و جهاد خودکفایی ارتش افزود: از آنجایی که خود روس ها اطلاعاتی در این زمینه بروز ندادند، این دو نقل برای انفجار در زیردریایی کورسک متصور است اما در هر صورت این مشکل باعث غرق زیردریایی و کشته شدن کلیه نفرات آن شد.
 
* حذف اکسیژن از سیستم ‌اژدرها و جایگزینی یک سوخت بی‌خطر
 
امیری خاطرنشان کرد: ما هم در واحدهای خود متوجه این خطر هستیم چراکه یک سری از اژدرهای ما نیز اکسیژنی است و با برنامه‌هایی داریم که با جایگزینی یک سوخت کاملا بی‌خطر از پایه نفت، این نقیصه را جبران کنیم.
 
وی گفت: البته اژدرهای اکسیژنی، اژدرهای خوبی هستند که باید ایمنی را در آن رعایت کرد اما در تلاشیم که آن اژدرها را هم از اکسیژنی به اژدرهای سوخت مطمئن تبدیل کنیم.

روایت وزیر از جلسه انتخاب رییس دانشگاه آزاد

وزير علوم تحقيقات و فناوري جزييات جلسات هيات امناي دانشگاه آزاد و چگونگي انتخاب رييس پيشنهاد اين دانشگاه را تشريح كرد.

به گزارش ايسنا كامران دانشجو روز دوشنبه در يك نشست مطبوعاتي كه در محل وزارت علوم برگزار شد، به مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در شهريور ماه اشاره كرد و گفت: بر اساس اين مصوبه قرار شد كه اولين جلسه هيات امناء با مسئوليت وزير علوم جهت انتخاب رييس پيشنهادي دانشگاه آزاد تشكيل شود كه در اين زمينه بنده چند ابهام داشتم كه آن را به دبير شورا ارسال كردم.

وي افزود: در اين راستا به بخشي از ابهامات پاسخ داده شد، اما بخشي از سوالات بنده مجددا در ابهام باقي ماند كه دوباره نامه‌اي نوشتم و جلسه‌اي براي رفع دو ابهام مبني بر مكان جلسه هيات‌ امناء و افراد صاحب راي در شورا تشكيل شد.

وي با بيان اينكه در اين جلسه ضمن تاكيد مجدد به مسئوليت بنده، يك تبصره به اساسنامه دانشگاه آزاد اضافه شد، اظهار كرد: بر اساس اين تبصره، مقرر شد رييس وقت دانشگاه آزاد در خصوص بررسي و تاييد رييس پيشنهادي جديد در جلسه هيات امناء حق راي نخواهد داشت.

وي با تاكيد بر اينكه در همان ابتدا كه به آموزش عالي آمدم عنوان كردم كه دانشگاه آزاد يك بال آموزش عالي محسوب مي‌شود، تصريح كرد: بايد از شخص جاسبي به عنوان كسي كه 30 سال در اين دانشگاه زحمت كشيده تشكر و قدرداني شود و علاوه بر او ‌بايد از مجموعه مسئولان دانشگاه آزاد تشكر شود.

وزير علوم خاطرنشان كرد: پس از ابلاغ مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، دعوتنامه‌اي با امضاي بنده خدمت اعضاي هيات امناء براي حضور در جلسه 30 آذرماه ارسال شد كه طي آن مسئوليت جلسه و اداره آن بر عهده بنده بود.

وي با اشاره به جلسه 30 آذر، خاطرنشان كرد: در جلسه 30 آذرماه عليرغم اين كه دستور جلسه انتخاب رييس دانشگاه بود، اما براي اينكه ما همراهي خود را نشان دهيم، يكي از اعضاي هيات امناء سه مولفه را در اين جلسه ارائه كرد كه اين مولفه‌ها شامل انتخاب رييس هيات امناء، زمان برگزاري جلسه بعدي هيات امناء در 21 دي ماه براي انتخاب رييس دانشگاه و مولفه سوم اين بود كه مسئوليت اداره جلسه در تاريخ 21 دي ماه بر عهده وزير علوم خواهد بود، هر چند كه مورد آخر بر اساس مصوبه شورا نياز به مصوبه هيات امناء نداشت.

به گزارش ايسنا، وي افزود: با وجود اينكه مسئوليت اين جلسه با بنده بود اما من در اين جلسه اعلام راي نكردم ولي در نهايت با راي اكثريت هيات امناء اين سه مولفه انتخاب شد، البته چهار نفر راي ندادند اما چون يك تصميم جمعي بود پذيرفته شد.

وزير علوم با اشاره به پيشنهاداتي در جلسه اول هيات امناي دانشگاه آزاد كه راي اكثريت را نياورد، گفت: يكي از پيشنهادها اين بود كه كميته‌اي سه نفره براي مصاحبه و شنيدن برنامه‌هاي كانديداها تشكيل شود و پس از اينكه اين موضوع از كانال اين كميته سه‌ نفره رد شد به هيات امناء بيايد كه اين پيشنهاد در جلسه اول هيات امناء راي نياورد.

وي افزود: همچنين پيشنهاد ديگري در جلسه اول هيات امناء مطرح شد مبني بر اينكه همه افرادي كه كانديدا هستند و تا 10 دي ماه مطرح مي‌شوند در جلسه‌اي برنامه خود را براي اعضاي هيات امناء اعلام كنند كه به اين پيشنهاد نيز راي داده نشد.

به گفته دانشجو، همچنين پيشنهاد شد كه آيين‌نامه‌اي براي اداره جلسات نوشته شود كه جلسات بر اساس آن پيش رود كه اين پيشنهاد نيز رد و مقرر شد اداره جلسه با بنده باشد و آيين‌نامه نيز بعد از انتخاب رييس نوشته شود.

 سنگ بناي دعوت از كانديداها براي حضور در جلسه اشتباه بود

وي ادامه داد: همچنين چند تصميم غير از مصوبات ذكر شده در جلسه اول مطرح شد كه يك تصميم اين بود كه سوابق كانديداها تا 10 دي ماه مطرح شود و طي آن سوابق علمي و اجرايي كانديداها توسط وزيرعلوم جمع آوري و براي اعضاء ارسال شود كه در اين زمينه كساني كه كانديداتوري را قبول كردند، سوابقشان در تاريخ 11 دي ماه براي اعضاي هيات امناء ارسال شد.

وي ادامه داد: تصميم ديگري كه در جلسه گرفته شد اين بود كه درباره هر فردي كه نياز به تحقيق و پرس‌وجو وجود دارد، اعضاي هيات امناء مي‌توانند به صورت تك‌تك از آنها دعوت به عمل آورده و با آنها صحبت كند اما در روز 21 دي ماه هركس به هر نحوي درباره فردي به جمع‌بندي رسيده باشد بايد به جلسه بيايد و تاكيد شد كه در جلسه 21 دي ماه رييس دانشگاه آزاد انتخاب و نهايي شود.

به گزارش ايسنا، وزير علوم در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به اينكه دعوتنامه‌هاي دومين جلسه نيز براي اعضاي همان جلسه قبلي ارسال شد، افزود: همچنين در تاريخ 12 دي ماه نيز سوابق علمي و اجرايي 12 نفر از كانديداتورها براي اعضاي هيات امناء ارسال شد كه پس از آن دو نفر انصراف دادند.

دانشجو در ادامه گفت: در جلسه 21 دي ماه عليرغم اينكه مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مصوبات هيات امناء در جلسه اول كاملا مشخص بود، اما عده‌اي شبهاتي را به وجود آوردند كه طي آن موافقت به عمل آمد كه هر پيشنهادي كه مطرح شود به راي گذاشته شود.

وي تصريح كرد: در جلسه دوم هيات امناء عليرغم اينكه قرار نبود از كانديداها دعوت به عمل آيد، اما به برخي از كانديداها زنگ زده شده بود كه به اين جلسه بيايند و برنامه‌هايشان را اعلام كنند كه سنگ بناي اين كار اشتباه بود چرا كه همان‌طور كه عنوان شد در جلسه اول هيات امناء اين موضوع مطرح و به آن راي داده نشده بود.

وي با تاكيد بر اينكه ارائه برنامه توسط اعضاي كانديداها نياز به منابع دارد و نياز است كه كانديداها سياست‌هاي هيات‌امناء را بدانند، گفت: اما با اين وجود اصرار شد كه كانديداها برنامه‌هايشان را اعلام كنند و باز براي اينكه با افرادي كه چنين پيشنهادي را دارند همراهي شود تبعيت كرديم و گفتيم كه اعضاي كانديداها بيايند و برنامه‌هايشان را ارائه دهند.

وي افزود: در حالي تعدادي از كانديداها در جلسه حضور داشتند كه سه ساعت قبل از برگزاري جلسه به برخي از كانديداها زنگ زده شده بود كه بيايند و برنامه‌هاي خودشان را ارائه كنند.

وي ادامه داد: همان‌طور كه گفته شد موافقت به عمل آمد كه پنج يا شش نفر از كانديداها كه در جلسه حضور داشتند برنامه‌هاي خود را ارائه دهند و در صورتي كه تغييري در راي ما داده شد آن را عوض كنيم اما برخي از اعضاي هيات امناء گفتند كه همه كانديداها بايد در جلسه حضور داشته باشند.

وزيرعلوم گفت: نهايتا باز براي حفظ احترام و عدم به چالش كشيده شدن جلسه گفتيم كه حاضريم تا صبح بنشينيم تا همه كانديداها به جلسه بيايند و برنامه‌هاي خودشان را ارائه كنند تا جلسه ادامه يابد و رييس پيشنهادي انتخاب شود، اما گفتند كه در اين جلسه رييس نبايد انتخاب شود زماني كه به آنها گفتيم اين پيشنهاد شما را به راي مي‌گذاريم فرمودند چه چيز را به راي مي‌گذاريد شما اكثريت را دارا هستيد و معلوم است كه راي مي‌آوريد.

 اگر شبهه‌اي باشد،  بر سر  انتخاب رييس هيات امناست

 اجازه حق وتو به كسي داده نشد

وزير علوم در ادامه اذعان كرد: همچنين گفته شد اينكه در اين جلسه رييس نبايد انتخاب شود يك دستور است و بايد اجرا شود كه در اين‌جاي بحث، اكثريت مقاومت كرديم. در واقع ما در طول جلسه با هيچ‌ چيزي مخالفت نكرديم الا با حق وتو براي يك‌نفر و در واقع با اينكه اقليت نظرخود را به اكثريت تحميل كنند مخالفت كرديم.

وي ادامه داد: در واقع با صحبت ذكر شده به اين دليل مخالفت شد كه سنگ بناي غلطي براي هيات امنا گذاشته نشود.

دانشجو در ادامه تصريح كرد: چون ادامه جلسه با بنده بود اعلام راي كردم و قبل از مغرب پنج نفر از افراد رأي‌شان را تحويل دادند.

وي با بيان اينكه پس از آنكه آراء تحويل داده شد، آراء خوانده شد كه هر پنج نفر به يك فرد راي دادند كه طي آن آراء به دبير شورا ارائه شد و همان جا نيز دكتر مخبر صورت جلسه را نوشت و اكثريت اعضاء آن را امضاء كردند و ان‌شاءالله در جلسه بعدي شورا ضمن ارائه گزارش جلسه، بحث رييس مطرح خواهد شد.

وي درباره شبهه‌هاي انتخاب رييس پيشنهادي دانشگاه آزاد، تاكيد كرد: اگر شبهه‌اي باشد، شبهه بر انتخاب رييس هيات امناء است، چون راي يكي از اعضاي هيات امناء راي مشروط بود، مشروط به اينكه دو مصوبه ديگر نيز رعايت شود. در واقع مشروط به اينكه اعضا متعهد شوند كه رييس در جلسه 21 دي ماه انتخاب شود و با توجه به اينكه اين مصوبه از طرف اين اعضاء رعايت نشد آن فرد مي‌تواند رأيش را پس بگيرد و اگر رأيش را پس بگيرد ديگر راي اكثريت نيست.

وزير علوم تاكيد كرد: در دومين جلسه هيات امناي دانشگاه آزاد كسي جلسه را ترك نكرد و راي‌گيري با حضور همه افراد صورت گرفت، همه چه مخالف وچه موافق حرف‌هاي خود را با صراحت بيان كردند و اجازه خدشه به تصميم جمعي داده نشد. همچنين اجازه حق وتو نيز به كسي داده نشد و در نهايت اينكه واقعيت اين است كه هيات امناء هيچ بيانيه‌اي نيز صادر نكرده است.

وي همچنين با اشاره به مباحثي همچون اينكه عده‌اي مطرح مي‌كنند ثبات مديريت در كشور اجرا نمي‌شود تصريح كرد: آيا 30 سال مديريت ثبات نيست، البته با طرح اين مسائل خدشه‌اي به مديريت جاسبي وارد نمي‌كنم.

دانشجو تاكيد كرد: خدا را شاهد مي‌گيريم كه يكي دو ماه گذشته رييس‌جمهور كوچكترين اعمال نظري به بنده نكردند و حتي از نتايج جلسه اول نيز هيچ چيزي به ايشان نگفتم.

وي ادامه داد: ما دنبال متن هستيم و نه حاشيه. رييس پيشنهادي دانشگاه آزاد به شورا نيز پيشنهاد شده است و اگر شورا نيز به رييس انتخابي راي دهد رييس دانشگاه آزاد خواهد بود و در واقع تصميم‌گير نهايي شوراست.

وي افزود: در جلسه بعدازظهر، ارايه گزارش جلسه دوم هيات امناي دانشگاه آزاد در دستور كار شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار دارد و مابقي تصميمات نيز با شوراست.

به گزارش ايسنا، وزير علوم در بخش ديگري از سخنانش با بيان اينكه آقاي فرهاد دانشجو به بنده اجازه دادند كه سوابق ايشان را همراه با سوابق ساير كانديدا براي اعضاي هيات امنا ارسال كنم گفت: آقاي فرهاد دانشجو گفتند كه در اين مورد فكر مي‌كنم اما سوابق بنده را بفرستيد و تا روز قبل از راي‌گيري گفتند كه نمي‌خواهند كه در معرض راي‌گيري قرار گيرند، اما بعدازظهر روز سه‌شنبه با بنده تماس گرفتند و گفتند در حال حاضر احساس تكليف مي‌كنم كه در معرض آراء قرار گيرم.

وي افزود: حتي بنده اطلاع دارم تعدادي از اعضاي هيات امناء يك شب تا 1.5 ـ 2 نصفه‌شب به منزل آقاي دانشجو رفته بودند تا ايشان پيشنهاد كانديداتوري دانشگاه آزاد را بپذيرد. همچنين در جلسه اول هيات امناء زماني كه سه پيشنهاد مطرح شد شخص آقاي جاسبي ، دانشجو را پيشنهاد كردند.  همچنين دو نفر ديگر نيز همان روز چهارشنبه اعلام كردند كه از كانديداتوري دانشگاه آزاد انصراف مي‌دهند.

تلخند

پس از برگزاری دادگاه و طی مراحل قضایی
احکام محکومیت دو عضو جریان انحرافی متهم به جاسوسی و فساد اقتصادی ابلاغ شد

خبرگزاری فارس: احکام دو تن از بازداشت شدگان منسوب به جریان انحرافی که به اتهام جاسوسی ، اختلاس ، ارتشا ، تحصیل مال نامشروع و ارتباط نامشروع بازداشت شده بودند اخیرا" ابلاغ شده است.

خبرگزاری فارس: احکام محکومیت دو عضو جریان انحرافی متهم به جاسوسی و فساد اقتصادی ابلاغ شد

به گزارش خبرنگار سیاسی فارس ، دادگاه دو تن از منسوبین جریان انحرافی که سابق بر این در یکی از سازمان های تحت سلطه این جریان مسئولیت داشته اند ، در آبان ماه جاری برگزار گردیده که اخیرا" حکم قضایی آنان ابلاغ شده است. 
یکی از این افراد که مسئول تشریفات سازمان مذکور بوده در چهار اتهام محکوم شده است. اتهام اول ، جاسوسی برای سرویس های آمریکا ، انگلیس و ایتالیا که در این باره  به 5 سال حبس محکوم شده است. اتهام دوم ، اختلاس توام با جعل که در این زمینه به 5 سال حبس ، انفصال دائم از خدمات دولتی ، رد مال مورد اختلاس و پرداخت 26 هزار یورو جزای نقدی محکوم شده است. اتهام سوم ، تحصیل مال نامشروع است که در این خصوص به پرداخت دو برابر مال تحصیل شده (8 هزار دلار و 60 میلیون ریال ) و رد اصل مال (4 هزار دلار و 30 میلیون ریال) محکوم شده است. اتهام چهارم این فرد رابطه نامشروع بوده که با اثبات آن به 99 ضربه شلاق محکوم شده است.
بنا براین گزارش ، فرد دیگر منسوب به جریان انحرافی که ذیحساب سازمان مذکور بوده در زمینه 3 اتهام محکوم شده است.
اتهام اول ، اختلاس که بابت آن به تحمل 4 سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی و رد مال مورد اختلاس (مبلغ 92 میلیون و 200 هزار ریال) و پرداخت جزای نقدی معادل 2 برابر مال مورد اختلاس محکوم شده است.
اتهام دوم وی اخذ رشوه است که بابت آن به تحمل 4 سال حبس ، 74 ضربه شلاق و پرداخت 70 میلیون جزای نقدی محکوم شده است.
اتهام سوم ، رابطه نامشروع بوده که بابت آن پس از اثبات به 99 ضربه شلاق محکوم شده است.
گفتنی است دادگاه عناصر منتسب به جریان انحرافی همچنان در حال برگزاری است.

شهید احمدی روشن دقایقی پس از ترور (عکس)

باى ذنب قتلت