راز سکوت زهرا رهنورد در ماجرای بازداشت برادرش چه بود؟

 

روز یکشنبه دکتر الیاس نادران نماینده مردم تهران در یادداشتی خطاب به آیت الله هاشمی رفسنجانی از فردی نام برد که برادر همسر يكى از سردمداران آشوب بوده و مديريت بخشى از اغتشاشات را به عهده داشته است. 

به گزارش جهان، پس از این یادداشت برخی رسانه ها فاش کردند که فردى كه در يادداشت الياس نادران به وى اشاره شده، شخصى به نام شاپور كاظمى، برادر همسر ميرحسين موسوى است. 

به دنبال افشای این موضوع زهرا رهنورد خواهر شاپور کاظمی، در جمع خانواده زندانیان سیاسی اعلام کرد که تاکنون نسبت به بازداشت برادرش به خاطر دلایل مصلحتی سکوت کرده و اینگونه وانمود کرد که به دلیل آبروی کشور و همدردی با خانواده بازداشت شدگان از انتشار خبر و اعتراض نسبت به بازداشت برادرش سخنی نگفته است.

این در حالی است که رهنورد و همسرش پس از شکست در انتخابات با مصاحبه با شبکه های بیگانه نظیر BBC تلاش کردند با وارد کردن اتهام های واهی به آبروی نظام و کشور چوب حراج بزنند و در این راه از هیچ کوششی مضایقه نکردند.
 
با این حال پیگیری خبرنگار جهان مشخص کرد راز سکوت خانم رهنورد مطالب دیگری بوده که خانم رهنورد صلاح خود ندانستند به آنها اشاره کنند.

شاپور کاظمی برادر زهرا رهنورد حدوداً 55 ساله و مجرد دارای گرین کارت ایالات متحده آمریکا (رواديد اقامت دائم در آمریکا) است و رفت و آمد زیادی به آمریکا دارد و از بدهكاران سيستم بانكى كشور مى باشد.

نامبرده در اعترافات خود به هدایت آشوب در حوادث اخیر و آتش زدن دست کم 7 وسیله نقلیه اعتراف کرده است.

نکته جالب اینکه وى از ۱۰ سال پيش با خانمى داراى سابقه همكارى با گروهك منافقين ارتباط داشته و در ایام اغتشاشات نیز با این خانم در یک خانه تیمی زندگی می کرده است.

 با این تفاسیر، راز سکوت یک ماهه زهرا رهنورد که بهتر از هر کس دیگر شاپور کاظمی را می شناسد، آشکار تر می شود و عبارات صادقانه ای! همچون همدردی با خانواده بازداشت شدگان و مصلحت کشور برای نپرداختن وی به موضوع برادرش، اندکی مضحک به نظر می رسد. 

منبع جهان نیوز http://www.jahannews.com/vdcd5n0k.yt0596a22y.html

نام فرد مورداشاره رئيس‌جمهور در ماجراي بانك پارسيان در ميان رشوه‌دهندگان

صدور حكم قطعي مديران سابق شركت گاز/

حكم قطعي پرونده مديران سابق شركت ملي گاز در دوره وزارت بيژن زنگنه، كه وجوه غيرقانوني قابل توجهي را به صورت غيرمستقيم و با گردش متعدد در سيستم بانكي كشور از سوي برخي پيمانكاران به‌عنوان رشوه دريافت كرده‌ بودند، صادر شد.

به گزارش رجانيوز، در ميان اسامي رشوه‌دهندگان نام محمد رستمي‌صفا نيز ديده مي‌شود؛ فردي كه دكتر احمدي‌نژاد 3 سال قبل و در جريان يكي از سفرهاي استاني خود، هنگامي كه از روابط ناسالم دو نفر در قبال بانك پارسيان خبر داد، نام وي و العقيلي به‌عنوان افراد موردنظر رئيس‌جمهور به رسانه‌ها راه يافت. رستمي‌صفا البته روابط نزديكي نيز با حسن روحاني داشته است.

بنا بر خبري كه پايگاه اطلاع رساني مجتمع قضايي امور اقتصادي (قسط)، منتشر كرده است، در جريان بازرسي از شركت ملي گاز ايران مشخص شده بود كه تعدادي از مديران سابق شركت ملي گاز وجوه غيرقانوني قابل توجهي را به صورت غيرمستقيم و با گردش متعدد در سيستم بانكي كشور از سوي برخي پيمانكاران دريافت كرده‌اند. اين پرونده پس از طي مراحل قانوني و صدور كيفرخواست در دادسراي اقتصادي به شعبه 1191 دادگاه عمومي تهران ارجاع و حكم بعدي آن در سال 1386 صادر و پس از اعتراض به شعبه 69 دادگاه تجديدنظر استان تهران ارسال شد.

بر اساس اين گزارش، شعبه 69 دادگاه تجديدنظر استان تهران به رياست قاضي ولدخاني حكم صادره از شعبه 1191 دادگاه عمومي تهران را به شرح ذيل اصلاح و تأييد كرد؛ جاويد عميدي فرزند ابوالقاسم به اتهام دريافت رشوه به مبلغ 10 ميليارد و 813 ميليون ريال، به تحمل 10 سال حبس تعزيري، 74 ضربه شلاق تعزيري، انفصال موقت به مدت 3 سال از خدمات دولتي و پرداخت جزاي نقدي معادل وجه مال الرشوه به مبلغ 10 ميليارد و 813 ميليون ريال محكوم شد.

همچنين عباس عابدپور فرزند محمدباقر به اتهام دريافت رشوه به مبلغ 7 ميليارد و 653 ميليون و 500 ريال از شركت ايران آروين به مديريت عامل نادر خورزاد و همچنين مبلغ 715 ميليون ريال، از شركت پروفيل صفا به مديريت عامل محمد رستمي‌صفا به تحمل 10 سال حبس تعزيري، 74 ضربه شلاق تعزيري، انفصال دايم از خدمات دولتي، ضبط همه اموال خريداري شده ناشي از رشوه و پرداخت 8 ميليارد و 368 ميليون و 500 هزار ريال محكوم شد.

در ادامه اين گزارش آمده است: نادر عميدي فرزند ابوالقاسم به اتهام دريافت رشوه به مبلغ 44 ميليون ريال و به دليل واسطه ايصال رشوه به نفع جاويد عميدي و عباس عابدپور به مبلغ 19 ميليارد و 181ميليون و 500 هزار ريال به 3 سال حبس، 74 ضربه شلاق تعزيري، انفصال موقت از خدمات دولتي به مدت 3 سال و پرداخت مبلغ 44 ميليون ريال به عنوان جزاي نقدي و ضبط مال به مبلغ 19 ميليارد و 181 ميليون و 500 هزار ريال محكوم شد.

همچنين نادر خورزاد فرزند سيدحسين به اتهام پرداخت رشوه به مبلغ 14 ميليارد و 200 ميليون و 500 هزار ريال و همچنين محمد رستمي‌صفا فرزند علي اكبر به اتهام پرداخت رشوه به مبلغ 9 ميليارد ريال كه هركدام به تحمل 3 سال حبس تعزيري محكوم شده بودند، به دليل فقدان پيشينه كيفري، دادگاه تجديدنظر مجازات حبس آنان را با لحاظ بند 5 ماده 22 قانون مجازات اسلامي هريك به پرداخت مبلغ 10 ميليارد ريال جزاي نقدي و ضبط وجوه پرداختي رشوه محكوم كرد؛ محكومين به حبس اين پرونده درحال حاضر در زندان به سر مي‌برند.

وقايع اسفنديار مشايي از زبان خودش

اسفنديار رحيم مشايي که اخيرا طي حکمي به عنوان معاون اول رييس جمهور در دولت دهم منصوب شده است، در گفت و گويي تفصيلي با ايرنا به انتقادات و شبهاتي که درخصوص عملکرد 4 ساله وي در دولت نهم مطرح شده بود،پاسخ داد .


به گزارش ايرنا متن کامل اين مصاحبه و عينا در پي مي آيد:


** آشنايي شما با دکتر احمدي‌نژاد از کي و کجا آغاز شد و پيش از اين کجا با هم کار کرديد؟


- بسم الله الرحمن الرحيم. آشنايي من با آقاي دکتر به زماني مربوط مي‌شود که به قرارگاه حمزه سيدالشهدا "ع" در منطقه غرب کشور رفتم. ايشان آن موقع در وزارت کشور در استان آذربايجان غربي مشغول خدمت بودند . آشنايي ما به اين تاريخ برمي‌گردد ولي همکاري نزديکتر ما بازگشت مي‌کند به زماني برمي گردد که من مدير کل دفتر امور اجتماعي وزارت کشور بودم و آقاي احمدي‌نژاد استاندار اردبيل بودند و اينجا کارهايمان ارتباط بيشتري با هم داشت، به هرحال استاندارها کارهاي مختلف وزارت را کشور در استان‌ها دنبال مي‌کنند و طبيعتاً ما کارهاي مشترکي را در حوزه مربوط به دفتر اجتماعي وزارت کشور در استان اردبيل انجام مي‌داديم. اين همکاري مشترک البته به برقراري دوستي هم انجاميده است.


وقتي آقاي خاتمي مستقر شد، هم من از وزارت کشور رفتم، هم آقاي احمدي‌نژاد. آنزمان من به صدا سيما رفتم و زماني که در راديو بودم ايشان به عنوان شهردار تهران انتخاب شدند و متعاقب آن از من خواستند به عنوان معاون اجتماعي شهردار تهران و رئيس سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در خدمت ايشان باشم. بنده هم قبول کردم، فرصت بسيار خوبي براي خدمت بود ضمن اينکه کار کردن با ايشان هم که خيلي ارزشمند بود. به هرحال بعد از حدود 2 سال که در شهرداري تهران بوديم ايشان به عنوان رئيس جمهوري انتخاب شدند و نظر ايشان اين بود که به عنوان معاون ايشان و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در دولت در خدمت ايشان باشم که تا الان هم در خدمت دولت هستم.


** اين که مي‌گويند آقاي مشايي همه کاره دولت است و جهت‌گيريهاي اصلي دولت را او تعيين مي کند چقدر صحت دارد؟

-- کاملاً بي‌اساس است؛ برخي از بزرگنمايي‌هايي که در حوزه اثر بنده در دولت مي‌شود بيشتر به قصد تخريب صورت مي گيرد؛ هم مي‌خواهند مرا تخريب کنند، هم شخص دکتر احمدي‌نژاد را.پيشرفت ها و موفقيت هاي شخص آقاي دکتر احمدي نژاد و دولت ايشان بيشتر به استعداد بسيار بالا، هوش فراوان که مبتني به ايمان عميق ايشان به خدا، دين و امام زمان «عج» برمي گردد که طبيعتاً نتايج بسيار گرانبهايي دارد.


اولاً اين ايمان پشتيباني بسيار وسيعي از امداد الهي و هدايت هاي معنوي را در پي دارد چرا که وعده خداوند است از مصاديق بارز و برجسته آقاي احمدي‌نژاد که مکرراً در زندگي ايشان و در دوره مسئوليت ايشان است، جسارت و شجاعت کم نظيري است که ايشان در تصميم‌گيري‌ها دارد و گرايش و علاقه‌اي که به تصميمات بزرگ و انتخاب‌هاي ارزشمند دارد که در کمتر سياستمداري ديده مي شود؛ اين‌ ويژگيهاي برجسته از ايمان ايشان ناشي مي شود، در يک تقسيم بندي ايشان يک سري صفات شخصي دارند: مثل هوش بالا، استعداد بسيار زياد، سرعت عمل و تصميم‌گيري، اين‌ ويژگي ها را اگر به ايمان عميق اضافه کنيم استعدادها را شکوفا مي کند. اين که امروز آقاي دکتر احمدي‌نژاد نه فقط در ايران و يا جهان اسلام بلکه در کل جهان به عنوان يک چهره شاخص و برجسته مطرح است ناشي از قابليت و فاعليتي است که اولي به خود دکتر احمدي‌نژاد و دومي به عنايات حق تعالي و حضرت ولي‌عصر«عج» برمي گردد و بخصوص که آقاي احمدي‌نژاد ارادت بسيار تام و ويژه‌اي به ساحت مقدس حضرت مهدي «عج» دارند و آن حضرت را بر زندگي خود، ناظر مي بينند اين پايه بسيار مهمي است و دستاوردهاي خيلي زياد دارد که بعضي‌ها از آنها را نام بردم مثل تصميم‌گيري‌هاي بزرگ، جسارت و شجاعت در اقدام، قاطعيت در اجراي تصميم‌ها، پيگيري‌ و پرکاري فوق‌العاده، علاقه بسيار زياد که او به مردم. او حساسيت زيادي در قبال کارهاي مردم از خودش نشان مي‌دهد. اينها تشريفات نيست، تعارف نيست، همه وزراء مي توانند شهادت بدهند. که بارها در دولت به آنها تاکيد کرده‌اند که شما حتي يک درخواست کوچک و ساده يک نفر از مردم کشور را کوچک و ساده نپنداريد؛ به آن اهميت و بها بدهيد. اين نوع دوستي و مردم دوستي ناشي از همان ايمان است که موجب مي شود ايشان عاشقانه براي مردم کار کنند و به مشکلات جامعه برسند، اين‌ها از او فرد بسيار توانايي ساخته است که شما بارها و بارها ديده ايد که رهبر معظم انقلاب با چه ادبيات و واژگاني از ايشان تمجيد و تحسين کرده اند.


اين که مطرح مي کنند فلان کس خيلي موثر است. يک دوره يک نفر و دوره اي ديگر فرد ديگري را مطرح مي کنند اين‌ها همه به خاطر اين است که قدرت و عظمت و جامعيت دکتر احمدي‌نژاد را برنمي‌تابند چرا که خودشان خالي‌ و ضعيفند و نمي‌توانند تحمل کنند چنين فردي بتواند چنين کارهاي بزرگي انجام دهد. بنابراين اين‌ها شايعه و دروغ است. البته خود آقاي احمدي‌نژاد هميشه نگاه کارشناسي دارند. ما در طول دوران بعد از انقلاب هيچگاه در مديريت اجرايي کشور کسي را تا اين پايه کارشناس، دقيق و آگاه به مسائل نداشتيم. اين واقعيتي است که بايد همه بپذيريم. کسي مثل آقاي احمدي‌نژاد در امور اجرايي بي‌نظير است .در اشراف تخصصي به مسائل و موضوعات فوق‌العاده است، به همين دليل است که اساسا آقاي احمدي‌نژاد به مباحث کارشناسي و نقطه نظرات علمي و فني و تخصصي اهميت مي‌دهند، آقاي دکتر احمدي‌نژاد به همين دليل ممکن است از مشاوره‌هاي بسياري استفاده کنند که يکي از اين مشاوران فراوان ايشان ممکن است مشايي باشد بنده شهادت مي‌دهم که ايشان کسي است که بارها به راحتي، يک نقطه نظر کارشناسي را به نظر خودشان ترجيح داده‌اند و خيلي سريع هم مسير را عوض کرده‌اند و چه بسيار مواردي هم بوده که ايشان تسليم فشارهاي سياسي تحت عنوان کارشناسي، نشده است. البته رسانه‌هايي هستند که معمولاً تلاش مي‌کنند يا آن را بدنام کنند و يا دولت را به انحراف بکشانند. اين طيف تحت عنوان بحث‌هاي کارشناسي و يا نخبه گرايي قصد دارند که هم نخبه بودن شخص آقاي دکتر احمدي‌نژاد و سواد علمي، فني، سياسي، فرهنگي و اقتصادي ايشان را و هم کساني را که با ايشان کار مي‌کنند زير سوال ببرند.


بنده و يا هر کس ديگر در حوزه همکاري با آقاي دکتر احمدي‌نژاد داريم به هيچ وجه قابل مقايسه با ايشان نيستيم و در بسياري از موارد اين ما هستيم که معمولاً بعد از يک مدت کوتاهي در مي‌يابيم که ديدگاهها، نقطه نظرات و روش و اسلوب آقاي دکتر احمدي‌نژاد صحيح بوده است.


** اين که مي‌گويند احمدي‌نژاد به هيچ نقدي راجع به مشايي گوش نمي‌دهد چقدر صحت دارد؟



-- اين هم از آن حرف‌هاست، "هيچ نقدي" خيلي حرف کلي است. اين هم مثل همان قبلي براي تخريب آقاي دکتر و مخدوش کردن موضوع است. روش کار آقاي احمدي‌نژاد نه در مورد مشايي بلکه در هر مورد ديگري اين است که حرف‌ها بايد منطقي و اصولي و درست باشد، واقعيت داشته باشد و از موضعي که اعلام مي‌شود آن موضع، موضع درستي اعلام شود.
اين حرف کاملاً بي‌منطق است؛ آقاي دکتر احمدي‌نژاد اساساً در هيچ مسئله‌اي ذهن و فکر خود را نسبت به نقد نبسته، خودش آدم منتقدي است، قدرت نقادي دارد و خيلي خوب هم درک مي‌کند که اگر مطلبي گفته مي‌شود، نقد است يا تخريب؛ مواضع اصولي است يا غير اصولي؛ خبر راست است يا دروغ، ايشان قدرت تحليل دارد.


** در چهار سال گذشته يکسري اتفاقات و جنجال‌ها حول محور شما شکل گرفت نظر شما راجع به خاستگاه‌ اين جنجال‌ها و چگونگي آن چيست و آيا شما خود را در اين اتفاقات مقصر مي‌دانيد يا نه؟


-- البته اين خيلي روشن است که من خودم را مقصر نمي‌دانم. آقاي رئيس جمهور هم بنده را مقصر نمي‌دانند و اگر مقصر مي‌دانستند با من برخورد مي کردند، چون ايشان نشان دادند که اولاً خيلي خوب شجاعت و جسارت برخورد را دارند و از هيچ موضوعي هم نمي‌هراسند، اما انگيزه اين‌ها من فکر مي‌کنم که نياز به يک تحليل وسيعي دارد. ببينيم آن‌هايي که انتقادي داشته‌اند و يا مواضعي داشته‌اند، انگيزه‌شان چه بوده است، تعداد قابل ملاحظه‌اي از منتقدان بنده، (البته اين نظر من است و در مواردي که با آقاي رئيس جمهور صحبت داشته‌ام، نظر ايشان هم همين بوده است) که اصلا هيچ شناختي از من نداشته‌اند و ندارند و متاسفانه صرفاً تحت تاثير اخبار دروغ قرار گرفته اند. من با آن‌ها کاري ندارم ولي مقاصد سياسي براي تخريب دولت و وجهه آقاي احمدي‌نژاد انگيزه اصلي بوده است، اگر بنده هم در محضر آقاي دکتر احمدي‌نژاد نبودم و در حوزه‌اي که ايشان مديريت مي‌کند به عنوان يک خدمتگزار کوچک حضور هم نداشتم و به مواضع ايشان باور و اعتقاد نداشتم و در جهت اعمال نقطه نظرات ايشان حضور موثري نداشتم، مشمول اين همه جوسازي و تهمت‌ها هم قرار نمي‌گرفتم؛ اين بر همگان روشن است.


اما جالب اينجاست که وقتي به اين مسائلي که درباره من مطرح شد و حجم اين تبليغات و تنوع آن نگاه مي کنيد مي‌بينيد که اين‌ها بسيار با هم متناقض هستند، بعضي وقت‌ها هجمه تبليغات روي من به اين سمت مي‌رود که ايشان افکار و انديشه‌هاي خاصي دارد که از چهارچوب سنت‌هاي ما خارج است. بعضي وقت‌ها آن چنان افکار ارتجاعي را به بنده نسبت مي‌دهند که در حوزه سنت ما ولو خيلي قديميش هم خيلي به ندرت گير مي‌آيد، اين تناقض‌ها کاملاً مشخص است و مي‌شود فهميد که صرفاً سوء استفاده از فرصت‌هايي براي تخريب و مخدوش کردن دولت است.


مثلاً کساني آمدند فيلمي را منتشر کردند (که آن فيلم را هم ناقص منتشر کردند)، بعد هم نوشتند که بله مشايي در يک مجلس لهو و لعب خصوصي در ترکيه شرکت کرده است، مثل اين که من از اين جا به ترکيه سفر کرده ام که در يک مجلس لهو و لعبي شرکت کنم مثل يک مهماني خارج از قاعده، در حالي که کاملاً معلوم بود و مشخص شد که بنده اولاً در هيچ مجلسي شرکت نکردم که خصوصي باشد که حالا لهو و لعب باشد يا غير آن. من در جلسه‌اي شرکت کردم که براساس مصوبه سازمان کنفرانس اسلامي برگزار شده بود و موضوعش هم گردشگري بود. بنده هم در راه بازگشت از اجلاس جهاني وزراي گردشگري به ترکيه رفتم و در آن اجلاس شرکت کردم . در همان فيلمي هم که منتشر کردند، دبير کل سازمان کنفرانس اسلامي هم کنار بنده نشسته بودند. آن‌ها در افتتاحيه کنفرانس مراسم متنوعي اجرا کردند از جمله رقص سما که ترک‌ها به عنوان يک برنامه فرهنگي اجرا مي‌کنند که در فرهنگ آن‌ها خيلي عادي بود ولي در فرهنگ ما رقص نداريم و به همين دليل هم وقتي در مراسمي شرکت مي‌کنيم که با چنين مسائلي مواجه مي‌شويم ديگر حضور ما در آن مراسم ضرورتي ندارد و ما هم مجلس را ترک کرديم، اما اين‌ها جوّي ساخته بودند که بنده رفتم در يک مراسم لهو و لعب که البته پرونده‌اش در محکمه موجود است که من خودم شاکي شدم و مراحل نهايي را هم طي خواهد کرد و نتيجه‌اش را هم مردم عزيزمان خواهند ديد. در اين موضوع رسانه‌هاي داخلي از همه جناح ها و حزب‌ها و گروه‌ها به ما پرداختند (چون دولتي را به دنبال اين جناح و آن حزب نباشد. برنمي تابند).


 يا از قول يک خبرنگار يک رسانه خارجي نوشته بودند که بنده گفته ام: حجاب هيچ ضرورتي ندارد به اين صورت که بله وقتي به ايران رفته بودم و با آقاي مشايي مصاحبه کردم، جلوي در به من گفتند بايد حجابت را کامل کني ولي وقتي داخل رفتم ايشان به من گفتند که نه حجاب هيچ ضرورتي ندارد و شما مي‌توانيد هيچ حجابي نداشته باشيد، اين دروغ از آن جا معلوم مي شود که در همان مقاله عکسي را در کنار خود من انداخته است که در آن حجابي دارد که از بسياري از خانم‌ها در تهران بيشتر و محکمتر بود. معلوم مي‌شود اين يک کار ساختگي و دروغي بود که در خارج از کشور انجام شده بود و دستاويزي شده بود براي افرادي در داخل براي تخريب، جالب آن که در آن رسانه خارجي گفته شده بود که مشايي گفته اصلا خوردن مشروب ايرادي ندارد و ايراني‌ها هم که به خارج ايران مي‌روند، هم مي‌توانند مشروب بخورند و هم مي توانند حجاب نداشته باشند. خوب به بعضي‌ها مي‌شود يک مطالبي را نسبت داد ولي به بنده که سابقه زندگي‌ام کاملاً روشن است و به دولتي مثل دولت آقاي دکتر احمدي‌نژاد که سا4ي که من اصلاً به آن سفر و به آن کشور نرفته بودم! تازه اگر رفته بودم و روشن است. اين برچسب ها نمي چسبد.


همچنان که در ساليان پيش هم نشان داده بوديم، ما از مذهبي‌هاي بعد از انقلاب نيستيم، قبل از انقلاب هم ما مذهبي بوديم، من در آن زمان گفتم بنده خودم قاري قرآن هستم، اين را براي تبليغ خودم نگفتم، اين را براي اين گفتم که بعضي‌ها زود قضاوت نکنند و يک مقدار فکر کنند.


يا جالب است اگر به خاطر داشته باشيد يک روز يکي از خبرگزاريهاي تهران که خيلي هم ادعاي اصولگرايي داشته و دارد و همواره عليه دولت و بنده بوده است به نقل از يک رسانه صهيونيستي گفته بود بنده در کشور آلمان با يک خبرنگار صهيونيستي مصاحبه کرده‌ام و گفته‌ام که چه خوب روزگاراني بود قبل از انقلاب که ما با هم ارتباط داشتيم و حالا که آن ارتباط قطع شده است بد است! حالا دامنه توطئه را ببينيد ، خيلي جالب است يک نمايشگاه گردشگري در آلمان بود در موضوع گردشگري که ما هم دعوت داشتيم، من هم تصميم داشتم که به دعوت سفير به آن نمايشگاه بروم که در دقايقي آخر تصميم گرفتم که اين سفر را نروم


و در دقيقه نود سفر را لغو کرديم، بسياري از افراد فکر مي‌کردند که من مي‌روم و همين امر باعث شد بعضي از افرادي که نمي‌دانم چه اسمي برايشان بگذارم -بگويم بي‌انصاف، که از بي‌انصاف خيلي بي‌انصاف‌ترند بگويم دشمن، افرادي که دنبال فرصت هستند تا دولت را تخريب بکنند- اين‌ها برداشتند خبر زدند که بله فلاني رفته و يک همچنين مصاحبه‌اي انجام داده، در حالي که من اصلاً به آن سفر و به آن کشور نرفته بودم! تازه اگر رفته بودم و خبرنگاري در نمايشگاه جلوي مرا مي‌گرفت و سوالي مي‌پرسيد و عکسي هم مي‌گرفت نمي‌توانستم تشخيص دهم که کيست، از کجا آمده و چه مقصدي دارد. خوشبختانه با نرفتن من همين کار را هم نتوانستند بکنند. البته بعدها به اين نتيجه رسيدم که اين‌ها اصلاً چنين موضوعي طراحي کرده بودند و آرزو داشتند چنين اتفاقي بيفتد، يک عکسي هم بزنند و آن مطالب را به من نسبت دهند که به لطف خدا جنين نشد. خاطرتان هست تيتر و مطلب تخريبي آن روزنامه را عليه آقاي احمدي‌نژاد گفت و گوي تلويزيوني اي که اصلاً صورت نگرفته و شب قبلش لغو شده بود را؟! در موضوع اسرائيل هم، موضع من درباره رژيم صهيونيستي کاملاً روشن است، من صدها سخنراني عليه رژيم صهيونيستي کرده ام و حرف‌هاي من در اين باره ثبت شده است؛ سياست نظام و دولت در اين زمينه هم کاملاً مشخص است و اصلا شخص آقاي دکتر احمدي‌نژاد را در دنيا به عنوان يک چهره شاخص ضد صهيونيزم مي شناسند، حرفي که من زدم هيچ ربطي به رژيم اسرائيل نداشت. من که راجع به رژيم اشغالگر صهيونيستي حرف نزده بودم،صحبت من راجع به مردم سرزمين هاي اشغالي و در واقع يک جنگ رواني عليه رژيم اسرائيل بود.


 در حقيقت بيان بنده نوعي جنگ رواني عليه اسرائيل بود که اين رژيم آنقدر وضعش خراب شده که ديگر پشتيباني‌هاي بين‌المللي از اين رژيم غاصب هم موضوعيتي ندارد و کشورهاي دنيا فهميده‌اند که پشتيباني از اين اشغالگران جز هزينه براي آن‌ها فايده اي ندارد. من گفتم که آن رژيم در ميان مردمي که در آن سرزمين زندگي مي‌کنند هم ديگر نفوذي ندارد و آن رژيم را قبول ندارند نه اين که حالا مثلاً ما با مردم آن جا پسرخاله و دوست شديم! من همان موقع هم در پنج صفحه براي کميسيون فرهنگي مجلس و رئيس کميسيون جناب آقاي حداد عادل پاسخي نوشتم و بعد هم در کميسيون توضيح دادم که مواضع ما در قبال رژيم صهيونيستي مواضع کاملاً مشخص است، حرفي که باعث شد که تبليغات وسيعي عليه من راه افتاد درست در زماني زده شد که من دو روز قبلش در سخنراني اي که در رسانه‌ها انعکاس هم داده شد گفته بودم رژيم صهيونيستي يک رژيم مرده است و فقط دفن و تشييع جنازه‌اش انجام نشده است. ولي يک تبليغات بسيار وسيعي راه افتاد که مواضع جمهوري اسلامي در قبال رژيم اشغالگر قدس مخدوش شده است!


يا مثلاً گفته شد که فلاني در مجلسي شرکت کرده که قرآن را با ساز و آواز به جايگاه بردند. خب اولاً خبر ،خبر درستي نبود چرا که نه سازي درکار بود و نه حرکات موزوني اجرا شد، يک گروه سنتي غرب کشور برنامه اي را اجرا کردند که در همه کشور آن را انجام داده‌اند، و قبلاً هم همان برنامه را، هم پيش آقاي هاشمي رفسنجاني در کردستان را اجرا کرده بودند و هم پيش آقاي خاتمي در کردستان و تهران و هم پيش آقاي احمدي‌نژاد. اين‌ها براي تکريم قرآن اين مراسم را انجام دادند. 2200 نفر در آن سالن نشسته بودند، بنده هم نشسته بودم، قائم مقام سازمان جهاني گردشگري هم نشسته بود که خيلي از اين مراسم تحت تاثير هم قرار گرفتند، خب اين تبديل شد به يک ماجرايي در کشور که به قرآن توهين شده. اصلاً اين موضوع به من ربطي نداشت. يک سمينار بود که آن را بخش خصوصي اجرا مي‌کرد.


من معاون رئيس جمهورم در جزئيات برگزاري يک سمينار که ورود ندارم. ولي واقعاًهيچ کس قصد توهين به قرآن را ندارد آن هم در جمهوري اسلامي، بين جواناني که شيفته و عاشق قرآن هستند، خب بنده خودم مانوس با قرآن و کتاب خدا بوده‌ام و از کودکي شخصاً علاقه مندي فوق‌العاده‌اي به قرآن دارم و سوابق اجرايي من در خدمت به قرآن در هر کجا که بوده‌ام کاملاً مشخص است مانند کارهايي که در سازمان فرهنگي هنري شهرداري در توسعه معارف قرآن و نشر معارف قرآن و تغيير فضاي تهران به فضاي معنوي و روحاني، اخلاقي و فرهنگي و ديني انجام دادم.


مورد ديگر اينکه کسي در روزنامه‌اي نوشت که من عامل ورود يک جاسوس ايراني - آمريکا و اسرائيل است به ايران بوده‌ام و دوباره اين را بهانه‌اي کردند که آقا اين عمل نابخردانه است و اين ضد ملي است، چرا معاون رئيس جمهور چنين فردي را به کشور دعوت کرده و يا عامليت داشته است. من در پاسخ به مطلب اين روزنامه پاسخي نسبتاً کافي داد‌م و آن روزنامه پاسخ بنده را درج کرد اما متاسفانه به جاي انصاف که معمولاً مشي آنها نيست باز در ادامه توضيحاتي داد که آن توضيحات اين بود که خوب حالا آقاي معاون رئيس جمهور که مي‌گويد من در اين کار دخالتي نداشتم لااقل مي‌داند اين کار، کار چه کساني بوده است و اين را بيايد توضيح دهد. من واقعا تعجب مي‌کنم. در آن پاسخ گفته بودم که اولاً من نه تنها ايشان را دعوت نکردم بلکه اصلاً از آمدن ايشان هم خبر نداشتم و اصلاً نمي‌دانستم چه زماني آمده و چه زماني رفته و در طول حضورش در کشور با چه کساني ديدار کرده است.


ولي من مطمئن هستم آن آقاي بي انصافي که اين مقاله را عليه من نوشتند حداقل اسامي تعدادي از کساني که ايشان در کشور ملاقات کرده بود را مي‌دانستند. بعد البته مطلع شدم که ايشان اصلاً مي‌دانستند که چه کساني اين فرد را به ايران آورده بودند. در حالي که من اصلاً در جريان نبودم، به من هم ربطي نداشت. دسترسي به اين که چه کساني اين فرد را به ايران آوردند و با چه کساني ديدار داشته براي ايشان اصلا کاري نداشت، چون دسترسي ايشان به اطلاعات سخت نيست و ايشان خيلي زود به اطلاعات دسترسي پيدا مي‌کند، ولي متاسفانه باز هم بي‌انصافي کردند که پرونده ايشان بر اساس من شکايت من در دستگاه قضايي در جريان است و مE
** آيا شما ايٲ جمله موارد ديگر اين است که نوشتند فلاني حرف‌هاي عجيب و غريب مي زند و اباطيل مي‌گويد مثلاً مي‌گويد برفراز آسمان ايران فرشتگان هستند و اين خيلي عجيب و غريب است. من نمي دانم کجايش عجيب است؟ من در عظمت ملت ايران و در عظمت دفاع مقدس و پيروزيهاي بزرگ ملت ايران سخنراني کردم و در آن سخنراني گفتم که اين موضوع همان نصرت وعده داده شده الهي به کساني است که گفتند خداي ما الله است و سپس استقامت کردند و آن وقت "تتنزل عليهم ملائکه"، من همين آيه قرآن را خواندم: "الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم تلملائکة"... و ترجمه کردم و گفتم پيروزي‌هاي اين ملت و اين سرزمين به خاطر همين است که ملت گفتند خداي ما الله است و سپس استقامت کردند. اين خيلي طبيعي است که در آسمان ايران فرشتگان باشند و مردم را ياري بکنند. اين کجايش خلاف بود. من که عين آيه قرآني را خواندم. من چه حرف و جمله ناصوابي گفتم که بعد مي‌نويسند مشايي افکار مرموز دارد. من نمي‌دانم حرف‌هاي قرآن کجايش مرموز است حالا اگر من گفته بودم من فرشته‌ها را در آسمان مي‌بينم و شما نمي‌بينيد، اين حرفي است که البته بنده اين ادعا را که نکردم! من آيه قرآن را خواندم و ترجمه کردم. از اين دست مسائل و اين گونه دروغ‌ها و تهمت‌ها زياد داشتيم، اما ما اميد به خدا داريم. خداوند از مومنان حمايت مي‌کند اگر مومن باشيم و اگر مومن نباشيم هم که در اين صورت خداوند از کساني که ادعاي ايمان مي‌کنند اما مومن نيستند، حمايتي ندارد.



** آيا شما اين توانايي را در خودتان مي‌بينيد که دامنه نخبگاني که به دولت کمک مي‌کنند را وسيع‌تر کنيد يا نه؟


-- ببينيد، براي هر دولتي وجود نخبگان در حوزه‌هاي مختلف و متنوع ضروري است، دولت مسئول اجراست و در همه حوزه‌ها مسئوليت دارد. امروز در دنيا موضوعات پراکنده خود، حوزه معظمي از علم را تشکيل مي دهد و معاونان و وزرا و معاونان وزرا و مدير کل‌ها در دولت نمي‌توانند همه حوزه‌هاي علم را پوشش تخصصي دهند و تنها راه ما استفاده از تمام ظرفيت‌هاي علمي و فني ايرانيان داخل و خارج از کشور است ، بلکه بايد از ظرفيت‌هاي همه دنيا استفاده کنيم. امروز استفاده از ظرفيت‌هاي جهاني تا سطوح بالاي زياد شده و دسترسي‌ها افزايش يافته، و سياست دولت در جهت گسترش استفاده از نخبگان و شخصيت‌هاي علمي و برجسته خواهد بود و آقاي دکتر احمدي‌نژاد به طور جدي بر روي اين موضوع تاکيد دارند و ما هم بايد در اين زمينه تمام تلاش خود را بکنيم. ما سرمايه‌هاي بسيار زيادي در کشور داريم که بايد بدون ملاحظه سليقه‌هاي سياسي آن‌ها و زندگي شخصي آن‌ها و علايق آن‌ها در مسايل مختلف و تحليل‌هايشان، امکان مشارکت در تصميم گيري‌ها و استفاده از نظرات کارشناسيشان را فراهم بکنيم، دولت موظف است و خودش را مسئول مي‌داند که از تمام ظرفيت‌هاي علمي و فني استفاده کند چون الان ديگر تصميم درست و خوب و بهتر کافي نيست و ما بايد بهترين تصميم را بگيريم و براي اين منظور بايد از تمام ظرفيت‌هاي نخبگان و کارشناسان استفاده کنيم که انشاء الله دوران دوم رياست جمهوري آقاي احمدي‌نژاد اين کار توسعه پيدا خواهد کرد.



** نقش شما در پيشنهاد افراد براي کابينه چقدر است؟ و اصولا معيارها و مکانيزم آقاي احمدي‌نژاد در اين انتخاب ها چه چيزهايي است؟ و تا حالا چه کارهايي براي تشکيل کابينه صورت گرفته است؟


-- من نقش خاصي �% داشته باشند، هر کسي که انتخاب مي‌شود تخصصي و گرايشي دارد و ممکن ا�8Aشنهادهاي من هم خيلي زياد نبوده است يک يا دو نفر بيشتر به ذهن من نرسيده باشد.


اصولا آقاي دکتر احمدي‌نژاد کسي است که تلاش مي‌کند از پيشنهادات مختلف استفاده کند. ايشان از افراد مختلف مي‌خواهد که نقطه نظراتشان را مطرح کنند و از طيف وسيعي استفاده مي‌کنند، خوشبختانه آقاي دکتر احمدي‌نژاد با توجه به روحيه‌اي که دارند و ارتباطات وسيعي که با افراد مختلف در جامعه دارند، مي‌توانند از ظرفيت هاي خيلي زيادي از پيشنهادات افراد استفاده کنند. بنده هم يک عنصر خيلي کوچکي هستم که اگر فردي به ذهن من برسد دريغ نخواهم کرد ولي تا جايي که خبر دارم دوستاني که خيلي از بنده در اين زمينه مطلع‌تر هستند حضور موثرتر دارند، شايد به اين دليل که بنده بيشتر در حوزه‌هاي فرهنگي بودم و شناخت لازم از افرادي که بتوانند درجايگاه وزارت ايفاي نقش کنند ندارم، بنابراين خيلي نتوانستم در اين بخش به آقاي دکتر کمکي بکنم.


**پيش از شما آقاي دکتر داوودي که استاد اقتصاد هستند در سمت معاون اولي بودند با توجه به اين که بعضي از وظايف مانند اداره شوراها و کميسيون‌هاي اصلي دولت به معاون اول واگذار مي‌شود فکر مي‌کنيد بتوانيد اين وظايف را انجام دهيد و چه برنامه‌هايي براي آن داريد؟


-- همان‌طور که عرض کردم تخصص در بخش‌هاي مختلف لازم است، ولي وقتي آدم در بخشي متخصص مي‌شود ممکن است در بخش‌هاي ديگر نتواند تخصص لازم را داشته باشند، هر کسي که انتخاب مي‌شود تخصصي و گرايشي دارد و ممکن است در امري تواناتر و در امري ديگر کارشناسي کمتري داشته باشد. حوزه معاونت اول يک حوزه عمومي است يعني حوزه معاونت اول به همه حوزه‌هاي کشور برمي‌گردد. ولي بيشتر مانند خود آقاي رئيس جمهور يک مديريت عمومي بر کشور دارد. معاون اول سازمان و تشکيلاتي به آن معنا ندارد، ماموريت خاص و تخصصي نيز به عهده اش نيست. معاون اول مسئول هماهنگ کننده و مديريت امور کشور و دولت است تا تصميم سازيها بسترش فراهم شود. تصميم را معاون اول نمي‌گيرد تصميم را دولت مي‌گيرد و در دولت هم مجموعه‌اي از افراد صاحب نظر در زمينه هاي مختلف حضور دارند.


نيازي اصلي ما در اين دوره شايد بيشتر مورد توجه آقاي دکتر احمدي‌نژاد بوده و بر اساس آن اين تغيير را انجام دادند اين است که با ايجاد فضاي جديدي، تحرک و سرعت در امور هم بيشتر شود. به هرحال کار سنگين و خسته کننده‌اي است. جناب آقاي دکتر داوودي در چهار سال گذشته بار خيلي سنگيني را به دوش کشيدند و انصافاً خدمات و زحمات بسيار زيادي داشته اند. ايشان هم خيلي پرکار و هم خيلي صبور بودند و از اين جهت کار بنده بسيار سخت و دشوار است. شايد ايشان نياز به تجديد قوا داشته باشد. بنده هم که در اينجا باشم پس از مدتي نياز است که افراد تازه نفسي بيايند و کار را دنبال کنند، از جمله مطالبي که دوستان هم بر اين معنا تاکيد داشتند اين بود که به جهت اعتمادي که آقاي دکتر احمدي‌نژاد به بنده مبذول کرده اند و من هم از ايشان صميمانه سپاسگزار هستم بايد به کارها سرعت بيشتري بدهيم.


نگاه ديگري که آقاي دکتر احمدي‌نژاد تعقيب مي‌کنند و دستور دادند بنده آن را پيگيري کنم اين که ما دولت را بيش از گذشته پرتحرک‌تر و منسجم‌تر کنيم و تصميمات کلان و اساسي در وزارتخانه‌ها را با نگاه فراگير دولت دنبال کنيم. الان تصميمات مهمي در دستگاه‌ها و وزارتخانه‌هاي مختلف گرفته مي شود که اين دستگاه‌ها هر کدام مسئول هستند و اين ها را پيگيري مي کنند اما تاثير اين که آن برنامه‌ها چه طور طراحي و چگونه اجرا مي‌شود و با چه سرعتي به مقصد مي‌رسد تنها در حوزه آن وزارتخانه باقي نمي‌ماند، آثارش در بسياري از جاهاي ديگر ظاهر مي‌شود. ما بايد يک توسعه متوازن، پرشتاب اما هماهنگ را دنبال کنيم. يعني در عين حال که بايد سرعت بيشتري به کارها بدهيم؛ بتوانيم توازن را هم افزايش دهيم. در اين موضوع انشاء الله در فرصت‌هاي بعدي مفصلتر صحبت خواهم کرد.






** با توجه به اين که اين چهار سال دوره آخر آقاي احمدي‌نژاد است مهم‌ترين برنامه‌هاي دولت در اين چهار سال چيست؟


ببينيد اين بحث بسيار تفصيلي است، آن چه که مهم است اين است که کشور ما ظرفيت خيلي بالايي براي پيشرفت دارد و ما تقريبا از همه امکانات لازم براي پيشرفت برخوردار هستيم هم منابع انرژي ما، هم منابع کاني ما، هم منابع انساني ما، همه اين ها يک فرصت استثنايي براي پيشرفت پديد آورده، ما در سه دهه گذشته بحران‌هاي بزرگي را پشت سرگذاشته‌ايم، هزينه هاي بسيار سنگيني را براي بقاء و ادامه حيات نظام پرداخت کرديم اما الان که ما وارد دهه چهارم انقلاب شديم و همان‌طور که مقام معظم رهبري فرمودند، دهه پيشرفت و عدالت است.


 ما الان اين فرصت را داريم که گام‌هاي خيلي جدي‌تري هم براي پيشرفت و هم براي عدالت به جلو بگذاريم، شرايطي که امروز در سطح ملي، در سطح منطقه و در سطح دنيا شکل گرفته است، دشمني‌هايي که عليه ما بوده رو به افول است، البته نه اين که دشمنان ما دشمني‌شان را تعطيل بکنند. توان دشمنان مارو به افول است و فرصت بسيار خوبي براي بروز استعدادهاي ايران و ايراني در سطح ملي، منطقه‌اي و جهاني وجود دارد ما بايد کشورمان را اولاً پيشرفته کنيم، ما بايد به سرعت در عين حال با هماهنگي و توازن در همه زمينه‌ها پيشرفت را داشته باشيم.


 آقاي دکتر احمدي‌نژاد بعد از انتخابات دهم دو بار از طريق صدا و سيما با مردم صحبت کردند و اولويت‌هايشان را مطرح کردند اولويت‌هاي دولت همان‌هايي است که آقاي دکتر احمدي‌نژاد در بخش‌هاي مختلف اقتصادي، سياسي، فرهنگي، داخلي و خارجي مطرح کردند. بهرحال همه مي‌دانيم که ما الان جمعيت جواني داريم که نيازمند اشتغال و مسکن هستند اين دو تا را ما بايد با سرعت بيشتري حرکت بکنيم که پاسخ‌هاي بهتري بگيريم. ان شاء ا...در چهار سال آينده فرصت‌هاي بسيار بيشتري براي اشتغال جوانان فراهم خواهد آمد، همچنين در موضوع مسکن هم بايد مسئله را حل کنيم و هم پاسخي به نياز جوانان دهيم و هم عزيزاني که جوان هم نيستند اما مسکن در اختيار ندارند و بخش عمده‌اي از درآمدهايشان مصروف مي‌شود در حوزه مسکن و توان اقتصادي آن‌ها را کاهش مي‌دهد. سياست‌هايي هم که دولت براي کنترل تورم شروع کرده ، با جديت بيشتري هم در اين دوره دنبال مي‌کند

**با توجه به ماموريت‌هاي ويژه‌اي که گفته مي‌شود در چهار سال گذشته آقاي احمدي‌نژاد به شما محول کردند و شما در راستاي انجام آن مسافرت‌هايي به انگليس و آمريکا داشتيد و پرونده رابطه با آمريکا که به نظر مي‌رسد جمهوري اسلامي بايد بعد از 30 سال يک تصميم تاريخي بگيرد، به نظر مي‌رسد دکتر احمدي‌نژاد مي‌خواهند مديريت اين پروژه را به شما واگذار کنندف نظر شما در اين خصوص چيست؟


اولاً آقاي احمدي‌نژاد در گذشته به من ماموريتي ندادند که براساس آن ماموريت بنده به کشور انگليس و يا آمريکا سفر کنم، بنده به انگليس و آمريکا سفر داشتم، اما سفرهاي من به اين دو کشور کاملاً موضوعش مشخص است بنده براي افتتاح نمايشگاه امپراطوري هخامنشي به انگليس سفر کردم و يک سفر ديگر براي ملاقات با ايرانيان به انگليس رفتم بخاطر اين که من جانشين آقاي رئيس جمهور در شوراي عالي ايرانيان خارج از کشور هستم و در بسياري از کشورها با ايرانيان ديدار کرده‌ام و غير از سفرهايي که بنده با آقاي دکتر احمدي‌نژاد به آمريکا سفر کردم يک بار هم مستقلاً براي ديدار با ايرانيان به آمريکا سفر کردم و من در غير دو موضوع سازمان ميراث فرهنگي و ايرانيان سفري انجام ندادم و ماموريتي هم نداشتم، اما درباره با دررابطه با مسئله ارتباط با آمريکا اين‌ها از مسئوليت‌هاي معاون اول نيست و اين‌ها از موضوعاتي است که زيرنظر رئيس جمهور در دولت و از طريق شوراي عالي امنيت ملي دنبال مي‌شود و موضوع معاونت اول نيست

شریعتمداری خطاب به خاتمی: فحش نده!

 
حسین شریعتمداری در کیهان نوشت:

شخصي به گلايه مي گفت؛ هر وقت در محله ما چيزي مفقود مي شود، همسايه ها مرا به سرقت متهم مي كنند و آنچه را كه مفقود شده از من مي خواهند. به او گفتند؛ اين كه نگراني ندارد، چاره كار آسان است، براي رفع سوء ظن اجازه بده يك بار خانه ات را جستجو كنند تا از پاكدست بودنت مطمئن شوند و ديگر تو را به دزدي متهم نكنند. شخص گله مند با قيافه اي حق به جانب گفت؛ حق با شماست، اما بخت و اقبال با من نيست، زيرا هر وقت خانه ام را جستجو كرده اند، اشياء مفقود شده را يافته اند!

برخي از مدعيان اصلاحات در حالي ارتباط خويش با محافل بيگانه و پيروي از دستورالعمل دشمنان بيروني را انكار مي كنند كه طي چند سال اخير و مخصوصاً طي شش ماه گذشته تقريباً هيچ يك از اقدامات و مواضع آنها را نمي توان يافت كه دقيقاً برگرفته از دستورالعمل هاي پيشاپيش اعلام شده و پيشنهاد شده رسانه ها و مقامات آمريكايي نباشد. در اين باره طي چند ماه اخير- و در سال هاي گذشته نيز- گزارش ها و يادداشت هاي فراواني همراه با اسناد و مدارك غير قابل انكار داشته ايم. و اما تازه ترين اقدام اين جريان سياسي، درخواست رفراندوم براي مقبوليت دولت- بخوانيد نظام - است كه طي بيانيه اي از سوي سيدمحمد خاتمي مطرح شد و بلافاصله با استقبال گسترده مقامات و رسانه هاي آمريكايي، اروپايي و اسرائيلي روبرو شد. قبل از پرداختن به موضوع يادشده، در اين خبر دقت كنيد؛ چندي قبل، مايكل لدين -MICHAEL LEDEEN- عضو برجسته مؤسسه «آمريكن اينترپرايز» و دستيار ويژه «دونالد رامسفلد» وزير دفاع اسبق آمريكا و «ديك چني» معاون جرج بوش، از «رفراندوم درباره مشروعيت جمهوري اسلامي ايران» با عنوان يكي از راه كارهاي مؤثر براي مقابله با اقتدار ايران اسلامي ياد كرده بود. لدين در پيشنهاد خود اشاره مي كند كه آنچه مهم است، «انجام رفراندوم» نيست زيرا رفراندوم در قوانين ايران گردش كار شناخته شده اي دارد و حتي در صورت انجام، نتيجه آن نيز مورد نظر نيست، چرا كه مردم ايران به نظام حكومتي خود وفادارند. مايكل لدين معتقد است؛ پيشنهاد رفراندوم از يكسو و حمايت رسانه اي غرب از سوي ديگر مي تواند مخالفان جمهوري اسلامي ايران را اميدوار كرده و در صحنه نگاه دارد!

اكنون به پيشنهاد خاتمي كه با بيانيه مشابهي از سوي مجمع روحانيون همراه بود باز مي گرديم.
1- خاتمي مي داند كه انجام رفراندوم در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران گردش كار و راه قانوني تعريف شده اي دارد؟ و مطابق اصل 110 قانون اساسي فرمان آن بايستي از جانب رهبري صادر شود و نظارت بر آن مطابق اصل 99 قانون اساسي به عهده شوراي نگهبان است. بنابراين وقتي آقاي خاتمي در بيانيه خود از انجام رفراندوم- با همان موضوع «مقبوليت»! كه پيش از او مايكل لدين پيشنهاد كرده است- سخن مي گويد و خواستار برگزاري آن از سوي نهادي غير از شوراي نگهبان مي شود، در عمل و آشكارا قانون اساسي را نقض مي كند و بايد از او پرسيد؛ جنابعالي كه در اولين گام قانون اساسي را زير پا مي گذاريد اولاً؛ چگونه ادعاي قانون گرايي داريد؟! ثانياً؛ وقتي قانون اساسي را نفي مي كنيد چگونه مي توان شما را در چارچوب نظام تلقي كرد؟! و ثالثاً؛ با توجه به آن كه مي دانيد پيشنهادتان قانوني و عملي نيست، آيا غير از اين است كه دقيقاً همان دستورالعمل «مايكل لدين» - بخوانيد سازمان سيا- را به دست گرفته ايد؟! لطفاً مثل هميشه فحش ندهيد، دليل بياوريد!

2- خاتمي در بيانيه خود- بخوانيد بيانيه مايكل لدين- پيشنهاد كرده است كه رفراندوم مورد نظر وي به جاي شوراي نگهبان از سوي «يك نهاد بي طرف مثل مجمع تشخيص مصلحت نظام»! صورت پذيرد. كه در اين باره بايد گفت؛ اگر مقصود خاتمي از مجمع تشخيص مصلحت، رياست آن يعني آقاي هاشمي رفسنجاني است كه ايشان به وضوح نشان داده اند نه فقط بي طرف نيستند بلكه به شدت از خاتمي و موسوي و دار و دسته آنها حمايت مي كنند. به عنوان نمونه، آيا پيشنهادهاي ايشان در نماز جمعه اخير تهران، حتي يك كلمه- تأكيد مي شود حتي يك كلمه- با بيانيه هاي فتنه انگيزانه موسوي و خاتمي تفاوت داشت؟! و چنانچه منظور خاتمي شخصيت حقوقي نهاد مجمع تشخيص مصلحت است و نه شخص آقاي هاشمي رفسنجاني كه بايد گفت وظيفه مجمع، برگزاري رفراندوم نيست و اين نيز نشانه ديگري از بي اعتنايي - يا بي اعتقادي- آقاي خاتمي به قانون اساسي است.

از سوي ديگر اگر آقايان اساساً به قانون اساسي اعتقادي نداشته باشند كه در اين صورت نمي توانند خواستار رياست قوه مجريه در كشوري شوند كه قانون اساسي يعني ميثاق ملي آن را قبول ندارند! اين تناقض را چگونه توجيه مي كنند؟!

3- خاتمي و يارانش در حالي از انجام رفراندوم سخن مي گويند كه نشان داده اند به هيچ يك از فرايندهاي قانوني اعتقادي ندارند و انتخابات اخير را بدون آن كه كمترين دليل و سندي براي مخدوش بودن آن ارائه كنند، غير قانوني! دانسته و خواستار ابطال آن شده بودند. بنابراين بر فرض كه رفراندومي برگزار شود به يقين نتيجه آن را نمي پذيرند. چرا؟! نكته اصلي دقيقاً در همين نقطه نهفته است.

دار و دسته خاتمي كمترين ترديدي ندارند كه پيشنهاد آنها اولاً؛ قانوني نيست، ثانياً؛ عملي نيست و ثالثاً؛ بر فرض انجام رفراندوم، نتيجه آن براي مدعيان اصلاحات به مراتب از انتخابات دهم شكننده تر خواهد بود. آنها با پيشنهاد رفراندوم بخش ديگري از سناريوي از پيش طراحي شده غرب را براي فتنه انگيزي به صحنه آورده اند و در دورترين افق ذهن خود نيز نه فقط انجام آن را قانوني و عملي نمي دانند، بلكه عدم تحقق آن بخش اصلي اين پروژه است چرا كه طراحان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها به وضوح مي دانند تحقق رفراندوم نتيجه اي كاملاً معكوس و متضاد با خواست آنها دارد. به بيان ديگر كاربرد اصلي اين سناريو داغ كردن تنور تنش است. آرزويي كه دار و دسته خاتمي به آن نخواهند رسيد و به يقين از بادي كه به دستور دشمنان مي كارند طوفاني سهمگين به پا خواهد شد كه طومارخط جديد نفاق را نيز مانند خط نفاق دهه 60 درهم مي پيچد.

حکم مدیران سابق رشوه خوار شرکت ملی گاز صادر شد

حكم پرونده مديران شركت ملي گاز صادر شد
حكم قطعي پرونده مديران سابق شركت ملي گاز كه وجوه غيرقانوني قابل توجهي را به صورت غيرمستقيم و با گردش متعدد در سيستم بانكي كشور از سوي برخي پيمانكاران دريافت كرده‌ بودند، صادر شد.

به گزارش فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني مجتمع قضايي امور اقتصادي (قسط)، در جريان بازرسي از شركت ملي گاز ايران مشخص شده بود كه تعدادي از مديران سابق شركت ملي گاز وجوه غيرقانوني قابل توجهي را به صورت غيرمستقيم و با گردش متعدد در سيستم بانكي كشور از سوي برخي پيمانكاران دريافت كرده‌اند. اين پرونده پس از طي مراحل قانوني و صدور كيفرخواست در دادسراي اقتصادي به شعبه 1191 دادگاه عمومي تهران ارجاع و حكم بعدي آن در سال 1386 صادر و پس از اعتراض به شعبه 69 دادگاه تجديدنظر استان تهران ارسال شد.


بر اساس اين گزارش، شعبه 69 دادگاه تجديدنظر استان تهران به رياست قاضي ولدخاني حكم صادره از شعبه 1191 دادگاه عمومي تهران را به شرح ذيل اصلاح و تأييد كرد؛ جاويد عميدي فرزند ابوالقاسم به اتهام دريافت رشوه به مبلغ 10 ميليارد و 813 ميليون ريال، به تحمل 10 سال حبس تعزيري، 74 ضربه شلاق تعزيري، انفصال موقت به مدت 3 سال از خدمات دولتي و پرداخت جزاي نقدي معادل وجه مال الرشوه به مبلغ 10 ميليارد و 813 ميليون ريال محكوم شد.


همچنين عباس عابدپور فرزند محمدباقر به اتهام دريافت رشوه به مبلغ 7 ميليارد و 653 ميليون و 500 ريال از شركت ايران آروين به مديريت عامل نادر خورزاد و همچنين مبلغ 715 ميليون ريال، از شركت پروفيل صفا به مديريت عامل محمد رستمي‌صفا به تحمل 10 سال حبس تعزيري، 74 ضربه شلاق تعزيري، انفصال دايم از خدمات دولتي، ضبط همه اموال خريداري شده ناشي از رشوه و پرداخت 8 ميليارد و 368 ميليون و 500 هزار ريال محكوم شد.


در ادامه اين گزارش آمده است: نادر عميدي فرزند ابوالقاسم به اتهام دريافت رشوه به مبلغ 44 ميليون ريال و به دليل واسطه ايصال رشوه به نفع جاويد عميدي و عباس عابدپور به مبلغ 19 ميليارد و 181ميليون و 500 هزار ريال به 3 سال حبس، 74 ضربه شلاق تعزيري، انفصال موقت از خدمات دولتي به مدت 3 سال و پرداخت مبلغ 44 ميليون ريال به عنوان جزاي نقدي و ضبط مال به مبلغ 19 ميليارد و 181 ميليون و 500 هزار ريال محكوم شد.


همچنين نادر خورزاد فرزند سيدحسين به اتهام پرداخت رشوه به مبلغ 14 ميليارد و 200 ميليون و 500 هزار ريال و همچنين محمد رستمي‌صفا فرزند علي اكبر به اتهام پرداخت رشوه به مبلغ 9 ميليارد ريال كه هركدام به تحمل 3 سال حبس تعزيري محكوم شده بودند، به دليل فقدان پيشينه كيفري، دادگاه تجديدنظر مجازات حبس آنان را با لحاظ بند 5 ماده 22 قانون مجازات اسلامي هريك به پرداخت مبلغ 10 ميليارد ريال جزاي نقدي و ضبط وجوه پرداختي رشوه محكوم كرد؛ محكومين به حبس اين پرونده درحال حاضر در زندان به سر مي‌برند

افشاگری به سبک الیاس نادران

نادران گفت:

آقای هاشمی در سخنان خود در نماز جمعه تهران نسبت به در خطر قرار گرفتن وحدت جامعه ابراز نگرانی کردند.

این‌که آقای هاشمی نگران وحدت جامعه باشد و توصیه کند که همه افراد سیاسی و نهادهای مدنی برای وحدت تلاش کنند بسیار پسندیده است. اما در مورد عوامل تحقق وحدت در جامعه ما و عواملی که این وحدا را مورد خطر قرار می‌دهد، مسائلی مطرح است که بدون توجه به آنها محتوای این توصیه را مخدوش می کند و هدف گوینده را خیلی روشن نمی‌کند تا شنوندگان و مخاطبان سخنان ایشان متوجه شوند که آقای هاشمی بر چه مبنایی به دنبال تحقق این خواسته بر حق است. به همین دلیل موضعگیری های ایشان در طول چهار هفته و قبل از آن و مجموع صحبت هایی که در خطبه‌های نماز جمعه داشتند سوالات و ابهاماتی ایجاد می‌کند که لازم است در افکار عمومی به آن پاسخ داده شود:

1- اگر ایشان و دوستانشان مسئله اعتماد به قانون و فعالیت های سیاسی در چهارچوب قانون را قبول دارند، چرا به بیانات 29 خرداد مقام معظم رهبری اعتنا نکردند و مجموعه منتسب به ایشان به قانون‌شکنی و ساختارشکنی اقدام کردند؟ مگر نه این‌که این مسئله به خصوص در اتفاقات روز شنبه 30 خرداد ماه نمود بسیار بارزی داشت؟

2- بنده به همراه هیات منتخب مجلس برای پیگیری حوادث بعد از انتخابات، چهارشنبه 27 خرداد خدمت ایشان رسیدیم، ایشان در آن نشست فرمودند که «آقای موسوی به فراتر از ابطال  انتخابات فکر می‌کند». آیا در مقابل این خواسته موسوی اقدامی انجام داده‌اند که ایشان را به تمکین به قانون و ساختارهای قانونی نظام متقاعد کنند؟

3- این‌که بعد از یک ماه از گذشت انتخابات و آشکارشدن نشانه‌های انقلاب مخملی و فرونشاندن التهابات و دستگیری بخشی از سران آشوب و اغتشاش، ایشان دعوت به پیگیری مطالبات در مسیر قانون می‌کنند، هرچند دیرهنگام اما پذیرفتی است. اما این سوال همچنان باقی است که آنهایی که قانون‌شکنی کردند و آشوب‌های خیابانی را ایجاد کردند و از طریق شبکه‌های هرمی فراخوانی اغتشاش می‌کردند، به نظر ایشان باید محاکمه و مجازات بشوند یا نه؟

4- این‌که مسولین دغدغه آزادی افرادی را داشته باشند که ممکن است به خطا دستگیر شده باشند و یا جرمهای سبکی داشته باشند امر پسندیده‌ای است، اما اگر برادر همسر یکی از سردمداران جریان آشوب، مدیریت بخشی از اغتشاشات را بر عهده داشت و از ده سال پیش با خانمی که سابقه نفاق داشته در خانه تیمی دستگیر شده و اعتراف کرده است، که توسط  او بخشی از آشوب‌ها مدیریت شده و سفرهای متعدد در سال های اخیر به آمریکا داشته و حتی برای سهولت در رفت‌وآمد گرین‌کارت دریافت کرده، باید آزاد شود؟

5- اگر افرادی از دانشگاه آزاد اسلامی ده‌ها میلیارد تومان از منابع دانشگاه در این انتخابات خرج یک کاندیدای خاص کرده باشند، نباید محاکمه شوند؟

6- اگر منسوبین به شخصیت‌های عالی‌رتبه نظام، از طریق مراوده با افرادی در عربستان، بخشی از منابع مالی ستادهای انتخاباتی و هزینه‌های سازماندهی «سازمان رأی» و پس از آن «سازمان آشوب» را تأمین می‌کردند، نباید مورد سؤال و محاکمه قرار بگیرند؟

7- در نشست دومی که به همراه هیات منتخب مجلس خدمت ایشان بودیم، نقل شد اند، باید آز؇ هاشمی در
10- آیا عامرین و عاملین طراحی درگیری‌های خیابانی که از �%8�ن آزادی تهران، حرف های ساختارشکنانه‌ای زده‌اند که ایشان با تکذیب این مسئله سی‌دی این صحبت‌های 11 دقیقه ای را تقاضا کردند، که برای ایشان ارسال شد ولی تا امروز هیچ واکنشی از ایشان مشاهده نشده‌است. آیا صلاح می دانندکه آن صحبت ها در اختیار افکار عمومی قرار گیرد؟

8- آقای هاشمی باید به این سوال پاسخ بدهند که آیا آنهایی که حمله به پایگاه بسیج بزرگراه محمدعلی جناح را به قصد تصاحب ده‌ها قبضه اسلحه سبک طراحی کردند، باید آزاد شوند؟

9- آیا سردمداران آشوب که خود به آموزش دیدن در امارات برای انجام کودتای مخملی و حضور در نشست‌های دختر آقای دیک‌چنی اعتراف کرده‌اند، باید آزاد شوند؟

10- آیا عامرین و عاملین طراحی درگیری‌های خیابانی که از طریق شبکه‌های رسانه‌ای بیگانه مدیریت شده و سازماندهی آنها انجام می‌گرفت، نباید محاکمه شوند؟

11- آیا اجاره «شبکه ماهواره‌ای رنگارنگ» که سابقه طولانی فعالیت علیه نظام اسلامی و مسئولان عالی نظام دارد، توسط ستاد یکی از نامزدها از نظر آقای هاشمی جرم تلقی نمی‌شود؟ تشکیل ستاد جنگ‌روانی و تهیه برنامه برای بی‌بی‌سی و صدای آمریکا توسط ستاد یکی از نامزدها اقدام علیه امنیت ملی نیست؟

12- آیا نباید مردم از کم‌ و کیف فرآیند اتفاقاتی که افتاده است مطلع شوند؟ آقای موسوی در مصاحبه با تایم گفته بودند: «برای ما پیروزی یا شکست در انتخابات موضوعیت ندارد و ما برای تغییر آمده‌ایم که بخشی از این تغییر قبل از انتخابات آغاز شده و بعد از انتخابات ادامه خواهد داشت.» آیا نباید مردم ارتباط این آشوب‌ها با این اظهارنظرهای «استراتژیک» را �9��%Fانند؟

13- اگر جناح رقیب آقای هاشمی، بیانیه هایی شبیه بیانیه‌های نه‌گانه آقای موسوی و بیانیه مجمع روحانیون مبارز صادر می‌کرد، ایشان باز هم سکوت می‌کردند و غمض عین می‌فرمودند؟

14- آقای هاشمی در خطبه‌های نماز جمعه مشابه نامه سه‌شنبه قبل از انتخابات خود خطاب به رهبری، شرایط کشور را بحرانی تصویر می‌کنند. به نظر ایشان نباید ریشه‌های بحران و بحران آفرینان شناسایی و محاکمه شوند؟

15- آقای هاشمی به عنوان یکی از چهره‌های شاخص نظام اسلامی که به گفته خود سابقه شصت ساله حضور در نهضت امام خمینی را یدک می‌کشند، چه کمکی به نهادهای حکومتی برای شناسایی و محاکمه طراحان این بحران کردند؟

16- ایشان در خطبه‌های نمازجمعه اشاره به حدیث پیامبر و رفتار حضرت امیر(ع) می‌کنند و می‌گویند امام علی‌(ع) برای وحدت از حق خود می‌گذرد و از حکومت صرفنظر می‌کند. این حکمت تاریخی را توصیه‌ای به خود و یا دوستان خود می‌دانند یا آن را برای رقبای سیاسی خود طرح می‌کنند و یا این‌که برای نقاط دیگری در نظام مطرح می‌سازند؟

17- بد نیست بار دیگر آقای هاشمی مجموعه خطبه‌های خود و آنچه در یک ماه گذشته اتفاق افتاده را مرور کنند تا مشخص شود که چه کسانی در محور ستون و خیمه انقلاب، یعنی ولایت‌فقیه این یادگار امام راحل و ودیعه الهی ایشان به ملت ایران، وفادار مانده‌اند؟ و چه کسانی بر مسیر آرامش، وحدت و همدلی ملت ایران بر محور ولایت فقیه اهتمام داشته‌اند؟ چه کسانی با اصرار بر رفتارهای ساختارشکنانه فراقانونی و میدان دادن به آشوبگران و مدیریت سیاسی این جریان‌، قصد بحران‌آفرینی برای کشور را داشته‌اند؟


***

آنها که در شرایط «فتنه» بذر «تردید» در سلامت انتخابات در بین خواص افکندند، که خالی از حقیقت بودن آن محرز شد، در قبال «آن‌چه که گفتند و نباید می‌گفتند» و آن‌چه که «باید می‌گفتند و نگفتند» و آن‌چه که «کردند و نباید می‌کردند» و آنچه «باید می‌کردند و نکردند»؛ در پیشگاه خداوند قهار، رهبری عزیز، نظام اسلامی و مردم هوشیار باید پاسخگو باشند

افشاگري‌هاي احمدي‌نژاد در مناظرات

برخي ايراداتي چون نام بردن از افراد غايب در مناظره‌ها را مطرح مي‌كنند، من مي‌گويم اين بحث مفاسد سال‌هاست در مجالس ششم و هفتم و كميسيون اصل 90 مطرح بوده كه پس از قرائت گزارش اين كميسيون كه بدون ذكر نام و تنها با ارائه يك كد صورت گرفت قوه قضائيه بايد به وظيفه شرعي خود عمل مي‌كرد.

به گزارش فارس، الياس نادران پنج‌شنبه شب در جمع مردم چناران در مسجد امام حسن عسگري (ع) اظهار داشت: افشاگري‌هاي احمدي‌نژاد در مناظرات به دليل عمل كردن مصوبات مجالس ششم و هفتم درباره پرونده‌هاي مفاسد اقتصادي و كميته تحقيق و تفحص توسط قوه قضائيه بود.

وي افزود: همه كانديداها در عرصه رقابت همت كردند تا به جامعه هدف خود اين باور را القا كنند كه اهل عدالت‌خواهي و طرفداري از محرومين‌اند و در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامي رقابت سياسي دارند.
وي با اشاره به اينكه در دوره‌هاي گذشته رياست جمهوري غالب گفتمان‌ها بر محورهاي غيراصيل انقلاب انجام گرفت، ادامه داد: فرصت‌سازي براي گفتگوي صريح، رودررو با مردم از ديگر ويژگي‌هاي اين انتخابات بود كه در مهم‌ترين مناظره بيش از 200 ميليون بيننده شاهد ظرفيت‌ِهاي اجرايي و رويكردهاي نامزدها شدند.
عضو كميسيون اقتصادي مجلس گفت: برخي ايراداتي چون نام بردن از افراد غايب در مناظره‌ها را مطرح مي‌كنند، من مي‌گويم اين بحث مفاسد سال‌هاست در مجالس ششم و هفتم و كميسيون اصل 90 مطرح بوده كه پس از قرائت گزارش اين كميسيون كه بدون ذكر نام و تنها با ارائه يك كد صورت گرفت قوه قضائيه بايد به وظيفه شرعي خود عمل مي‌كرد.
وي افزود: اگر قوه قضائيه پس از گزارش‌هاي كميته تحقيق و تفحص و نيز قرائت پرونده مفاسد اقتصادي توسط كميسون اصل 90 دادگاهي تشكيل مي‌داد و در آن متهمان و شاهدين احضار مي‌شدند، احمدي‌نژاد در صدا و سيما اعلام نمي‌كرد.
عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هشتم با اشاره به مصوبه تشكيل جلسات علني دادگاه‌هايي كه متهمان مفاسد اقتصادي دارد، اضافه كرد: اين مصوبه همچنين داراي تبصره‌اي است كه در روند رسيدگي اصحاب رسانه نيز بايد حضور داشته باشند كه در اين مورد تلاش‌ها حداقلي بوده است.
وي افكار عمومي را پشتوانه نظام برشمرد و گفت: ارتباط دوسويه مردم و مسئولان سبب خواهد شد در شرايط حساس و چالش‌هاي بزرگ اجتماعي مردم به داد مسئولان و نظام خواهند رسيد.
نادران افزود: تحكيم سرمايه اجتماعي چون اعتماد مردم نبايد فداي آلودگي منصوبين سببي، نسبي، حزبي و جناحي شود بايد با جداسازي سره از ناسره بزرگان نظام تطهير شوند.
وي خاطر‌نشان كرد: در دنيا افكار عمومي آن قدر اهميت دارد كه برخي از شخصيت‌هاي مهم كشورهايي كه خيلي معتقدات مذهبي نيز چون ما ندارند، حتي از ترس دست به خودكشي مي‌زنند.
اين مدرس اقتصاد دانشگاه عدم پذيرش شكست از سوي كانديداهاي رقيب را از ديگر ويژگي‌هاي اين انتخابات برشمرد و افزود: شبهاتي كه از قبل از برگزاري انتخابات مطرح مي‌شد، با كار سازماندهي شده در خيابان‌ها پس از اعلام نتايج تلاشي بود براي بي‌اعتمادي به مسئولان اجرايي و نظارتي انتخاباتي كه بيش70 هزار نماينده كانديداها و حضور خبرنگاران رسانه‌هاي خارجي و داخلي بر راي گيري نظارت داشتند.
وي گفت: محور اعتراضات اخير به انتخابات بر اتفاقات قبل از 22 خرداد كه هر چند نا به جا و نا به حق بود شكل گرفت، اين انتخابات در نهايت آرامش و آزادنه با كمترين خدشه‌اي برگزار شد.
وي افزود: به دليل طراحي و برآوردهاي غلط هنوز مرحله راي شماري آغاز نشده بود، آقاي موسوي با برگزاري كنفرانسي مطبوعاتي اعلام پيروزي مي‌كند.

نادران خاطر‌نشان كرد: حفظ سازمان راي و تبديل آن به سازمان آشوب نه به مصلحت نظام، نه شخص موسوي و جريان حامي وي بود و از اين حوادث تنها رسانه و سياستمداران غربي سود جستند تا دستاويز داشته باشند

فرار به جلوی موسوی با شکایت از رسانه‌ها در پناه دستگاه قضایی

نبوی: سال 67 هم که بی‌قانونی موسوی را افشا کردیم، شکایت کرد

میرحسین موسوی که گویا خیالش از عدم اقدام دادستان کل کشور درخصوص اعلام جرم علیه خود راحت شده و علی‌رغم تأکید بسیاری از حقوقدانان مبنی بر مجازات وی به‌عنوان مباشر و معاون بسیاری از قانون‌شکنی‌ها و اغتشاشات پس از انتخابات، اراده‌ای در دستگاه قضایی برای این اقدام وجود ندارد، این بار خود دست به کار شده و در حال شکایت از رسانه‌هایی است که ماهیت جریانی را که او به‌عنوان مهره‌ی آن در قبل و بعد از انتخابات عمل کرد، افشا کردند.

به گزارش رجانیوز، موسوی در حالی به این اقدام دست زده است که در شعارهای تبلیغاتی خود تأکید زیادی بر جریان آزاد اطلاعات و عدم ایجاد محدودیت برای رسانه‌ها کرده بود.

این در حالی است که بررسی سابقه‌ی وی نشان می‌دهد این اظهارات کاملاً تبلیغاتی بوده و موسوی در دوره نخست‌وزیری نیز همین روحیه‌ی تمامیت‌خواهی فعلی را در قبال افراد و رسانه‌ها داشته است، به طوری که مانند مورد اخیر، به‌جای پاسخگویی در خصوص بی‌قانونی‌های انجام شده در دولتش، از رسانه افشا کننده، شکایت کرده است.

در این زمینه مدیر مسئول روزنامه رسالت پیش از انتخابات در گفت‌وگویی، ماجرای شکایت دولت وقت از این روزنامه به دلیل ایستادن در مقابل نقض قانون اساسی بیان کرد.

وی با اشاره به اینکه بنده و احمد توکلی را برای اینکه لایحه بودجه را در روزنامه منتشره کرده بودیم، به دادگاه فرا خواندند، گفت: به دلیل اینکه لایحه بودجه‌ای را که موسوی می‌خواست آن را به صورت محرمانه به مجلس ارسال کند، ما در روزنامه رسالت منتشر کردیم. البته این اقدام که لایحه بودجه به صورت محرمانه به مجلس ارسال شود، مغایر با قانون بود، از این رو به این دلیل ما را به دادگاه فراخواندند.

سید مرتضی نبوی ادامه داد: حلقه مدیریت در زمان موسوی تنگ بود و موسوی هم سعه صدری که بتواند دیدگاه‌های مختلف را تحمل کند، نداشت، حتی موسوی در وزارتخانه‌ها دفتر‌هایی تأسیس کرده بود که در واقع از آن وزارتخانه‌ها وزیر را دور بزنند و مستقیم با آقای موسوی کار کنند. آن دفاتر در امور دخالت می‌کردند که این موضوع در دور دوم نخست وزیری موسوی گسترده‌تر شده تا جایی که موسوی برای وزرا شرط می‌گذاشت که حتی انتخاب معاونان نیز با جلب نظر وی صورت بگیرد.

وی گفت: دایره موسوی در زمان نخست وزیری بسته بود و خیلی راحت نمی‌شد با وی رابطه پیدا کرد از این رو ممکن است این موضوع را امروز هم موسوی همراه خود داشته باشد.

وي با بيان اينکه پس از خروج از دولت روزنامه رسالت را به جهت بيان انتقادات اقتصادي راه اندازي کرده است،افزود: صحبتهاي احمدي نژاد در مناظره با موسوي نيز اشاره به همين روزنامه بود.

وي افزود: در دور سوم مجلس روزي نبود که از تريبون آنجا رسالت را نکوبند، تلفن مي زدند، تهديد فيزيکي مي کردند و کارهاي ديگر صورت مي دادند.

اين فعال سياسي گفت: در يکي از سال‌ها دولت موسوي مي خواست بودجه را محرمانه تحويل مجلس بدهد، درحالي که بودجه بايد به اطلاع عموم مردم مي رسيد و براين اساس "احمد توکلي" با سرمقاله اي تحت عنوان "لايحه سري" از جا�%7ق بيفتد اتفاق افتاد.

وزير کار دولت ميرحسين در خصوص ا داد: "مهاجراني" معاون حقوقي نخست وزير چند بار ما را به دادگاه کشيد و بازجويي شديم و بعد هم دادگاه اعلام کرد که شکايت دولت وارد نيست.

همچنین احمد توکلی نیز در سخنرانی پیش از انتخابات خود در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع)، با بيان اينکه در سال 67 دولت موسوي لايحه‌اي را با مهر سري به مجلس تحويل داد، افزود: من اين مسئله را در روزنامه‌ رسالت افشا کردم و در سرمقاله‌اي با عنوان «لايحه‌ سري» عنوان کردم که ما لايحه‌ سري نداريم. البته ما طبق اصل 69 قانون اساسي جلسه‌ رسمي غيرعلني داريم که طبق قواعدي بايد تشکيل شود مثل آنچه من براي کردان درخواست کردم اما اجازه ندادند و آنچه نبايد اتفاق بيفتد اتفاق افتاد.

وزير کار دولت ميرحسين در خصوص اين مقاله يادآور شد: من در آن مقاله گفتم که موضوع لايحه استقراض جديد از بانک مرکزي است که اثر تورمي دارد اما آن زمان اکثريت مجلس حامي آقاي موسوي بود و 137 نفر از نمايندگان عليه من بيانيه‌ سياسي بسيار تندي صادر کردند که بعدها همه‌ آنها تقريباً جزو اصلاح‌طلبان شدند و مدعي آزادي بيان و فضاي باز شده بودند.

وي با اشاره به نوشتن يک نامه خصوصي به هاشمي رفسنجاني و ضمن بيان اينکه من خطاب به هاشمي گفتم که اين بدعت را نگذاريد، زيرا شما با اين بدعت در تاريخ بدنام مي‌شويد، افزود: تحت تأثير انتشار لايحه در روزنامه، آنها مجبور شدند لايحه را علني کنند و وصول آن را هم اعلام کنند اما دولت عليه من اعلام جرم کرد و شاکي هم عطاءالله مهاجراني بود که بعدها مدعي شد که هيچ‌کس نبايد از هيچ روزنامه‌نگاري شکايت کند بلکه فقط مدير مسئول بايد پاسخگو باشد.

اين نماينده مجلس با بيان اينکه من 3 جلسه بازپرسي رفتم، يادآور شد: بازپرس مي‌گفت آقاي توکلي جريان چيست که هر روز صبح آقاي موسوي اردبيلي (آقاي موسوي اردبيلي که رئیس قوه قضائیه وقت بود، حامي آقاي موسوي بود)، تماس مي‌گيرد و مي‌گويد پرونده به کجا رسيده است؟ در اين پرونده که دولت شاکي بود و اکثريت مجلس نيز حامي آن بودند و رييس قوه‌ي قضاييه و رييس ديوان عالي کشور پيگير اين پرونده بودند، بازپرس شجاعانه براي من قرار منع تعقيب صادر کرد و اين از افتخارات جمهوري اسلامي است. زماني که من براي رؤيت قرار رفتم، بازپرس گفت آقاي مهاجراني از من پرسيده نسبت به اين قرار اعتراض کند يا آن را بپذيرد، من هم به او گفته‌ام فايده‌اي ندارد زيرا توکلي قانون را مي‌داند و هر بازپرسي که برود، باز هم پيروز مي‌شود.

توکلي با اشاره به انتشار با تأخير گزارش اقتصادي موسوي در سال 63 و با بيان اينکه اين گزارش طبق قانون برنامه و بودجه بايد شهريور منتشر مي‌شد،‌ یادآور شد: اين گزارش در 3 جلد منتشر شد و ابتداي آن هم مستند قانوني انتشار را ذکر کرده بود و خلاصه‌اي داشت که من آن خلاصه را به دليل نقد دولت پسنديدم البته در برخي جاها ظالمانه بود، من اين گزارش را به صورت سلسله مقاله در روزنامه چاپ مي‌کردم و آنجا را که ظالمانه تشخيص مي‌دادم، از نظام دفاع مي‌کردم. اين به قدري براي دولت تلخ بود که موسوي در مصاحبه‌اي با خبرنگاران اعتراض کرد که اسناد محرمانه را منتشر مي‌کنند و در زمان جنگ، به دشمن گرا مي‌دهند.

نماز اولی ها در راه هستند

در پی اعلام ستاد اقامه، نماز جمعه این هفته تهران به امامت اقای هاشمی رفسنجانی اقامه خواهد شد و چنانچه از شواهد پیداست خیل کثیری از ملت که تاکنون اصلا یا به ندرت در نماز جمعه حاضر بوده اند پاشنه های خود را برکشیده اند تا در این نماز جمعه حاضر شوند تا رکوردی دیگر به رکوردهای انقلاب اضافه شود

پس از حضور رای اولی ها حالا نوبت به نماز اولی ها رسیده است امید که این حضور تبدیل به نقطه تاریک در تاریخ انقلاب نشود

نمازشان مقبول

آخرين اطلاعات درباره حادثه سقوط هواپيماي توپولوف

رئيس كارگروه بررسي سانحه سقوط هواپيماي كاسپين به فارس خبر داد:
آخرين اطلاعات درباره حادثه سقوط هواپيماي توپولوف

خبرگزاري فارس: رئيس كارگروه بررسي سانحه سقوط هواپيماي كاسپين گفت: تعداد 161 مسافر اين پرواز ايراني بوده‌اند و تا كنون دو جعبه‌سياه از سه جعبه سياه اين هواپيما‌ يافته شده است.


احمد مجيدي رئيس كارگروه ويژه بررسي سانحه سقوط هواپيماي كاسپين در گفت‌وگو با خبرنگار باشگاه خبري فارس«توانا»، تصريح كرد: اين هواپيما پرواز خود را در ساعت 11:33 ‌روز چهارشنبه از فرودگاه امام خميني (ره) آغاز كرده بود كه در 75 مايلي فرودگاه امام خميني، در ساعت 11:50 دقيقه از صفحه رادار محو شد و اين در حالي است كه تا آن زمان تحت پوشش سه سيستم رادار بوده است.
وي تأكيد كرد: خلبان پرواز در آخرين مكالمات خود با فرودگاه اعلام كرده بود كه پرواز بدون هيچ مشكلي انجام شده است و با كادر رادار فرودگاه خداحافظي كرده بود.


*161 مسافر پرواز 7908 كاسپين ايراني بوده‌اند

مجيدي تصريح كرد: طبق آخرين اخبار از 168 نفر مسافر اين هواپيما، هفت نفر از آنها تبعه كشور‌هاي خارجي و بقيه مسافران تبعه كشور ايران بوده‌اند.
مجيدي با بيان اينكه گروه پروازي (كرو) 16 نفر بوده‌اند، خاطرنشان كرد: از هفت نفر تبعه خارجي، پنج نفر تبعه كشور ارمنستان بوده‌اند كه از اين پنج نفر ، دو نفر آنها كادر فني پرواز بوده‌اند و دو نفر ديگر تبعه كشور گرجستان بوده‌اند.
مجيدي تصريح كرد: اين در حالي است كه ممكن است در يكي دو روز آينده آمار اعلام شده كشته‌شدگان تبعه ارمنستان تغيير كند، زيرا اسامي ارمني‌هايي كه در ايران زندگي مي‌كنند و تبعه ايران هستند نيز با اسامي ارامنه تبعه ارمنستان، مشابه است و ممكن است اسامي ارامنه اعلام شده، افرادي باشند كه در تبعيت ايران هستند.
وي ادامه داد: طبق آخرين اطلاعات به دست آمده از واحد كنترل گذرنامه نيروي انتظامي، از 168 نفر مسافران هواپيما، هفت نفر آنها تبعه كشور‌هاي خارجي بوده‌اند.

*تمامي قطعات اجساد جمع‌آوري و به پزشكي قانوني انتقال داده شده است

مجيدي اظهار داشت: در ساعت 12:00 ظهر روز چهارشنبه به محض قطعي شدن سقوط هواپيماي توپولوف شركت هواپيمايي كاسپين به شماره پرواز 7908، به دستور رياست جمهور و وزير راه و ترابري‌، كميته بحران در وزارت راه و ترابري و نيز در استان قزوين به عنوان محل وقوع حادثه، تشكيل شد.
رئيس كارگروه ويژه بررسي سانحه سقوط هواپيماي كاسپين، خاطرنشان كرد: كارگروه ويژه بررسي سانحه سقوط هواپيما در حال حاضر در ستاد مديريت بحران استان قزوين مستقر است.
مجيدي تصريح كرد: پس از برگزاري جلسات متعدد توسط كارگروه ويژه بررسي سانحه سقوط هواپيما با استاندار قزوين و انجام فعاليت‌هاي لازم، در حال حاضر تمامي قطعات اجساد كه به طرز وحشتناكي متلاشي شده‌اند جمع‌آوري و به پزشكي قانوني قزوين انتقال داده شده است و اين اجساد تا پنج‌شنبه به پزشكي قانوني تهران منتقل خواهند شد.

*هواپيماي كاسپين تا سال 2010 ميلادي از لحاظ سلامت فني تأييد شده بود‌

مجيدي خاطرنشان كرد: در ساعت وقوع حادثه بلافاصله كميسيون بررسي سوانح سازمان هواپيمايي كشوري كه مرجع قانوني تشخيص وقوع سانحه است، توسط بالگرد به محل حادثه در استان قزوين اعزام و در آنجا مستقر شد.
وي با بيان اينكه اين كميسيون هم‌اكنون در حال جمع‌آوري قطعات هواپيما است، تأكيد كرد: اين كميسيون با تقسيم به 11 گروه كاري، تمامي فعاليت‌هاي لازم در جهت بررسي علل سقوط هواپيما را انجام مي‌دهند.
مجيدي تأكيد كرد: هر كدام از گرو‌هاي اين كميسيون به بررسي يكي از جوانب حادثه مي‌پردازد كه بررسي سلامت كادر پرواز از 15 روز قبل از وقوع حادثه تا زمان پرواز، بررسي جعبه‌هاي سياه هواپيما، بررسي سيستم‌‌هاي الكتريكي هواپيما و از اين قبيل، از فعاليت‌هاي گرو‌ه‌هاي كميسيون مذكور است.
وي با بيان اينكه كميسيون بررسي سوانح سازمان هواپيمايي، در حال بررسي اظهارات شاهدان ماجرا است، افزود: جزئيات پرواز و تمامي مشخصات فني و ظاهري هواپيما، توسط كميسيون بررسي سوانح سازمان هواپيمايي، از 15 روز قبل از پرواز تا‌كنون بررسي شده است، ضمن آنكه جعبه‌هاي سياه هواپيما نيز توسط اين كميسيون بررسي خواهد شد.
وي با بيان اينكه تمامي چك‌هاي ايمني و استاندارد‌هاي پرواز تا قبل از پرواز هواپيما انجام شده بود، تأكيد كرد: طبق بررسي‌هاي به عمل آمده هواپيماي توپولوف شركت كاسپين تا سال 2010 ميلادي از لحاظ امنيت پرواز و سلامت فني، بررسي و تأييد شده بود.

*جعبه‌ سياه توپولوف كاسپين يافته شده است

مجيدي با بيان اينكه قطعات هواپيما جمع‌آوري شده است، خاطرنشان كرد: اين هواپيما مجهز به سه دستگاه ضبط اطلاعات صوتي و تصويري (جعبه سياه) بوده است كه پس از تلاش فراوان در حال حاضر دو دستگاه آن يافته شده است كه اين دو دستگاه نيز بسيار صدمه ديده‌اند و كميسيون برسي سوانح سازمان هواپيمايي هم‌اكنون به دنبال جعبه سياه سوم است.
رئيس كارگروه ويژه بررسي سانحه سقوط هواپيماي كاسپين با بيان اينكه اين دستگاه‌ها جهت بازخواني و بازبيني به تهران منت�BR>اين هواپيما 15 دقيقه پس از حركت در ارتفاع 28800 پا از سطح زمين د�D8� وقوع حادثه در دستگاه‌هاي صوت و تصوير هواپيماي توپولوف، اين دستگاه‌ها لازم است به شركت سازنده هواپيما ارجاع داده شوند تا از آن طريق، لحظات پاياني پرواز و دلايل سقوط هواپيما مشخص شود.

*تمهيدات لازم براي انتقال آخرين اطلاعات به بازماندگان انديشيده شده است

مجيدي تصريح كرد: شركت هواپيمايي كاسپين شماره تلفني را جهت پاسخ‌گويي به بازماندگان كشته شدگان اين هواپيما اعلام كرده است تا در صورت لزوم از آخرين اخبار متوفيان خود با خبر شوند.
مجيدي تأكيد كرد: تعدادي از خانواده‌هاي كشته‌شدگان عصر امروز جهت دريافت آخرين اخبار و اطلاعات در فرودگاه بين‌المللي امام خميني حاضر شده بودند كه توسط مديريت اين فرودگاه در آن مكان پذيرايي شدند و اسكان يافتند‌‌.
رئيس كارگروه ويژه بررسي سانحه سقوط هواپيماي كاسپين خاطرنشان كرد: همچنين تعدادي ديگر از خانوده‌هاي كشته شدگان در محل حادثه واقع در 12 كيلومتري جنوب قزوين بين منطقه فارسيان و جنت آباد در بخش مركزي قزوين، حاضر شدند و از نزديك عمليات جمع‌اوري اجساد را مشاهده كردند كه در حال حاضر توسط استانداري قزوين از آنها پذيرايي به عمل مي‌آيد و امكانات لازم جهت استراحت در اختيار آنها قرار گرفته است.

*تمامي بخش فني اين هواپيما توسط شركت سازنده ايمن معرفي شده بود

اين گزارش حاكي است سيد احمد مؤمني‌رخ مدير عامل شركت فرود‌گاه‌هاي كشور در اين‌باره اظهار داشت:
اين هواپيما 15 دقيقه پس از حركت در ارتفاع 28800 پا از سطح زمين در حال پرواز بوده است كه ناگهان تغيير مسير مي‌دهد.
وي اظهار داشت: مسئولان كنترل رادار هنگامي كه متوجه تغيير مسير اين هواپيما مي‌شوند، پنج بار با خلبان هواپيما تماس مي‌گيرند، اما هيچ ارتباطي برقرار نمي‌شود.
مؤني‌رخ خاطرنشان كرد: اين هواپيما به مدت 17 ثانيه تا 270 درجه تغيير مسير ناگهاني مي‌دهد و در مدت زمان 5/1 دقيقه سقوط مي‌كند.
مدير عامل شركت فرود‌گاه‌هاي كشور تأكيد كرد: اين هواپيما تا هنگام پرواز، تحت كنترل سه رادار مركز كنترل ايلوان در زنجان، مركز كنترل فرود‌گاه مهر‌آباد و مركز كنترل فرودگاه امام خميني قرار داشته است.
مؤمني رخ با بيان اينكه اين هواپيما در خط مركزي كريدر هوايي پرواز مي‌كرده است، اظهار داشت: پس از قطع ارتباط هواپيماي كاسپين با مركز كنترل پرواز، از خلبان‌هاي هواپيماهاي آسمان و ايران‌اير كه در آن مناطق در حال پرواز بوده‌اند خواسته شده بود كه با هواپيماي مذكور ارتباط برقرار كنند كه آنها نيز موفق به برقراري ارتباط نمي‌شوند.
مؤمني رخ با بيان اينكه شركت هواپيمايي كاسپين در طول هفته چهار پرواز در اين مسير برقرار كرده است، افزود: هواپيماي توپولوف كاسپين در حدود يك‌ماه پيش تأييديه دارا بودن استاندارد را از شركت سازنده كسب كرده بود.

به گزارش فارس هواپيماي توپولوف شركت هواپيمايي كاسپين كه در مسير تهران - ايروان در حال پرواز بود، 16 دقيقه پس از برخاستن از فرودگاه بين المللي حضرت امام خميني‌(ره‌) در منطقه روستاي جنت آباد استان قزوين دچار سانحه شد‌ و به علت وجود 20 تن بنزين در باك آن، با انفجار مهيبي مواجه شد.
‌اين گزارش حاكي است شماره پرواز اين هواپيما 7908 است.
به گزارش فارس كارشناسان دليل احتمالي وقوع اين حادثه را نقص فني اعلام كرده‌اند.

جنجالي ترين پرونده قوه قضاييه به سرانجام نمي‌رسد

جنجالي ترين پرونده قوه قضاييه به سرانجام نمي‌رسد
در حالي كه پرونده اعدام قاتل «لاله سحرخيزان» براي تنفيذ به دفتر رئيس قوه قضاييه ارسال شده، سرنوشت پرحاشيه‌ترين پرونده قوه قضاييه، همچنان در هاله‌اي از ابهام است.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، پرونده شهلا جاهد، همسر دوم ناصر محمدخاني، کاپيتان اسبق تيم ملي فوتبال ايران که متهم به قتل همسر اول محمدخاني است، همچنان پس از گذشت هفت سال از تشکيل پرونده، بي‌سرانجام باقي مانده است.

اين پرونده قتل عمد كه در آن به دليل عدم رضایت اولياي دم، متهم در دادگاه بدوي و تجديدنظر به اعدام محکوم شده بود، پس از چندين بار بررسي با دستور آيت‌الله شاهرودي، باز با همين حکم روبه‌رو شده و همه کارشناسان قضايي که بالغ بر چهل قاضي برجسته دادگستري بودند، حکم صادره را درست اعلام کردند.
اين بررسي‌ها، در حالي است که حتي آيت‌الله شاهرودي، دستور بررسي پرونده را در شوراي حل اختلاف نيز صادر کرده بودند.

ناگفته نماند که ديوان عالي کشور و شعبه تشخيص ديوان عالي کشور نيز حکم اعدام را تأييد کرده و لازم‌الاجرا دانسته، ولي هر بار که براي اجراي حکم پرونده براي استيذان به دفتر رئيس قوه قضائيه فرستاده شد، با دستور بررسي دوباره روبه‌رو شد.

فارغ از فرد متهم و محکوم به اعدام و ديگر حاشيه‌ها، بررسي سير قضايي پرونده، حکايت از بررسي‌هاي چند باره اين پرونده و تأييد حکم اعدام متهم پرونده دارد. با اين حال، با توجه به فرصت حدود يک ماهه از پايان دوره رياست دوم آيت‌الله شاهرودي بر قوه قضائيه، اين پرونده همچنان بلاتکليف مانده و دست‌کم در اين فرصت باقيمانده، مختومه نشده و تصميم قطعي در اين پرونده به رياست بعدي قوه قضائيه واگذار خواهد شد و با توجه به جابجايي‌هاي احتمالي در دستگاه قضايي در دوره رياست جديد، در سه تا چهار ماه آينده، شهلا جاهد از طناب اعدام دور خواهد ماند
 
منبع  تابناك

هيچ پيكري از 168 سرنشين هواپيماي توپولف باقي نمانده است

هيچ پيكري از 168 سرنشين هواپيماي توپولف باقي نمانده است

خبرگزاري فارس: هيچ جنازه‌اي و يا حتي قطعه‌اي از بدن سرنشينان هواپيما كه در مزارع سقوط كرده باقي نمانده است.


به گزارش خبرنگار فارس از قزوين، نيروهاي پليس و امدادي پس از شنيدن خبر سقوط هواپيماي مسافربري براي نجات مجروحان به مزارع اطراف قزوين در منطقه‌ فارسيان اعزام شدند.
اما از آنجا كه هواپيما تنها 16 دقيقه بيشتر پرواز نكرده بوده و سوخت بسياري در باك هواپيما براي ادامه پرواز تا ايروان وجود داشته، آتش ايجاد شده پيش از سقوط هواپيما به شدت و عمق حادثه افزوده شود و هيچ اثري از سرنشينان اين هواپيما جز قطعات كوچك انگشت و پوست سوخته يافت نمي‌شود.
هواپيما در برخورد با زمين مساحتي به بزرگي حدود 10 متر در 30 متر را به عمقي بيش از هفت متر ايجاد كرده است و يافتن همه قطعات با استفاده از خودروهاي راهسازي چون لودر امكان پذير است.
در حالي كه قطعه‌‌هاي بدن سرنشينان در فاصله‌اي حتي در 500 متري يافت مي‌شود، ولي تاكنون هيچ يك از امدادگران موفق به يافتن قطعه‌اي كامل از بدن جان باختگان چون يك دست يا يك پا نشده‌اند.
در اين ميان امدادگران با كيسه‌هاي خاصي كه از سوي هلال احمر به آنها داده شده بود، قطعه‌هاي مختلف بدن سرنشينان چون انگشت، پوست سوخته شده و در يكي دو مورد روده انسان‌هايي را يافتند كه در كيسه‌هاي مزبور جمع آوري كرده بودند.
امدادگران و نيروهاي پليس در شرايطي در حال انجام خدمات خود بودند كه بوي ناشي از پوست و گوشت سوخته شده در فضاي هواپيماي ساقط شده منتشر شده است و قطعات بدن سرنشينان به دليل كوچكي به سختي يافت مي‌شود.
البته قطعات هواپيما نيز نشان دهنده عمق فاجعه است چراكه تنها سه تكه بزرگ در اين حادثه مشاهده مي‌شود، يكي از اين قطعات تنها اسكلت موتور هواپيماست، قطعه دوم مربوط به بدنه انتهاي هواپيماست كه طول آن به دو متر مي‌رسد و قطعه‌ سوم مربوط به قسمتي از بدنه هواپيماست كه آن هم يك متر مربع نمي‌شود.
از مابقي قطعات و بدنه اين هواپيماي مسافربري چيز بيشتر از قطعاتي به اندازه يك كتاب نمي‌يابيد و قطعات تا مسافتي بيش از يك كيلومتر ديده مي‌شود.
و با توجه به اينكه هواپيما در عمق زمين فرو رفته و سقوط كرده پيدا شدن جعبه سياه هواپيما بعيد به نظر مي‌رسد.

اسامي كشته شدگان سانحه هوايي اعلام شد

اسامي كشته شدگان سانحه هوايي اعلام شد

خبرگزاري فارس: اسامي كشته شدگان حادثه سقوط هواپيماي توپولف در قزوين اعلام شد.


به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، هواپيماي مسافربري كه در قزوين سقوط كرده است از فرودگاه امام خميني (ره) راهي ايروان بوده است و 168 نفر سرنشين آن كشته شده‌اند.
اين هواپيما از نوع توپولوف و با شماره پرواز 7908 بوده است و 16 دقيقه پس از برخاستن از فرودگاه بين‌المللي حضرت امام خميني (ره) در ساعت 11 و 33 دقيقه دچار سانحه شده است.
اسامي 15 نفر تيم پروازي هواپيماي توپولف شركت هواپيمايي كاسپين اعلام نشده است اما اسامي مسافران اين هواپيما به شرح زير است:

1- حميد رضا عبدالله زاده

2- آرام احمدي نوره
3- آنت آژنگ

4- قاسم اكبري
5- مريم علايي
6- س . علوي شيرخو
7- احمد علي محمدي
8- آرش علي محمدي
9- علي اكبر علي محمدي
10- كاوه علي محمدي
11- منيژه عليرضايي
12- مژده عليرضايي
13- آناهيتا اميني علوي
14- علي اميري
15- نانا آنتاشيان
16- ادوين آسادوريان
17- آرشاوير آواكيان
18- آزاد آوانسيان
19- مصيب عزيزالهي
20- انوش بابوميان
21- يحيي باقر پور
22- علي بهرامي
23- حسين بنا
24- مهدي برفروشان
25- س . بهشتي نژاد
26- آنا بوغوسيان
27- رويا بهلولي
28- لئون داويديان
29- وحيدرضا دهقاني نيا
30- مارتيك دراوانسيان
31- وحيد ابراهيمي دولو
32- داريوش احيا
33- نائيري استپانيان
34- شوغر استپانيان
35- جمشيد فلامرزپور
36- مرتضي فلاح زاده
37- رشيد فرج زاده
38- محسن فضايلي
39- ملين گارانيان
40- خانم ف. غفوري سياه
41- علي قضاوتي
42- ندا غلامحسيني
43- حسن قلوبي
44- هاسماك قلويان هافت
45- كارابد بوكاسيان
46- چكادوا سيوي
47- عباس نيك نام
48- ناتلا نيكونوا
49- محسن نوروزپور
50- ناصر نصرتي
51- ابراهيم پيدارسي
52- حماسپور پولادي قلعه
53- عليرضا پور قرباني
54- خانم م. پور مقدم
55- آقاي و. رفيعي منصور
56- مهدي ريحاني
57- مصطفي صباغي
58- شهنام صبوري
59- داوود سالاريان
60- آرين صالحي
61- سعيد صالحي
62- ف. سمرقندي
63- ز. سمرقندي
64- محمد حسين ثنايي
65- آرمن ساركسيان
66- واوه ساركسيان
67- آرمن سركيسيان
68- آقاي س. سيد علي پور
69- معصومه شادخو
70- يوريك شهبازيان
71- خانم شاهمراديان
72- خاچاتور سيمونيان
73- خاچيكي
74- آرا سيرويان
75- امين سليماني فر
76- علي سلطان محمدي
77- زرمينه سوكتازيان
78- وارتانوش طهماسيان
79- لوسيك تارمينيان
80- رامون تارويان
81- كريستين ترووانسي
82- آناهيتا ترووانسي
83- ناصر تيموري
84- تاده تيماش
85- سياوش وطن پرست
86- يعقوبيان
87- ر. يعقوبيان
89- عبدالرضا يميني
90- رضا يوسفي
91- آلا زارعان
92- حسام زارعان
93- ترلان زارعان
94- آقاي م. ظريف محمود
95- آقاي الف. زبردست
96- ايمان زيني وند
97- آرتور گريگوريان
98- محمد حدادي
99- آرين هاديخان
100- م. ر هاديخان
101- غلامرضا حق پرست
102- اسدالله حق پرست
103- حسن حسن زاده
104- پلوريك هايروپتو
105- سيد مهدي حسيني
106- محمد ايزد جو
107- جواد جعفري
108- يعقوب جعفري
109- مجيد جلالي
110- وحيد جوانبخش
111- حميد جوانبخش
112- سيد محمد جزايري
113- سيد شايان جزايري
114- سيد رهام جزايري
115- حميد رضا كاكاوندي
116- تاليان كاراتيپان
117- ناديا كريمي
118- نيلوفر كريمي
119- نيما كريمي
120- حسين كريمي
121- س. كاشاني قره
122- احمد كرماني
123- امين خباز كار
124- ادوارد خاچيك
125- حسن خوانين زاده
126- علي خيرات ايرون
127- احمدرضا خرادي
128-هما خونگرم خو
129- عليرضا لشگري
130- رويا لطفي فرد
131- آقاي الف محمودي زاده
132- نايري مايليان
133- آرشاوير ماناسريان
134- كارين مارگاريان
135- ماسيس ماتيان كونارا
136 - آني ملكوماكار
137 - آرين ملكوماكار
138 - مقداد معلمي
139- علي محدث
140 - آقاي ح. محمدي
141 - غلامرضا محمدي
142 - فاطمه محمد صفا
143 - بابك مختاري
144 - آقاي ت. مراديان حاجي
145 - آقاي م. مظفري
146 - نازيلا نعيم
147 - صادق نجفي لاهيجي
148 - آلوارد ناواسارتيان
149 - علي نظري شكيب
150 - آشوت نرسيسيان
151- هادي نياقي
152 - سيد فرهاد نياوراني
153 - سعيد رسولي

امروز کیهان طنزش گل کرد!

امروز کیهان طنزش گل کرد! 

 

تاريخ و ساعت : 22 تير 1388 - 12:16 کد خبر : 14904


شمال نیوز: امروز کیهان در ستون تلخند خود نوشت:

اصلاً كی گفته 124000 پیغمبر داریم؟! من و طرفدارام كه توی ویلاهای شمرون و دربند بودیم هیچكدام از اونارو ندیدیم، باید بشماریم، نه اصلاً شمردن شمارو هم قبول ندارم. باید «شورای حكمیت» باشه تا شاید قبول كنم!

اصلاً من دوست دارم ابطال كنم و به هیچ حدی كمتر از ابطال هم راضی نیستم، اگر بازهم رای نیاوردم ابطال می كنم، اصلاً دلم می خواد!! چون اوباما به خودم گفت كه «تو الهام بخشی» مركل هم گفت، گوردون براون هم گفت، هیلاری كلینتون هم گفت، اون مرد شریف و خوش سابقه، كی بود؟ آهان، «ساركوزی» اون هم گفت، پس من مستظهر به حمایت همه هستم.

من جز خودم و ملكه- ببخشید خانمم- هیچكس را قبول ندارم! اصولاً «بودن من برای اینه كه ابطال كنم» اصلاً دموكراسی یعنی این، من و كل اروپا و آمریكا و خیلی از عربا یك طرف، اون 25 میلیون یك طرف، آخه كدوم طرفیا بیشتریم!!

البته اگر بخواین ابطال نكنم چند تا شرط دارم. شرط اول اینكه دولت مستقر یك سال مانده به انتخابات حقوق كارمندا رو نپردازه، سفر استانی رو تعطیل كنه، سهام عدالت كه گداپروریه...

شرط دوم اینكه بعد از اینكه ابطال كردم غیر از من هیچكس كاندید نشه الا این رفیقم- ببخشید رقیبم- كه می دونم زیر یك درصدیه، اگر كسی به عنوان رقیب من كاندید شد حتماً دروغگو و خیلی بده و اینقدر ابطال می كنم تا حالشو بگیرم. البته اگر رئیس جمهور شدم كه باید بشم شاید دلم خواست با اون رفیق زیر یك درصدی یه حالی ببریم، یعنی الكی ابطالش كنیم، چون اگر ابطال نكنم خیلی زود استعفا می كنم، چون استعفا مزه اش كمتر از ابطال نیست.

شرط سوم اینه كه «بلند مرتبه سازی ممنوع» لذا صندوقارو به قول اون رقیب زیر یك درصدی بنده دو طبقه و سه طبقه نباید بسازن. مگه سازمان بهینه سازی مصرف سوخته كه دو جداره می سازن!

بی خود نیست من 20 سال سكوت كردم، برای این سكوت كردم كه حالا هرچی دلم می خواد بگم!

من یك فرد انقلابی هستم لذا دوست دارم فحش بدم، من می گم همه تون دروغگویین، من می خوام قانون گریزی تعطیل بشه، بهترین قانون قانون جنگله، این 200 تا بانكی كه توی تهرون آتش گرفت از دست قانون گریخته بودن باید می سوختن.

همه ی این حرفایی كه زدم نشون می ده كه من دیكتاتور نیستم، مسئله ی اصلی جمهوریت نظامه كه بخاطر رئیس جمهور نشدن من از دست رفت.

ما باید تا تحقق همه ی خواسته هامون همه چیز رو ابطال كنیم، من به همه ی شما بچه مدرسه ایها می گم از همین الان حقوق خودتون رو پیگیری كنید. بطور مشخص می گم كه باید توی انتخابات مجلس و شوراها كاندید بشین، هر چی نیارین صد تا رای رو كه میارین، بعدش بریزین توی خیابونا و بگید تقلب شده و به كمتر از ابطال هم راضی نشین، شهر هرت كه نیست!!! بدونید كه اوباما با ماست.

با حالیكه رئیس جمهوری منو قبول نكردن ولی من اولین دیوار بزرگ جهان رو ساختم كه دیوارچین باید پیشش لنگ بندازه، «دیوار حاشا» به خودی خود بلند بود ولی من اونقدر بهش افزودم كه توی خیالتون هم نمی تونین تصورشو بكنین. مگر یادتون نیست من توی مناظره گفتم در این كشور 2به اضافه ی 2 میشه 5 و یا شاید10، روی همین حساب می گیم 25<13 كی به كیه بابا ولم كن. چطور بوش می تونه بگه «یا با ما هستید یا بر ما» من نمی تونم بگم!

از هر چه بگذریم باید به حرفای این زن پاكدامن (صدراعظم آلمانو می گم) گوش كنیم و همه ی صندوقارو بازشماری كنیم، من حرف هر كی رو قبول نداشته باشم حرفای این زن محجوب و عفیف رو با اضافه كردن چند شرط قبول دارم. اول اینكه باید تعرفه های چاپ شده رو دربیاریم، «تعرفه های نوشته شده» رو با «استفاده نشده» جمع كنیم و با كلش تطبیق بدیم. بعدش رای هر كسی رو دربیاریم و دوره بیفتیم و نمونه ی دست خطش رو بگیریم، بعد.... . اصلاً اگر بازهم چیزی از توش درنیومد تقلب شده و همه چیز باید باطل بشه.

اصلاً شما مردم باید تنبیه بشین، به این رفیقم چرا لااقل یك درصدتون رای ندادین، از درویشا كه حمایت كرد، هوای بهایی های طفل معصوم رو هم كه داشت، برادران دالتون ها هم همشون توی ستادش بودن، قانون اساسی رو هم كه می خواست از اساس بزنه، صحبت از بعضی اختیارات هم كه می كرد، شعارش هم دقیقاً شعار برادرمون اوباما بود، توی مناظره هم كه كاملاً مسلط ظاهر شد، روزنامه، حزب و تیم هم كه داشت، ای بی انصافا لااقل بخاطر حمایتش از هولوكاست بهش رای می دادین.

حرف آخرم با این 7 نفر اعضای شورای نگهبانه كه از رقیب من حمایت كردن، اینا باید از این اوبامای طفل معصوم یاد می گرفتن كه اسم هیچكس رو نبرد و از احدی حمایت نكرد و غیر از اون 400 میلیون دلار ناقابل حتی یك سنت هم خرج نكرد، بی طرفی یعنی این. اون اصلاً در امور داخلی ما دخالت نكرد و مثل بوش نخواست رایحه ی دموكراسی از خودش در كنه.

اینقدر فشار میارین كه مجبور بشم حرف دلمو بزنم، حرف اول و آخر من اینه كه چیز نباید باشه، اسمش كه میاد به چیز چیز می افتم، از بس كه از همون سال 84 شیخوخیت نداشت! همه دوست داشتن نباشه تازه دو سه ماه پیش اون رفیق ما گفت خیانتی كه كرده از بنی صدر هم بدتر بوده.

سند قانونی بودن راهپیمایی 26 خرداد قم

سند قانونی بودن راهپیمایی 26 خرداد قم Print E-mail
دوشنبه ۲۲ تير ۱۳۸۸


راهپیمایی 26 خرداد مردم انقلابی شهر مقدس قم دارای مجوز رسمی از استانداری بوده و قانونی برگزار شده است.

به گزارش رجانیوز، آیت‌الله استادی در خطبه‌های نمازجمعه‌ی این هفته‌ی قم اظهار داشت: بعد از 3 روز یک طلبه بیان می‌کند که ما می‌خواهیم راهپیمایی برگزار کنیم. حوزه، استاندار، معاون استاندار، دفتر مقام معظم رهبری در قم و... مخالف برگزاری این راهپیمایی بودند اما این روحانی به حرف هیچ کس گوش نکرد و کار خود را انجام داد. چرا این روحانی با احساسات پاک مردم و طلاب بازی کرد؟ چرا هیچ دستگاهی نیست که با او برخورد کند؟ افرادی که در این راهپیمایی ها که پس از انتخابات توسط این روحانی تشکیل شد، شرکت کردند، باید استغفار کنند.

با این حال، نامه‌ی به شماره: 17165، مورخ 25/3/88 نشان می‌دهد این راهپیمایی با مجوز استانداری برگزار شده است.

در این نامه، اسماعیل بخشعلی، مدیر کل سیاسی و انتخابات استانداری قم در خطاب به نیکان قمی فرماندار شهرستان قم، خاطرنشان کرده است:

«احتراماً بازگشت به نامه شماره 24/1858 مورخ 25/3/88 ضمن رعایت ضوابط کمیسیون ماده 10 (ماده 16 و 31 قانون احزاب کنترل شعارها و اعلامیه ها) انجام راهپیمایی مورد اشاره بلامانع می باشد.»

رونوشت این نامه نیز به جناب آقای خونساری مدیر کل محترم امنیتی انتظامی جهت استحضار و اتخاذ تدابیر لازم، مدیر کل محترم اطلاعات جهت استحضار، فرمانده محترم انتظامی استان جهت استحضار و اقدام ارسال شده است.


دکتر به درد ما نمي‌ خورد
روزنامه وطن امروز در سرمقاله خود نوشت: با تلاش و فعاليتي که رييس جمهور انجام مي دهد اين خط، اين نشان، چهار سال بعد، همين موقع بايد کلي بگردي تا مگر در لابه‌لاي محاسن دکتر، موي سياهي پيدا کني.
به گزارش روز دوشنبه ايرنا، روزنامه وطن امروز به قلم "علي محمدي" در ستون يادداشت خود آورده است:
دکتراحمدي نژاد هنوز تار مويي سفيد نکرده بود که نهمين رئيس ‌جمهور ايران شد، مدير جواني که همواره جلوتر از سن‌اش حرکت کرده است.
به اعتقاد بسياري و البته به استناد تصاوير، همين که وارد "منطقه ممنوعه" قدرت شد، آنقدر براي اجراي عدالت مبارزه کرد که خيلي زود محاسنش سپيد شد.
از جواني تا پيري براي احمدي‌نژاد،‌ تنها و تنها چهار سال فاصله بود و کار زيادي بود که بر زمين مانده بود. او هم بايد شعارهاي خودش را عملي مي کرد و هم بايد وعده‌هاي ديگران را تحقق مي‌ بخشيد.
اگر خاتمي گفت: ايران براي همه ايرانيان، اما اين احمدي‌ نژاد بود که به سفر‌‌‌هاي استاني رفت و در مناطق محروم همنشين ژنده‌پوشان شد، اگر کروبي گفت: هر ايراني ماهي 50 هزار تومان، اما اين جناب دکتر بود که به مردم سهام عدالت داد و اين کار را هم از روستاهاي بي ‌بضاعت شروع کرد، اگرمعين گفت: زنده ‌باد مخالف من اما اين رئيس‌ جمهور ما بود که مخالفش، چشم در چشم او انداخت و او را دروغگو و رمال خطاب کرد و اگر هاشمي گفت: بايد تنش‌ زدايي کنيم اما اين احمدي‌نژاد بود که لحن دشمن را عوض کرد، بي‌ آنکه ذره‌اي از مسأله‌ هسته‌اي کوتاه بيايد....
آري! به اين دوره هم مي‌رسيم، موسوي گفت: بايد کشور را به نسل جوان سپرد، سني از ميرحسين گذشته و فراموشي از عوارض پيري است و کاش نخست‌ وزير دوران جنگ به خاطر مي‌ آورد که مردم چهار سال قبل از اينکه موسوي بخواهد از لزوم سپردن مديريت کشور به نسل جوان بگويد، مديري جوان را روانه پاستور کردند که از جنس خودشان باشد.
اما دکتر از همان زمان، حتي قبل از آن، از زمان شهرداري به اين شعار موسوي عمل کرد و بخشي از مديريت تهران را بويژه در حوزه‌هاي فرهنگي به دست مديران جوان سپرد، بي‌ آنکه خود را بي ‌نياز از تجربه ديگران بداند پس فرق است ميان خاتمي که بيانيه‌ هايش را يکي ديگر مي ‌نوشت و کارهايش را آن ديگري انجام مي ‌داد، با احمدي‌ نژاد که نه فقط وعده‌هاي خود، بلکه شعار رقباي خود را نيز جامه‌ عمل پوشاند و با اين همه کار، چه جاي تعجب اگر اين چهار سال بر احمدي‌ نژاد مثل 40 سال گذشته باشد و او اينقدر زود پير شده و تار مو سپيد کرده باشد.
اين مطلب قبل از آنکه اشاره‌اي بر دوران بعد از انتخابات باشد، نشانه‌اي ديگر از صداقت رئيس‌ جمهور ما است.
موسوي گفت: دروغ بد است اما به فاصله چند روز نظرش نسبت به شوراي نگهبان برگشت. آن زمان که شوراي نگهبان را قبول داشت و قدم در راه وزارت کشور براي ثبت‌ نام مي‌گذاشت، راست مي ‌گفت يا آن هنگام که بيانيه صادر کرد و نوشت، اين شوراي نگهبان را قبول ندارد؟!
موسوي گفت: دروغ بد است اما او کدام راست را دروغ کرده که اين ‌چنين دشمنان نظام، او را در بوق کرده‌اند؟
موسوي البته يک حديث هم خواند که مؤمن دروغ نمي‌ گويد. احمدي‌نژاد مومن است، چون در زمينه انرژي هسته‌اي، ‌سفر‌هاي استاني، مسکن مهر، سهام عدالت، معرفي مفسدان اقتصادي، فرستادن ماهواره اميد به فضا، پرتاب موشک شهاب‌3، تکثير سلول‌هاي بنيادي و کوتاه نيامدن در برابر دشمن به ملت راست گفت و اگرچه براي قلقلک احساسات نسل جوان، حرف‌هايي نزد که ايشان را به وجد آورد،‌ وجود اين نسل را عزيز داشت و به توان آنها اعتماد کرد.
کاري نداشت؛ رئيس ‌جمهور هم مي ‌توانست به جاي اينکه باب دل، عقل و وجدان اين نسل سخن بگويد، حرف ‌هاي صد من يک غاز قشنگ بزند و تازه، در مناظره هم مهارت خود را در حرف زدن نشان داد و نشان داد که از چيزي نمي‌ ترسد و بر آنها که از سالخوردگان خط مي‌ گيرند، حرجي نيست.
وي جرأت واگذاري صندلي‌ هاي خدمت به جوانان ملت را ندارند، محافظه ‌کاري که شاخ و دم ندارد. منزلت دادن به جوان،‌ فقط اين نيست که او را به رقص و آواز واداري؛ همين که شور جاي خود را به شعور بدهد، جوان مي ‌ماند و ازدواج و اشتغال و مسکن و به هياهو انداختن جوان، مسکني است که درد را، نه از بدن او که از ياد او مي‌ برد.
تا وقتي درد هست، کار، تنها از مردي ساخته است که فاصله جواني تا پيري‌، نه 20 سال که تنها چهار سال باشد.
آنها که در يک فرآيند طبيعي و طبق روال رو به زوال مي‌ روند و 20 ساله پير مي ‌شوند، به اندازه کافي از جواني خود دور شده‌اند که درد واقعي اين نسل را نفهمند.
احمدي‌نژاد ولي چهار سال پيش، خود يک جوان بوده که البته از حق نگذريم؛ نسل جوان، ‌شب شعري هم دارد.
ما هر وقت خواستيم شب شعر بگيريم و شعار بدهيم و دست در گردن هم اندازيم و قد و بالاي خود را ورانداز کنيم، مقدم همه نامزد‌ها را گرامي مي ‌داريم و هيچوقت هم احمدي‌ نژاد را دعوت نمي ‌کنيم!
درد‌هاي ما از آن دکتر، مشکلات ما ارزاني رئيس‌ جمهور، وقتي غم و غصه داريم، زخم از ما، بخيه از دکتر، مرهم آلام ما احمدي‌ نژاد است و صد البته وقت شب شعر، دکتر به درد ما نمي‌ خورد، زمان شوخ و شنگ، نامزد‌هاي ديگري محرم ما مي ‌شوند. همان‌ کساني که حرف‌هاي قشنگ مي‌ زنند و عزم بزم که مي‌ کنيم ديگر جاي احمدي ‌نژاد نيست.
اين ولي تقصير خود دکتر است، مي‌ خواست رئيس‌جمهور نشود! حالا ما هواداري‌اش را کرديم، آيه فدايت شوم که برايش نفرستاده بوديم! در ثاني همه‌اش که کار، مصوبه و جلسه نمي ‌شود، بالاخره يکي هم بايد باشد کف پاي احساسات ما را قلقلک بدهد؟! راستش اين چهارتا عصب زپرتي کف پا، انگشتان دست کس ديگري را مي‌ طلبد.
اين همه را گفتم، اين را هم بگويم: اين خط، اين نشان، چهار سال بعد، همين موقع بايد کلي بگردي تا مگر در لابه‌لاي محاسن دکتر، موي سياهي پيدا کني.
گفت: موي سپيد را فلکم رايگان نداد، اين رشته را به نقد جواني خريده‌ام. بدا به حال پيرمرداني که موي خود را در آسياب سفيد مي‌کنند؛ آن هم آسيابي که به جاي آب، سرشار از سراب است. درست حدس زدي؛ آسياب ضد انقلاب!‌
سيام**9103**

لقب آلماني كديور

لقب آلماني كديور
كديوردر پاسخ اشپيگل گفت: من بيانيه هاي موسوي را تاييد و تحسين مي كنم. ما راههايي پيدا كرديم كه از طريق آنها با همديگر ارتباط مي گيريم، توسط اينترنت و يك شخص ثالث. اين پايان رژيم اسلامي است و حكومت الهي شكست خورده است. موسوي رهبر اپوزيسيون است. حالا همه در اطراف او جمع مي شوند.
كد خبر: ۹۱۷۴   تاريخ انتشار: ۱۸:۳۸ - ۱۰ تير ۱۳۸۸
نشريه صهيونيستي اشپيگل به كديور  لقب «آيت الله» داد.

محسن كديور در ازاي اين سخاوت، به گزافه گويي پرداخت و مدعي شد «حكومت الهي جمهوري اسلامي شكست خورده است.»

مجله اشپيگل كه ارگان رسمي صهيونيست ها در آلمان است، كديور را «اسلام شناس، فيلسوف مشهور و آيت الله كديور» خطاب كرد و از او به عنوان «مشاور موسوي» خواست درباره مواضع موسوي و آشوب هاي دو هفته پيش سخن بگويد.

اين روحاني مقيم آمريكا نيز در پاسخ گفت: من بيانيه هاي موسوي را تاييد و تحسين مي كنم. ما راههايي پيدا كرديم كه از طريق آنها با همديگر ارتباط مي گيريم، توسط اينترنت و يك شخص ثالث. اين پايان رژيم اسلامي است و حكومت الهي شكست خورده است. موسوي رهبر اپوزيسيون است. حالا همه در اطراف او جمع مي شوند.

موسوي بايد بر ابطال انتخابات اصرار بورزد و به تظاهرات فرا بخواند. محافل رسانه اي غرب طي سالهاي اخير به موازات سياه نمايي و ترور شخصيت عليه روحانيت انقلابي و اصيل و در راس آنها حضرت امام خميني(ره)، دنبال سارقاني مي كردند كه لباس روحانيت را دزديده اند يا اساسا از ابتدا براي بي اعتبار كردن روحانيت در كسوت روحانيت درآمده اند. محافل اطلاعاتي و رسانه اي غرب معمولا با سخاوت به اين قبيل افراد عنوان اسلام شناس، آيت الله، روحاني اصلاح طلب و... مي دهند.
منبع

وقتى قاضى جاعل مى شود!

تحليل ((جوان)) از گزارش كميته صيانت از آراى موسوى
وقتى قاضى جاعل مى شود!

سيد امير هاشمي آرا

به رغم آنكه در مهلت قانوني اعتراض كانديداها به نتيجه انتخابات - و پنج روز اضافه‌اي كه شوراي نگهبان بر اين مهلت افزود - ميرحسين موسوي و اطرافيانش نتوانستند حتي يكي از ادعاهاي خود مبني بر «تقلب گسترده» را اثبات كنند ؛ بعد از تأييد نهايي انتخابات توسط شوراي نگهبان، ‌ كميته صيانت از آراي آقاي موسوي با انتشار بيانيه‌اي تفصيلي، ‌ در صدد برآمده تا انتخابات رياست جمهوري دهم را مخدوش جلوه دهد. بخش عمده‌اي از مطالب مطروحه در اين بيانيه، ‌ ايرادات بدون پايه و فاقد منطقي است كه قبلاً نيز در بيانيه‌هاي ميرحسين موسوي مطرح شده و هيچ ربطي هم به فرآيند رأي‌گيري نداشته و بالطبع نمي‌توانند اثبات كننده تقلب در انتخابات باشند.
يكي از محورهاي بيانيه كميته صيانت از آراي موسوي، ‌ ادعاي دخالت سپاه و بسيج در انتخابات است. با توجه به اينكه برخي از اين ادعاها داراي سابقه بوده و روزنامه جوان نيز در گذشته به تحليل اين ادعاها پرداخته است، ‌ با مرور برخي موارد مطرح در بيانيه كميته صيانت، ‌ نكاتي را براي تنوير اذهان مخاطبان گرامي يادآور مي‌شويم:
‌ انتشار دوباره سند جعلي
1- در بيانيه كميته صيانت از آراي موسوي، ‌ اولين مورد از دخالت سپاه و بسيج در انتخابات اين گونه مورد اشاره قرار گرفته است: ‌
«پخش بسیار گسترده تراکت انتخاباتی یالثارات الحسین انصار حزب‌الله در بین پرسنل سپاه و بسیج و نظامیان که در آن سردار سرتیپ پاسدار پاکپور از حجت‌الاسلام سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه در خصوص انتخابات ریاست جمهوری درخواست رهنمود کرده است و ایشان پاسخ داده‌اند: «نظر صریح مقام عظمای ولایت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ‌ انتخاب مجدد ریاست محترم جمهوری جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد می‌باشد. بر فرماندهان محترم نیروی زمینی سپاه واجب است در عمل به رهنمودهای مکرر معظم‌له، ‌ پرسنل تحت امر خود و خصوصا برادران وظیفه را توجیه نمایند». این تراکت علاوه بر نقض موارد فوق‌الذکر قانونی مبنی بر منع دخالت نظامیان در انتخابات و موضعگیری‌های جناحی، ‌ عملاً زمینه را برای انواع دخالت‌ها و تصرفات سپاه و بسیج در انتخابات را نیز فراهم می‌کرد.»
مخاطبان محترم روزنامه جوان به خاطر دارند تراكت مورد ادعاي كميته صيانت از آراي ميرحسين موسوي، ‌ سندي جعلي بود كه براي نخستين‌بار، ‌ اول خرداد ماه 88 در سايت وابسته به مهدي هاشمي رفسنجاني منتشر و سايت‌هاي حامي ميرحسين موسوي نيز پوشش گسترده‌اي به آن دادند و البته بلافاصله از سوي مسؤولان نمايندگي ولي فقيه در سپاه تكذيب شد. در همان مقطع، ‌ روزنامه جوان در گزارشي با عنوان «جاعلان دوباره به ميدان آمدند» از جعلي بودن اين تراكت و اهداف جاعلان آن پرده برداشت. پيگيري‌ها نيز مشخص كرد كه در آن هفته، ‌ نشريه يالثارات الحسين اصولاً چنان مطلبي درج نكرده است. سايت‌هاي منتشر كننده سند جعلي نيز در آن مقطع روشن نكردند كه اين تراكت در كدام رده سپاه يا بسيج توزيع شده است كما%د حضرات صيانت كننده از آراي ميرحسين موسوي فراموش كرده‌اند كه اين اسناد از جانب دوستان خودشان جعل و توزيع شده است اما در ُارد. البته انتشار اسناد جعلي توسط ستادها و رسانه‌هاي ميرحسي�%9�اد معتبر و حقيقي است نه اسناد قلابي جعل شده در ستاد قيطر�تي و بعد از انتخابات نيز تداوم پيدا كرد. از آن جمله مي‌توان به سند جعلي حضور بسيجيان در همايش حاميان احمدي نژاد – كه در سطور بعدي بدان اشاره خواهد شد- و نيز نامه جعلي وزير كشور به رهبر معظم انقلاب اشاره كرد كه در نامه جعلي اخير، ‌ فردي با امضاي «از طرف وزير كشور» خطاب به مقام‌معظم‌رهبري تصريح مي‌كند كه ميرحسين در انتخابات پيروز شده و لازم است براي پيروزي احمدي نژاد دستوري صادر شود!
به نظر مي‌رسد حضرات صيانت كننده از آراي ميرحسين موسوي فراموش كرده‌اند كه اين اسناد از جانب دوستان خودشان جعل و توزيع شده است اما در محاكم قانوني و محكمه ملت، ‌ آنچه مورد پذيرش واقع مي‌شود، ‌ اسناد معتبر و حقيقي است نه اسناد قلابي جعل شده در ستاد قيطريه و فتوشاپ‌كاري‌هاي سايت مهدي هاشمي رفسنجانی!
مضافاً اينكه هيچ عقل سليمي نمي‌پذيرد وقتي مقام‌معظم‌رهبري دو بار – هم در سخنراني نوروزي مشهد و هم سخنراني 14 خرداد – صراحتاً اعلام كردند كه هيچ‌كس از رأي ايشان مطلع نيست، ‌ فرد مسؤولي به خود اجازه دهد در يك نامه مكتوب، ‌ خلاف آن نص صريح را مطرح كند و مخاطبان نيز علي‌القاعده چنين چيزي را نمي‌پذيرند.
گروه‌هاي مخالف نظام و نشريه روزانه
2- در بخش ديگري از بيانيه كميته صيانت آمده است: ‌
«در تحلیل‌های سپاه این‌گونه وانمود شده است که جریان رقیب احمدی‌نژاد (کروبی و موسوی) دستاویز بیگانگان برای اجرای انقلاب مخملی در ایران هستند ( سخنرانی آقای سعیدی، ‌ منعکس در نشریه تحلیل سیاسی هفته، ‌ معاونت سیاسی ستاد کل سپاه) یا در نشریه روزانه نمایندگی ولی فقیه در سپاه با کنار هم قرار دادن اخبار روزنامه‌هایی همچون جوان، ‌ کیهان و ایران عملاً به حمایت از احمدی نژاد پرداخته و کاندیداهای رقیب برای احمدی نژاد را متهم به حمایت از احزاب و گروه‌هایی می‌نمایند که به نظام اعتقاد ندارند ( گزیده اخبار روزنامه ویژه انتخابات، ‌ واحد سیاسی نمایندگی ولی فقیه 22/2/88 و 19/3/88»)
كشف بسيار مهم(!) كميته صيانت در خصوص نشريه روزانه گزيده اخبار واحد سياسي نمايندگي ولي فقيه، ‌ واقعاً مصداق دميدن در شيپور از سر گشاد است. آقاي محتشمي‌پور به عنوان رئيس كميته خودخوانده صيانت از آرا بهتر است از آقاي ميرحسين موسوي و مهدي كروبي سؤال كند كه چرا در ايام انتخابات و براي كسب چند رأي بيشتر حاضر شدند با مخالفان تابلودار نظام، ‌ جلسه محفلي بگذارند و پنهان و آشكار با دادن وعده وعيد از آنها طلب حمايت كنند. آيا اعلام حمايت صريح گروه‌هاي غيرقانوني و ضدنظام نهضت آزادي و ملي – مذهبي‌ها از ميرحسين موسوي و حزب منحله دموكرات كردستان از مهدي كروبي موضوعي است كه ك%عضی از مسؤولان سپاه و بسیج به سود آقای احمدی‌نژاد و �%ات كشور خبر ائتلاف ميرحسين موسوي و مهدي كروبي با گروه‌هاي مخالف نظام را منتشر نموده و اين اخبار در«گزيده اخبار روزنامه‌ها»ي واحد سياسي دفتر نمايندگي ولي فقيه در سپاه منعكس شود، ‌ تخلف انتخاباتي و حمايت از احمدي‌نژاد است؟! اگر گروه‌هاي مخالف نظام از احمدي نژاد حمايت نكرده‌اند و خبر اين حمايت در مطبوعات درج نشده، ‌ گناه تهيه‌كنندگان «گزيده اخبار روزنامه‌ها» چيست؟
آيا آقاي محتشمي‌پور (رئيس كميته صيانت از آراي موسوي) فراموش كرده‌اند كه در سال 66 به عنوان وزير كشور دولت موسوي به حضرت امام(ره) نامه نوشتند و در خصوص فعاليت گروه نهضت آزادي كسب تكليف نمودند و امام (ره) صراحتاً اين گروه را طرفدار وابستگي كشور و فاقد صلاحيت اعلام كردند؟ آيا حساسيت روزنامه‌هاي متعهد به نظام نسبت به ائتلاف موسوي و كروبي با چنين گروهي و انتشار خبر اين روزنامه‌ها در بولتن «گزيده اخبار روزنامه‌ها» تخلف است اما عدم توجه به نظر صريح امام(ره) در خصوص گروه‌هاي منحرف و مخالف نظام اشكالي ندارد؟
اظهار نظر حجت‌الاسلام والمسلمين سعيدي پيرامون انقلاب مخملي نيز كه در اين بند بدان اشاره شده، ‌ مربوط به تحولات فرا انتخاباتي است كه در بند بعدي بدان اشاره مي‌شود و ربطي به دخالت و تأثيرگذاري بر فرآيند رأي‌گيري ندارد.
چرا انقلاب مخملي؟
3- در بخش ديگري از بيانيه كميته صيانت از آراي موسوي آمده است:
«‌اظهارات صریح و مداخلات آشکار بعضی از مسؤولان سپاه و بسیج به سود آقای احمدی‌نژاد و علیه آقای موسوی با تشبیه پیروزی ایشان به «انقلاب مخملی» که آنها اجازه نمی‌دهند واقع شود و عملیات روانی گسترده‌ای که افراد وابسته و تحت امر این نهادها در روز رأی‌گیری و پیش از و پس از آن در مناطق مختلف انجام داده‌اند و ده‌ها مورد آن طی گزارش‌هایی از شهرستان‌های مختلف واصل شد، نمونه دیگری است که شائبه تصمیم‌گیری اولیه و تعیین «پیروز انتخابات با هر نتیجه رأی» را تقویت می‌کند.»
قطعاً نه كميته صيانت از آراي موسوي و نه هيچ‌كس ديگري نمي‌تواند سندي (جز همان تراكت جعلي) ارائه كند كه بيانگر حمايت رسمي مسؤولان سپاه و بسيج از يك كانديداي خاص باشد. هر چند آنها نيز همانند ساير آحاد ملت در برگه راي خود، ‌ قطعاً نام يك نفر را نوشته‌اند و هيچ‌كس نمي‌تواند حق قانوني آنها براي رأي دادن به كانديداي مورد نظر خود را سلب نمايد.
كميته صيانت از آراي موسوي ظاهراً فراموش كرده‌اند كه تنها ستادي كه به صورت غيرقانوني شاخه بسيج راه‌اندازي كرد، ‌ ستاد ميرحسين موسوي بود و همين ستاد بود كه با مراجعه به فرماندهان سپاه و بسيج درصدد تطميع و سوء استفاده از عنوان آنها برآمد كه البته اين حركت ناكام ماند و در نهايت ستاد موسوي مجبور شد با عنوان فرماندهان سابق سپاه به تبليغات انتخاباتي بپردازد. هر چند همين عنوان هم يك دروغ تاريخي بود و هيچ فرمانده صاحب نام پيشين سپاه حاضر به همراهي با ستاد موسوي نگرديد.
اما مسأله انقلاب مخملي (و به تعبير درست‌تر كودتاي مخملي) موضوعي است كه برخلاف ادعاي كميته صيانت، ‌ نه در روز رأي‌گيري و قبل از آن، ‌ بلكه عمدتاً بعد از برگزاري انتخابات 22 خرداد و آغاز آشوب‌ها مطرح گرديد و مسؤولان سپاه و بسيج حسب رسالت قانوني و انقلابي خود به تبيين ابعاد اين موضوع پرداختند. البته قبل از برگزاري انتخابات، ‌ برخي مواضع و رفتارها و تحركات ويژه نشان مي‌داد كه برخي جريان‌هاي سيFليس، ‌ هيچ نامي جز كودتاي مخملي نمي‌توان يافت %�ي دهم، ‌ فرآيندي شبيه انقلاب‌هاي رنگي اروپاي شرقي را در ايران به اجرا دربياورند. برخي چهره‌هاي سياسي و نزديكان ميرحسين موسوي نيز قبل از برگزاري انتخابات، ‌كدهاي ويژه‌اي مطرح كردند كه بيانگر ايجاد التهاب و اغتشاش بعد از برگزاري انتخابات بود. به طور طبيعي حسگرهاي نهادهاي مسؤول نظام در اين باره فعال بود اما تا بعد از برگزاري انتخابات 22 خرداد و به عينيت پيوستن تهديدات قبلي، ‌ نه سپاه و بسيج و نه هيچ نهاد مسؤول ديگر نظام، ‌ عكس‌العمل ويژه‌اي نشان ندادند و تنها پس از شروع اغتشاشات - از فرداي برگزاري انتخابات - بود كه گمانه زني‌هاي قبلي درباره كودتاي مخملي را به تحليل‌هاي عيني تبديل كرد.
قطعاً آنچه آقاي موسوي، ‌ محركين پشت پرده و حاميان وي با همكاري اوباش و حمايت ويژه سفارت انگليس و شبكه بي‌بي‌سي انجام دادند در عرف سياسي، هيچ عنواني جز انقلاب و كودتاي مخملي ندارد. براي «تمرد از قانون»، ‌ «خروج بر حاكميت»، ‌ «حمله به ساختارهاي حقوقي كشور»، ‌ «عدم تمكين به رأي ملت»، ‌ «دعوت به اغتشاش و ايجاد آشوب»، «اعلام حمايت از قانون‌شكنان»، ‌ «اردوكشي خياباني»، ‌ «حمله به اموال عمومي و خصوصي و آسيب‌رساني به مردم بي‌گناه»، ‌ «بسترسازي براي فتنه و قتل تعدادي از شهروندان و حافظان امنيت»، ‌ «تلاش براي تصرف ساختمان‌هاي حكومتي و صداو سيما» آن هم با اعلام حمايت صريح و بي‌پرده دشمنان تابلودار كشور بويژه آمريكا ‌و انگليس، ‌ هيچ نامي جز كودتاي مخملي نمي‌توان يافت و تنوير افكار عمومي در اين خصوص و مقابله با روند كودتا نه تنها تخلف به شمار نمي‌آيد بلكه وظيفه و تكليف قانوني همه نهادهاي مسؤول امنيت كشور از جمله سپاه و بسيج است و تخطي از انجام اين وظيفه، ‌ تخلف محسوب مي‌شود. ورود عملي بخشي از نيروهاي بسيجي براي مهار كودتاي مخملي و پياده نظام آن نيز مطابق قانون و طبق مصوبات شوراي عالي امنيت ملي بوده است.
ميتينگ مصلاي تهران
4- در بخش ديگري از ادعانامه كميته صيانت، ‌ اين‌گونه آمده است:
«سازماندهی گسترده با هزینه سپاه و حضور ده‌ها هزار بسیجی با لباس شخصی در ميتینگ انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد در مصلای تهران و سازماندهی حضور بسیجیان در همایش‌های تبلیغاتی به نفع آقای احمدی‌نژاد که در مواردی با پرداخت حق مأموریت همراه بوده است.»
اين مورد نيز از دروغ‌هاي آشكاري است كه در ايام تبليغات انتخاباتي با انتشار يك سند دست كاري شده از سوي سايت مهدي هاشمي رفسنجاني مطرح گرديد و البته به سرعت، ‌ جعلي بودن آن سند روشن شد. يك روز بعد از برگزاري همايش بزرگ حاميان احمدي‌نژاد در مصلاي تهران(18 خرداد) كه موجب انفعال شديد رقباي وي گرديد، ‌ سايت مهدي رفسنجاني با انتشار يك نامه دست كاري شده، ‌ مدعي شد كه بسيجيان تهران براي حضور در همايش مصلاي تهران فراخوان شده‌اند.
اما بلافاصله با انتشار اصل نامه - نامه فرمانده ناحيه ابوذر تهران براي حضور بسيجيان در همايش 11خرداد مرقد امام(ره) - مشخص گرديد كه جاعلان حرفه‌اي هوادار ميرحسين با دست‌كاري محل برگزاري همايش از مرقد امام(ره) به مصلاي تهران و تاريخ و ساعت مراسم از ساعت 30/11 روز11 خرداد به ساعت 16 روز 18 خرداد، ‌ تلاش كرده‌اند تا همايش ميليوني حاميان احمدي‌نژاد را تحت‌الشعاع قرار دهند. در همان مقطع رسانه‌هاي اصولگرا از جمله روزنامه جوان با انتشار اصل نامه و نامه قلابي، ‌ به تحليل اهداف پشت پرده اين اقدامات پرداختند اما اعضاي كميته صيانت از آراي ميرحسين ظاهراً به حافظه تاريخي مردم باور ندارند كه مجدداً همان نامه دست‌كاري شده و جعلي (محصول فتوشاپ كاري دوستان خودشان) را دستمايه بيانيه جديد قرار داده اند. خود‌گويي و خودخندي عجب مرد هنرمندي!
ضمناً پول و حق ماموريت مزدوري سياسي تنها از گلوي كساني پايين مي‌رود كه دست اندازي آنها به بيت المال شهره عام و خاص است و در همين انتخابات، ‌ اسپانسرهاي مالي آنان از جمله فاسدترين افراد به شمار مي‌آمدند. كميته صيانت از آراي ميرحسين موسوي نيز تنها به همين يك مورد پاسخ دهد كه پول 48 هزار تلفن اعتباري و گوشي‌هاي آنها را براي تحويل به نمايندگان ناظر خود بر صندوق‌هاي رأي از كدام محل تأمين كرد و پول شهريه دانشجويان مظلوم كدام دانشگاه صرف خريد اين تلفن‌ها و ساير هزينه‌هاي سنگين ستاد اصلاح طلبان شد؟!
ماجراي ستاد قيطريه
5- يك محور ديگر از بيانيه كميته صيانت از آرا درباره دخالت سپاه و بسيج در انتخابات عبارت است از:
‌ «اقدامات غیرقانونی نیروی انتظامی، ‌ لباس‌شخصی‌ها، ‌ سپاه و بسیج در حمله به ستاد آقای موسوی در قیطریه، ‌ دستگیری اعضای ستادها و حمله به ستاد مرکزی و سایر ستادها برای جلوگیری از اطلاع رسانی و جمع‌آوری مستندات تخلفات انتخاباتی.»
روزنامه جوان در گذشته گزارش‌هاي مفصلي درباره ستاد قيطريه و مسائل رخ داده در اين ستاد منتشر كرده است. ذكر اين نكته مهم است كه ورود مأموران انتظامي به ستاد قيطريه و توقيف اسناد و وسايل موجود در آن چند روز بعد از 22 خرداد بوده و ربطي به فرآيند انتخابات ندارد. پس از شروع اغتشاشات سازماندهي شده، ‌ مأموران امنيتي و انتظامي متوجه شدند كه اولاً بخش عمده‌اي از تحركات آشوبگرانه در ستاد قيطريه ساماندهي شده و اين ستاد محل تردد عناصر اصلي فتنه و اغتشاش است و ثانياً از محل اين ستاد، ‌ ارتباطات گسترده‌اي با رسانه‌هاي بيگانه برقرار مي‌شود و اين ستاد به تأمين‌كننده اصلي اخبار و گزارش‌هاي بي‌بي‌سي، ‌ صداي‌آمريكا ‌و ديگر شبكه‌هاي ضدانقلاب براي پوشش اخبار آشوب‌ها و حمايت از اغتشاشگران تبديل شده است.
نكته جالب اينكه به محض اقدام نيروهاي انتظامي براي ورود به اين ستاد، ‌ حدود دو هزار نفر از عناصر سازماندهي شده، ‌ بلافاصله وارد عمل شده و به مقابله با مأموران عمل كننده، ‌ پرداختند. برخي شبكه‌هاي ماهواره‌اي نيز با استفاده از امكانات مستقر در ستاد قيطريه اين درگيري را به صورت آنلاين و مستقيم پوشش مي‌دادند! كميته صيانت از آراي موسوي خوب بود در بيانيه خود مشخص مي‌كرد كه اگر ستاد قيطريه يك ستاد انتخاباتي معمولي بود، ‌ آن همه نيروي آماده درگيري و آن همه چماق و قمه براي چه چيزي فراهم آمده بود؟ آن دستگاه‌هاي فرستنده و گيرنده پيشرفته در اين ستاد چه مي‌كرد؟ آن ارتباطات ويژه با بي بي سي و صداي آمريكا ‌براي چه برقرار شده بود؟
دادگاه و ديگر هيچ!
6- و بالاخره آخرين اتهام زني كميته صيانت از آراي موسوي به سپاه و بسيج كه هيچ سندي – ولو جعلي و ساختگي!- هم ندارد به اين شرح است:
«اقدامات غیرقانونی نیروی انتظامی، ‌ لباس شخصی‌ها، ‌ سپاه و بسیج در روز رأی‌گیری در مواردی همچون تبلیغ برای آقای احمدی‌نژاد در حوزه‌های رأی‌گیری، ‌ مجبور کردن مردم به دادن رأی به احمدی‌نژاد، ‌ تهدید و ارعاب در بسیاری از حوزه‌ها، ‌ روستاها و شعب رأی‌گیری، ‌ نوشتن رأی توسط بسیجیان، ‌ نشان دادن کارت بسیج و عدم ممهور کردن شناسنامه، ‌ دخالت در شعب اخذ رأی.»
اين اتهامات كلي و البته بي سند، ‌ اصولاً فاقد هر نوع چارچوب منطقي است كه بتوان با استدلال در رد آنها چيزي نوشت. طرح برخي از اين اتهامات واقعاً مايه تأسف است آن هم از جانب كساني كه خود روزگاري مسؤوليت برگزاري انتخابات را بر عهده داشته‌اند. اتهام «مجبور كردن مردم براي رأي دادن به احمدي‌نژاد» براي 40 ميليون ايراني كه در اين انتخابات پاي صندوق‌هاي رأي رفته‌اند و همه كساني كه با فرآيند انتخابات در ايران آشنايي دارند، ‌ ادعايي غريب است كه انسان نمي‌داند براي مطرح كنندگان اين ادعا بخندد يا گريه كند. شايد به جاي خنده، ‌ گريه به حال كساني شايسته‌تر باشد كه اين گونه براي قدرت و مكنت چند روزه دنيا، ‌ آخرت خود را مي‌سوزانند. به نظر مي‌رسد براي روشن كردن تكليف اتهامات اخير، ‌ هيچ راهي جز مراجعه نهاد‌هاي مورد اتهام به دستگاه مجري عدالت وجود نداشته باشد. تنها در يك دادگاه علني است كه مطرح كنندگان اين ادعاها و اتهامات عجيب و غريب، ‌ در پيشگاه خدا و خلق خدا رسوا مي‌شوند و مورد بازخواست قانوني قرار مي‌گيرند تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد.

جوابیه وزارت کشور به امیدوار رضایی

 
1388/4/9 سه شنبه آقاي اميدوار رضايي را به اطلاعيه دفتر دكتر محسن رضايي ارجاع مي دهيم در پي درج اظهارات آقاي اميدوار رضايي در برخي از روزنامه ها و سايت هاي خبري، كميته اطلاع رساني ستاد انتخابات كشور جوابيه اي بر اين اظهارات منتشر كرد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني وزارت كشور، متن كامل پاسخ اين كميته به اين شرح است:
«موارد مطرح شده از قول آقاي اميدوار رضايي كذب محض مي باشد و نامبرده را به اطلاعيه رسمي دفتر جناب آقاي دكتر محسن رضايي ارجاع مي دهيم كه دسترسي به مواضع رسمي اين نامزد دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري را صرفاً از طريق بيانيه ها، اطلاعيه ها و نمايندگان
ايشان در وزارت كشور و شوراي نگهبان دانسته است. به نظر مي رسد اين موضوع
( در برخي از صندوق ها ... ) و بسياري از موارد مطرح شده در مصاحبه ايشان كلي گويي و در جهت فريب افكار عمومي بوده است چرا كه در غير اين صورت پر واضح است كه ايشان
مي توانستند شماره صندوق ( يا صندوقها ) و شهرستان مورد نظر را مشخص نمايد تا قابليت پيگيري وجود داشته باشد .
بديهي است كه ايشان در راستاي پيگيري موضوع وتنوير افكار عمومي صحبت ننموده و فقط در راستاي كلي گويي واتهام زني بي مورد اقدام به چنين مصاحبه اي نموده است و مردم شريف ايران اسلامي نيز از اينگونه كلي گويي ها خسته شده اند و از يك نماينده محترم مجلس و فرد فرهيخته انتظار مي رود كه مستند و مستدل صحبت نمايد و انتظارات مردمي كه ايشان را انتخاب نموده اند نيز همين است .
ياد آوري مي نمايد كه ايشان مي بايست پاسخگوي عواقب اينگونه تشويش اذهان عمومي بوده و حق شكايت و پيگيري حقوقي از طريق مراجع قضايي براي تمامي دستگاه هاي دست اندركار انتخابات (ستاد انتخابات كشور، هيأت هاي اجرايي و ... ) در اين خصوص محفوظ مي ماند.»

داستان پردازی فدویان برادر محسن در تابناک Print E-mail
دوشنبه ۰۸ تير ۱۳۸۸

 
 گروه سياسي اصول‏نيوز- محمد مهدی تهرانی- هر چه پیشتر می رویم بیشتر با خدمات ارزنده و استثنایی برادر محسن آشنا می شویم. در مناظره های انتخاباتی بود که دریافتیم در زمان جنگ، دولت را ایشان اداره می کرده اند! اکنون هم سایت خبری تابناک پرده از خدمات چشم گیری دیگر برداشته است که البته درخور تامل است. خوب است که فعالیت ها و دستاوردهای جناب آقای رضایی بیشتر برای مردم تشریح شود و به نظر اتفاقا می بایست از تداوم این روند استقبال کرد.

مطابق آخرین تحلیل ها و یافته های سایت خبری تابناک مُبدع طرح مناظره های تلویزیونی و تشکیل کمیته 5 نفره در شورای نگهبان هم آقای رضایی بوده اند! علاوه بر اینکه ایشان نقشی حیاتی و تعیین کننده در "آرام کردن فضا و تلاش برای جلوگیری از برخوردهای خشونت‌آمیز میان معترضان به نتیجه انتخابات" داشته اند. این همه در حالی است که نمی توان نقش ایشان را در "ظرفیت‌سازی برای برگزاری بهتر انتخابات و همچنین مدیریت بحران‌های حاصل شده" نادیده گرفت.

ظرافت دیگری که در عملکرد آقای رضایی وجود داشت، این بود که ایشان "توجه به فحوای کلام رهبری" را بسیار مهمتر از "وجه شکلی" آن تلقی کردند. در واقع برادر محسن با دقت به سخنان رهبر عزیز انقلاب به ناگاه دریافته اند که  حرف ایشان این است که مسائل باید از مجاری قانونی  پیگیری ‌شود. این البته کشف بزرگی در سخنان رهبری به شمار می آید و نشانه این است که برادر محسن بیش از آنکه برای "شکل" اصالت قایل باشند، برای "محتوا" اصالت قایل هستند. دست آخر هم که ابتکار انصراف ایشان بود که می توان آن را انصرافی "تعیین کننده" و "سازنده" دانست.

اگر تا اینجا مطلب تلقی طنز برای مخاطب ایجاد کرده است، باید گفت هرگز چنین نیست. آنچه گذشت تنها مختصری است از یادداشتی که سایت خبری تابناک به قلم آقای سردبیر منتشر کرده است. البته احتمالا بعدها برخی اکتشافات و اختراعات هم به نام ایشان ثبت می شود. مثلا اگر گفته شد جاذبه را هم ایشان کشف کرده اند، زیاد با این اوصاف نباید تعجب کرد، کاملا طبیعی است! جناب سردبیر در این نوشتار تازه به نشانه هایی از بی انصافی و برخوردهای احساسی در فضای سیاسی کشور رسیده اند که البته با وجود تاخیر چندین روزه در نوع خود قابل تقدیر است اما سوالی که وجود دارد این است که آیا هیچ برخورد غیرمنصفانه ای جز آنچه درصدد توجیه آن برآمده اند در انتخابات وجود نداشت که به آن بپردازند؟

جناب آقای سردبیر محترم! وقتی به رئیس جمهور قانونی کشور و منتخب ملت عزیز ایران وقیحانه نسبت دیکتاتور، نکبت، فرعون، رمّال، عبوس، متکبر، هتاک، دروغگو، طاغوتی، تروریست، متحجر، خشونت طلب، مستبد، توتالیتر، خودکامه، شعار زده، مردم فریب، و... داده می شد، احساس نکردید که احیانا در فضای انتخاباتی بی انصافی وجود دارد؟

وقتی آمار جعل کردند و رییس جمهور قانونی کشور را متهم به دروغگویی کردند، شما مثل رهبر انقلاب نگران نشدید؟ این همه انصاف بود و این یک قلم قضاوت در خصوص ولی نعمتتان بی انصافی؟ شما با این موج تهمت و تخریب همراه بودید یا نبودید؟

از چه چیزی فرار می کنید؟ اگر انصراف آقا محسن سازنده بود، چرا خبرش را از روی سایتتان حذف کردید؟ چرا این خبر الان روی سایت خود آقای رضایی نیست؟ چرا با وجود رفع مشکل سایت ایشان، این خبر مهم آنجا دیده نمی شود؟ این چه انصراف سازنده ای است که از انعکاس خبر آن هم خجالت می کشید؟ چه چیزی را می خواهید توجیه کنید؟ انصراف های پی در پی برادر محسن را؟ چرا از واقعیت فرار می کنید؟

دوم تیرماه امیدوار رضایی(اخوی آقا محسن) اعلام کرد که نمایندگان ایشان برای بازشماری آراء به استان ها رفته اند. بعد از انصراف آقای رضایی مشخص شد که این انصراف در پی عدم تغییر نتایج صندوق های بازشماری شده بوده است. دکتر علی احمدی طی مصاحبه ای که باز هم اکنون بر روی صفحه اول سایت آقای رضایی موجود نیست و شما هم همان موقع آن را از صفحه اول خود برداشتید، صریحا اعلام کرد که شورای نگهبان خلاف گویی می کند. علی احمدی مدعی شد هیچ صندوقی بازشماری نشده ا%Dش‌ها با رویه موجود بوده است.» چرا کلی گویی می کنید؟ بعد از اظهارات بی مبنای ایشان بود که اسناد بازشماری صندوق ها با امضای نمایندگان آقای رضایی منتشر شد. این اظهارات البته مورد استقبال برخی روزنامه های داخلی و خارجی و شبکه های ماهواره ای و رسانه های برون مرزی هم قرار گرفت. علت این داستان بافی ها چه بود و اگر درست بود چرا از انعکاس اخبار آن طفره رفتید و آن را از صفحه اول سایت حذف کردید؟ چرا این مصاحبه که با سایت خبری آقای رضایی انجام شده بود، اکنون بر روی سایت نیست؟

ثمرات آنچه انصراف سازنده خواندید آن هم بعد از بازشماری تعدادی از صندوق ها چه بود؟ نوشتید:«تحلیل‌ها آنگاه شفاف‌تر شد که نماینده رضایی برای پیگیری شکایات وی از شورای نگهبان، پس از موضع گیری خاص عوامل ستاد انتخاباتی وزارت کشور و شورای نگهبان آشکارا اعلام کرد، یکی از دلایل اصلی انصراف دکتر رضایی از پیگیری‌ شکایت‌هایش، همکاری نکردن عوامل اجرایی و نظارتی در این زمینه و بی‌نتیجه دانستن این تلاش‌ها با رویه موجود بوده است.» چرا کلی گویی می کنید؟ چه همکاری ای نیاز بود انجام بشود که نشد؟ آمار صندوق به صندوق برای اولین بار در ایران به درخواست شما منتشر نشد؟ شورای نگهبان با شما جلسه نگذاشت؟ به حرف های شما به نحو بی سابقه ای گوش نکرد؟ به درخواست شما صندوق های مورد نظرتان را بازشماری نکرد؟ چه همکاری دیگری نیاز بود که انجام نشد و شما را این قدر مایوس کرد که از پیگیری وضعیت آرای مردم انصراف بدهید؟ چرا طفره می روید؟ چه کسی را می خواهید فریب بدهید؟

نوشته اید:«شاید همین چالش‌ها بود که شورای نگهبان را متوجه این موضوع ساخت که اگر رویه به این‌گونه باشد و تنها معترض انتخابات که تام و تمام، اعتراضاتش را بر پایه قانون و از مجاری قانونی پیگیری کرده است نیز از این فرایند اعلام انصراف کند، سنگینی اعتراضات به شورای نگهبان و تصور بسته به نظر رسیدن راه‌های قانونی اعتراض به نتیجه انتخابات در جامعه، شکل پررنگتری را به خود خواهد گرفت.» آیا منظورتان این است که انصراف در راستای فشار به شورای نگهبان بود؟ شما ناخواسته و به طور ضمنی اعتراف کرده اید که این انصراف ایجاد یاس و ناامیدی از راهکارهای قانونی را به همراه داشته است، اعتراف نکرده اید؟ آیا ایجاد این فضا به نفع نظام بود؟ چرا در خصوص صندوق های بازشماری شده حرفی با مردم نمی زنید؟

نوشته اید:«به حق باید رضایی را در فرآیند ظرفیت‌سازی برای برگزاری بهتر انتخابات و همچنین مدیریت بحران‌های حاصل شده پیشگام دانست.» اگر ممکن است کمی درخصوص نقش بی بدیل ایشان در ظرفیت سازی و مدیریت بحران توضیح دهید تا خدمات ایشان را بیشتر درک کنیم.

نوشته اید:«رضایی پس از شکل‌گیری فضای ناآرام پس از انتخابات، همه تلاشش را برای پیشبرد توأمان دو موضوع به کار گرفت؛ یکی آرام کردن فضا و تلاش برای جلوگیری از برخوردهای خشونت‌آمیز میان معترضان به نتیجه انتخابات و نیروهای نظامی و انتظامی و دیگری پیگیری مجدانه و مستدل شکایات از راه قانونی.» در فضایی که برخی می رفتند تا با ایجاد شائبه های جدی در انتخابات، اصل انتخابات را به چالش بکشند و شیرینی حضور 85 درصدی را به کام مردم زهر کنند، شما هم که خواستید از قافله جانمانده باشید، حرف از تخلفات گسترده انتخاباتی زدید. حال آنکه می دانستید تخلف تعیین کننده ای اصولا وجود ندارد. شما همراه با سیل ادعاها و تهمت های شدیدی که شورش های خیابانی و بهره برداری های رسانه های خارجی را به دنبال داشت، انتخابات را به چالش کشیدید. چرا صریح نگفتید سندی دال بر تقلب گسترده در انتخابات وجود ندارد و اظهارات برخی کاندیداها را نمی پذیرید؟ اینها بی انصافی نبود؟

باز هم از کارشکنی ها گفتید مثل آقای موسوی که مدام در هاله ای از ابهام ادعا می کنند و آسمان به ریسمان می بافند. در توجیه انصراف آقای رضایی دلایلی را ردیف کردید که نه تنها هیچ کدام موجه نیست، بلکه هیچ نسبتی هم حتی با متن نامه انصراف ایشان ندارد و این خود واقعا مسئله ای است!

در این نامه آمده بود:«با توجه به محدوديت زماني، اکنون که وضعيت سياسي - امنيتي و اجتماعي کشور وارد شرايط حساس و تعيين کننده‏اي شده که از نتايج انتخابات مهم‏تر مي‏باشد؛ لذا وظيفه مي‏دانم خود و ديگران را به کنترل وضعيت فعلي ترغيب نمايم و از آن‌جا که عهدي با خداي خود بسته‏ام تا همواره سربازي فداکار براي انقلاب اسلامي، رهبري و مردم باشم، بدين ‌وسيله انصراف خود را از پيگيري شکايت‏هاي مطرح شده اعلام مي‏دارم.»

چرا به این فداکاری بزرگ در حالی که فضای کشور آرام شده بود و صندوق های درخواستی هم بازشماری شده بود، اشاره نکردید؟ هویت سیاسی خود را آنقدر به شخصیتی بدون جایگاه اجتماعی گره زده اید که حتی وقتی در باب دفاع از او هم برمی آیید از نوشتن نام خود چشم می پوشید. چرا با مردم رو راست نیستید؟ ضمنا از اینکه برای حفظ امنیت کشور و آرامش عمومی از حامیان میلیونی تان نخواستید تا به خیابان ها بریزند، تشکر می کنیم! مسئله این روزها مسئله جناحی نبود. مسئله نظام بود و شما هم مثل سایرین نظام را به منافع سیاسی و دعواهای جناحی فروختید. کافی است کمی در خصوص تاثیرات برون مرزی اتفاقات اخیر و اخبار منتشر شده در رسانه های خارجی فکر کنید و بشمرید تعداد روزهایی را که خبری از خشونت های ادعایی در تهران در روزنامه های آمریکایی و رسانه های جهانی منتشر نشده است. به دوستان صدیقتان در سایت خبری آینده هم سلام برسانید

افشا گری عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين و ستاد موسوي؛

مشروح نشست خبري عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين و ستاد موسوي؛
عدم‌پذيرش آرا، قانون‌شكني و تجمعات غيرقانوني سناريويي از پيش‌طراحي شده بود

خبرگزاري فارس: عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين و ستاد موسوي گفت: سناريوي از پيش طراحي شده سازمان مجاهدين و ستاد موسوي ، عدم پذيرش نتايج شمارش آراء، عدم تمكين قانون،‌ برگزاري تجمعات غيرقانوني،‌ نظر سازي و القاي عدم سلامت انتخابات بود كه باعث رويگرداني مردم از اصلاح‌طلبان شد.


به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، سيداميرحسين مهدوي عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي پيش از ظهر امروز در جمع خبرنگاران در خبرگزاري ايسنا به بيان جزئياتي درباره مجموعه فعاليت‌هاي فرهنگي و رسانه‌اي ستاد ميرحسين موسوي و نقش برخي عوامل در شكل‌دهي آشوب‌هاي اخير پرداخت.
وي اظهار داشت: در كنگره سال 87 سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به عضويت شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي درآمدم و در انتخابات خرداد ماه سال جاري در ستاد مركزي موسوي به عنوان سردبير روزنامه انديشه نو كه روزنامه اي در 4 صفحه براي پوشش اخبار ستاد بود آغاز به كار كردم و تا روز 23 خرداد ماه به انتشار خود ادامه داد.
مهدوي بيان كرد: روندي كه از فرداي روز انتخابات يعني 23 خرداد‌ماه آغاز شد يك انحراف و گردش مسير در مجموعه‌ فعاليت‌هاي بود كه بخش عمده‌اي از آنها متعلق به ستاد ميرحسين موسوي بود به طوري كه نامزدي با ويژگيهاي موسوي كه اساس حضورش را بازگشت قطار اجرايي كشور بر ريل قانون بود از شامگاه روز رأي‌گيري با اعلام نتايج پيش از شمارش آراء و پس از آن با عدم پذيرش نتايج شمارش آراء و عدم تمكين به ساز و كار قانوني برگزاري انتخابات زمينه‌هاي ايجاد مشكلاتي را در جامعه فراهم كرد.

* عدم تمكين به قانون

سردبير روزنامه انديشه نو افزود: گروه‌هاي حامي ايشان و سازماني كه من عضو شوراي مركزي آن هستم در قالب 2 يا 3 بيانيه با رفتاري مشابه رفتاري كانديداي مورد حمايت خود نسبت به روند قانوني بيان اعتراضات و ارائه آنها به شوراي نگهبان بي‌اعتنايي كرده و پس از آن با منتفي شدن زمان قانوني اعتراض و به ويژه پس از خطبه‌هاي 29 خرداد رهبر انقلاب با تهييج مردم و صدور بيانيه‌هاي مختلف و با تشويش اذهان عمومي ملت ، تلاش داشته‌اند تا مطالبه خود را پيگيري كنند. و اين موضوع از زماني حاد‌تر شد كه در كنار اين مجموعه رفتارها ، برخي دشمنان قسم‌خورده ملت، خاندان پهلوي و گروهك‌هاي ضد انقلاب نيز با اعلان علني و رسمي آن را تشويق و مورد حمايت قرار داده‌اند.
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با بيان اينكه مدارك و اسنادي رسمي دال بر همراهي و همكاري آنها بر آشوب‌ها به دست آمده است اضافه كرد: عدم تمكين به فرايند‌هاي قانوني راهي جديد را در ليست سياسي برخي جريان‌ها و گروه‌ها به وجود آورد و انتشار بيانيه‌هاي پي‌درپي نشان داد كه اين گروه‌ها ديگر متمايل حركت در يك فرايند قانوني و در چارچوب قانون اساسي و ساختار آن نيستند.
مهدوي با اشاره به مباني اساسي انديشه اصلاح‌طلبي عنوان كرد: اگر افرادي خواستند با فرايندهاي غيرقانوني و خارج از چارچوب كار خود را به پيش ببرند اينها به معني از بين رفتن مشي‌اصلاح‌طلبي نيست چرا كه اساسا مبناي اصلاح‌طلبي بر اصول و اساس حركت بر مدار قانون استوار است.
سيد اميرحسين مهدوي عضو شوراي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و عضو مركزي ستاد ميرحسين موسوي همچنين به سوالات خبرنگاران در حوزه مسائل متعدد پاسخ داد.
وي در پاسخ به پرسشي در خصوص نقش وي و سازمان متبوعش در برخي آشوب‌هاي اخير و اساسا مكانيزم و ساختار رفتاري سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي اظهار داشت: من در شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب عضويت داشته‌ام البته ساختار به اين صورت است كه اعضاي شوراي مركزي به عنوان منتخبين كنگره مجموعه‌ فعاليت‌هاي را پيگيري مي‌كند كه اين مجموعه فعاليت‌ها در قالب‌هاي ديگري نيز علاوه بر شوراي مركزي در كار گروه‌هاي پيگيري مي‌شود من دو سال عضو علي‌البدل شوراي مركزي و يك سال عضو شوراي مركزي بوده‌ام و به خاطر سابقه روزنامه‌نگاري اقتصادي در تدوين و تبيين مواضع اقتصادي سازمان نقش داشته‌ام و تقريبا در جريان تمامي تصميمات و تحركات نامزد‌هاي رياست‌جمهوري بودم.

* انتشار روزنامه انديشه نو در ستاد موسوي

سردبير روزنامه انديشه‌نو (منتسب به ستاد ميرحسين موسوي) اظهار كرد: بعد از تعطيلات نوروزي روزنامه كار انتشار خود را آغاز كرد كه در چهار صفحه به تبيين فعاليت‌هاي انتخاباتي و تبليغاتي ستاد ميرحسين موسوي مي‌پرداخت كه مجموعه‌هاي فعاليت‌هاي روزنامه زير نظر بخش رسانه‌اي ستاد مديريت مي‌شد.

* تجمعات غيرقانوني و كمپين پويش خاتمي

مهدوي در تشريح ساختار تجمعات قبل از انتخابات گفت: قبل از 22 خرداد‌ماه بزرگترين ظهور تجمعات شكل‌‌گيري زنجيره‌ انساني بدون مجوز از ميدان تجريش تا ميدان راه‌آهن و همين‌طور شكل‌گيري تجمعي از ميدان آزادي تا انقلاب بود كه همه اينها در قالب‌هايي به شهرستان‌ها نيز تسري داده شده كه سابقه آن9�ه جلوه مي‌دادند كه كسي به عنوان آقا بالاسر وجود ندارد و از اين طر�%8�ازمان جوان بدون مجوز كه ذيل ساختار كمپين پويش خاتمي شكل گرفته بود نظير ياري نيوز كه در مراحلي با اخذ كد ملي از افراد مجموعه ساختارهاي را شكل داده بود به وجود آمد كه براوردي از آن وجود داشت حدود 400 هزار نفر عضو را نشان مي‌داد.قرار بود اين ساختار در قالب شبكه‌اي خوشه‌اي مجموعه‌اي را به وجود آورد كه بر اساس آن پايه و بانك اطلاعاتي از ناظرين صندوق‌ها و كمك به ساختار صيانت از آراء باشد كه البته بخش وسيعي از اين فعاليت‌ها را شاخه‌هاي از جوانان نظير شاخه جوانان جبهه مشاركت شكل مي‌داد.
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي كه پيش از ظهر امروز در جمع خبرنگاران در خبرگزاري ايسنا سخن مي‌‌گفت به گروهي موسوم به گروه 88 در ستاد ميرحسين موسوي اشاره كرد و گفت: گروه 88 بنا بود با عضويت 88 جوان در سراسر كشور، 88 جوان در استان‌ها و 88 جوان در هر يك از شهرستان‌ها ساختار‌ خوشه‌اي را در عضويت از افراد به پيش ببرد كه بر اساس آن و با به پيش‌رفتن اين ساختار شبكه‌اي بيان مي‌شد كه اين مجموعه نيز داراي 35 هزار عضو بر مبناي همين ساختار است كه تمام توسط همين گروه‌ها سازماندهي شده بود.
سردبير روزنامه انديشه‌نو (منتسب به ستاد ميرحسين موسوي) شكل رفتاري حاكم بر اين ساختار‌ها را نيز به گونه‌اي عنوان كرد كه در آنها جوانان ميدان‌دار حركت‌ها بودند و شكل آن به اين صورت بود كه جوانان در برنامه‌ها با محوريت خود ساختار را اين گونه جلوه مي‌دادند كه كسي به عنوان آقا بالاسر وجود ندارد و از اين طريق ميزان جذب جوانان در اين شيوه رفتاري افزايش چشمگيري مي‌يافت.

* نمادهاي رنگين

وي اضافه كرد: در كنار اين مجموعه، استفاده از نمادهاي رنگين، جلوه دادن نگراني از سلامت انتخابات كه قالب مشترك شكل‌دهي انقلاب رنگين در برخي كشورها است، منظومه‌اي از رفتار‌ها كه نتيجه‌ آنها القاء برخي مفاهيم خاص به جامعه بود را به ذهن متبادر مي‌كرد.
مهدوي در ادامه نشست خبري خود به تبيين چگونگي عضويت خود در شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب پرداخت و گفت كه بعد از كنگره آخر اين تشكل، به عضويت سازمان درآمده است.
وي افزود: افرادي تحت عنوان مرتبط با حلقه 10 نفره سازمان مجاهدين رابطه داشته‌اند كه اين رابطه، به صورت نقطه‌چيني و غيرعضويتي اما سازمان يافته بود و در كنگره آخر سازمان كه در اواسط دولت دوم محمد خاتمي برگزار شد، سران سازمان تصميم گرفتند به صورت رسمي در جهت گسترش تشكيلات عضو گيري كنند.

* حلقه بسته تصميم گيري در سازمان

اين عضو ستاد انتخابات موسوي، گفت كه بر اساس عضو گيري پس از كنگره سازمان مجاهدين انقلاب، 300 نفر در سراسر كشور به عضويت اين تشكل درآمدند و او كه با برخي افراد در سازمان از گذشته ارتباط داشت، مشمول فرآيند عضويت شد و با بهره‌گيري از امتياز روابط خود فعاليت در اين مجموعه را آغاز كرد.
مهدوي افزود: در سازمان اينگونه نبود كه اعضا، مجري صرف حلقه اتاق فرمان باشند و اين گونه نيز نبود كه اين افراد تصميم‌گيرنده باشند بلكه به دليل فضاي مجازي كه وجود داشت، در هر مقطع فعاليت سياسي، القاي تصميمات و خط اصلي از طريق حلقه بسته ابتدايي شكل مي‌گرفت.
وي ادامه داد: به عنوان نمونه در جلسات شوراي مركزي، افراد در قالب راي برابر در آنجا حضور مي‌يافتند ولي جو به گونه‌اي كه فضاي فكر كردن و انعكاس صداي مخالف و بحث و گفتگو نيست و جو غالب مبتني بر تصميم‌گيري از قبل بود و بقيه ناچار به همكاري بودند و در واقع نظام فكري اعضا كاناليزه مي‌شد.
" به عنوان نمونه در حالي كه 10 ماه پيش از انتخابات، فضاي گفتگو و همفكري وجود داشت و حتي اصولگرايان در حال رايزني براي انتخاب نامزد خود بودند، در سازمان گزاره "يا خاتمي يا هيچ كس " مطرح شد و فضاي جزم‌انديش قطعي و متصلب به وجود آورد ".
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب تاكيد كرد: بر خلاف گسترش ظاهري تشكيلاتي در سازمان مجاهدين و حزب مشاركت، تصميم‌گيري‌ در اين تشكل‌ها بر حلقه بسته و محدودي صورت مي‌گيرد و اينگونه نيست كه در اين تشكل‌ها صداهاي مختلف و فراكسيون‌هاي متنوع وجود داشته باشد.
سردبير روزنامه انديشه‌نو (منتسب به ستاد ميرحسين موسوي) افزود:‌ كسي كه عضو مجاهدين مي‌شود، با تصور و استنباط نسبت به حضور موثر در تصميم‌گيري‌ها در جلسات شوراي مركزي شركت مي‌كند اما هنگامي كه متوجه مي‌شود در حلقه بسته‌اي قرار گرفته و با تصميم‌گيري‌ها از پيش انجام شده، دلخوشي او به ياس تبديل مي‌شود.

* سناريوي از پيش طراحي شده

وي در خصوص القاي نگراني‌ نسبت به صيانت از آراي مردم از سوي تشكل متبوعش كه اين روزها با عنوان عدم سلامت انتخابات و تقلب در اين فرايند از سوي ميرحسين موسوي پيگيري مي‌شود، نيز اظهار داشت: از قبل، فرايندي براي انتشار نظرسنجي‌ها و نتيجه از پيش اعلام شده انتخابات طراحي شده بود و بر اساس اين برنامه بود كه موسوي ساعت 21 روز 22 خرداد و پيش از اتمام راي‌گيري در يك مصاحبه مطبوعاتي اعلام كرد در مرحله اول پيروز مي‌شود و هر نتيجه‌اي غير از اين نادرست است و نشان مي‌دهد كه در انتخابات تقلب شده است.

* نظرسازي و القاي تقلب

عضو ستاد انتخابات موسوي گفت: فضاسازي‌ها در باور عمومي براي القاء تقلب در انتخابات به صورت گسترده پيگيري مي‌شد و مدام تكرار مي شد كه نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد موسوي پيروز انتخابات است و نوعا نهادهايي به عنوان مرجع نظرسنجي مطرح مي‌شدند كه مورد اعتماد هستند تا كسي خواستار ارائه سند در اين زمينه نشود.
مهدوي افزود: تجربه انتخابات سال 84 نشانگر نادرستي تحليل هايي بود كه بر عدم صحت انتخابات تاكيد داشت و خبرگزاري جمهوري اسلامي در آن دوره، سه روز مانده به راي‌ گيري اعلام كرد كه مصطفي معين بالاترين آراء را دارد و با هاشمي رفسنجاني به مرحله دوم انتخابات مي‌رود ولي ديديم كه او نفر پنجم انتخابات شد.

* هيچ ادله اي براي پيروزي موسوي وجود نداشت

سردبير روزنامه انديشه‌نو (منتسب به ستاد ميرحسين موسوي) ادامه داد: در اين دوره انتخابات در مرحله نخست اعلام كرديم كه موج سبز در كشور راه افتاده و در مرحله بعد گفتيم كه آراي آقاي موسوي در حال رشد است و در گام ديگر مدعي شديم او با آقاي احمدي‌نژاد به مرحله دوم مي‌رود و بعد هم در جامعه القا كرديم موسوي در مرحله اول قطعا پيروز انتخابات خواهد بود اما شخصا هيچ ادله‌اي براي قطعيت اين نظريه پيدا نكردم.
"القاي اين انديشه به موسوي باوراند كه اعلام كند پيروز قطعي انتخابات است و در شرايطي كه مي‌دانستيم اينگونه نيست و به دليل حضور ناظران آقاي موسوي در قريب به اتفاق صندوق‌ها، نگراني در زمينه سلامت انتخابات وجود نداشت، تكرار گزاره نگراني از سلامت انتخابات و تقلب از طريق رسانه‌ها و بيانيه‌هاي گروه‌هاي مختلف اصلاح طلب به صورت شفاف پيگيري مي شد ".

* القاي عدم سلامت انتخابات و خط دهي بهزاد نبوي به رسانه هاي اصلاح طلب

عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب توضيح داد: مقامات سابق و اسبق وزارت كشور مانند مصطفي تاج‌زاده از نگراني درباره سلامت انتخابات سخن مي‌گفتند و پيگيري موضوع صيانت از آرا به بهزاد نبوي سپرده شد و او دنبال جمع‌آوري افرادي براي معرفي آنها به عنوان ناظران بر انتخابات بود كه اين مسئله نشانگر سمت و سوي القاي نگراني و تاكيد بر لزوم صيانت از آرا بود.
وي ادامه داد:‌ علاوه بر پيگيري موضوع از طريق سايت‌هاي خبري وابسته به اصلاح‌طلبان، از سالهاي قبل و از زمان دولت خاتمي جلسات مستمري به صورت هفتگي بين بهزاد نبوي با مديران رسانه‌ها و متوليان سايت‌هاي اصلاح طلب برگزار مي‌شد و با آنكه نبوي صبغه فرهنگي و مطبوعاتي ندارد، هدايت خط خبري در رسانه‌هاي مذكور را انجام مي‌داد.
اين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب در ادامه نشست خبري خود به تبيين نحوه هماهنگي شبكه‌هاي خبري و افشاي منابع مالي رسانه‌‌هاي تبليغاتي وابسته به دوم خردادي‌ها پرداخت.

* جلسات مستمر سازمان يافته بهزاد نبوي و مديران رسانه‌هاي اصلاح‌طلب

اين عضو ستاد انتخابات ميرحسين موسوي اظهار داشت: علاوه بر جلسات مستمر سازمان يافته هفتگي بين بهزاد نبوي و مديران رسانه‌ها و متوليان سايت‌هاي اصلاح‌طلب، سايت‌هاي خبري به صورت مستقيم از چهره‌هاي شاخص جريان اصلاحات هدايت و حمايت مي‌شدند.

* سايت جمهوريت منسوب به فرزندان هاشمي رفسنجاني

مهدوي درباره يكي از سايت هاي تخريبي اصلاح طلبان افزود: سايت جمهوريت به صورت روشن منسوب به فرزندان آقاي هاشمي رفسنجاني بود و معلوم بود كه اداره‌كنندگان اين سايت بي‌پروا و صريح از كجا خط مي‌گيرند و مشغول پرونده‌سازي گسترده در خصوص عملكرد چهارساله دولت نهم بودند.

* موسوي برنامه نداشت؛ فقط دولت را تخريب مي كرد

وي ادامه داد: آقاي موسوي نيمه اسفند سال گذشته وارد عرصه انتخابات شد و ايام نوروز نيز كشور در تعطيلات پانزده روزه به سر مي‌برد و عملا گردآوري آمار و ارقام و آرشيو تصويري براي وي به صورت سازمان يافته بر عهده حاميان پشت پرده او بود.
عضو ستاد انتخابات موسوي گفت: مجموعه فعالان تبليغاتي موسوي به شكل نامتوازن و بي‌سابقه به تخريب رقيب او كه رئيس‌جمهور مستقر بود، پرداختند و با آنكه منتقدان وضع موجود در كنار اثبات ادعاي خود مبني بر نامطلوب بودن وضعيت بايد علت نامزدي خود را تبيين كنند، موسوي در اين زمينه ضعف داشت.
عضو ستاد انتخاباتي موسوي ادامه داد: كسي كه وضع موجود را نقد مي‌كند، علاوه بر علت نقد بايد بيشتر بگويد چه برنامه‌هايي دارد و چرا بايد مردم او را برگزينند اما آقاي موسوي عملا هيچ برنامه و متن مدوني در اين زمينه نداشت و آنچه در مناظره آخر در قالب برنامه در تلويزيون به نمايش درآمد، قطع نظر از نقد محتوا يك نوشتار آشفته بود.
سردبير روزنامه انديشه‌نو (منتسب به ستاد ميرحسين موسوي) ادامه داد: آنچه موسوي انجام داد حجم گسترده تخريب دولت بود و كمپين و حركت انتخاباتي اين مجموعه نيز فاقد گزاره‌اي دال بر اداره كشور و شعار واحد بود و شعارهايي كه در اين زمينه داده شد، همچون "انسانم آرزوست " و " ادب مرد به ز دولت اوست " ، كسي را به سوي آنچه بايد انتخاب كنند رهنمون نمي‌كرد.
" آنچه موسوي در خصوص جمع‌آوري گشت ارشاد و يا در خصوص تقويت جايگاه دانشگاه‌ها مطرح كرد، بخش كوچكي از اداره نيروي انتظامي و نهاد آموزش عالي بود و در واقع نشان مي‌داد در برابر تخريب‌هايي كه عليه دولت صورت مي‌دهد برنامه‌اي براي ارائه ندارد ".

* بودجه انديشه نو را ستاد موسوي تامين مي كرد

عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب گفت: منابع مالي رسانه‌هاي تبليغاتي موسوي از طريق ستاد انتخابات اين كانديدا تامين مي‌شد و به عنوان نمونه روزنامه انديشه نو كه روزنامه كم خرجي بود، از محل كمك هاي مالي كميته مالي و پشتيباني ستاد انتخابات موسوي منتشر مي شد.
مهدوي افزود: انديشه نو با قيمت 50 تومان توزيع مي ‌شد كه درآمدهاي ناشي از فروش آن صرف شبكه توزيع روزنامه مي‌شد ولذا هزينه چاپ، توليد و تحريريه آن از محل منابع مالي ستاد انتخابات موسوي تامين مي شد كه در مقايسه با ارقام كلان تبليغاتي اندك بود و آنها مي‌گفتند كه حتي مي‌توانيم تيراژ روزنامه را ميليوني بالا ببريم و از اين بابت جاي نگراني وجود ندارد، اما بنده به عنوان يك روزنامه‌نگار مي‌دانستم كه روزنامه خريدار ندارد و افزايش تيراژ در چنين شرايطي ريسك است.
وي ادامه داد: در جريان فعاليت‌هاي انتخاباتي كساني كه علاقمند هستند سهمي در قدرت داشته باشند و يا كساني كه فعاليت اقتصادي مي‌كنند و مي‌خواهند از طريق كمك مالي به يك نامزد پس از انتخاب او دايره فعاليت خود را گسترش دهند، براي جا نماندن از غافله به نامزدي كه تصور مي كنند پيروز انتخابات است، كمك مي كنند و در اين انتخابات هم برخي افراد در هفته آخر انتخابات به موسوي كمك مالي داشتند.

* سنگفرش يكي از خيابان‌ها با پوستر موسوي

عضو ستاد انتخابات موسوي تصريح كرد: آقاي موسوي مدعي بود علاقه‌اي به حجم گسترده تبليغات ندارد اما حاميان و هواداران وي از طرق مختلف به تامين مالي او پرداختند و در سايه اين كمك هاي مالي فراوان و اقداماتي چون فروش تابلو نقاشي هاي موسوي به دو برابر قيمت كه البته دربرابر هزينه‌هاي كلان تبليغاتي اندك است، شاهد انتشار پوسترهاي موسوي در تيراژ گسترده بودم به طوري كه سنگفرش يكي از خيابان‌هاي اصلي شهر از تصاوير او و اقلام سبز فرش شده بود
مهدوي در پاسخ به سوالي درباره نقش بستگان هاشمي و همچنين درباره سير گذار مواضع مير حسين موسوي از زمستان سال 87 تاكنون گفت: يكسري بحث‌ها را بنا بر مصالح شايد نتوان اكنون گفت و اميدوارم آن افراد به سمتي نروند كه در آينده نيازي به گفتن آن بحث‌ها باشد.

* جو ستاد عدم پذيرش نتايج انتخابات بود

سردبير روزنامه انديشه نو با اشاره به اعتراضات مير حسين موسوي به نتايج انتخابات، نقطه شروع اعتراضات را شامگاه 22 خرداد عنوان كرد و افزود: جو عمومي داخل ستاد، عدم پذيرش نتايج انتخابات و عدم اعتنا به روند قانوني شوراي نگهبان بود و ديديم كه در سه روز پس از انتخابات نيز هيچ گونه شكايتي به شوراي نگهبان داده نشد و فقط 7 مورد عناوين كلي داده شد.

* مواضع موسوي تحت تاثير گروه فشار تغيير كرد

مهدوي با اشاره به روند مواضع مير حسين موسوي از زمستان سال گذشته تا بعد از انتخابات گفت: آقاي موسوي ورود خود را با چند مصاحبه با وب سايت كلمه، يك مجله اقتصادي و ويژه نامه نوروزي يكي از روزنامه‌هاي اصلاح طلب آغاز كرد و ديديم كه در آن مصاحبه‌ها مواضع‌اش در سياست خارجي، اقتصاد و عدالت اجتماعي همان مواضع نخست وزير زمان جنگ بود و همان رويكردها را يادآوري مي‌كرد. اما بعد از اعلام نامزدي، گروه‌هاي فشار دور ايشان را گرفته و برايش شرط گذاشتند و فضاي دور او را طوري ساخته و قرائتي را برايش شكل دادند كه با مواضع گذشته‌اش فرق داشت و در نهايت نيز به عدم پذيرش نتايج انتخابات منتهي شد.

* مواضع افراطي راي موسوي را كاهش داد

وي افزود: كساني كه اطراف آقاي موسوي را گرفته بودند بحث هزار سخنراني را مطرح كرده‌ بودند كه اين سخنراني‌ها را همان افراد آن 3 ، 4 گروه انجام مي‌دادند و افراطي‌ترين مواضع و هر چيزي كه دلشان مي‌خواست القاء مي‌كردند و همين‌ها باعث شد كه آقاي موسوي راي عده‌ي زيادي را از دست داد.
اين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب تصريح كرد: تصور خود موسوي اين بود كه در اصولگرا‌ها هم راي خوبي دارد حتي خودم از آقاي خاتمي شنيدم كه مي‌گفت ممكن است برخي كساني كه به من راي مي‌دادند به آقاي موسوي راي ندهند. اما او بيشتر از اين تعداد در بين اصولگراها راي دارد.
وي ادامه داد: آقاي موسوي در دايره گروه‌هاي فشاري محصور شد كه باعث عدم پذيرش نتايج انتخابات از سوي او شدند و آقاي موسوي در فاصله‌ كوتاه با آن موسوي كه تا قبل از آن بود متفاوت شد و كار به جايي رسيد كه گروه‌هايي كه پيش از اين از نظام و قانون دم مي‌زدند با تروريست‌ها، معاندين، خاندان پهلوي و گروه‌هاي خارجي هم صدا شدند.

* حلقه اتصال اصلاح طلبان با رسانه هاي خارجي

مهدوي با اشاره به فعاليت چشمگير رسانه‌هاي خارجي براي دامن زدن به اغتشاش در ايران گفت: كساني كه اين روزها در شبكه صداي آمريكا عليه ايران صحبت مي‌كنند تا 3،4 سال پيش در كنار همين گروه‌هايي كه دور آقاي موسوي را گرفته‌اند، تحت عنوان عضو دفتر تحكيم و يا روزنامه نگار فعاليت مي‌كردند و حتي بي بي سي نيز به روش‌ هوشمندانه تر از چند سال قبل عضو گيري كرد و اعضاي خود را آموزش داد تا اينكه 5،6 ماه قبل از انتخابات، دومين شبكه تلويزيوني غير انگليسي خود را كليد بزند كه تمام بودجه و خطوطش با دولت انگليس هماهنگ مي‌شود.
وي با اشاره به افرادي كه از مطبوعات ايران جذب رسانه‌هاي بيگانه شدند، گفت: ممنوعيت فعاليت رسانه‌هاي ضد ايراني در ايران و وجود افرادي از مطبوعات ايران كه جذب آن رسانه‌ها شده بودند باعث شد كه در حقيقت ارتباطات خبري اين رسانه‌ها از دفتر تلفن اين دوستان كه از ايران با خود برده‌ بودند تغذيه شود و همين ارتباط نيز باعث دو سويه شدن ارتباطات شد و افرادي ايراني نيز نكاتي را به اين شبكه‌ها القاء مي‌كردند كه اين همسويي و كار مستمر و نزديك در روند فعاليت‌هاي اين شبكه‌ها بسيار روشن است.

* اردوكشي خياباني در تضاد با اصلاح طلبي

مهدوي افزود: وضعيت به وجود آمده پس از انتخابات در ايران مبدا يك تغيير جهت تاريخي است چرا كه ذات اصلاح طلبي به معناي پذيرش چارچوب‌ها براي كارآمد‌تر كردن سيستم است اما گروه‌هايي كه با داعيه قانون و اصلاح طلبي شكل گرفته بودند به رفتار‌هاي فرا قانوني و تعيين تكليف در خيابان و به تعبير رهبري اردو كشي‌هاي خياباني روي آوردند كه اينها با ذات اصلاح طلبي در تناقض است و در بيانيه‌هاي آنها نيز مشخص بود كه اعتقادي به ساز و كارهاي قانوني ندارند.
اين عضو ستاد انتخاباتي مير حسين موسوي تصريح كرد: آقاي موسوي نيز پس از انتخابات ساز و كار قانوني انتخابات را نپذيرفت در حالي كه تا روزهاي پيش از انتخابات ايشان مي‌گفت كه «نظارت استصوابي را قبول ندارم و قانون آن را تغيير خواهم داد اما تا اين قانون پا بر جاست به آن عمل مي‌كنم» در حالي كه ديديم اين گونه نشد.
مهدوي اين تغيير رويكرد‌ها را به يك پيچ تاريخي تعبير كرد و با بيان اينكه ما اصلاح طلبي در چارچوب قانون اساسي را قبول داشته‌ايم و برنامه‌هاي آقاي خاتمي در سال 76 نيز شعار قانونگرايي بود، اظهار داش�D9� مسئله باور پذير نيست و اگر بخواهد شكست را هم بپذيرد، درست كردن قا�ب نظام را نشان دادند و مشخص شد كه اصلاح طلبي هنوز هم مخاطب دارد. اما اصلاح طلبي پسوند نام هيچ گروه و جرياني نيست و نياز به نوزايي و جوشش از درون دارد و نبايد اجازه داد كه اصلاح طلبي با گروه‌هاي پيوند بخورد كه با نپذيرفتن فرآيند‌هاي قانوني پايان اصلاح طلبي را رقم بزند.
سردبير روزنامه انديشه‌نو (منتسب به ستاد ميرحسين موسوي) افزود: اين گروه‌ها مي‌خواهند مانند ملي مذهبي‌ها يا نهضت آزادي كه در درون كشور ساز و كارهاي نظام و قانون را قبول ندارند باشند و يا ممكن است با عدم محكوميت صريح اغتشاش‌ها در كنار گروه‌هاي معاند و آشوب‌ طلبان و تروريست‌ها قرار بگيرند؛ در هر دو حالت ديگر نمي‌تواند به اين گروه‌ها، اصلاح طلب گفت.
اين عضو ستاد انتخاباتي موسوي با اشاره به نپذيرفتن فرآينده انتخابات از سوي مير حسين موسوي، گفت: تن ندادن آقاي موسوي به فرآيند انتخابات در حالي است كه حتي شوراي نگهبان اخيرا گروهي 5 نفره كه از نظر همه گروه‌ها رفتاري غير جناحي دارند را براي نظارت بر شمارش مجدد 10 درصد از صندوق‌ها مشخص كرده است اما باز هم در چنين فضايي آقاي موسوي تمكين نمي‌كند.

* موسوي از قضاوت تاريخ در مورد خود نگران است

وي افزود: آقاي موسوي دچار يك ابهام و گره‌ ذهني شده و از قضاوت تاريخ در مورد خود نگران است؛ او از ابتدا مدعي پيروزي در انتخابات بود و سرمايه‌ 20 سال سكوت خود را وارد ميدان كرد و حال با اين شكست، پذيرش اين مسئله باور پذير نيست و اگر بخواهد شكست را هم بپذيرد، درست كردن قافيه براي مصراعي كه سروده است بسيار سخت است و همچنين حال كه بيانيه‌هاي تحريك آميز او باعث كشته شدن تعدادي از افراد شده است، در مجموعه او خود را گرفتار مي‌بيند.
مهدوي تصريح كرد: به نظر من آقاي موسوي مي‌تواند از طريق قانوني اعتراض بكند و حتي مي‌تواند به شوراي نگهبان پيشنهاد بدهد و بايد حساب خود را از روند آشوب و اغتشاش و ريخته شدن خون‌ها جدا كند و همان طور كه از شخصيت او اين انتظار مي‌رود، فارغ از هر باوري كه دارد آرامش را به جامعه منتقل كند. چرا كه تاكنون نتيجه بيانيه‌هاي او فقط تداوم ناامني و به خطر افتادن منافع افراد عادي و بي‌گناه بوده است.
عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب و عضو ستاد انتخابات مير حسين موسوي در بخش پاياني نشست خبري خود، علت اصلي رويكرد مردم از موسوي در انتخابات رياست جمهوري دهم را فاصله گرفتن اين كانديدا از شخصيت و گفتمان اصلي خود عنوان كرد.

* اصلاح طلبان نتوانستند راي مردم را كسب كنند

وي افزود: انتظار بسياري اين بود كه آقاي موسوي به عنوان نخست وزير دوران امام كه تاكيد بر استكبار ستيزي و حمايت از حقوق مستضعفين داشت، با همان شخصيت‌ و گفتمان وارد عرصه انتخابات مي شد كه به نظر مي رسيد آراي موسع تري را نصيب او مي‌كرد.
اين فعال سياسي دوم خردادي ادامه داد: 14 ميليون راي دهنده به موسوي كساني بودند كه ضمن پذيرش نظام و قانون اساسي و علاقمندي به جمهوري اسلامي خواستار اصلاح روند اجرايي حاكم بر كشور بودند كه يك جريان اصلاح طلبي اصيل مي‌تواند آنها را نمايندگي كند.
مهدوي افزود: كارنامه جريانات حامي موسوي به گونه‌اي است كه بعد از انتخابات سال 80 در انتخابات‌هاي كه برگزار شد و مجري نيمي از آنها خودشان بودند، نامزد معرفي كردند، اما نتوانستند آراي مردم را جلب كنند.

* آزادترين انتخابات در كشور و پيروزي احمدي نژاد

مهدوي ادامه داد: در انتخابات شوراي دوم كه از آزادترين انتخابات در كشورمان بود و هيئت نظارت بر انتخابات حتي نيروهاي ملي - مذهبي را تائيد صلاحيت كرد، اصلاح طلبان نتوانستند پيروز شوند و در انتخابات شوراي سوم و در انتخابات مجلس هشتم نيز فهرست ياران خاتمي راي نياورد و در انتخابات رياست جمهوري نهم كه مصطفي معين و اكبر هاشمي رفسنجاني نامزد اين جريان بودند، در رقابت با احمدي نژاد شكست خوردند.

* سفرهاي استاني

عضو ستاد انتخابات موسوي تصريح كرد: در انتخابات رياست جمهوري دهم موسوي با رئيس دولتي رقابت كرد كه تعداد 60 سفر استاني انجام داد و حتي احمدي نژاد به برخي استان‌ها 2 بار سفر كرد و به نقاط دور افتاده شهرستان‌ها و روستاها سركشي كرد.
مهدوي افزود: آقاي موسوي در طول مدت كوتاهي كه وارد عرصه انتخابات شد، نتوانست به همه استان‌هاي كشور سفر كند و در برخي استان‌ها هم تنها يك سخنراني در مركز استان انجام داد ولي رقيب اصلي او رئيس جمهوري بود كه با بدنه جامعه ارتباط تنگاتنگ داشت.
وي ادامه داد: گستره روزنامه و اينترنت در كشور ما اندك است و با وجود نفوذ و گسترش خدمات رساني گسترده و عزم دولت نهم براي آباداني و سازندگي در دور ترين نقاط و نقاط محروم كشور و ديدار چهره به چهره رئيس جمهور، احساس همبستگي و دلبستگي و نزديك ميان احمدي نژاد و مردم به وجود آورد و پيروزي بر او سخت بود.
"اگر چه موسوي در تهران با غلبه مناطق شمال شهر بر احمدي نژاد پيشي گرفت اما نمي‌توان مناطق شهرداري پايتخت را بر كل كشور تعميم داد و بايد بدون اعتماد به نظر سازي‌ها واقع بينانه انتخابات و نتيجه آن را تحليل كرد ".
عضو ستاد انتخابات موسوي گفت: در استان‌هايي چون خراسان جنوبي و كرمان و مركزي راي غالب متعلق به آقاي احمدي نژاد بود اما متاسفانه برخي گروه‌ها و افراد جو را به گونه‌اي كردند كه موسوي با تصور پيروزي قطعي و قبل از شروع شمارش آراء، خود را پيروز معرفي كرد و نتيجه انتخابات را نپذيرفت.

* دلايل رويگرداني مردم از اصلاح طلبان

مهدوي بيراهه رفتن در شعارها، اشتباه گرفتن مطالبات و شعارهاي مردم و همصدايي با معاندين و دشمنان تابلودار نظام (سازمان يافته يا غير سازماني) و همراهي با جرياناتي كه اصل استقلال و تصميم گيري مردم را ناديده مي‌گيرند را دليل رويگرداني مردم از اصلاح طلبان عنوان كرد و گفت كه اگر نامزد اين جريان پيروز مي‌شد، جاي شگفتي داشت.

* قطع رابطه خوشه اي با تاجزاده و سازمان و برقراري آرامش

وي با اشاره به دستگيري 3 نفر از اعضاي شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب، گفت كه دستگيري اين افراد به دليل قطع روابط شبكه‌هاي خوشه‌اي جوانان با افراد مذكور همچون تاج زاده و قطع روابط ميان مديران رسانه‌ها و متوليان سايت‌هاي دوم‌خردادي با بهزاد نبوي به آرام شدن فضاي كشور بسيار كمك كرد.

* انتشار بيانيه هاي سازمان مجاهدين انقلاب بدون اطلاع اعضا

اين روزنامه‌نگار و فعال سياسي دوم خردادي در عين حال گفت كه پس از دستگيري افراد مذكور، سه بيانيه ديگر از سوي سران سازمان بدون اطلاع ساير اعضا از مسير تدوين و انتشار آنها منتشر شده كه عدم مرز بندي صريح با آشوبگران و بدخواهان و عدم پذيرش ساز و كار قانوني رسيدگي به اعتراضات به نتيجه انتخابات، محوري ترين فصل آن است.

* ادبيات تند مجمع روحانيون مبارز

مهدوي همچنين از مجمع روحانيون مبارز به دليل انتشار بيانيه اغتشاش طلبانه اخيرش انتقاد كرد و اظهار داشت: در حاليكه تصور مي‌شد اعضاي مجمع روحانيون مبارز به دليل كسوت انقلابي و تعلق آنها به طبقه روحانيت نقش تعادل بخش را در اين روزها ايفا كنند، در بيانيه اي افراطي كه بعيد به نظر مي‌رسد همه اعضا آن را امضاء كرده‌ باشند، همسو با مشاركتي‌ ها و با ادبيات تندتر از بيانيه‌هاي ديگر همصدا با آشوب طلبان در اين مسير گام برداشت.

انصارحزب الله به شجریان: نمک به‌حرامی، کمتر از ام‌کلثوم وساسی مانکن

 
این نمک به حرامی نیست که طی دو سال اخیر صدای مخملی همایون‌تان از همین آنتن به مردم شناسانده شد...شرم نمی‌کنید صدا و سیما با وجود این همه مداح خوش الحان ،فقط و فقط با پخش ربنای شما، برایتان جایگاهی معنوی و محترم به هم زده است؟
پایگاه انصار نیوز ارگان انصارحزب الله در مطلبی تامل برانگیز خطاب به استاد شجریان نوشت:

مصاحبه محمدرضا شجریان با بی‌بی‌سی فارسی را که شنیدم طاقت از کف دادم .

زمانی او را «استاد» می خواندم، اگر کسی نامش را بدون پیشوند استاد در برابرم می‌برد محترمانه تذکرش می‌دادم که: شجریان نه! استاد شجریان.

من دشمن کراوات و کراواتی‌ها نیستم، اما اینکه کسی با تاختن بر موسیقی پاپ و سخیف‌شمردن موسیقی غربی، خود را علمدار حفظ «سنت» نشان دهد و همچنان با آویختن زنار (کراوات) بر گردن، خود را دلبسته فرهنگ غربی به‌جا مانده از دوره طاغوت بداند نفاق با مردم است .

نمی‌خواهم وارد زندگی خصوصی شجریان شوم که جناب ایشان از اسلام آنچه را که خوشایندشان است، بر می‌تابد مانند تعدد زوجات و آن قضایای ...

شجریان سی‌سال است که مشخص نیست با نظام جمهوری اسلامی قهر است یا آشتی؟ سی‌سال است که با دست پس می‌زند و با پا پیش.

محمدرضا شجریان روی آنتن بی‌بی‌سی با همان حنجره‌یی که برای این ملت «ربنا» خوانده است، در اقدامی خائنانه، سخنان رییس‌جمهور را در «خس و خاشاک» خواندن آشوبگران، به تمسخر و توهین گرفته و خود را تلویحا جزو آشوبگران و فتنه‌گران خیابانی قلمداد کرده و عنوان نمود که در نامه‌یی به ضرغامی درخواست کرده تا صدای «غیرمردمی‌اش» از آنتن صداوسیما پخش نشود. او با این موضع فتنه‌جویانه، به این دروغ دامن زد که منظور احمدی‌نژاد از خس و خاشاک همه 12‌میلیون نفری بوده‌اند که به موسوی رای داده‌اند، و این خیانتی نابخشودنی است. شجریان در ادبیاتی گستاخانه به رسانه جاسوس بی‌بی‌سی گفت که: «با پخش ترانه‌هایم در این روزها تنم می‌لرزد، مردم در بهت و ماتم فرو رفته‌اند.»

او همچنین اضافه کرد که «من در سال 74 هم گفته‌ام که از پخش صدایم از هیچ‌کدام از آنتن‌های صداوسیما راضی نیستم».

این گفته شیطنت‌آمیز شجریان، سعی در القاء این نکته به آشوبگران سبز داشت که «من از سال 74 سبز بوده‌ام»، تا این چنین سابقه‌‌ي طلب «حنجره مزد» خویش را از رسانه ملی پاک کند.

اینکه شجریان نیز مانند معتمد آریا و دیگر «هنرنمامندان» این سرزمین با موج سبز بوی کباب شنیده‌اند و هر کدام از ظن خویش یار این موج فتنه شده‌اند، امری است علی‌حده، اما اگر کسانی مانند محسن مهملباف بدهی «استاد»شدن‌شان را به این نظام فراموش کرده و در آن‌سوی مرزها زنجیر پاره کرده‌اند را به لقای اینکه پرده از چهره برانداخته‌اند و آن‌روی ... خود را نشان می‌دهند و چیزی برای پنهان کردن نگذاشته‌اند ببخشیم، شما (شجریان) را چه کنیم که سی‌سال است از قبل نازی که جمهوری اسلامی از شما خریده، دکان دونبش گلویتان را تبدیل به یک فروشگاه زنجیره‌ای برای خاندان خود نموده و اکنون سر بزنگاه، نمک به حرامی را علنا به حد اعلی رسانده‌اید؟

خدا را گوه می‌گیرم که هیچ‌کدام از این سخنان را به قصد اسائه ادب نمی‌گویم بلکه حقیقتا واجد آنید.

شما نبودید که حاضر نشدید نامه تسلیت هنرمندان به مناسبت فوت مرحوم حاج سید احمد را امضاء کنید؟ و تنها دلیل اینکار را «وارد نشدن به سیاست» عنوان کردید؟ اکنون چه شده که به ناگاه سیاسی شده‌اید؟ راستی آیا در نامه‌تان به ضرغامی نوشتید که صدای شازده پسرتان را نیز از آنتن ملی پخش نکنند؟

به راستی این نمک به حرامی نیست که طی دو سال اخیر صدای مخملی همایون‌تان از همین آنتن به مردم شناسانده شد و خدا می‌داند چه میزان زمان و هزینه لازم داشتید تا پیوستن پسرتان به دکان‌تان را به هفتاد میلیون مخاطب اطلاع‌رسانی کنید؟

من به همه جوانان 18 تا بیست و پنج سال کشور عزیزمان یادآوری می‌کنم و شهادت می‌دهم که :

هیچ‌کس، در زمانی که دشمن کثیف بعثی شمشیر خود را برای جان و مال و ناموس این ملت از روبسته بود و جوانان رشید این کشور، روی خاک گرم جنوب در خون خویش غوطه‌ور بودند، ندید و نشنید که محمدرضا شجریان به درون جبهه‌ها رفته و دل شیرمردان این مرز و بوم را با صدای خویش گرم کند.

همه می‌دانند «ام کلثوم» خواننده زن مصری کیست؟ او در جنگ اعراب و اسراییل برای کمک مالی به جبهه اعراب، «نام خویش» را در بلیط‌های بخت‌آزمایی قرار داد تا هوادارانش به هوای به همسری گرفتن ام‌کلثوم اقدام به خریدن بلیط‌های بخت‌آزمایی نمایند و بدین‌سان یک زن آوازه‌خوان «بینش هنری‌اش» در قیاس کسی مانند شجریان به مراتب بیشتر بود.

جامعه‌شناسی این آوازخوان به اصطلاح مردمی آن قدر پایین است که نمی‌داند، در بستر هجوم انواع موسیقی غربی از راک و جاز گرفته تا پاپ و رپ، ذائقه جوانان در حال فرار از موسیقی سنتی است و امثال شجریان برای دیده شدن و شنیده شدن و ماندگار ماندن صدا و هنرشان سخت نیازمند لطف و همکاری رسانه ملی هستند.

جناب شجریان، شما حقیقتا گمان کرده‌اید که مردم ایران ماه رمضان‌شان سر نمی‌شود، مگر با صدای ربنای شما؟

حقیقتا شرم نمی‌کنید از اینکه ؽB� فرزندنتان را پخش می‌کند که این عشوه‌ای کریه بی9�داح خوش الحان در کشور، فقط و فقط با پخش ربنای شما، برایتان جایگاهی معنوی و محترم به هم زده است؟ و این بزرگ‌ترین بدهی «مادی» و معنوی شما به رسانه ملی ایرانیان است.

اینجانب از رییس غیور رسانه ملی عاجزانه درخواست دارم تا صدا و تصویر شجریان و خاندانش را برای همیشه از آنتن (همانگونه که خودش خواسته است) کنار بگذارد تا زمانی که این آوازخوان فرصت‌طلب به خویش آید و بداند که بیشترین شنوندگان صدایش در همان جمعیت 24‌میلیونی که به احمدی‌نژاد رای دادند هستند، نه کسانی که رنگ سادات را به دم سگ بسته و اکثرشان دیوانه موسیقی ساسی‌مانکنی‌اند، نه «نوا»ی شما.

جناب شجریان فراموش کرده اید که :

اگر «حسین فهمیده» پیکرش را فدای من و شما نمی‌کرد، اگر «همت» جانش را به من و شما هدیه نمی‌نمود، اگر «متوسلیان» لشکر محمد رسول الله را به راه نمی‌انداخت، اگر مردم دزفول زمانی که شما در کوه‌های شمال به شکار قوچ مشغول بودید و در تهران آروغ می‌زدید زیر جهنم موشک‌های اسکاد نمی‌ماندند و قطعه قطعه نمی‌شدند و اگر جهان‌آرا آن حماسه را خلق نمی‌کرد، اکنون نه شما با کراوات زیبایتان در کنسرت‌های داخل و خارج صدایتان رابه رخ همه می‌کشیدید، نه دخترتان مژگان شجریان می‌توانست برای کاست‌های شما و همایون عزیزتان طرح جلد کاست بکشد و معروف شود و نه آنتنی بود تا از رانت آن برای پسرتان بهره‌برداری کنید، شاید بگویید که صداوسیما، خود خواسته صدای فرزندنتان را پخش می‌کند که این عشوه‌ای کریه بیش نیست، چرا که از قدیم گفته‌اند سکوت علامت رضایت است.

آقای شجریان، روراستی را از ساسی‌مانکن بیاموزید.
باور کنید که شما، ام‌کلثوم که چه عرض کنم، ساسی‌مانکن هم نیستید

الان شب است یا روز است

الان شب است یا روز است

این مطلب را جناب آقای محمد جوادی در بخش نظرات سایت الف نوشته است که با اجازه شان بنده اینجا تکرار میکنم:

اگر الان به آقاي موسوي بگوييد روز است هزار و يك دليل و هزار و يك نمودار و شاهد مي آورد كه نه شب است و اين دروغي است كه دروغگويان و دولتمردان براي انحراف انقلاب از مسير امام مي‌گويند. بعد اگر در همين حال دست ايشان را بگيريد و خورشيد را به عنوان دليل روز بودن به ايشان نشان دهيد سريعا بيانيه صادر مي‌كنند و شايد هم نود خورشيدي بسازند كه اينها يك ستاره ديگر را به عنوان خورشيد اجير كرده‌اند تا بگويند الان روز است. اگر تمام ستاره‌شناسان را جمع كنيد و به ايشان و طرفدارانشان تفهيم كنيد كه اين ستاره همان خورشيد است كه هم اكنون در آْسمان است ايشان و طرفدارانشان سريعا به خيابانها مي‌ريزند و مي‌گويند اي مردم ببينيد كه اين دروغگويان چگونه در روز روشن دروغ مي‌گويند! بعد اگر به ايشان بگوييد كه خودت همين الان گفتي كه روز روشن پس نشون مي‌ده الان روز است مي‌بيني كه جناب ميرحسين اخم‌هايش را در هم مي‌كند با انگشت اشاره به سمت شما نشانه مي‌رود و ميگويد كه من اصلا به خاطر همين اخلاق بد است كه به صحنه آمدم و مي‌گويم الان شب است. خجالت نميكشه! عكس ناموس جهان (خورشيد خانم) را گرفته جلوي من هي مي‌گه روز است. من اگر احساس نمي‌كردم كه شما دروغ‌گو ها داريد مثل آب خوردن به مردم دروغ مي‌گوييد كه احساس وظيفه نمي‌كردم. مگر اين ميز رياست جمهوري چقدر ارزش داره كه به خاطرش حاضريد هر تهمتي به من بزنيد. من كي گفتم تو روز روشن؟ بعد كه دليل و مدرك واسه ايشان بياوريد كه خودت گفتي كه در روز روشن، آقاي موسوي باز مي‌گويد كه آقا پرونده سازي نكنيد! بعد كه به آنها مي‌گوييم اگر دليل داريد كه الان روز نيست يك مدرك حداقل ارائه كنيد ايشان يا احتمالا حامي ايشان نامه به رهبري مي‌نويسند كه اگر همين الان اعلام نكنيد كه شب است ديگر با پيل هم نمي‌توان جلوي اين حجم انبوه سيل را گرفت. بعد كه رهبري در جواب نامه بيايند و سخنراني كنند و بگويند كه با توجه به اينكه الان ده ساعت مانده تا خورشيد غروب كند حتما روز است، باز اگر يك ساعت دو ساعت مانده بود به شب مي‌گفتيم شايد شما دليل قانع كننده‌اي داريد ولي با اين شرايط كه ده ساعت مانده تا خورشيد غروب كند بي‌شك روز است و ديگر به خاطر اين قضيه به خيابانها نريزيد و ... ميرحسين موسوي بيانيه مي‌دهد و مي‌گويد كه اي مردم سبز انديش! حالا كه اينها قبل از اينكه مستندات دقيق ما را در مورد شب بودن بپذيرند و قبل از اينكه شوراي نگهبان نظر خود را بگويد پيشاپيش اعلام كرده‌اند كه روز است پس راه سبز خود را ادامه دهيد و من هم به هيچ وجه زير بار اين قضيه نمي‌روم كه روز است و تا آخر خط با شما هستم. بعد كه برخي اراذل و اوباش ريختند و بانك و مسجد و غيره را به آتش كشيدند مي‌گويند كه اين تقصير كساني است كه گفتند روز است و اين دروغگويان نخواستند باور كنند كه الان شب است..... در همين حالت مردم با دهان باز و سكوتي عجيب در حالي كه به خورشيد نگاه مي‌كنند با خود در اين فكر هستند كه معناي شب و روز در ذهن آقاي موسوي چيست؟
بيست سال از اين ماجرا مي‌گذرد . انتخابات پانزدهمين دوره رياست جمهوري در ايران برگزار مي‌شود. ميرحسين موسوي پيغام مي‌دهد كه براي من صندوق سيار بياوريد كه امروز بعد از بيست سال مي‌خواهم در انتخابات شركت كنم و سكوت بيست سال گذشته خود را بشكنم تا اين ديكتاتورها بفهمند كه وقتي خورشيد در آسمان است شب است نه روز!

اسناد دروغ‌گويي نماينده دکتر محسن رضايي

اسناد دروغ‌گويي نماينده دکتر محسن رضايي Print E-mail

وزارت كشور در واكنش به ادعاهاي نماینده محسن رضایی برای پیگیری شكایات انتخاباتی، اسنادي را منتشر كرد كه نشان مي‌دهد ادعاهاي اين فرد خلاف واقعيت است.

به گزارش ثانیه‏نيوز، روز چهارشنبه پس از آنكه نامه انصراف محسن رضايي از پيگيري شكاياتش به شوراي نگهبان منتشر شد، دكتر كدخدايي سخنگو و معاون اين شورا درخصوص اين نامه تصريح كرد: به نظر ما حركت خوبي بود و آقاي رضايي وضعيت را درك كردند كه از اين جهت قابل قدرداني است اما نتايجي كه از بازشماري‌هاي صورت گرفته به‌دست آمد، نشان از افزايش ميزان آراي آقاي رضايي ندارد و در يكي دو مورد كاهش هم داشته است.

در واكنش به اين اظهارات، علي‌احمدي نماینده محسن رضایی برای پیگیری شكایات انتخاباتی ادعا كرد بازشماری آرا به دلیل همكاری نکردن شورای نگهبان و وزارت كشور، در هیچ یك از استان‌ها و حوزه‌های مورد توافق صورت نگرفته است. در استان كرمانشاه نیز كه بازشماری آغاز شده بود، به دلیل عدم دسترسی نمایندگان ما به همه كنترل‌های لازم و فرم‌های كلیدی 22،23،28و 29 این بازشماری در همان آغاز متوقف شده است؛ بنابراین، سخنان آقای كدخدایی و اطلاعیه ستاد انتخابات كشور، خلاف واقع بوده و تكذیب می‌شود.

وي حتي تهديد كرد كه اگر آقایان اظهارات خلاف واقع را تكذیب نكرده و به چنین سخنانی ادامه دهند، آنگاه مجبور خواهیم شد، مكاتبات با شورای نگهبان و دلایل و مستنداتی كه منجر به انصراف و پیگیری نکردن آقای رضایی از بازشماری آرا شده است، منتشر کنیم تا ملت شریف ایران در جریان حقایق این اقدام و رخدادهای پشت صحنه آن قرار گیرند.

اما وزارت كشور امروز در واكنش به ادعاي نماينده محسن رضايي اخيرا مبني بر اينكه بازشماري آرا در حوزه‌هاي مورد توافق صورت نگرفته است، تصوير صورتجلسه 5 حوزه ديگر را نيز منتشر کرد.

کميته اطلاع رساني ستاد انتخابات کشور اعلام کرد: همانطور که در صورت‌جلسات مشاهده مي‌شود، نمايندگان دکتر محسن رضايي در بازشماري آرا حضور داشته‌اند و صورتجلسات را امضا کرده اند. بديهي است که اگر صندوق‌هاي بازشماري شده مورد توافق دکتر محسن رضايي نبود، قاعدتاً نمايندگان ايشان نيز نبايد در بازشماري آرا حضور مي‌يافتند.

ستاد انتخابات در پايان اطلاعيه خود به تهديد نماينده رضايي نيز واكنش نشان داده و خاطر نشان کرده است: به هر حال علاوه بر اين صورتجلسات، در صورت نياز، در آينده صورتجلسات ديگر نيز که به امضاي نمايندگان دکتر محسن رضايي رسيده است براي استحضار ملت شريف ايران منتشر خواهد شد.

رجا در ادامه نوشت: اما نكته قابل توجه اين است كه در حال حاضر خبر مربوط به ادعاي نماينده محسن رضايي از روي صفحه اول سايت تابناك ارگان اينترنتي وابسته به رضايي حذف شده است.

تصاوير 5 صورتجلسه منتشر شده از سوي ستاد انتخابات كشور در زير آمده است:

 

 

 

 

 

جوابيه اي به اعتراضات مهندس مير حسين موسوي و تخلفات انتخابات دهم

چند كلام با ميرحسين موسوي

خبرگزاري فارس: در پي انتشار نامه جنابعالي به شوراي نگهبان در شبانگاه 30/3/1388 حاوي دلايل مطروحه براي ابطال دهمين دوره از انتخابات رياست جمهوري، بنده نيز به مطالعه دقيق آن پرداخته، بر آن شدم تا آنها را با جنابعالي در ميان گذارم و اميدوار باشم با دريافت پاسخ‌هاي مستدل، بتوانم در مسير كشف حقيقت گام بردارم.


مسعود رضائي صاحبنظر مسائل تاريخ معاصر يادداشت خود را با عنوان چند كلام با ميرحسين موسوي در اختيار خبرگزاري فارس قرار داده كه متن كامل آن به شرح ذيل تقديم خوانندگان عزيز مي گردد:

جناب آقاي مهندس ‌ميرحسين موسوي
باسلام و احترام، در پي انتشار نامه جنابعالي به شوراي نگهبان در شبانگاه 30/3/1388 حاوي دلايل مطروحه براي ابطال دهمين دوره از انتخابات رياست جمهوري، بنده نيز به مطالعه دقيق آن پرداخته و از آنجا كه محتواي اين نامه ذهنم را به خود مشغول داشت، بر آن شدم تا آنها را با جنابعالي در ميان گذارم و اميدوار باشم با دريافت پاسخ‌هاي مستدل، بتوانم در مسير كشف حقيقت گام بردارم. در همين ابتدا نيز بايد بر اين نكته تأكيد ورزم كه بنده به هيچ وجه در پي اثبات يا رد صحت و سقم انتخابات نيستم چراكه اساساً در مقام و موقعيتي قرار ندارم كه توانايي بر اين كار داشته باشم. اين كار ساز و كار ديگري دارد كه در قانون مشخص است. اينك ‌بدون مقدمه‌چيني بيشتر، به سراغ اصل مطلب مي‌روم.
نخستين نكته‌اي كه در نامه جنابعالي به شوراي نگهبان توجه بنده را به خود جلب كرد، تأكيد بر ارائه "بخشي از حقايق و خلاف‌كاري‌ها " در اين نامه است. اين مطلب را هم در ابتداي نامه و هم در انتهاي آن مورد تأكيد قرار داده‌ايد. لذا براي بنده اين سؤال پيش آمد كه چرا جنابعالي در نامه‌اي كه هم براي اطلاع شوراي نگهبان و هم براي آگاهي دادن به افكار عمومي مردم ايران و هم به منظور ثبت در تاريخ نگاشته‌ايد، تنها به ارائه "بخشي از حقايق و خلاف‌كاري‌ها " بسنده كرده‌ايد و نه تمام آنها؟ بنده هر چه فكر كردم نتوانستم دليل كتمان‌ بخش ديگر اين حقايق و خلاف‌كاريها را در نامه‌اي با اين درجه از اهميت، دريابم. لذا چنين به نظرم رسيد كه چه بسا اساساً بخش ديگري وجود نداشته باشد و هر چه هست، همين است، اما به دلايلي كه بر اهل نظر پوشيده نيست، جنابعالي لازم دانسته‌ايد تا چنين بنماييد كه علاوه بر آنچه بيان مي‌داريد، مسائل بسيار ديگري نيز در زمينه ابطال اين انتخابات وجود دارد. ضمناً در آخرين جمله اين نامه فرمود‌ه‌ايد: "همه اين موارد به علاوه موارد فراوان ديگري كه در نامه‌هاي قبلي اعلام شده در صورتي كه با اندك توجه به قوانين مورد بررسي قرار گيرد، از موجبات ابطال انتخابات در سراسر كشور مي‌باشد. " گفتني است كساني كه نامه‌ها و اطلاعيه‌هاي صادره از سوي جنابعالي و ستاد انتخاباتي شما و همچنين اخبار منتشره توسط سايت كلمه را دنبال كرده‌اند بخوبي مي‌دانند كه تمام آنچه پيش از اين نيز عنوان شده در اين نامه مورد اشاره قرار گرفته و نكته ديگري وراي اين موارد وجود ندارد.
اما پيش از ورود به بحث درباره دلايل و براهيني كه جنابعالي به طور مشخص براي ابطال انتخابات مطرح ساخته‌ايد، جا دارد به اين جمله كه در مقدمه نامه خود آورده‌ايد اشاره‌اي صورت گيرد: "اينجانب به اقدامات خود جهت روشن شدن حقايق و احقاق (حقوق) مردم شريف ايران در چارچوب قانون اساسي و قوانين جاري ادامه خواهم داد. " تأكيد جنابعالي بر "قانون "، گذشته از آن كه جاي بسي خوشوقتي دارد، مبناي مشخصي را نيز در پيش‌روي همگان قرار مي‌دهد و از پراكندگي بحثها و استدلال‌ها جلوگيري به عمل مي‌آورد و مردم شريف ايران نيز مي‌توانند با در نظر داشتن اين ملاك و معيار، به قضاوت درباه نظرات بپردازند.
1- اولين دليلي كه جنابعالي براي ابطال انتخابات مطرح ساخته‌ايد، چنين است: "پلمب صندوق‌ها قبل از رأي‌گيري " و در اين باره چنين توضيح داده‌ايد كه چون "لازم است پيش از رأي‌گيري صندوق‌ها بررسي كامل شده و از خالي بودن صندوق و نبودن آراي مشبوه اطمينان حاصل شود، به همين جهت تأييد خالي بودن صندوق‌ها قبل از لاك و مهر آن در شعبه اخذ رأي مستلزم حضور و اطلاع نمايندگان ناظر كانديداها مي‌باشد كه اين مهم در اغلب شعبات اخذ رأي واقع نشده است. "
اين نظر جنابعالي داراي دو بخش است كه يك بخش آن درست و يك بخش آن نادرست است. بخش درست آن اين است كه اطمينان از خالي بودن صندوق‌ها قبل از پلمب، بايد احراز شود و نحوه احراز آن نيز در ماده 29 قانون انتخابات رياست جمهوري چنين بيان شده است: "قبل از شروع رأي‌گيري بايد در حضور نماينده يا نمايندگان هيأت نظارت، صندوق‌هاي خالي، بسته و ممهور به مهر شعبه ثبت‌نام و اخذ رأي گردد و در صورت‌جلسه‌اي كه قبل از شروع رأي‌گيري انتخابات توسط اعضاي صندوق در محل اخذ رأي تنظيم مي‌گردد، نماينده يا نمايندگان هيأت نظارت شعبه مربوطه، تعداد صندوقها و خالي بودن آنها را گواهي نمايند و در صورتي كه در جريان رأي‌گيري نياز باشد كه صندوق را اضافه نمايند، بايد به همين ترتيب عمل نموده و صورت‌جلسه گردد. "
همان‌طور كه از اين ماده قانون مشخص است، پلمب صندوق رأي "مستلزم " حضور اعضاي صندوق و نمايندة هيات نظارت است. اين بدان معناست كه اگر به عنوان نمونه نماينده هيأت نظارت شوراي نگهبان در محل شعبه اخذ رأي حضور نداشته باشد، پلمب صندوق "غيرقانوني " است و در صورت حضور او به همراه اعضاي شعبه اخذ رأي - كه در ماده 47 قانون انتخابات و تبصره يك آن مشخص شده‌اند - قانوناً مي‌توان نسبت به رؤيت داخل صندوق و سپس پلمب آن اقدام كرد.
براساس آنچه بيان شد، بخش نادرست اولين دليل ابراز شده از سوي جنابعالي نيز مشخص مي‌شود بدين معنا كه قانوناً پلمب صندوق رأي "مستلزم " حضور نماينده كانديداها نيست. البته از نحوه نگارش اين بند پرپيداست كه جنابعالي خود نيز به اين مسأله اذعان باطني و حقوقي داريد چراكه براي اثبات مدعاي خويش به هيچ يك از مواد قانون انتخابات و حتي قانون الحاقيه "حضور نمايندگان نامزدهاي رياست‌جمهوري در شعب اخذ رأي " استناد نجسته‌ايد، حال آن كه در دومين بند از دلايل خود، بصراحت و بدرستي تبصره 2 ماده واحده قانون حضور نمايندگان نامزدها در شعب اخذ رأي را مستند قانوني اظهار نظر خويش قرار داده‌ايد.
جنابعالي خود بخوبي مي‌دانيد كه مفاد ماده واحده مزبور، حكايت از "الزام " حضور نمايندگان كانديداها در محل شعبه براي پلمب صندوق‌ها پيش از رأي‌گيري ندارد بلكه صحبت از "امكان " حضور آنان در ميان است: "ماده واحده - به موجب اين قانون هر يك از نامزدهاي رياست‌جمهوري به تنهايي و يا چند نامزد مشتركاً مي‌‌توانند در هر يك از شعب اخذ رأي، اماكن استقرار دستگاه شمارشگر رايانه‌اي آراء و هيأت‌هاي اجرايي شهرستانها و بخشها، يك نفر نماينده داشته باشند. نمايندگان نامزدها مي‌توانند در شعب اخذ رأي (ثابت و سيار) و اماكن استقرار دستگاه شمارشگر آراء بدون دخالت در انجام وظايف آنها حضور داشته باشند و در صورت مشاهده تخلف، مراتب را كتباً به ناظرين شوراي نگهبان و هيأت نظارت شهرستان‌ و استان مربوطه و ستاد انتخابات كشور اعلام نمايند. حضور نمايندگان هر يك از نامزدها تا پايان اخذ رأي و شمارش و تنظيم صورت‌جلسات بلامانع است و ممانعت از حضور نمايندگان نامزدها در شعب اخذ رأي، اماكن استقرار دستگاه شمارشگر ممنوع بوده و جرم محسوب مي‌گردد و متخلف به مجازات مقرر شده در تبصره ماده 93 قانون انتخابات رياست‌ جمهوري محكوم خواهد شد. "
از اين ماده واحده بروشني مي‌توان دريافت كه اگر به هر دليل - صادر نشدن كارت، دير رسيدن نماينده كانديدا به شعبه اخذ رأي، عدم تعيين نماينده كانديدا براي برخي شعبات و يا حتي عدم اجازه ورود به وي هنگام پلمب صندوق - نماينده يا نمايندگان كانديداها به هنگام پلمب صندوق حضور نداشته باشند، اين پلمب "غيرقانوني " نيست و موجب ابطال صندوق مزبور نمي‌گردد. حال آن كه اگر به هر دليل، نماينده هيأت نظارت شوراي نگهبان به هنگام پلمب حاضر نباشد، پلمب آن صندوق "غيرقانوني " محسوب مي‌شود.
بنابراين حتي بر فرض صحت كامل آنچه جنابعالي در نخستين بند از دلايل خود عنوان كرده‌ايد "طبق قانون " نمي‌توان به اين دليل حكم به ابطال انتخابات داد.
2- دومين دليل جنابعالي براي درخواست ابطال انتخابات نيز در واقع بسط يافته همان دليل اول است. خوشبختانه در اين بند، شما با استناد به تبصره 2 ماده واحده قانون حضور نمايندگان نامزدها در شعب اخذ رأي، نوشته‌‌ايد: "وزارت كشور موظف بود تا 48 ساعت قبل از روز رأي‌گيري كارت‌هاي نمايندگان ناظر كانديداها را براي حضور به موقع آنان در محل شعبات اخذ رأي به آنان تحويل داده و ناظران را از محل مورد نظر مطلع نمايد، در حالي كه فرمانداري‌ها و وزارت كشور به طور اساسي به اين تكليف قانوني عمل نكرده‌اند. " سپس جنابعالي 6 دليل را براي اثبات عدم عملكرد اساسي وزارت كشور به اين تكليف قانوني جمهوري حضور آنها در شعب اخذ رأي پيش‌بيني نگرديده است) جلوگيري به �طروحه جنابعالي و نيز پاسخ‌هايي كه وزارت كشور در اين باره داده است بشوم، في‌الجمله و بالكل موارد مطروحه از سوي جنابعالي را حمل بر صحت كرده و حتي به خود اين جسارت را مي‌دهم كه فرض كنم وزارت كشور حتي يك كارت براي نمايندگان جنابعالي صادر نكرده و لذا در هيچيك از شعب اخذ رأي، نمايندگان شما حاضر نبوده‌اند. از اين بالاتر كه ديگر امكان‌پذير نيست!
حال از جنابعالي استدعا دارم بفرماييد حتي با چنين فرض جسورانه‌اي، بر مبناي كدام ماده قانوني، خواستار ابطال انتخابات مي‌شويد؟ همان‌گونه كه خود نيز در بخش "سادساً " از بند دوم نامه‌تان نگاشته‌ايد، مطابق قسمت دوم ماده واحده مزبور "حضور نمايندگان هر يك از نامزدها تا پايان اخذ رأي و شمارش و تنظيم صورت‌جلسات بلامانع است و ممانعت از حضور نمايندگان در شعب اخذ رأي، اماكن استقرار دستگاههاي شمارشگر ممنوع بوده و جرم محسوب مي‌گردد و متخلف به مجازات مقرر شده در تبصره ماده 93 قانون انتخابات رياست‌جمهوري محكوم خواهد شد. " در اين بخش از قانون كه مورد استناد جنابعالي نيز واقع شده، به هيچ وجه سخن از ابطال انتخابات به واسطه وقوع اين جرم نيست بلكه مجرم - در صورت اثبات جرم - به مجازات مي‌رسد. اتفاقاً مشابه اين مسأله، بلافاصله در ادامه همين بند از قانون آمده است: "مسئولين شعب اخذ رأي موظفند از حضور افراد غيرمسئول در شعب اخذ رأي (افرادي كه در اين قانون و قانون انتخابات رياست‌جمهوري حضور آنها در شعب اخذ رأي پيش‌بيني نگرديده است) جلوگيري به عمل آورند. تخلف از اين موضوع جرم محسوب مي‌گردد و متخلف به مجازات مقرر شده در ماده 88 قانون انتخابات رياست‌جمهوري محكوم خواهد شد. " همان‌گونه كه پيداست هيچيك از اين بندهاي قانوني، في‌نفسه ناظر بر ابطال انتخابات - آن هم در سراسر كشور - در صورت وقوع اين جرم‌ها نيست و لذا استناد جنابعالي به اين مفاد قانوني براي درخواست ابطال انتخابات صحيح به نظر نمي‌رسد.
از طرفي، جنابعالي را به ماده 5 از آيين‌نامه اجرايي قانون حضور نمايندگان نامزدهاي رياست‌جمهوري در شعب اخذ رأي ارجاع مي‌دهم كه مي‌گويد: "عدم حضور نمايندگان نامزدها در محل‌هاي قيد شده در ماده يك از اين آيين‌نامه، مانع ادامه روند اجرايي انتخابات نيست. " همچنين در ماده نهم از اين آيين‌نامه نيز آمده است: "نامزدها مي‌توانند براي حضور در بيش از يك شعبه اخذ رأي يك نماينده معرفي كنند ولي عدم حضور وي مانع از شمارش آرا و ساير اقدامات قانوني نيست. "
در واقع بايد گفت از آنجا كه حضور نمايندگان نامزدها در پاي صندوق‌هاي رأي، به دلايل مختلف ممكن است تحقق پيدا نكند، حضور آنها در شعبه اخذ رأي، در هيچيك از قوانين موجود و آيين‌نامه‌هاي اجرايي آن به عنوان يك "ركن " صحت انتخابات قلمداد نشده، هرچند قانونگزار براي هر نوع مانع تراشي در راه حضور اين نمايندگان، مجازاتهايي تعيين كرده ‌است.
اما گذشته از اين مباحث قانوني اجازه دهيد از زاويه‌اي ديگر نيز به بررسي اين ادعاي جنابعالي در مورد عدم عملكرد اساسي فرمانداري‌ها و وزارت كشور به تكليف خود مبني بر صدور كارتهاي نمايندگان جنابعالي كه قاعدتاً بايد منجر به عدم حضور غالب اين نمايندگان بر سر صندوق‌هاي رأي شده باشد، بپردازيم.
براي پي بردن به حقيقت در اين زمينه، بنده سايت كلمه را كه رسماً به جنابعالي وابسته است، مورد استناد قرار مي‌دهم. در ساعت 11 و 46 دقيقه روز 22 خرداد، اين خبر از سوي سايت مزبور انتشار يافت: "انتخا�ه‌اند كه رييس ستاد جنا�D9�ت از آراء در پاي صندوق‌هاي راي. 80 درصد از نمايندگان كميته صيانت از آراء ميرحسين موسوي موفق به حضور در پاي صندوق‌هاي رأي شدند. گزارش خبرنگار كلمه حاكي از حضور اگثريت نمايندگان كميته صيانت از آراء در پاي صندوق‌‌هاي رأي است. همين گزارش مي‌افزايد در زمان پلمب صندوق‌هاي رأي براي شروع رأي‌گيري، اين عده به محل پلمب راه داده نشدند. "
حال به خبر ديگري كه در ساعت 16 و 13 دقيقه روز 22 خرداد با تيتر: "رييس ستاد موسوي در خراسان رضوي مواردي از تخلفات را تشريح كرد " بر روي سايت كلمه قرار گرفته است توجه فرماييد: "حسين اميني روز جمعه با حضور در ستاد انتخابات استان خراسان رضوي در مشهد گفت: مهمترين تخلف صورت گرفته اين است كه قرار بود براي نمايندگان نامزدها در همان شعبه‌اي كه معرفي شده‌اند، كارت صادر شود، اما كارت تقريباً همه نمايندگان ميرحسين موسوي عمداً‌يا سهواً در چهار شعبه بالاتر صادر شده است. "
اگرچه مي‌توان از آنچه در اين خبر بيان گرديده چنين برداشت كرد كه براي تمامي نمايندگان جنابعالي در استان خراسان رضوي كارت صادر شده است اما بنده با رعايت احتياط، سخن رييس ستاد جنابعالي در استان خراسان رضوي را اين گونه تفسير مي‌كنم كه آن تعداد از نمايندگان شما كه برايشان كارت صادر شده، به شيو‌ه‌اي بوده است كه ايشان متذكر شده‌اند. اما مسأله اينجاست كه وقتي به متن خبر توجه كنيم متوجه مي‌شويم، آن تعداد از نمايندگان شما كه برايشان كارت صادر نشده است، به حدي كم بوده‌اند كه رييس ستاد جنابعالي در اين استان، اصلاً لزومي براي اشاره به اين مطلب نيز نمي‌بيند. به عبارت ديگر اگر براي اكثريت نمايندگان شما يا حتي تعداد قابل توجهي از نمايندگان شما در اين استان كارت صادر نشده بود،‌منطق حكم مي‌كرد كه رييس ستاد جنابعالي در مقام برشمردن مهمترين تخلفات، ابتدا به اين مسأله اشاره مي‌كرد نه آن كه صرفاً جابجايي محل مأموريت آنها را مورد تأكيد قرار دهد. همچنين نكته ديگري كه از متن اين مصاحبه بر‌مي‌آيد اين است كه دستكم در استان خراسان رضوي هيچگونه اشكالي در زمينه حضور نمايندگان جنابعالي به هنگام پلمب صندوق‌هاي رأي وجود نداشته است چراكه نه تنها از اين اشكال به عنوان يك مسأله مهم ياد نشده بلكه اصلاً‌در كل اين خبر كوچكترين اشاره‌اي نيز به وجود چنين مشكلي وجود ندارد و مگر مي‌توان پذيرفت كه اين اشكال در سطح وسيعي در اين استان در ابتداي صبح وجود داشته و رييس ستاد شما در ساعت 4 بعدازظهر حتي اشاره‌اي نيز به آن نكند؟ آنچه رييس ستاد شما در استان خراسان رضوي به عنوان مشكلات بعدي عنوان مي‌كند وجود تصاوير آقاي احمدي‌نژاد در نزديكي بعضي از شعب و نيز اشاره‌اي به مسأله كدهاي انتخاباتي است و در نهايت خاطرنشان مي‌سازد: "با اين وجود اگر فعل و انفعال خاصي به وجود نيايد نتايج انتخابات را قبول مي‌كنيم. "
و اما خبر ديگري هم كه بايد به آن توجه كرد، در ساعت 14 و 8 دقيقه بر روي سايت كلمه قرار داده شده است. در اين خبر آمده است: "كميته صيانت ستاد انتخاباتي استان تهران ميرحسين موسوي گزارش داد: در برخي از شعب از حضور نمايندگان كانديداها براي نظارت بر روند انجام پلمب صندوق‌هاي رأي جلوگيري شد. " بنابراين جلوگيري از حضور نمايندگان جنابعالي در پاي صندوق‌هاي رأي هنگام پلمب، مسأله‌اي فراگير نبوده و تنها در برخي از شعب اين تخلف صورت گرفته است كه صدالبته بايد برخورد قانوني با عاملان اين تخلف صورت گيرد. به هرحال از مجموعه اخبار و بيانيه‌هايي كه در روز رأي‌گيري بر روي سايت رسمي جنابعالي قرار گرفته است، بخوبي مي‌توان دريافت كه اگرچه اشكالاتي در زمينه صدور كارت و حضور نمايندگان شما در پاي صندوق‌‌هاي رأي وجود داشته اما به هيچ وجه اين اشكالات به صورتي نبوده است كه اينك در صدد نمايش آنها هستيد و با اين بزرگنمايي قصد داريد اصل انتخابات را زير سؤال ببريد.
3- نكات مورد اشاره جنابعالي درباره "داستان صندوق‌هاي سيار " در وهله نخست مبتني بر افزايش غيرمترقبه تعداد اين صندوق‌ها و سپس همراه نبودن نمايندگان كانديداها با اين صندوق‌هاست. درباره مسأله نمايندگان كانديداها پيش از اين توضيحات مفصلي داده شد كه از تكرار آنها اجتناب مي‌ورزم. اما در مورد افزايش غيرمترقبه تعداد اين صندوق‌ها، ايكاش براي آنكه مسأله براي امثال بنده نيز تا حدي ملموس‌تر شود، در طرح اين مسأله از عداد و ارقام بهره مي‌گرفتيد. به عنوان نمونه چنانچه جنابعالي در نامه خود تعداد كل صندوق‌هاي سيار را در نهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري به همراه تعداد كل صندوق‌هاي سيار در اين دوره بيان مي‌كرديد، همه مردم مي‌توانستند درك روشني از "افزايش غيرمترقبه " مورد اشاره جنابعالي داشته باشند.
البته بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه افزايش يا كاهش تعداد صندوق‌هاي سيار، طبق قانون، في‌نفسه داراي اشكال نيست و به صرف استناد به اين افزايش، نمي‌توان خواستار ابطال انتخابات شد مگر آن كه بتوان ثابت كرد در صندوق‌هاي مزبور، آراي مخدوش و قابل ابطال طبق ماده 26 قانون انتخابات وجود داشته باشد.
اينك كه بحث به اينجا رسيد، اجازه دهيد از شما تقاضا كنم به جاي طرح مسائلي كه في‌نفسه هيچ مبناي قانوني در ابطال انتخابات ندارد، با بهره‌گيري از قانون انتخابات در پي دستيابي به هدف خود برآييد. به فرض كه مسئولان وزارت كشور به دليل كارشكني يا تعلل يا عدم كارآمدي به ‌گونه‌اي عمل كرده‌اند كه نمايندگان شما نتوانسته‌اند در سر صندوق‌هاي رأي حاضر باشند. جنابعالي حتي با اثبات اين قضيه، حداكثر كاري كه مي‌توانيد انجام دهيد، تقاضاي مجازات آنها طبق قانون انتخابات است و صدالبته كه در صورت اثبات اين مسأله قوه قضائيه بايد به وظيفه خود در اين زمينه عمل كند. اما اين همه، به هيچ‌وجه موجبات قانوني ابطال انتخابات را فراهم نمي‌آورد. براي اين منظور چرا جنابعالي و همكارانتان در پي بهره‌گرفتن از ماده 26 قانون انتخابات و اثبات وقوع يكي از موارد يازدگانه مندرج در اين ماده قانوني برنمي‌آييد؟
مگر نه اين كه مي‌فرماييد ناظران شما بر سر بسياري از صندوق‌ها حاضر نبوده‌اند؟ لابد شماره آن صندوق‌ها معلوم و مشخص است. چرا خواستار بازشماري 10 درصد از صندوق‌هاي مزبور نمي‌شويد؟ مگر نه آن كه تعداد زيادي از صندوق‌هاي سيار از نظر شما قابل خدشه است؟ چرا خواستار بازبيني آن صندوق‌ها نمي‌شويد؟ خوشبختانه شوراي نگهبان نيز براي مساعدت و همراهي در راه انجام اين‌گونه درخواست‌هاي مشخص، اعلام آمادگي كرده است. آيا براي كشف حقيقت بهتر نيست از اين روشهاي قانوني و قابل اجرا و پيگيري بهره بگيريد؟ بديهي است چنانچه گام در اين گونه مسيرها گذارديد و شوراي نگهبان همكاري لازم را با شما به عمل نياورد، آنگاه مي‌توانيد جامعه را از ماوقع مطلع سازيد.
4- موضوع ديگري كه از سوي جنابعالي به عنوان دليلي براي درخواست ابطال انتخابات مطرح شده، به چاپ بيش از حد تعرفه‌ها باز مي‌گردد. البته جنابعالي در اين زمينD8�ين موضوع مط�يد كه "معمولاً‌براي جلوگيري از كمبود تعرفه در زمان رأي‌گيري، درصدي معقول تعرفه اضافه مي‌شود. " اين جمله شما در وهله نخست حاكي از اين واقعيت است كه روال متعارف و قانوني در دوره‌هاي گذشته نيز بر چاپ "درصدي معقول " تعرفه اضافي بوده است. اينك با پذيرش اين مسأله، همانند آنچه در بند گذشته ذكر شد، تقاضاي بنده اين است كه با ذكر دقيق و مشخص "درصد معقول " در دوره‌هاي گذشته و مقايسه آن با "درصد لابد نامعقول " تعرفه اضافه در اين دوره، كمك كنيد تا بنده و امثال بنده درك بهتري از واقعيت داشته باشيم.
نكته ديگري كه در همين بند به آن اشاره كرده‌ايد چنين است: "در روز 21 خرداد ماه نيز علاوه بر آن، ميليونها برگه تعرفه ديگر بدون شماره سريال چاپ شده است. چاپ اين تعداد تعرفه به خودي خود مورد سؤال و قابل تأمل مي‌باشد. " آيا من حق دارم اين سؤال را از جنابعالي بپرسم كه منظور شما از "ميليونها "، چقدر است؟ دو ميليون؟ ده ميليون؟ صدميليون؟ در پاسخ به اين سؤال يا جنابعالي عددي دقيق و روشن را مستنداً اعلام مي‌فرماييد و يا اظهار مي‌داريد بنا به اطلاعات واصله از منابع موثق، به چنين خبري دست يافته و صرفاً ‌مي‌دانيد "ميليون‌ها " برگه رأي بدون شماره سريال چاپ شده است. در اين صورت چند نكته را با جنابعالي در ميان خواهم گذارد: اولاً شما چه زماني از وقوع چنين كاري آگاه شديد؟ اگر اين تعرفه‌ها روز 21 خرداد چاپ شده باشد طبعاً منابع خبري جنابعالي مي‌بايست تا آخر وقت اين روز يا اول وقت روز 22 خرداد شما را از اين موضوع مطلع ساخته باشند. در اين صورت چرا شما همان روز 22 خرداد اين مطلب را اعلام نكرده و با كناره‌گيري از انتخابات خواستار توقف آن نشديد؟ از طرفي چگونه منابع خبري شما كه از چنين كار قاعدتاً بسيار محرمانه‌اي اطلاع يافته‌اند، از تعداد آنها مطلع نشده‌اند؟ و نهايتاً اين كه اگر ميليونها برگه تعرفه بدون شماره سريال چاپ شده است، آيا بهتر نبود ستاد انتخاباتي جنابعالي طي روزهاي اخير، چند نمونه از آن را به اصحاب رسانه‌ها ارائه مي‌داد و يا شماره صندوق‌هايي را اعلام مي‌كرد كه از اين دست تعرفه‌ها را به وفور مي‌توان در آنها ديد؟ هنگامي كه اين كار صورت نگرفته، آيا واقعاً انتظار داريد به صرف طرح ادعاي چاپ "ميليونها " تعرفه بدون شماره سريال، مردم هم بلافاصله چنين خبري را باور نمايند؟ براستي اگر روزي چنين رويه‌اي براي پذيرش اخبار و ادعاها در افكار عمومي باب شود، آن گاه با چه وضعيتي مواجه خواهيم بود؟
نكته ديگري كه در اين بند اظهار داشته‌ايد، از اين قرار است: "با وجود چاپ اين همه تعرفه معلوم نيست چرا بسياري از شعب اخذ رأي به ويژه در مناطقي چون تبريز و شيراز و مناطق شمالي و شرقي و غربي تهران كه اقبال مردم به كانديداهاي منتقد رئيس‌جموري كنوني بسيار بالا بود در همان ساعات اوليه روز با كمبود تعرفه رأي مواجه شده و مردم زمان زيادي در صف‌هاي طولاني زير باران و طوفان منتظر ماندند. " بنده اجازه مي‌خواهم وارد اين بحث نشوم كه آيا در مناطق مورد اشاره جنابعالي، اقبال مردم به شما بيشتر بوده است يا رقيب‌تان. فارغ از اين موضوع، به طرح يك سؤال مي‌پردازم: آيا طبق آمارهاي رسمي موجود، درصد مشاركت مردم و ميزان آراء مأخوذه در مناطق مزبور نسبت به انتخابات دوره قبل رياست‌جمهوري رشد داشته يا كاهش يافته است؟ اگر كاهش يافته باشد، مشخص است كه آنچه شما مي‌فرماييد، در ميزان آراي مأخوذه نقش منفي گذارده و طبعاً مسأله‌اي قابل توجه و تأمل است. اما اگر رشد داشته و %Dخ�8يژه رشد آن مطابق با رشد درصد مشاركت در ديگر مناطق كشور باشد، پس كاملاً مشخص است كه مسأله مطروحه از سوي جنابعالي، نقشي در روند انتخابات ايفا نكرده است.
اما همچنان يك نكته باقي مي‌ماند كه بايد آن را نيز مورد توجه قرار داد. اگر درصد مشاركت در مناطق مزبور داراي رشد بوده است، در بدبينانه‌ترين حالت ممكن اين فرض را مي‌توان مطرح كرد كه صندوق‌هاي موجود در اين مناطق، به صورت غيرقانوني و دور از نگاه ناظران جنابعالي، از همان ميليونها برگه رأي بدون شماره سريال پرشده باشد. اما راه‌حل قانوني اين مشكل نيز در دسترس است. جنابعالي قاعدتاً صندوقهاي موجود در اين مناطق را كه نمايندگان شما به هر دليل بر سر آنها حاضر نبوده و ضمناً در طول روز با كمبود تعرفه مواجه شده‌اند، به طور مشخص مي‌شناسيد. كافي است با ارائه شكايتي به شوراي نگهبان خواستار بازشماري تعدادي از اين صندوقها با حضور نمايندگان خود و كارشناسان متبحر در تشخيص و كشف اوراق جعلي و غيرقانوني و نيز كارشناسان خط‌شناس براي يافتن برگه‌هاي رأيي كه توسط يك يا چند نفر در مدت زمان كوتاهي نگاشته شده‌اند، بشويد. اگر مخدوش بودن صندوق‌هاي مزبور به اثبات رسيد، مي‌توان گام‌هاي بعدي را نيز برداشت و به همين طريق قانوني حتي تا ابطال كل انتخابات نيز پيش رفت و اگر به اثبات نرسيد، طبيعتاً جنابعالي هم به سلامت انتخابات اذعان خواهيد كرد. براستي وقتي چنين راه‌هاي روشن و قابل اجرايي براي كشف حقيقت وجود دارد، چه نيازي به اردوكشي‌هاي خياباني است؟
5- محدود كردن زمان رأي‌گيري، دليل ديگري است كه جنابعالي براي ابطال انتخابات اقامه كرده‌ايد. در اين زمينه اگر بنده نخواهم اصل را بر صحت ادعاهاي جنابعالي بگذارم بايد از شما درخواست كنم اسامي شعبه‌هايي را كه به قول شما ساعت 9 شب به رأي‌گيري خاتمه دادند و يا شعبه‌هايي كه "حتي افرادي را كه وارد شعبات اخذ رأي شده بودند به بهانه اتمام وقت از محل اخراج مي‌كردند " و امثالهم را ارائه دهيد. سپس چنانچه در مقام محاجه پيرامون اين مسأله باشم، از شما خواهم پرسيد كه به فرض وقوع چنين مسائلي، در مجموع چه تعداد از افرادي كه مي‌خواسته‌اند رأي بدهند، بدين ترتيب از رأي دادن محروم شده‌اند و بعلاوه با استناد به كدام ماده از قانون انتخابات و آيين‌نامه اجرايي آن مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه در اين صورت، انتخابات در سراسر كشور ابطال بايد ‌گردد؟
اما از آنجا كه بنده درصدد طرح چنين مسائلي نيستم، اصل را بر صحت ادعاي جنابعالي مي‌گذارم و مي‌پذيرم كه چنين اتفاقاتي افتاده است. در اين صورت گذشته از بحثهايي كه در بند 4 راجع به افزايش و كاهش درصد مشاركت در مناطق مزبور، صورت گرفت، يك نكته ديگر نيز قابل طرح است. آيا كساني كه به دليل تعجيل مسئولان برگزاري در پايان بخشيدن به زمان رأي‌گيري، از انداختن رأي خود به صندوق‌ها محروم شدند، صرفاً طرفداران جنابعالي بوده‌اند يا اين مسأله براي مجموعه‌اي از مردم با آراء متفاوت پيش آمده است؟ به عبارت ديگر آيا مسئولان برگزاري انتخابات با اطلاع از اين كه طرفداران جنابعالي همگي با هم قرار گذاشته‌اند از ساعت 9 شب به بعد پاي صندوق‌هاي رأي حاضر شوند، با تعجيل در بستن شعبه‌هاي اخذ رأي و يا اخراج كساني كه در صف ايستاده بودند، موجب كاهش رأي جنابعالي شده‌اند؟ اين در حالي بود كه در بند دوم بيانيه شماره 10 كميته صيانت از آراي جنابعالي كه در شامگاه 21 خرداد انتشار يافت، به هواداران شما چنين رهنمود داده شده بود: "از هموطنان عزيز دعوت مي‌شود حتي‌الامكان در اولين ساعات شروع رأي‌گيري، رأي خود را به صندوق بريزند تا با ازدحام احتمالي جمعيت و يا ساير مشكلاتي كه معمولاً در ساعات پاياني مهلت ثبت‌نام و اخذ آراء ايجاد مي‌شود، مواجه نشوند. "
همه ما مي‌دانيم كه حتي در صورت تعجيل مسئولان برخي شعب در اتمام زمان رأي‌گيري، مجموعه‌اي از مردم با آراي متفاوت نتوانسته‌اند در پاي صندوقها حاضر شده و رأي دهند، اما هيچيك از ما نمي‌دانيم كه در اين مجموعه، چه تعداد طرفداران جنابعالي و چه تعداد طرفداران رقيب شما حضور داشته‌اند. جالب اين كه خود شما نيز در اين بخش از نامه، مرتباً بر واژه‌ها و عباراتي مانند "مردم "، "افرادي كه وارد شعبات اخذ رأي شده بودند " و "شهروندان " تأكيد مي‌ورزيد. بنابراين سؤال بنده از جنابعالي اين است كه شما از كجا مي‌دانيد كه در اين مجموعه‌ از "مردم "، "افراد " و "شهروندان "، طرفداران شما حائز اكثريت بوده‌اند؟ از كجا معلوم كه اين عده غالباً از هواداران رقيب شما نبوده باشند؟ به نظر بنده تنها كساني مي‌توانند به اين سؤالات پاسخ دهند كه علم غيب داشته و يا صاحب كرامات كشف و شهود باشند. اينجانب چون نه علم غيب دارم و نه صاحب كرامتي هستم، حتي در صورت پذيرفتن سخن جنابعالي مبني بر اتمام زودرس رأي‌گيري در برخي شعب، حداكثر به اين نتيجه مي‌رسم كه "ظلم علي‌السويه " صورت گرفته است. بنابراين اصرار و تأكيد جنابعالي و دوستانتان بر اين مسأله به عنوان يكي از دلايل ابطال كل انتخابات، اساساً براي بنده نامفهوم است.
6- ششمين بند از نامه جنابعالي تحت عنوان "انتقال صندوق‌ها به فرمانداري " حاوي مطالبي است كه اتفاقاً با تأمل در آنها مي‌توان به نكات بسيار راهگشايي دست يافت. نخستين موضوع مورد اشاره جنابعالي اشكالاتي درباره حضور نمايندگان خود در پاي صندوق‌هاي رأي و نيز جلوگيري از حضور آنها به هنگام شمارش آرا است كه پيش از اين به تفصيل درباره آن صحبت شد.
موضوع بعدي در اين بند، اعتراض جنابعالي به نحوه اعلام نتايج اوليه آراء توسط صداوسيما است: "در حالي كه هنوز رأي‌گيري در بعضي از مناطق و شعب به علت تأخير در ارسال تعرفه ادامه داشت، مسئولان ذيربط برخلاف قانون از صداوسيما قرائت پنج ميليون رأي و نتيجه آن را آن هم نه براساس شمارش دستي آراء و صورت‌جلسات و فرمهاي قانوني اعلام فرمانداري‌ها بلكه صرفاً براساس اعلام صنوق‌ها و از طريق كامپيوتر اعلام كردند. در حالي كه طبق نص صريح قانون، ستاد انتخابات كشور مي‌بايست آراي هر منطقه را جداگانه و براساس اعلام فرمانداري‌ها منتشر مي‌كردند. "
اجازه دهيد قبل از هر چيز، اين بخش از نامه جنابعالي را با آنچه در بند پيشين آورده‌ايد، مقايسه كنم. در بند 5 تحت عنوان "محدود كردن زمان رأي‌گيري " خاطرنشان ساخته‌بوديد: "معلوم نيست به چه دليل برخلاف رويه معمول و عليرغم كمبود تعرفه در بعضي از مناطق كه خود موجب عدم امكان رأي ‌دادن مردم در زمان مناسب بود، مسئولان برگزاري انتخابات، در متوقف كردن زمان رأي‌گيري چنان تعجيلي داشتند؟!! " حال آن كه در اين بند اذعان داريد "در بعضي از مناطق و شعب به علت تأخير در ارسال تعرفه " رأي‌گيري حتي تا زمان اعلام نخستين نتايج توسط صداوسيما ادامه داشت. همان‌گونه كه استحضار داريد نخستين نتايج در ساعت 12 و33 دقيقه يا به عبارت ديگر 33 دقيقه بامداد روز 23 خرداد صورت گرفت. حال جنابعالي بفرماييد امثال بنده كداميك از اين دو گزاره را قبول كنند؟ آيا مسئولان رأي‌گيري در خاتمه بخشيدن به زمان اخذ رأي تعجيل داشته‌اند يا آن كه حداقل طبق اذعان جنابعالي، در برخي شعب رأي‌گيري تا نخستين ساعات روز 23 خرداد نيز ادامه يافته است؟
بنده بهترين حالت ممكن را در نظر مي‌گيرم و فرض را بر صحت هر دو گزاره مي‌گذارم بدين معنا كه چه بسا در برخي شعب، مسئولان مربوطه در خاتمه بخشيدن به اخذ آرا تعجيل كرده‌اند و چه بسا در برخي شعب مسئولان مربوطه به اخذ رأي تاآخرين نفر نيز ادامه داده‌اند ولو آن كه تا اولين ساعات روز شنبه 23 خرداد نيز استمرار يافته است. اما اجازه دهيد گلايه‌اي را نيز مطرح سازم: شايسته نيست هنگامي كه قصد داريم به اثبات مدعاي خود مبني بر "محدود كردن زمان رأي‌گيري " بپردازيم صرفاً شعبي را مورد اشاره قرار دهيم كه - به فرض صحت اين ادعا - در خاتمه بخشيدن به اخذ رأي تعجيل كرده‌اند و لذا به گونه‌اي فضاسازي شود كه گويي در يك حركت هماهنگ و سراسري، اين اقدام با توجه به اهداف خاص صورت گرفته است و همين مسأله را يكي از ادله خود براي درخواست ابطال انتخابات قرار دهيم. اما زماني كه مي‌خواهيم غيرقانوني بودن اعلام زود هنگام نتايج اوليه شمارش آراء را به اثبات برسانيم و اين مسأله را به عنوان دليلي براي ابطال انتخابات مطرح سازيم، به‌گونه‌اي سخن گوئيم كه گويي همزمان با آن كه در بسياري شعب هنوز رأي‌گيري تا پاسي از نيمه شب ادامه داشته، چنين نتايجي اعلام شده و لذا بر روند رأي‌گيري تأثيرات اساسي گذارده است.
طبعاً درباره دلايل اعلام سريع نتايج اوليه بويژه با استناد به آمارهاي دريافتي از طريق شبكه كامپيوتري، چنانچه تخلفي صورت گرفته باشد، وزارت كشور بايد پاسخگو باشد اما نكته اينجاست كه چنانچه به آمارهاي دريافتي از طريق شبكه كامپيوتري اطمينان نداشته باشيد، خوشبختانه صندوق‌هاي رأي به همراه آراء مأخوذه و صورت‌جلسات تنظيم شده طبق مقررات و ضوابط قانوني كه از ابتداي انقلاب تا كنون مجري بوده، موجودند و جنابعالي مي‌توانيد با ارائه درخواست شمارش هر تعداد از آنها زير نظر نمايندگان معتمد خود، به كشف حقيقت نائل آييد.
در عين حال نگاهي به مواد قانوني 18 و 32 قانون انتخابات رياست جمهوري كه جنابعالي با استناد به آنها، ضمن غيرقانوني شمردن اعلام نتايج اوليه، خواستار ابطال كل انتخابات شده‌ايد، بي‌مناسبت نيست. ماده 18 اشعار مي‌دارد: "وزارت كشور پس از وصول نتايج شمارش آرا در داخل و خارج كشور نتيجه كلي انتخابات را از طريق رسانه‌هاي گروهي به اطلاع مردم خواهد رسانيد. " همان‌گونه كه پيداست در اين ماده هيچ اشاره‌اي به نحوه وصول نتايج شمارش آرا نشده و به نظر مي‌رسد منظور قانونگزار مشخص ساختن مسئول قانوني اعلام نتايج شمارش آرا بوده است. از طرفي در ماده 32 قانون انتخابات نيز چنين آمده است: "پس از پايان انتخابات صورت‌جلسه انتخابات با امضاي هيأت اجرايي شهرستان و هيأت نظارت بر انتخابات شهرستان در چهار نسخه تهيه مي‌شود كه يك نسخه نزد هيأت اجرايي شهرستان مي‌ماند و بقيه براي هيأت نظارت بر انتخابات مزبور و وزارت كشور و هيأت مركزي نظارت بر انتخابات ارسال مي‌شود. " اين‌ كه چگونه مي‌توان با استناد به اين ماده، اعلام نتيجه انتخابات براساس آمارهاي دريافتي از طريق شبكه كامپيوتري را غيرقانوني دانست براي بنده جاي سؤال دارد، هرچند به فرض غيرقانوني بودن هم لطمه‌اي به اصل انتخابات طوري كه موجبات ابطال آن را فراهم آورد، وارد نمي‌سازد مگر آن كه وقوع تقلب و تخلف در شمارش و تجميع آراء - به هر صورت كه به وزارت كشور واصل شده و سپس اعلام گرديده باشد - به طرق مقتضي به اثبات برسد. در آن صورت نيز اقدام اوليه، تلاش در جهت تصحيح آمارها و انطباق آنها با آراء ريخته شده در صندوق‌ها خواهد بود و نه ابطال انتخابات.
در ادامه بررسي مطالب عنوان شده در بند 6، به فرازي مي‌رسيم كه جاي تأمل جدي دارد: "صرفنظر از تخلفات صورت گرفته در مراحل رأي‌گيري، اساساً ميزان آراي اعلامي در ستاد تجميع آرا هيچگونه سنخيت با آراي پيش‌بيني شده توسط آن بخش از ناظرين كه در صندوقها حضور داشته‌اند و خيل عظيم مردمي كه اين بار در شهرها و روستاها به دليل حضور كانديدهاي جديد حاضر شده بودند و نيز سابقه رأي‌گيري قبلي و ميزان رأي كانديداي پيروز در گذشته، مطابقت نداشته و اساساً آنچه در ستاد انتخابات و اتاق تجميع آرا صورت مي‌گرفت و از صداوسيما پخش مي‌شد واقعي نبوده است. "
اجازه مي‌خواهم اين فراز از نامه جنابعالي را به عنوان يك بخش بسيار مهم معرفي كنم و به همين دليل نيز اندكي مبسوط‌تر راجع به آن سخن بگويم. بدين منظور ابتدا، اين فراز را به اجزاي تشكيل دهنده آن تقسيم مي‌كنم:
- در بخشي از صندوق‌هاي اخذ رأي ناظرين جنابعالي حضور داشته‌اند.
- اين ناظران در مورد آراي ريخته شده به نام جنابعالي، پيش‌بيني‌ها و يا به عبارتي، حدسياتي داشتند.
- اساسي‌ترين عامل در محتواي پيش‌بيني‌هاي مزبور، افزايش مشاركت مردم در اين دوره از انتخابات بوده است.
- از نظر ناظران شما، هر تعداد افرادي كه بيشتر از دوره قبلي انتخابات رياست‌جمهوري در حوزه رأي‌گيري محل حضور آنها و در مجموع "شهرها و روستاها " گرد آمده بودند، از طرفداران شما بوده‌اند.
- با در نظر گرفتن سابقه رأي‌گيري قبلي و ميزان رأي كانديداي پيروز در دوره پيش، اين امكان وجود داشت كه به ميزان آراي جنابعالي، از طريق پيش‌بيني، دست يافت.
با توجه به اين موارد، ظاهراً‌ميزان رأي آقاي احمدي‌نژاد بسادگي قابل محاسبه بوده است و لذا چون عدد اعلام شده از سوي وزارت كشور با عددي كه از طريق محاسبات مزبور به دست مي‌آمد، همخواني نداشت، بنابراين از نظر جنابعالي و دوستانتان يقيناً در انتخابات تقلب صورت گرفته است. به عبارت واضح‌تر، اگر فرض كنيم آقاي احمدي‌نژاد در دور قبل در يك شهر يا روستا، 50 درصد آرا را به دست آورده بود، و اين بار جمعيت شركت كننده در آن شهر و روستا 20 درصد افزايش داشته، بنابراين طبق اين پيش‌بيني‌ها، مي‌بايست همان 50 درصد تعداد آراي دوره قبل به آقاي احمدي‌نژاد اختصاص مي‌يافت، و 50 درصد تعداد آراي دوره قبل بعلاوه 20 درصد اضافي شركت كننده دور حاضر، لزوماً مي‌بايست به نام سه كانديداي رقيب ايشان به صندوق‌ها ريخته مي‌شد. برمبناي چنين حساب و كتابي، نماينده جنابعالي و دو كانديداي محترم ديگر، مستقر در ستاد انتخابات كشور، وقتي ملاحظه كرده‌اند آمار اعلام شده از سوي آقاي دانشجو در گفتگو با صداوسيما، با پيش‌بيني‌هاي مزبور مطابقت ندارد، بلافاصله متوجه شده‌اند كه "آقايان دانشجو، محصولي و فردي ديگر " در اتاقي نشسته‌اند و مشغول ارائه آمار و ارقام غيرواقعي هستند.
جناب آقاي مهندس موسوي! همانگونه كه در ابتدا نيز عرض كردم، بنده در مقام و موقعيتي نيستم كه بتوانم ادعاي صحت آمار ارائه شده را داشته باشم، اما از جنابعالي نيز تقاضا دارم براي مجعول خواندن اين نتايج، به چنين استدلال‌هايي متوسل نشويد. جنابعالي چه دليل و برهان عقلي و منطقي در دست داريد كه اگر50 درصد مردم يك منطقه در يك دوره به فردي رأي دادند، در دوره بعد نيز لزوماً آراي كانديداي مزبور در آن منطقه، همان 50 درصد باشد؟ آيا اين درصد نمي‌تواند كاهش يا افزايش داشته باشد؟ جنابعالي كه خود مدرس مسائل سياسي در سطوح عاليه دانشگاهي هستيد بخوبي واقفيد كه دهها عامل مي‌تواند بر تفكرات و رفتارهاي سياسي افراد و اقوام و نيز يك ملت تأثيرگذار باشد. مگر ما خود شاهد نبوده‌ايم كه در يك دوره فردي درصدر ليست نمايندگان انتخابي يك شهر بوده و چهار سال بعد، نفر پنجاهم هم نبوده است. اينها از بديهيات مسائل سياسي است و بنده توضيحات بيشتر در اين زمينه را جسارت به محضر جنابعالي مي دانم. مگر مي‌توان گفت چون آقاي احمدي‌نژاد در دوره قبل مثلاً در شيراز فلان تعداد رأي آورده، در اين دوره‌ هم لزوماً بايد همان تعداد را مي‌آورد؟! به فرض كه در اين دوره تعداد قليلي در شيراز به ايشان رأي مي‌دادند، آيا ايشان مي‌توانست مدعي شود كه بنده در دوره قبل فلان تعداد رأي در اين شهر داشته‌ام و حالا چون به آن ميزان رأي ندارم، پس تقلب شده است؟ مگر مي‌توان با اين‌ گونه حرفها و توجيهات، وقوع تقلب را به اثبات رسانيد؟
از طرفي ناظرين جنابعالي با مشاهده جمعيت حاضر در شعبه‌هاي اخذ رأي چگونه قادر به پيش‌بيني تركيب آراي آنان شده‌اند؟ پاسخ اين سؤال از دو حال خارج نيست: يا به صحت و گفتگو با يكايك مردم حاضر در صف پرداخته و راجع به رأي آنها سؤال كرده‌اند كه اين خلاف صريح قانون است و چنانچه مسئولان شعبه آنها را از محل اخذ رأي اخراج كرده باشند، كاملاً محق بوده‌اند و يا آن كه همين‌طور با نگاه به جمعيت، از وجنات آنها دريافته‌اند رأي هر يك به چه كسي است! البته اين‌گونه پيش‌بيني‌ها و حدسيات براي خود فرد مي‌تواند متين و محترم باشد اما به يقين نمي‌تواند ملاك و معيار عقلاني، اسنادي و قانوني براي درخواست ابطال انتخابات، به دليل عدم تطابق نتايج شمارش آرا با پيش‌بيني‌هاي مزبور به حساب آيد.
اما فارغ از اين مسائل، جنابعالي براي آن كه نشان دهيد بلافاصله پس از اعلام اولين نتايج انتخابات، مجعول و غيرواقعي بودن آمارهاي ارائه شده در آن آشكار گشته و اين مسأله مورد اعتراض نمايندگان هر سه كانديداي حاضر در ستاد انتخابات كشور قرار گرفته، نامه امضاء شده از سوي اين سه بزرگوار به ستاد مركزي انتخابات كشور در ساعت 2 و 15 دقيقه بامداد روز شنبه 23 خرداد را به عنوان شاهدي بر اين ادعاي خود، مورد استناد قرار داده‌ايد. بنده ابتدا متن كامل اين نامه را همان‌گونه كه شما آورده‌ايد، در اينجا مي‌آورم: "جناب آقاي محصولي وزير محترم كشور.23/3/88 ساعت 2:15 بامداد. باسلام. دقايقي قبل آماري توسط ستاد انتخابات كشور و آقاي دانشجو در مقابل رسانه‌هاي داخلي و خارجي منتشر گرديد كه اينجانبان نمايندگان نامزدها در سايت شمارش آرا وزارت كشور هيچگونه اطلاعي از چگونگي دريافت و تجميع و انتشار آن نداريم. از آنجايي كه طبق مواد 18 و 32 قانون انتخابات رياست‌جمهوري، وزارت كشور پس از دريافت صورتجلسات (و م 28) و روال قبل بايستي آمار را اعلام نمايد به نظر مي‌رسد اعلام نتايج فعلي مطابقتي با قانون ندارد. ضمناً فضايي كه براي استقرار نمايندگان كانديداها در نظر گرفته شده دور از سايت شمارش آرا بوده و هيچگونه ارتباطي با اين سايت ندارد. لذا در صورت استمرار اين وضعيت حضور اينجانبان با عدم آن تفاوتي ندارد. سيدعباس احمدي (نماينده مهندس ميرحسين موسوي)، عطاءالله سهرابي (نماينده محسن رضايي)، مسعود سلطاني‌فر (نماينده آقاي كروبي) "
همان‌گونه كه از متن اين نامه مشخص است كوچكترين اشاره‌اي به غيرواقعي و مجعول بودن آمار اعلام شده از سوي آقاي دانشجو رئيس ستاد انتخابات كشور وجود ندارد بلكه نمايندگان محترم بر اين نكته تأكيد دارند كه موقعيت آنها در ستاد انتخابات، اجازه اطلاع يافتن از نحوه دريافت و تجميع اين آمار را به آنها نمي‌دهد و خواستار قرار گرفتن در موقعيت بهتر و مناسب‌تري هستند كه البته حق قانوني آنها بوده است. همچنين اين نمايندگان "نحوه اعلام نتايج " را مطابق قانون ندانسته و خواستار اعلام نتايج طبق روال قبلي شده‌اند. بنابراين بحثي از غيرواقعي بودن آمار تا اين ساعت يعني 2 و 15 دقيقه بامداد روز شنبه در ميان نيست. همچنين به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه اولين اعلام نتايج، در ساعت 33 دقيقه بامداد صورت گرفته بود و لذا نامه مزبور حدود يك ساعت و 45 دقيقه پس از وقوع اين مسأله نگاشته و ارسال شده است.
جنابعالي در هفتمين بند از اين نامه نيز به برنامه فرم‌افزاري شمارش آرا اشكالاتي وارد كرده‌ايد و سپس با ذكر 9 مورد اشكالات ديگر تحت عنوان "بخشي از تخلفات پيش از رأي‌گيري "، نامه خود را با بيان اين جمله به پايان برده‌ايد: "همه اين موارد به علاوه موارد فراوان ديگري كه در نامه‌هاي قبلي اعلام شده در صورتي كه با اندك توجه به قوانين مورد بررسي قرار گيرد از موجبات ابطال انتخابات در سراسر كشور مي‌باشد.
جناب آقاي مهندس موسوي! اينك وقت آن است كه وارد برخي مباحث اساسي‌تر شده و در ادامه به نتيجه‌گيري بپردازيم. بنده در اينجا قصد دارم نكته‌اي بسيار مهم را بيان كنم و بدين منظور خبري را كه در ساعت 23 و 23 دقيقه شامگاه روز 22 خرداد بر روي سايت كلمه به عنوان پايگاه اطلاع رساني رسمي ستاد انتخاباتي جنابعالي قرار گرفته است، عيناً نقل مي‌كنم: "پيام تشكر ميرحسين موسوي به مردم؛ جشن پيروزي را برگزار مي‌كنيم. 22 خرداد 1388 ساعت 23:23 ؛ مردم شريف ايران، ضمن تشكر از حضور پرشور و استقبال گسترده شما در انتخابات رياست‌جمهوري، به اطلاع مي‌رسانم به رغم تخلفات و كارشكني‌هاي متعدد و نارسايي‌هاي گسترده، مستندات و گزارش‌هاي واصله حاكي از اين است كه رأي ‌اكثريت قاطع مردم متوجه اين خدمتگزارشان بوده است. از مسئولان امر مي‌خواهم در شمارش آرا نهايت دقت و حفظ امانت را بنمايند. و اعلام مي‌كنم در غير اين صورت از همه امكانات قانوني براي احقاق حقوق حقه ملت ايران اقدام خواهم كرد. همين‌جا فرصت را مغتنم مي‌شمارم و از ملت شريف ايران مي‌خواهم آماده برگزاري جشن پيروزي در شامگاه ميلاد بانوي دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) باشند. فرزند كوچك ملت ايران. ميرحسين موسوي. "
جناب آقاي موسوي! سؤال بنده از جنابعالي اين است: مگر نه آن كه امروز با نگارش نامه‌اي به شوراي نگهبان و برشمردن پاره‌اي از تخلفات به صراحت اعلام مي‌داريد هريك از اين موارد "در صورتي كه با اندك توجه به قوانين مورد بررسي قرار گيرد از موجبات ابطال انتخابات در سراسر كشور مي‌باشد " پس چرا در ساعت 23:23 روز 22 خرداد علي‌رغم اطلاع از "تخلفات و كارشكني‌هاي متعدد و نارسايي‌هاي گسترده " نه تنها خواستار ابطال انتخابات طبق موازين قانوني نشديد بلكه از مردم براي حضور در جشن پيروزي خود دعوت به عمل آورديد؟! آيا اگر انتخاباتي با تخلفات قانوني گسترده همراه باشد كه هريك از آنها به تنهايي مي‌تواند جزو مبطلات كل انتخابات محسوب شود اما در عين حال جنابعالي خود را پيروز آن انتخابات بدانيد، نيازي به درخواست ابطال آن وجود ندارد ولي چنانچه رقيب شما پيروز از آب درآمد، آن‌گاه بايد رگ قانون‌گرايي‌مان ورم كند و خون دفاع از حقوق ملت در آن به جوش آيد و به هر طريق ممكن ولو اردوكشي‌هاي خياباني درصدد ابطال آن برآييم؟
در اينجا ممكن است در پاسخ به اين مسأله مدعي شويد در آن هنگام از اين تخلفات آگاه نبوده‌ايد. بنده اين پاسخ شما را بكلي نمي‌پذيرم زيرا اولاً خود در اين بيانيه پيروزي، مدعي بروز "تخلفات و كارشكني‌هاي متعدد و نارسايي‌هاي گسترده " شده‌ايد و از سوي ديگر بسياري از مواردي را كه امروز جنابعالي به عنوان دلايل متقن بر ابطال انتخابات، مورد استناد قرار مي‌دهيد، در همان روز انتخابات، اخبار آن به صورت مستمر از سوي سايت كلمه و بيانيه‌هاي كميته صيانت از آراء جنابعالي منتشر مي‌شد. براي آن كه مستند سخن گفته باشم به چند مورد اشاره مي‌كنم. در خبر ساعت 11:46 روز 22 خرداد با تيتر "حضور نمايندگان صيانت از آراء در پاي صندوق‌هاي رأي " ضمن اذعان به اين كه 80 درصد از نمايندگان كميته صيانت از آراء جنابعالي موفق به حضور در پاي صندوق‌هاي رأي شده‌اند، اين نكته نيز خاطرنشان شده است كه اين عده در ابتداي صبح به محل پلمب راه داده نشدند. فارغ از صحت و سقم اين بخش از خبر، بايد گفت جنابعالي از ساعات اوليه روز رأي‌گيري، بر مبناي گزارش‌هاي واصله چنين مي‌پنداشته‌ايد كه نمايندگانتان هنگام پلمب صندوق‌ها حضور نداشته‌اند. همچنين در مورد كمبود تعرفه نيز طبق خبري كه در ساعت 14:39 روز 22 خرداد بر روي سايت كلمه قرار مي‌گيرد، رئيس ستاد انتخاباتي جنابعالي طي نامه‌اي به ستاد انتخابات كشور مسأله كمبود تعرفه در استان فارس را متذكر شده و خواستار مرتفع ساختن اين معضل مي‌شود.
جناب آقاي موسوي! از اين كه اندكي با صراحت سخن مي‌گويم، عذر مي‌خواهم و اميدوارم اين جسارت بنده را ببخشيد. اگر بنده به قطع و يقين مي‌گويم جنابعالي و دوستانتان از كليه اين موارد در همان روز 22 خرداد آگاهي كامل داشته‌ايد، به اين دليل است كه برخلاف ادعاي امروزتان، سيستم اطلاع‌رساني ناظرين و نمايندگان و هواداران جنابعالي به ستاد انتخابات شما، كاملاً فعال بوده است. امروز شما و دوستانتان مرتباً با تأكيد بر قطع سيستم پيامك در 22 خرداد در تلاش هستيد تا كل سيستم ارتباطي خود در روز رأي‌گيري را مختل جلوه دهيد و به اين طريق روزنه‌اي براي خود به منظور توجيه برخي مسائل فراهم آوريد. جالب اين كه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در بيانيه خود با ادعاي قطع حدود 300 خط تلفن ثابت ستاد شما در روز رأي‌گيري، درصدد برآمده تا چنين بنمايد كه در آن روز ستاد انتخاباتي شما كاملاً ايزوله شده بود و هيچ امكان ارتباطي در اختيار نداشت. اما جسارتاً بايد معروض دارم كه اين سخنان و فضاسازي‌ها، بكلي خلاف واقع است. من براي اثبات اين ادعاي خود نه به اطلاعيه‌هاي وزارت ارتباطات بلكه به سايت كلمه استناد مي‌جويم. از جنابعالي و ديگر خوانندگان اين نوشتار نيز تقاضا دارم به اخباري كه در طول روز 22 خرداد 88 بر روي سايت كلمه نقش بسته است مراجعه كنند و عبارت‌هايي نظير "گزارش‌هاي واصله "، "اخبار واصله " و "گزارش‌هاي دريافتي " را به طور مكرر در اين اخبار ملاحظه نمايند: "11:46- گزارش خبرنگار كلمه حاكي از ...، 12:56- صبح امروز اخبار و گزارشات دريافتي حاكي از آن است...، 13:59- گزارش‌هاي رسيده از تبريز حاكي از آن است...، 14:39 به نقل از رئيس ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي: برابر اطلاع واصله در استان فارس...، 14:49- گزارش‌هاي خبرنگاران كلمه از مازنداران حاكي است... " و اما خبري كه بيش از همه حكايت از فعال بودن سيستم ارتباطي ستاد انتخاباتي جنابعالي در اين روز به صورت وسيع و گسترده دارد از اين قرار است: "16:27- برتري قاطع مهندس موسوي در 21 استان- براساس اخبار واصله تا اين لحظه انتخاب مردم تهران، اصفهان، فارس، آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، سيستان‌وبلوچستان، كردستان، بوشهر، خوزستان، قم، زنجان، گيلان، ايلام، يزد، هرمزگان و گلستان، مهندس موسوي را به عنوان رئيس‌جمهوري انتخاب كردند. "
يقيناً جنابعالي چنين ادعايي نداريد كه ملائك و اجنه و يا پرندگاني مانند هدهد به ستاد تبليغاتي جنابعالي اخبار و گزارش‌هاي مزبور را مي‌رسانده‌اند و يا كساني در اين ستاد حضور داشته‌اند كه با قدرت طي‌الارض، به سرعت برق و باد به سرزمينهاي دوردست رفته و با انباني از اخبار و گزارشها باز مي‌گشته‌اند. پرواضح است كه تمامي اين اخبار و گزارشها و نيز كليه اخباري كه بر روي سايت كلمه در اين روز قرار گرفت، حاصل فعال بودن سيستم ارتباطي شما بوده است. بنابراين، اين همه مرثيه‌ خواني در مورد قطع سيستم ارتباطي در اين روز براي چيست؟
بعلاوه، جنابعالي به قطع و يقين از موارد نه‌گانه‌اي كه در اين نامه تحت عنوان "تخلفات پيش از رأي‌گيري " آورده‌ايد و امروز هر يك از آنها را به ضرس قاطع عامل و دليلي براي "ابطال انتخابات در سراسر كشور " برمي‌شماريد، واقف بوده‌ايد: 1- استفاده از رسانه ملي 2- بهره‌گيري از امكانات دولتي، 3- استفاده از هواپيما و وسايل نقليه ديگر دولتي 4- بسيج نيروهاي ادارات و آموزش و پرورش، 5- افتتاح تبليغاتي پروژه‌هاي عمراني 6- افتتاح پروژه‌هاي ناتمام 7- پرداخت‌هاي مختلف در ماه‌هاي آخر منتهي به انتخابات 8- سخنراني‌هاي تبليغاتي وزرا در دوره تبليغات انتخاباتي 9- قطع خدمات مخابراتي از جمله قطع سرويس پيامك در روز رأي‌گيري.
با توجه به آنچه بيان شد، با اطمينان خاطر مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه جنابعالي در ساعت 23 و 23 دقيقه روز 22 خرداد، با اعلام پيروزي خود در اين انتخابات و دعوت از مردم براي حضور در جشن اين پيروزي، در حقيقت روند انتخابات تا اين ساعت را به رسميت شناختيد. بنابراين گذشته از موازين منطقي و حقوقي، راه و رسم جوانمردي نيز حكم مي‌كند اعتراضات جنابعالي به انتخابات، معطوف به مسائل پس از اين لحظه باشد كه به اين ترتيب منحصر به مسأله نحوه شمارش آراء و مراحل تجميع و اعلام نتايج مي‌شود. اين مسائل نيز از جمله ساده‌ترين و سهل‌الوصل‌ترين مسائل انتخاباتي به شمار مي‌آيند و روشهاي كاملاً دقيق، كارآمد و شناخته شده‌اي براي تعيين ميزان صحت و سقم آنها وجود دارد. بنابراين اين همه هياهو براي چيست؟
اينك ضمن محفوظ دانستن آنچه بيان گرديد، مسأله اعلام پيروزي در انتخابات توسط جنابعالي را از زواياي ديگري مورد بررسي قرار مي‌دهم. سؤال: چرا شما در حالي كه هنوز شمارش آرا آغاز نشده و يا در مراحل ابتدايي خود قرار داشت، اقدام به اعلام پيروزي خود در اين انتخابات كرديد؟ آيا اين يك اقدام هيجاني بود يا حسابگرانه؟ به نظر بنده، اين يك اقدام كاملاً حسابگرانه بود. توضيح مي‌دهم.
براي بررسي اين مسأله، لاجرم بايد دو فرضيه را در نظر گرفت.
فرضيه نخست آن است كه جنابعالي- به هر دليل- واقعاً‌و قلباً به اين باور رسيده بوديد كه پيروز اين انتخابات خواهيد بود. بنابراين در ساعات پاياني رأي‌گيري بر مبناي اين اعتقاد و نيز به اين دليل بسيار مهم كه يقيناً مي‌دانستيد هيچيك از اشكالات و بلكه تخلفات صورت گرفته در طول روز رأي‌گيري و روزهاي پيش از آن، مانند عدم حضور بعضي از نمايندگان جنابعالي به هنگام پلمب صندوق‌ها، كمبود تعرفه‌ها در برخي شعب، تعجيل مسئولان برخي شعب در پايان رأي‌گيري، وجود خودكارهاي مشكوك، عدم صدور كارت براي بعضي از نمايندگان شما و مواردي از اين قبيل، نمي‌تواند دليل موجه قانوني براي ابطال كل انتخابات باشد، بنابراين با اطمينان به صحت انتخابات، اقدام به اعلام زودرس پيروزي خود در اين انتخابات كرديد تا شادماني زودرس هوادارانتان را نيز شاهد باشيد.
اما فرضيه دوم از اين قرار است كه جنابعالي و دوستانتان در ساعات پاياني روز 22 خرداد در حالت شك و ترديد قرار داشتيد. نه به پيروزي خود مطمئن بوديد و نه به شكست. حتي در مورد اين كه انتخابات به دور دوم كشيده خواهد شد يا نه نيز اطمينان نداشتيد. در چنين حالتي، امكان اعلام ابطال انتخابات نيز براي شما مقدور نبود چراكه اگر تا ساعتي بعد معلوم مي‌شد شما در اين انتخابات پيروز شده‌ايد، اين كار خبط و خطايي بزرگ و نابخشودني به شمار مي‌آمد. بنابراين حسابگرانه‌ترين كار اين بود كه ضمن اشاره به پاره‌اي مسائل و مشكلات- كه البته جزو مبطلات انتخابات نيز به شمار نمي‌آيند- به ضرس قاطع پيروزي خود در اين انتخابات را اعلام نماييد و در همان بيانيه نيز به ستاد انتخابات كشور تذكر اكيد دهيد كه "در شمارش آرا نهايت دقت و امانت را بنمايد " زيرا در غير اين صورت با بهره‌گيري از همه امكانات قانوني براي احقاق حقوق حقه ملت ايران، اقدام خواهيد كرد. به اين ترتيب، چنانچه جنابعالي پيروز انتخابات مي‌شديد معلوم مي‌شد كه مسئولان ستاد انتخابات كشور در شمارش آرا، نهايت دقت و امانت را نموده‌اند و هيچ نيازي هم به ابطال انتخابات نيست. اما اگر نتيجه به گونه‌اي ديگر رقم مي‌خورد، هشدار قبلي شما، زمينه را براي هرگونه اقدامي از سوي جنابعالي و هوادارانتان باز كرده بود، همان‌گونه كه افتاد و داني.
در اين ميان تنها از يك نكته غفلت شده بود و آن اين كه بيانيه شما در ساعت 23و23 دقيقه روز 22 خرداد، بيش و پيش از هر چيز به معناي به رسميت شناختن روند انتخابات در اين روز بود و اين مسأْله‌اي نيست كه بسادگي بتوانيد از زير بار آن شانه خالي كنيد.
اما براي اين كه مسائل پيش آمده پس از روز رأي‌گيري روشنتر گردد، اجازه دهيد مروري بر موضعگيريهاي جنابعالي پس از اين مرحله داشته باشيم. بعد از بيانيه اعلام پيروزي در ساعت 23و23 دقيقه روز 22 خرداد، هيچ مطلب ديگري در سايت كلمه انعكاس نمي‌يابد تا ساعت 13 و 58 دقيقه روز 23 خرداد كه بيانيه بعدي جنابعالي بر روي اين سايت قرار مي‌گيرد. در اين بيانيه شما با لحني آتشين اظهار مي‌داريد: "...اينجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشكار و فراوان روز انتخابات هشدار مي‌دهم كه تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نخواهم شد... "
بنده از جنابعالي سؤال مي‌كنم چرا در بيانيه قبلي كه خود را پيروز انتخابات مي‌دانستيد، چنين اعتراض شديدي به روند موجود و تخلفات آشكار و فراوان روز انتخابات نكرده و بلكه با غمض عين از آنها، مردم را به حضور در جشن پيروزي خود دعوت كرده بوديد؟ براستي چگونه است كه شدت اعتراض شما به تخلفات روز رأي‌گير، بستگي به موقعيت جنابعالي دارد؟ اگر شما پيروز باشيد، براحتي مي‌توان از آنها گذشت و اگر نه، اين تخلفات مي‌شوند كفر ابليس و جنابعالي فرشته نگهبان حقوق ملت!
اما باز هم نكات جالب ديگري در اين زمينه وجود دارد. بيانيه ساعت 13:58 روز 23 خرداد جنابعالي علي‌رغم اين لحني بسيار تند و تهديد كننده دارد اما در آن هيچ اثري از درخواست ابطال انتخابات به چشم نمي‌خورد. چرا؟ اين مسأله تنها در يك صورت قابل توجيه خواهد بود و آن در صورتي است كه جنابعالي طبق آنچه در بيانيه اعلام پيروزي خود وعده كرده بوديد، قصد بهره‌گيري "از همه امكانات قانوني براي احقاق حقوق حقه ملت ايران " را در صورت عدم رعايت امانت در آراي مردم از سوي مسئولان اجرايي، داشتيد. اما با دقت در اين بيانيه، هيچ اثري از قصد جنابعالي براي پيگيري شكايت خود از طريق قانوني نيز به چشم نمي‌خورد. نه قصد طرح شكايت به مراجع قانوني را داريد و نه ابطال انتخابات را مطرح مي‌سازيد؛ فقط تهديد مي‌كنيد كه "تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نخواهم شد " و به مسئولان توصيه مي‌كنيد كه "پيش از آن كه دير شود اين روند را فوراً متوقف كنند و همگي به خط قانون و امانتداري از آراي ملت بازگردند. " آراي ملت هم كه مانند روز، روشن است چنانكه در ابتداي اين بيانيه فرموده‌ايد: "مردمي كه در صف‌هاي طولاني اخذ رأي شاهد تركيب آرا بودند و خود مي‌دانند كه به چه كسي رأي داده‌اند، با حيرت تمام به شعبده‌بازي دست‌اندركاران انتخابات و صدا و سيما نگاه مي‌كنند. "
جناب آقاي مهندس موسوي! آيا اين بيانيه شما جز اين معنا را دارد كه مسئولان را تهديد مي‌كنيد تا آراي انتخابات را مطابق ذهنيت جنابعالي اعلام نمايند؟ و آيا به من حق مي‌دهيد از اين بيانيه شما چنين نتيجه بگيرم كه اگر تهديدات و خط و نشان كشيدنهاي شما كارگر مي‌افتاد، و اعلام آرا به صورتي كه شما پيروز انتخابات معرفي مي‌شديد، صورت مي‌گرفت، همچنان راه را براي عبور از "تخلفات روز رأي‌گيري و روزهاي قبل از آن " باز گذاشته بوديد و سلامت انتخابات را هم به رسميت مي‌شناختيد؟ آيا اگر چنين برداشت كنم كه جنابعالي به استفاده ابزاري از اين تخلفات دست زديد، به بيراهه رفته‌ام؟
اما به هر حال تهديدات جنابعالي كارگر نيفتاد و لذا شما با صدور بيانيه‌اي در روز 24 خرداد كه در ساعت 20:23 دقيقه روي خروجي سايت كلمه قرار گرفت، از شوراي نگهبان خواستيد تا نسبت به ابطال انتخابات اقدام كند. اگر به مفاد اين بيانيه دقت كنيم، ملاحظه مي‌شود كه تمامي تخلفات و ايرادات برشمرده در آن، قبل از ساعت 23و 23 دقيقه روز 22 خرداد محقق بوده‌اند و نحوه نگارش نيز حاكي از آن است كه اين تخلفات، در همان روز براي جنابعالي و اطرافيانتان كاملاً واضح و آشكار بوده است. در ابتداي اين بيانيه آمده است: "بسمه تعالي. شوراي محترم نگهبان. سلام عليكم. پيرو ده‌ها مكاتبه ستاد انتخاباتي اينجانب با آن شورا داير بر تخلفات صريح انتخاباتي عوامل اجرايي وزارت كشور و نيز يكي از نامزدها كه قطعاً در نتيجه انتخابات 22 خرداد ماه مؤثر بوده است و ذيلاً به مواردي از آنها اشاره مي‌شود، عدم صحت انتخابات محرز است و رسيدگي و ابطال آن درخواست مي‌گردد. "
جناب آقاي مهندس موسوي! اگر آن طور كه در اين بيانيه ادعا مي‌كنيد واقعاً‌معتقد بوده‌ايد بنا به دلايل متعدد "عدم صحت انتخابات محرز است "، ديگر اعلام پيروزي در اين انتخابات و بالاتر از آن دعوت مردم به حضور در جشن پيروزي چه معنايي دارد؟ اگر عدم صحت اين انتخابات بنا به دلايلي كه در اين بيانيه برشمرده‌ايد محرز بوده، ديگر هشدار دادن به مسئولان در بيانيه ساعت 13:58 دقيقه روز 23 خرداد براي "امانتداري از آراي ملت " از چه رو بود؟ آخر، نمازي كه از اصل باطل باشد را كه ديگر كسي به صحيح خوانده شدن قنوت و تشهدش كاري ندارد.
جناب آقاي مهندس موسوي! به نظر شما "حقوق حقه ملت " كه شما دفاع از آن را شعار خود قرار داديد و شد آنچه شد، چيست؟ آيا حقوق حقه ملت جز اين است كه از يك انتخابات سالم برخوردار باشد؟ يقيناً‌همين است. اما از آنچه به تفصيل بيان شد بنده جز اين نمي‌توانم برداشت كنم كه در ذهن شما، "حقوق حقه ملت " و "رياست جمهوري خود " معادل يكديگر قرار گرفته بودند. بنابراين وقتي خود را پيروز انتخابات احساس كرديد، و جايگاه رياست جمهوري را آماده جلوس خويش ديديد، براحتي از تمامي تخلفات ادعايي خود گذشتيد. آيا مي‌توانيد بگوييد در آن زمان تكليف "حقوق حقه ملت " از نظر شما چه مي‌شد؟
مردم ايران در روز 22 خرداد 88 براستي حماسه‌اي بزرگ آفريدند كه چشم جهان بدان خيره ماند. اين حماسه مي‌توانست به يك جشن بزرگ منجر گردد و وحدت و شكوه و اقتدار ملي ايرانيان را رشك جهانيان سازد اما امان از اين زمانه و گردش دوران، كه چه بازيها در آستين دارد.
جناب آقاي مهندس موسوي! من در مقام و موقعيتي نيستم كه بتوانم راجع به صحت و سقم انتخابات اظهارنظر كنم اما به يقين مي‌دانم كه براي كشف حقيقت در اين زمينه هيچ راهي جز پيمودن مسيرهاي قانوني وجود ندارد و اميدوارم قانون براي همه ما، چه آنها كه متمسك به آن مي‌شوند و چه آنان كه مجريان آنند، از چنان شأن و احترامي برخوردار باشد كه هيچ مصلحتي فوق آن انگاشته نشود. در اين صورت همچنان راه براي برپا ساختن يك جشن بزرگ ملي باز خواهد بود.
با تقديم احترامات فائقه
مسعود رضائي

منبع

اعلام جرم جمعي از حقوقدانان و دانشجويان امام صادق(ع) عليه موسوي

 
اعلام جرم جمعي از حقوقدانان و دانشجويان امام صادق(ع) عليه موسوي

خبرگزاري فارس: جمعي از حقوق‌دانان و دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) عليه ميرحسين موسوي به دليل توهين به رئيس‌جمهور، وزارت كشور و شوراي نگهبان اعلام جرم كردند.


به گزارش خبرگزاري فارس، جمعي از حقوق‌دانان و دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) در نامه خود كه خطاب به دادستان تهران نوشته شده و مستنداتي نيز به پيوست آن ضميمه شده است، به اينكه موسوي در سخنراني‌ها و بيانيه‌هاي خود نسبت‌هاي خلاف واقع متعددي از قبيل دروغ‌گويي، خرافه‌گرايي، فريب‌كاري، ماجراجويي و... به رئيس‌جمهور قانوني كشور داده، اشاره شده و تقاضاي رسيدگي به اين بزه را مطرح و اعلام جرم كرده است.
متن كامل اين نامه و پيوست‌هاي آن در ادامه آمده است:
وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ
موضوع: اعلام جرم عليه جناب آقاي مير حسين موسوي
دادستان محترم تهران جناب آقاي مرتضوي
سلام عليكم
انتخابات رياست جمهوري يكي از حساس‌ترين انتخابات‌هاي نظام ‌جمهوري اسلامي براي تعيين رياست قوه مجريه است كه نقشي اساسي در اداره كشور دارد.(اصل 113 و 114 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران) از سويي قانون انتخابات رياست جمهوري جهت ارائه افكار و انديشه‌هاي نامزدهاي تأييد صلاحيت شده ترتيباتي را انديشيده است تا در فضاي سالم به نقد عملكردها و انديشه‌ها و ارائه برنامه‌ها و مباني فكري اقدام شود. (م 62 به بعد قانون انتخابات رياست جمهوري) همان قانون جهت حفظ و رعايت شئون و حيثيت نامزدهاي رياست جمهوري و عدم خروج از ضوابط شرعي و قانوني، هرگونه تجاوز و هتك حرمت و حيثيت نامزدها را از طرف نامزد ديگر و هوادارانش جرم انگاري نموده است. (م 71 قانون انتخابات رياست جمهوري)
بي‌شك قانون نبايد اجازه دهد تا انتخابات محملي براي هتك حيثيت و حرمت شخص رئيس‌جمهور گردد؛ چه شخص رئيس‌جمهور مظهر اراده ملي و مصداق نصب رهبري فقيه است (اصول 110 قانون اساسي بند 9 و اصل 117 و...). به سخني تفكيك ميان شخصيت حقوقي و حقيقي رئيس‌جمهور و تفكيك دو مقام "نامزد رياست جمهوري " و "رئيس‌جمهور " بالفعل بايد در سخنان و انتقادات ديگر نامزدها ملحوظ گردد تا خدشه‌اي به حيثيت و حرمت شخص و شخصيت رئيس‌جمهور وارد نيايد. چه رسد به آن‌كه گاه اهانت‌ها مستقيماً ناظر به عملكرد رئيس‌جمهور و با توجه به سمت او است.
امضاكنندگان مرقومه حاضر معتقدند:
1- جناب آقاي موسوي خامنه در مناظرات و سخنراني‌هاي عمومي به رياست محترم جمهوري اسلامي ايران جناب آقاي محمود احمدي نژاد و هم‌چنين به وزيركشور و كاركنان و دست‌اندركاران انتخابات با توجه به سمت و به سبب انجام وظيفه، توهين نموده‌اند.
به كاربردن الفاظي صريح در توهين مانند نسبت دادن دروغ به رئيس دولت، متهم كردن وي به خدشه در آمار و ارقام جهت فريب مردم، به صورت مكرر در مناظره‌ها و سخنراني‌ها، خرافه‌گرايي دولت، ماجراجويي، بي‌ثباتي، رفتارهاي نمايشي، قهرمان نمايي و شعاري، خيال بافي، خلاف‌گويي، پنهان‌كاري، خودمحوري، قانون‌گريزي، سطحي‌نگري، افراط و تفريط و الفاظ مشابه آن به صورت مكرر و باحالتي كه عرفاً دلالت بر توهين دارند (كه به اندكي از اين سخنان در پيوست اشاره شده است) همگي دلالت بر بيهودگي تفكيك بين رياست جمهوري و كانديداي رياست جمهوري داشته و خطاب ايشان را مستقيماً به سوي رياست جمهوري متوجه مي‌سازد.

امضاء كنندگان طبق بند ب ماده 65 آئين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور كيفري و ماده 66 قانون مذكور و باتوجه به وقوع اين توهين به صورت علني و ناظر بودن عيني امضاكنندگان و با توجه به متن صريح ماده 609 قانون مجازات اسلامي كه اشعار مي‌دارد:
"هر كس با توجه به سمت يكي از رؤساي سه قوه... يا وزراء در حال انجام وظيفه يا به سبب آن توهين نمايد به سه تا شش ماه حبس و يا 74 ضربه شلاق يا پنجاه هزار تا يك ميليون ريال جزاي نقدي محكوم مي‌گردد. "
تقاضا دارند به بزه ارتكابي به عنوان دادستان رسيدگي فرماييد.
بديهي است با توجه به ماده 727 قانون مجازات اسلامي اين جرم عمومي بوده و ذيل ماده 66 آ.د.كيفري قرار مي‌گيرد. اميد است با توجه به علني بودن جرم ارتكاب يافته و با توجه به ماده 3 و بند 2 ماده 21 ق.آ.د.كيفري و با توجه به نظريه اداره كل حقوقي و تدوين قوانين قوة ‌قضائيه مورخ 12/5/1383 مندرج در روزنامه رسمي 17843-10/3/1385 كه حضرت‌عالي را صالح در پيگيري اين‌گونه جرايم دانسته است، در اسرع وقت نسبت به رسيدگي اعلام جرم حاضر اقدام فرماييد.
در ضمن به پيوست مدارك مثبته شامل سخنان و نامه‌هاي جناب آقاي ميرحسين موسوي خامنه عليه رياست محترم جمهور و دست‌اندركاران انتخابات اعم از وزارت كشور و شوراي نگهبان و سخناني كه دلالت بر اقدام عليه امنيت ملي دارند، به صورت مكتوب و صوتي و تصويري به صورت مختصر تقديم مي‌گردد. بديهي است تأمين مدارك از سوي آن دادستان محترم اوفي و ادل است.
والله المستعان
پيوست:
منتخبي از بيانات مهندس موسوي در مناظره ايشان با دكتر احمدي نژاد:
"...منتهي در برخورد با حل مسايل كشور و اينكه ما ايران را به جايگاه واقعي خودش برسانيم من احساس مي‌كنم كه دو نوع مي‌شود روبرو شد دو نوع مديريت مي‌شود داشت يكي مديريتي هست كه براساس ماجراجويي و بي ثباتي، رفتارهاي نمايشي و قهرمان نمايي وشعاري است، خيال بافي و خرافه گرايي است و خلاف گويي و پنهان كاري است خودمحوري و قانون گريزي است سطحي نگري و روزمرگي است و افراط و تفريط. يك موردي هم هست كه ما بياييم بر اصل متانت رفتارهاي منطقي و كارشناسي شده واقع بيني و خرافه ستيزي، شفافيت و... قانونگرايي و اتكا به خرد جمعي دور انديشي و آينده نگري و اعتدال و ميانه روي كار كنيم.
...يكي از مشكلات ما عدم تناسب شعارهايي است كه داده مي‌شود تا عمل شعارها بيشتر جنبه اسطوره پردازي و به نظر من يك مقدار زيادي خيال پردازي در مورد آينده جهان هست و متاسفانه آينده كشور در حال فرو ريختن است و تمدن دارد از بين مي‌رود و يا اينكه ما مديريت جهان را مي‌كنيم و امثال اينها...
...من مي‌گويم كه دولت بسيار بي اعتنا به اين نوع مسايلي است كه مربوط به رنج و درد و مشكل مردم است واقعا من دلم براي مردم مي‌سوزد با اين سياست هايي كه ما داريم و اين بلاهايي كه سرشان مي‌اوريم ازاين طريق اين افراط كاري هايي كه ما داريم و اينها را من بر مي‌گردم به آن ديد اول كه متاسفانه در سياست خارجي ماست.
...ماشاءالله صدا و سيما هم كه در اختيار دوستان هست...
...چه بلايي سردانشگاه‌هايمان و محيط هاي جوانان و مردم آورديم كه بنده هرجا مي‌روم اعتراض است هرجا مي‌روم مي‌گويند به ما اهانت شده است.
اين دانشجو را ستاره دار كرديم آن را دستگير كرديم ان يكي را دستگير كرديم آنرا از دانشگاه بيرون كرديم.
...كارهايي كه دولت مي‌كند بنظرم برخلاف نص صريح فرمان 8 ماده‌اي حضرت امام است. دولت مردم را خودي و غير خودي مي‌كند اين را بخودش جذب مي‌كند و آن يكي را خلاف سليقه خودش مي‌داند آنرا از اين جدا مي‌كند.
...اتفاقاً ما در زمينه سياست خارجي هم عزت ملت خودمان را مخدوش كرديم و لطمه زديم آبروي كشورخودمان را برديم و هم توسعه داخل كشور خودمان را با مشكل مواجه كرديم، تنش وسيعي با كشورها ايجاد كرديم.

...بنده مي‌خواهم بگويم يكي از مشكلاتي كه دركشور ما الان هست شبيه همين روشي است كه الان دراين صحنه با آن روبرو هستيم. مثل پرونده سازي. دنبال يك واژه هايي گشتن. مثلا مسايلي مثل وزير كشور و دولت را داريم كه اگر رييس دولت نمي دانسته كه اين فوق ديپلم هست و خودش را دكتر جا زاده خوب اين نشان مي‌دهد كه ضعف اطلاعات داشته است و اگر فكر مي‌كرده دارد و... خوب آن يك معناي ديگري دارد كه خداي نكرده ذهنم نمي خواهد آنجا برود و بعد ما مي‌آييم بر اساس اين هم در مقابل مجلس قرار مي‌گيريم...
منتخبي از بيانات مهندس موسوي در مناظره ايشان و حجت الاسلام كروبي:
...در تبليغات مسائل زيادي از جمله مسائل داخلي و خارجي و قانون گريزي دولت، اقتصاد ملي در جاهاي واقعا خسارت‌هاي جبران ناپذيري به كشور وارد شده و در رابطه به مسائل فرهنگي بسته بودن فضاي اجتماعي بستگي فضاي اجتماعي از جمله اين مسائل است.
ملت بايد بفهمند كه چگونه آمار را عوض مي كنند كه نميشود برنامه ريزي كرد....اگر ارائه آمار غلط تكرار شود، بايد به سوء نيت شك كنيم.... مهمتر از اين مسئله آن است كه ما بايد گمان سوء نيت هم در دگرگون كردن آمار بدهيم، مخصوصاً اگر اين موضوع تكرار شود....چگونه ميشود امر بسيار حساس اقتصاد ما را قلب بكنند و دروغ آگاهانه بگويند.....از امام صادق(ع) پرسيدند آيا ممكن است يك مومن دزدي بكند؟ ايشان فرمودند ممكن است دزدي بكند و در آن موقع از خدا دور مي‌شود و با توبه گناهش بخشوده مي‌شود و چند گناه ديگر در اين حديث شمرده مي‌شود. سوال مي‌شود كه آيا مومن ممكن است دروغ بگويد؟ مي‌گويد "لا ولله لا ولله "
ايشان با نشان دادن دو گراف گفت: دولت دروغ مي گويد...، وقتي در همين مسئله تشكيك وارد كنيم و گراف‌ها را بالا و پايين كنيم و بعد در شب انتخابات جلوي مردم اين آمارها را نشان دهيم و بخواهيم يك نتيجه بر عليه رقباي خود بگيريم، واقعا در اين كشور روي چه چيز بايد بايستيد و نقادي كه مي‌خواهد نقد كند و در اين خصوص تصميم گيري كند...
چرا بايد به مردم دروغ بگوييم؟ چرا به مردم اطلاعات غلط بدهيم و آيا اين به نفع كشور است؟ آيا براي 2 روز روي پستي ماندن و مقامي را حفظ كردن درست است كه به مردم دروغ بگوييم؟
هيچ چيز بدتر از اين نيست كه حكومت به مردم دروغ بگويد
پيامبر(ص) مي گويند كه حكومت نبايد دروغ بگويد، ظلم كند و وعده دهد گفت: اگر در مسئله آمار دستكاري كنيم و جلوي مردم بگيريم در شب انتخابات براي كوبيدن رقيب. پس نقاد بايد كجا بايستد؟.....در 4 سال اخير، فساد گسترش يافت و سياستها عامل اين فساد بود. بايد با پارتي بازي مخالفت كنيم، با خويشاوندسالاري مقابله كنيم،حلقه ثابت كنارمان اينگونه نباشد و از افراد ميلياردر كه پرونده دارند، استفاده نكنيم....من براي همين آمده ام كه احساس خطر كردم كه جلوي شما مي نشينند و دروغ مي گويند.... يكي از مشكلات ما است كه با يك پديده واقعا شگفت آوري مواجه هستيم كه مي‌تواند در برابر مردم به دوربين نگاه كند و بگويد سفيد، سياه است. هزار را بگويد 2 هزار، 2 ضربدر 2 را بگويد 4 نمي شود، مي‌شود 10 و من اين مسائل را براي احساس خطر نسبت به كشور بيان مي‌كنم و هيچ چيز بدتر از اين نيست كه حكومت به مردم دروغ بگويد و ما با اين پديده روبه رو هستيم.
...آيا صندلي رياست جمهوري اين‌قدر ارزش دارد كه اينقدر دروغ بگوييم و سياه‌نمايي كنيم؟...
دولت تعرفه‌هاي موبايل را بالا و پايين برد و ميلياردها تومان در اين رابطه بالا و پايين شد، تعرفه‌هاي شكر عوض شد و ما مي‌پرسيم چه كساني سود كردند؟... تمام پلاكاردهاي شما كه همه جا را گرفته ممكن است از اين منابع تامين شده باشد. بياييد ثابت كنيد چه كساني از اين مسئله سود بردند؟
...وقتي ايشان اينجا دروغ مي‌گويد هيچكس يقه‌اش را نمي‌گيرد... ايشان مملكت را به جايي كشانده است كه پر از دروغ و نفاق است و پرونده سازي مي‌كند..... جلوي مردم مي نشينند و دروغ مي گويند... جلوي شما هر دروغي كه خواستند گفتند... پول دارد و همه جا حرف مي زند... مردم دقت داشته باشيد كه اينها مي آيند نمودارها را جلوي شما مي گيرند و بالا پايين مي كنند تا شما را گول بزنند و نقش مار مي‌كشند تا سعي كنند شما را به بيراهه ببرند و من با اينها مخالفم... ولي شما يقه من را مي گيريد. اصلا سه برابر وقت من به ايشان بدهيد هرچه دروغ دلشان مي خواهند، بگويند. ايشان خجالت نمي كشند كه هر دروغي را به مردم مي گويند و مملكت را به فنا كشيده اند.... ايشان همه جا صحبت مي‌كند و تهمت مي‌زند و صدا و سيما، سايت‌ها و پول‌ها هم در اختيارش است...
متن پيام آقاي مير حسين كه در آن به وزارت كشور صدا و سيما و شوراي نگهبان توهين شده است:
بسم الله الرحمن الرحيم
ملت شريف ايران
نتايجي كه براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام شد، بهت آور است. مردمي كه در صف هاي طولاني اخذ راي شاهد تركيب آرا بودند و خود مي دانند كه به چه كسي رأي داده‌اند با حيرت تمام به شعبده بازي دست اندركاران انتخابات و صدا و سيما نگاه مي كنند. آنان اينك بيش از هميشه به دنبال آن هستند كه بدانند چگونه و توسط چه كساني و مقاماتي طرح اين بازي بزرگ ريخته شده است. اينجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشكار و فراوان روز انتخابات هشدار مي دهم كه تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نخواهيم شد. نتيجه آنچه كه از عملكرد متصديان بي امانت ديده‌ايم و مي‌بينيم جز تزلزل اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و حاكميت دروغ و استبداد نيست. اينجانب طبق وظيفه شرعي و ملي خويش به افشاي رازهاي پشت سر اين روند پر مخاطره خواهم پرداخت و آثار نابودكننده آن را بر سر سرنوشت كشور توضيح خواهم داد.و ترس آن دارم كه ادامه وضع موجود همه نيروهاي موثر در نظام را به توجيه‌‌گراني دروغگو در مقابل مردم تبديل كند و دنيا و آخرت آنان را در معرض لطمه هاي جبران ناپذير قرار دهد.
به مسئولان توصيه مي كنم پيش از آن كه دير شود اين روند را فورا متوقف كنند و همگي به خط قانون و امانتداري از آراي ملت بازگردند و بدانند كه خروج از عدالت مشروعيت زداست. آنان بيش از هر كس ديگر از اين حقيقت باخبرند كه در اين كشور انقلابي بزرگ و اسلامي صورت گرفته است. كمترين پيام انقلاب ما اين است كه مردم آگاهند و در برابر كساني كه با تقلب روي كار بيايند تمكين نخواهند كرد.
اينجانب از همين فرصت استفاده مي‌كنم و ضمن تشكر از عواطف ملت بزرگوار ايران به آنان تذكر مي‌دهم كه ايران اين موجود انساني متعلق به آنان است و نه متقلبان. اين آنان هستند كه بايد با هوشياري خود از آنان محافظت كنند. خائنين به آرا مردم ابايي از آن ندارند كه اين خانه پارسايان به آتش كشيده شود. ما موج عقلانيت سبز خود را كه بر گرفته از تعاليم ديني و علايق ملت ما به اهل بيت پيامبر( ص ) است با تمام شور ادامه مي دهيم و با شورش دروغ كه در كشور طغيان كرده و چهره آنرا آلوده است، مبارزه مي كنيم، اما اجازه نخواهيم داد كه حركت ما شكل كور به خود بگيرد.
جا دارد از يكايك شهرونداني كه براي رساندن اين پيام سبز هر كدام ستادي بودند و تمام ستاد هاي مردمي و رسمي كه در انتخابات فعاليت مي كردند سپاسگذاري كنم و تاكيد نمايم كه تا رسيدن به نتيجه اي كه كشورما لايق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نياز است.
و ما لنا الا نتوكل علي الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علي ما آذيتمونا و علي الله فليتوكل المتوكلون
مير حسين موسوي

http://www.ghalamnews.ir/news-21109.aspx
نامه ميرحسين موسوي به مراجع و علما:
بسم‌الله الرحمن الرحيم

انا لله و انا اليه راجعون
محضر مبارك مراجع عظام و علماي اعلام
با اهداي سلام، اينجانب اطمينان دارم كه روند حوادث انتخابات رياست جمهوري دهم را با دقت پيگيري كرده‌ايد. اگر چه توسل به دروغ و استفاده‌ي بي حساب از امكانات عمومي و دولتي براي تبليغات يك‌سويه به سود نامزد حاكم به خوبي نشان دهنده عزم اين گروه خاص براي پيروزي به هر قيمت و از هر راه ممكن بود، اما تصور تقلب در آراي مردم تا اين اندازه و برابر انظار شگفت‌زده جهانيان از حكومتي كه تعهد به عدالت شرعيه از اركان اساسي آن شمرده مي‌شود، براي كسي ممكن نبود.
امروز كه با حيرت تمام شاهد چنين تصورات جسورانه در امانت مردم هستيم و تمامي راه‌ها براي احقاق حق بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سكوت علما و مراجع كه ملجا راسخ اين ملت شمرده مي‌شوند، خسارتي بيش از يك تغيير در آرا را به دنبال خواهد داشت.
عواملي به بهانه‌هاي واهي با چوب و چماق و باطوم و شوك الكتريكي به جان اعضاي ستادهاي اينجانب و مراجعه كنندگان سرگردان و مبهوت از اين وضعيت افتاده‌اند، در حالي كه اميدي به كارايي قوه قضاييه محترم نمي‌رود زيرا جايي كه دادستان كل كشور نتواند از سخن قانوني خود در پيشگيري از سخنراني اضافي نامزد حاكم در سيما جلوگيري نمايد، با چه ابزاري مي‌تواند از اين خشونت سياه بازداري كند؟ به حسب وظيفه صيانت از آراي مردمي كه اينك دچار چنين زيان عظيمي شده‌ا‌ند عرض حالي تقديم و يادآور مي‌شوم كه شايد تذكر به جاي شما به مسؤولان مفيد واقع شود.
اياك و الظلم لمن ليس له الا الدعا
برادر شما - ميرحسين موسوي
نمونه هايي ديگر:
http://kalemeh.ir/vdcc.1qoa2bqp0la82.html
موسوي هم‌چنين خطاب به دولت نهم، با بيان اين‌كه به جاي آن‌كه دنبال ايجاد اشتغال و ريشه‌كن كردن اعتياد باشيد، به دنبال پرونده‌سازي عليه مردم هستيد، گفت: درآمد كشور در اين چهار سال حدود 300 ميليارد دلار بود و اين يك درآمد افسانه‌اي است كه حتي تصور آن را نمي‌كرديم. حال ما از شما سوال مي‌كنيم كه چرا وضع كشور از نظر اشتغال و توسعه و پيشرفت چنين است؟ با چنين درآمدي ما بايد پيشرفته مي‌شديم ولي در حالي كه در همسايگي ما رشد اقتصادي 10 درصدي وجود دارد، معلوم نيست كه ما اين پول‌ها را كجا خرج كرده‌ايم.
ميرحسين اظهار داشت: كساني كه آمارسازي و پرونده‌سازي مي‌كنند، مي‌خواهند بدين وسيله مردم را گول بزنند اما مردم ايستاده‌اند تا دروغ را از كشور دور كنند. ما همه دور هم جمع شده‌ايم كه صداقت، صافي و پاكي را به كشور عزيزمان ايران برگردانيم. با بخشنامه و جمع كردن اتوبوس و ميني‌بوس، جمعيت‌هاي كثير در برنامه‌هاي خود گرد مي‌آورند. ولي من به آنها مي‌گويم اين جمعيتي كه با تهديد، اجبار و با آوردن اتوبوس‌ها جمع مي‌شوند براي شما ارزشي ندارد.
...با اين امكانات و درآمد فراوان مي‌توانستيد مشكلات كشور را حل كرده و اشتغال ايجاد كنيد اما به جاي پرداختن به اين مسايل، مشغول پرونده‌سازي، دروغ و روي كار آوردن خويشاوندان خود شديد.... ما از هر دولتي انتظار راستگويي و صداقت داريم، نه اين‌كه كارهاي ديگران را به اسم خود عنوان كند. آيا اين عدالت است؟ هر كس هم يك كلمه حرف بزند براي او يك پرونده مي‌سازند، روزنامه‌اش را تعطيل مي‌كنند و با هزار انگ سعي مي‌كنند او را از صحنه به در كنند. در حالي كه پلاكاردها و تبليغات گسترده آنها با استفاده از امكانات دولتي، سراسر كشور را پر كرده است.... مي‌گويند چرا به ما مي‌گوييد ديكتاتور؛ ما از آنها سوال مي‌كنيم كه چرا شما از قانون فرار مي‌كنيد و مصوبات مجلس را اجرا نمي‌كنيد؟.... موسوي در ادامه سخنان خود با بيان اين‌كه امروز همه مردم ما آگاه شده‌اند و همه در اين موج سبز حضور دارند، دولت نهم را خطاب قرار داد و گفت: اين موج سبز عليه دروغ، قانون‌گريزي و سياست‌هاي كشور بر باد ده شماست و ان‌شاءالله پيروز خواهد شد.
http://www.kalemeh.ir/vdca.mn0k49nye5k14.html
مسئله بيكاري و تورم مواردي هستند كه همه دولت هاي دنيا در مقابل ملتشان نمي توانند از پاسخگويي در مورد آن شانه خالي كنند و در هر دولتي جزو اولويت ها قرار دارد. ولي به نظر نمي رسد اين اولويت در دولت ما اصلا مطرح باشد. به نظر مي رسد براي دولت آوردن دانش آموزان از مدارس و كشاندن جمعيت با اتوبوس‌ها به دنبال خود براي استقبال بيشتر است.
http://www.kalemeh.ir/vdcb.wb9urhbswiupr.html
ميرحسين موسوي درباره تعيين وقت اضافه براي احمدي‌نژاد در صداوسيما بيان كرد: در يك سال اخير در جريان آغاز فعاليت‌هاي انتخاباتي، تمامي برنامه‌هاي صدا و سيما در كانال‌هاي مختلف به ‌طور آشكار در اختيار دولت بوده است. بايد يك ساعت زمان را به من اختصاص بدهند تا پاسخ فحاشي‌ها و پرونده‌سازي‌هايي كه صورت گرفته است را بدهم. ما به هيچ‌وجه انتخاباتي فرمايشي نمي‌خواهيم زيرا اين انتخابات روي افكار عمومي اثر خوبي ندارد و در عين حال سودي را هم به رقيب نمي‌رساند.

http://www.kalemeh.ir/vdcd.s0n2yt09oa26y.html
مـتـن كـامـل نـامـه مـهـندس موسوي به رهبر انقلاب
...بند چهارم:.بهره‌گيري رئيس دولت از امكانات دولتي در تبليغات و مـسافرت‌هاي تبليغاتي مقامات رسمي و وزرا با استفاده از امـكـانات دولتي و نقض ماده 68 قانون كه به وفور خبرهاي آن را در رسـانـه‌هـا مي‌توان ملاحظه كرد از آن جمله است...

شاهد از غیب رسید

سایت کلمه منتسب به حمایت از مهندس موسوی طی خبری از مردم تقاضای جمع اوری و ارسال مستندات در خصوص تخلفات انتخاباتی نموده است لازم به ذکر است که این اقدام چندی پیش از سوی سایت اینده که منتسب به مهدی هاشمی رفسنجانی است نیز انجام گرفته بود که پس از ساعاتی از روی سایت برداشته شد

دفتر ميرحسين: مردم مشاهدات عینی خود را از تخلفات انتخاباتی اعلام کنند

۱ تير ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۲۴


كلمه - مردم ایران در هر نقطه، مشاهدات عینی و احیانا مستندات خود را از تخلفات انتخاباتی در روند اخذ رای در اختیار دفتر میرحسین موسوی قرار دهند.

به گزارش كلمه،‌دفتر میرحسین موسوی در ادامه پیگیری‌های حقوقی خود برای صیانت از آرای مردم و جمع آوری مستندات بسیار زیاد مبنی بر بروز تخلفات آشکار در انتخابات دهم ریاست جمهوری، از همه مردمی که مشاهداتی را در زمینه بروز تخلف و تقلب در انتخابات داشته‌اند درخواست کرد تا اطلاعات خود را به شماره فکس 02188926773 ارسال کنند تا از مجاری قانونی، نسبت به اعاده حقوق رای‌دهندگان اقدام شود

لینک خبر http://kalemeh.ir/vdcd.j0n2yt05ja26y.txt

http://kalemeh.ir/vdcd.j0n2yt05ja26y.txt

اغتشاشگران را معرفی کنید

روابط عمومی مرکز بررسی جرائم سازمان یافته:
اغتشاشگران را معرفی کنید
متاسفانه در این ایام دشمن وحدتمان را نشانه رفته است و شاهد تلاش حداکثری و مخرب منافقین ، سلطنت طلبان و گروه های تروریستی و ضد انقلاب در فضای مجازی و رسانه ای کشور هستیم که جز برهم زدن امنیت اجتماعی جامعه هدف دیگری ندارند و برای رسیدن به این هدف شوم خود از هر حربه ای حتی اقدامات تروریستی و ضربه زدن به مال و جان مردم برای ایجاد اغتشاش و نارضایتی استفاده می کنند .
متاسفانه در این ایام دشمن وحدتمان را نشانه رفته است و شاهد تلاش حداکثری و مخرب منافقین ، سلطنت طلبان و گروه های تروریستی و ضد انقلاب در فضای مجازی و رسانه ای کشور هستیم که جز برهم زدن امنیت اجتماعی جامعه هدف دیگری ندارند و برای رسیدن به این هدف شوم خود از هر حربه ای حتی اقدامات تروریستی و ضربه زدن به مال و جان مردم برای ایجاد اغتشاش و نارضایتی استفاده می کنند .

لذا بدینوسیله از تمامی کاربران و خانواده های ایرانی انتظار می رود در صورتی که هر گونه مشخصاتی از عکس های ذیل و همچنین هرگونه اخبار و اطلاعاتی اعم از عکس ، فیلم ، مقاله ، خبر ، ایمیل و آدرس اینترنتی و یا شکایتی که در خصوص جریان های اغتشاش طلب از هر گروه و صنفی که در فضای مجازی اقدام به تحریک فعالیت های مخرب می نمایند دارید از طریق سایت گرداب به اطلاع مرکز بررسی جزائم سازمان یافته برسانند.

 



 


 عکس سایر لیدر های اغتشاشگران به مرور زمان در همین صفحه قرار خواهد گرفت
 
از روش های زیر می توانید با ما در تماس باشید:
ایمیل سایت گرداب: info@gerdab.ir
بخش تماس باما: http://gerdab.ir/fa/pages/contact.php
بخش گزارش تخلفات: http://gerdab.ir/fa/pages/report.php
 

صندلی ریاست جمهوری چقدر می ارزد؟

- «آيا صندلي رياست جمهوري اينقدر ارزش دارد كه ما بياييم و به مردم دروغ بگوييم؟»

اين جمله تاكيدي آقاي مهندس موسوي خطاب به احمدي‌نژاد در مناظره با آقاي كروبي بيان شد (17خرداد) مناظره‌اي كه بيشترين حجم آن به نقد و حمله به كانديداي رقيب (احمدي‌نژاد) و البته غايب گذشت.

جمله فوق را آقاي مهندس موسوي خطاب به مردم و احمدي‌نژاد گفت.

امروز زمان زيادي از آن فضا و بيان نمي‌گذرد. اعتراض به راي اكثريت مردم و وجود برخي شبهات و احيانا برخي تخلفات به جاي پيگيري از مجراهاي قانوني به كف خيابان‌ها كشيده شده است و تا به حال علاوه بر خسارت‌هاي مالي و خون‌هاي ريخته شده و احساسات جريحه‌دار شده مردم شاهد شادماني دشمنان تاريخي اين انقلاب و مردم هستيم.

آقاي موسوي!


شما كه راه‌هاي قانوني را زير پا نهاده‌ايد و در ميان شعله‌هاي خشم و آتش و دود دنبال آراي گم شده! خود مي‌گرديد، آيا به مردم حق مي‌دهيد از شما بپرسند:

آقاي موسوي صندلي رياست جمهوري چقدر مي‌ارزد؟

2- شوراي نگهبان از 3 نامزد معترض (آقايان كروبي، موسوي و رضايي) دعوت كرده بود در جلسه فوق‌العاده ديروز اين شورا كه با حضور فقها و حقوقدانان عضو تشكيل مي‌شود، شركت و دلايل، توضيحات و مستندات خود را با اعضاي شورا مطرح نمايند تا اين شورا در تصميم نهايي همه ديدگاه‌ها، مدارك و مستندات ارائه شده را مورد توجه قرار دهد.

با كمال تاسف آقايان كروبي و موسوي در اين جلسه حاضر نشدند و تنها آقاي محسن رضايي با حضور در جلسه ديدگاه‌هاي خود را مطرح و در نتيجه مقرر شد صندوق‌هاي مورد نظر ايشان با حضور نماينده وي مورد بازشماري قرار گيرد.

از سوي ديگر عدم حضور آقايان موسوي و كروبي چند معنا مي‌تواند داشته باشد:

الف: عدم قبول ساز و كار قانوني و عدم پذيرش مرجعيت شوراي نگهبان براي رسيدگي به شكايت‌ها

ب: نداشتن مدارك و مستندات قابل ارائه و عدم امكان دفاع منطقي از ادعاهاي مطرح شده

ج: علاقه‌مندي به تداوم فشارهاي سياسي از طريق تجمعات غيرقانوني و تشديد خشونت‌ها و متهم كردن نظام به برخوردهاي تند

د: پافشاري در درخواست غيرقانوني ابطال انتخابات براساس درخواست خود

هر كدام از دلايل فوق كه باشد مسير در پيش گرفته شده نه در چارچوب قانون و نظام بلكه به نوعي خروج از نظام مي‌تواند تعبير و تفسير شود.

آقايان موسوي و كروبي در سرنوشت‌سازترين آزمون خود پس از انقلاب قرار دارند؛ سرنوشتي كه تنها به دست خود آنان رقم خواهد خورد. حضور در جبهه انقلاب يا خروج از اين جبهه.

هر چند آرزو مي‌كنيم بتوانيم آقايان را در جبهه انقلاب ببينيم و صد البته امروز و هر لحظه اين مرز در حال باريكتر شدن است.

3- همزمان با انتخابات در ايران، انتخاباتي ديگر در لبنان برگزار شد. حاميان سيد حسن نصرالله (گروه 8 مارس) در يك سو و گروه 14 مارس در سوي ديگر.

نتيجه انتخابات با وجود همه فشارها به حزب‌الله و حمايت‌هاي خارجي از گروه 14 مارس به زيان حزب‌الله لبنان تمام شد.

سيدحسن نصرالله با حضور در تلويزيون ضمن پذيرش شكست احترام به دموكراسي را يادآور شد. او البته حرف‌هاي خود درباره عوامل موثر در پيروزي رقيب را نيز برشمرد كه كمك خارجي حداقل آن بود.

سيدحسن نصرالله در تحليل شكست حزب‌الله و نحوه مواجهه با آن گفت: «وقتي نتايج روشن شد دچار تزلزل نشديم زيرا ما آن را يك مرحله مي‌دانيم نه پايان دنيا يا تاريخ، واقعيت‌هايي را از انتخابات در لبنان خواهيم گفت كه البته بدان معنا نيست كه نتايج انتخابات را قبول نداريم.»

اگر سيد حسن نصرالله همواره ايران را به عنوان الگو معرفي مي‌كند، كاش امروز ما و نامزدهاي معترض محترم مي‌توانستند اين شجاعت را داشته باشند و به او تاسي و اقتدا كنند.

منبع   ثانیه نیوز