برنامه مناظره تلوزیونی کاندیداهای رئیس جمهوری دهم احمدی نژاد کروبی موسوی رضایی
قيمت نان در کرج باز هم افزايش يافت
کرج - افزايش خودسرانه دوباره قيمت نان در برخي نانوايي هاي کلانشهر کرج باز هم موجب نارضايتي شهروندان شده است . |
" علي آقازاده " از ساکنان مهرشهر کرج گفت : امروز صبح که براي دريافت نان لواش مراجعه کردم متوجه شدم قيمت آن از 140 ريال به 250 ريال افزايش يافته است .
وي افزود: اين افزايش ناگهاني علاوه برشگفتي شهروندان اين سووال را در ذهن آنان بوجود آورده که بروز جه اتفاقي موجب اين گراني شده است .
" مهدي کوره اي " ديگر شهروند ساکن منطقه حصارک کرج گفت : اغلب نانواييهاي اين منطقه طي يکسال گذشته به بهانه هاي مختلف نظير افزايش دستمزد کارگران قيمت نان را خود سرانه افزايش داده اند.
وي افزود: اکنون باز هم برخي از نانوايان اين شهرستان به بهانه افزايش نرخ آرد سهميه اي قيمت نان را افزايش دادند.
وي خاطرنشان کرد: سامان بخشي در توزيع سهميه آرد و پخت نان مرغوب با کيفيت توسط نانواييها نيازمند يک برنامه ريزي اساسي و اصولي است .
اين شهروند کرجي ، خواستار نظارت هر چه بيشتر بر اين نانواييها شد و بيان داشت يکي از اين راهکارها براي سامان بخشي نصب تابلو قيمت نان در معرض ديد مشتريان است .
رييس تعزيرات آرد و نان وزارت بازرگاني کرج گفت : تيمهاي نظارتي اين شهرستان امروز به مناطق مختلف کرج از جمله مناطق ذکر شده اعزام تا فعاليت نانواييهاي متخلف را بررسي کنند.
"پرويز زرگر" افزود: در صورتي که مشاهده شود نانواييهايي تخلف کرده اند ، برخورد شده و آنان جريمه خواهند شد.
وي خاطرنشان کرد:به منظور کاهش هزينه نانواييها قرار است وزن نان افزايش يابد و هر دو چانه در قالب يک نان پخت شود.
وي در عين حال تاکيد کرد: هنوز اين دستورالعمل اجرايي نشده و نانواياني که پيشاپيش دست به چنين اقدامي زده باشند جريمه خواهند شد .
وي افزود: نانوايي هاي اين شهرستان مکلف هستند نرخ مصوب نان خود را معرض ديد عموم قرار دهند ، در غير اين صورت با آنان برخورد قانوني مي شود.
زرگر يادآورشد:اکنون شهرستان کرج داراي حدود يک هزار نانوايي است که با سهميه يارانه اي پخت مي کنند و حدود 120 نانوايي نيز آزاد پز فعال هستند.
وي گفت :اکنون آرد يارانه اي با دو نرخ هرکيلوگرم 75 ريال و 450 ريال در اختيار نانواييهاي داراي سهميه قرار مي گيرد و نرخ آرد آزادپزها نيز چهار هزار و 500 ريال است .
وي اظهاراميداوري کرد: با نظارت هرچه بيشتر و برخورد با نانوايان متخلف زمينه رضايت شهروندان بيش از پيش حاصل شود
آيتالله العظمي بهجت يکي از مراجع جهان تشيع، امروز در بيمارستان حضرت ولي عصر(عج) شهر قم به ملکوت اعل
ضمن عرض تسلیت وفات این عالم ربانی و مرجع گرانقدر مطلب زیر ارائه می شود
آيت الله" محمد تقي بهجت فومني" مرجع تقليد امروز براثر ايست قلبي به لقاالله پيوست و حوزه هاي علميه و جهان تشيع را با فقدان بزرگي مواجه ساخت. |
حضرت آية الله العظمى آقاى حاج شيخ محمد تقى بهجت در اواخر سال 1334 ه. ق در شهر فومن واقع در استان «گيلان» به دنيا آمد و هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود که مادر را از دست داد.
تحصيلات ابتدايى حوزه را در مکتب خانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيلات ادبيات عرب در سال 1348 ه ق هنگامى که تقريبا 14 سال از عمر شريفش مى گذشت، براى تکميل دروس حوزوى عازم (عراق) شد و حدود 4 سال درکربلا معلى اقامت نمود و علاوه بر تحصيل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويى (غير از آيت الله العظمى خويى معروف) بهره برد و در سال 1352 ه ق براى ارائه تحصيل به «نجف اشرف» رهسپار گرديد و سطح عالى علوم و حوزه را در محضر آيات عظام از جمله حاج شيخ مرتضى طالقانى (ره) به پايان رساند و پس از درک محضر آيات عظام: حاج آقاى ضياء عراقى و ميرزاى نائينى (ره ) در حوزه درسى آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى وارد شد.
ايشان همچنين از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهانى و حاج شيخ محمد کاظم شيرازى (ره) صاحب حاشيه بر مکاسب - و در حوزه علوم عقلى، کتاب (الاشارات والتنبيهات) و (اسفار) رانزد آيت الله سيد حسين بادکوبهاى (ره) فراگرفت و در زمان تلمذ به تدريس سطوح عالى پرداخت و در تاليف کتاب (سفينةالبحار) با محدث کبير حاج شيخ عباس قمى (ره) همکارى نمود و در زمينه تهذيب نفس در زادگاهش (فومن) از کودکى محضر عالم بزرگوار (سعيدى) و درکربلا از برخى علماى ديگر بهره برد، تااينکه در نجف اشرف در سن 17 - 18 سالگى با آيت حق علامه قاضى (ره) آشنا شد و گمشده خويش را در وجود ايشان يافت و در سلک شاگردان اخلاقى - عرفانى ايشان درآمد و سرانجام در سال 1364 ه ق مطابق با 1324 ه ش قلبى صيقل يافته از معنويت و سينه اى مالامال ازعشق به حضرت حق و با کوله بارى از علم و کمال به سرزمين خويش هجرت نمود و در زادگاهش تشکيل خانواده داد و در حالى که آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زمانى که هنوز چندين ماه از مهاجرت آيت الله بروجردى (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقيم شد و خبر رحلت اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف را يکى پس از ديگرى مىشنيد و درشهر مقدس قم رحلت اقامت افکند.
معظم له پس از ورود به قم به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و به تربيت شاگردانى بسيار همت گماشت.
مهمترين کتابهاي چاپ شده ايشان رساله توضيح المسائل ( فارسي و عربي )، مناسک حجّ، وسيله النجاة و جامع المسائل است.
ايشان همچنين تأليفاتي همچون جلد نخست کتاب صلوه و جلد اول از دوره اصول ، تعليقه برمناسک شيخ انصاري را آماده چاپ و نشر دارند.
تأليفاتي که هنوز از معظم له اقدام به چاپ نشده نيز عبارتند از 1. بقيه مجلّدات دوره اصول 2. حاشيه بر مکاسب شيخ انصاري 3. دوره طهارت 4. بقيه مجلّدات دوره کتاب الصلوة .
حضرت آيتالله محمد تقى بهجت در اواخر سال 1334 هـ ق، در شهر مذهبي فومن واقع در استان گيلان، چشم به جهان گشود. شانزده ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش به سراي باقي شتافت و از اوان کودکي طعم تلخ يتيمي را چشيد. درباره نامگذاري حضرت آيت الله بهجت، خاطرهاي شيريني که از نزديکان ايشان نقل شده است که ذکر آن در اين مجال سودمند است: پدر آيت الله بهجت در سن حدود هفده سالگي بر اثر بيماري وبا در بستر بيماري ميافتد به گونهاي که اميد زنده ماندن او از بين ميرود. در آن حال ناگهان صدايي شنيد که گفت:«با ايشان کاري نداشته باشيد؛ زيرا ايشان پدر محمد تقي است.»
تا اين که با آن حالت خوابش ميبرد و مادرش که در بالين او نشسته بود گمان ميکند وي از دنيا رفته؛ اما بعد از مدتي پدر آقاي بهجت از خواب بيدار ميشود و حالش رو به بهبودي ميرود و کاملاً شفا مييابد.
چند سال پس از اين ماجرا تصميم به ازدواج ميگيرد و سخني را که در حال بيماري به او گفته شده بود کاملاً از ياد ميبرد. بعد از ازدواج نام اولين فرزند خود را به نام پدرش مهدي ميگذارد، فرزند دومي دختر بوده، وقتي فرزند سوم را خدا به او عطا ميکند، اسمش را«محمد حسين» ميگذارد، و هنگامي که خداوند چهارمين فرزند را به او عنايت ميکند به ياد آن سخن که در دوران بيماري اش شنيده بود ميافتد، و وي را«محمد تقي» نام مينهد؛ ولي وي در کودکي در حوض آب ميافتد و از دنيا ميرود، تا اين که سرانجام پنجمين فرزند را دوباره« محمد تقي» نام ميگذارد، و بدين سان نام آيت الله بهجت مشخص ميشود.
کربلايي محمود بهجت، پدر آيت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم ميپرداخت و اسناد مهم و قبالهها به گواهي ايشان ميرسيد. وي اهل ادب و از ذوق سرشاري برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثي اهل بيت(ع) به ويژه حضرت ابا عبدالله الحسين(ع) شعر ميسرود، مرثيههاي جانگدازي که اکنون پس از نيم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است.
آري آيت الله بهجت در کودکي در تربيت پدري چنين که دلسوخته اهل بيت(ع) به ويژه سيد الشهدا(ع) رشد يافته بود، و نيز با شرکت در مجالس حسيني و بهره مندي از انوار آن محافل پرورش يافت. از همان کودکي از بازيهاي کودکانه پرهيز ميکرد و آثار نبوغ و انوار ايمان در چهره اش نمايان بود، و عشق فراواني به کسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر.
تحصيلات
تحصيلات ابتدايى حوزه را در مکتبخانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيلات ادبيات عرب در سال 1348 هـ ق، هنگامى که تقريباً چهارده سال از عمر شريفش مىگذشت، براى تکميل دروس حوزوى عازم(عراق) شد. حدود چهار سال در کربلاي معلى اقامت گزيد و افزون بر تحصيل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان همچون مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويى(غير از آيتالله خويى معروف) بهره برد.
آن زمان چهارده سال از عمر شريفش ميگذشت که به عراق مشرّف شد و در کربلاي معلّي اقامت گزيد. بنا به گفته يکي از شاگردان نزديک ايشان، معظّم له خود به مناسبتي فرمودند:«بيش از يک سال از اقامتم در کربلا گذشته بود که مکلّف شدم.»
آري، دست تربيت حضرت ربّ سبحانه هماره بندگان شايسته را از اوان کودکي و نوجواني زير نظر جهان بين خود گرفته و فيوضاتش را شامل حال آنان کرده است و پيوسته ميپايد، تا در بزرگي مشعل راهبري راهپويان طريق الي الله را به دستشان بسپارد.
بدين سان، آيت الله بهجت حدود چهار سال در کربلاي معلّي ميماند و از فيوضات سيد الشهدا(ع) استفاده ميکند و به تهذيب نفس ميپردازد و در آن مدت، بخش معظمي از کتابهاي فقه و اصول را در محضر استادان بزرگ آن ديار مطهّر فرا ميگيرد.
در سال 1352 هـ ق براى ادامه تحصيل به«نجف اشرف» رهسپار شد و سطح عالى علوم حوزه را در محضر آيات عظام همچون حاج شيخ مرتضى طالقانى(ره) به پايان رساند و پس از درک محضر آيات عظام آقا ضياي عراقى و ميرزاى نايينى(ره)، وارد حوزه درسى آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى شد.
افزون بر اين ايشان از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهانى و حاج شيخ محمد کاظم شيرازى(ره)، صاحب حاشيه بر مکاسب و در حوزه علوم عقلى، کتاب«الاشارات و التنبيهات» و «اسفار» را نزد آيت الله سيد حسين بادکوبهاى(ره) فرا گرفت و در زمان شاگردي به تدريس سطوح عالى پرداخت و در تأليف کتاب«سفينهالبحار» محدث کبير، حاج شيخ عباس قمى(ره) را ياري کرد.
با اين همه، همّت او تنها مصروف علوم ديني نبوده؛ بلکه عشق به کمالات والاي انساني هماره جان ناآرام او را در جست و جوي مردان الهي و اولياي برجسته ميکشاند.
يکي از شاگردان آيت الله بهجت ميگويد: در سالهاي متمادي که در درس ايشان شرکت ميجويم، هرگز نشنيده ام که جز در موارد نادر درباره خود مطلبي فرموده باشد. از جمله سخناني که از زبان مبارکش درباره خود فرمود، اين است که در ضمن سخني به مناسبت تجليل از مقام معنوي استاد خود، حضرت آيت الله ناييني(ره) فرمود:«من در ايام نوجاني در نماز جماعت ايشان شرکت مينمودم، و از حالات ايشان چيزهايي را درک ميکردم.»
در زمينه تهذيب نفس در زادگاهش(فومن) از کودکى محضر عالم بزرگوا«سعيدى» و درکربلا از برخى علماى ديگر بهره برد تا اين که در نجف اشرف در سن حدود هجده سالگي با آيت حق، سيد علي آقاي قاضى(ره) آشنا شد و گمشده خويش را در وجود ايشان يافت. از آن پس در سلک شاگردان اخلاقى ـ عرفانى ايشان درآمد.
هجرت
در سال 1364 هـ ق موافق با 1324 هـ ش با قلبى صيقل يافته از معنويت و سينه اى مالامال از عشق به حضرت حق و با کوله بارى از علم و کمال راهي سرزمين خويش شد و در زادگاهش تشکيل خانواده داد و در حالى که آماده بازگشت به نجف اشرف بود، هنگام عبور از قم، در زمانى که هنوز چندين ماه از مهاجرت حضرت آيت الله بروجردى(ره) به قم نگذشته بود، موقتاً مقيم شد و خبر رحلت اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف را يکى پس از ديگرى مىشنود، از اين رو در شهر مقدس قم رحل اقامت مىافکند.
حضرت آيت الله بهجت پس از ورود به قم، خدمت آيات عظام کوه کمرهاى حضور يافت و در بين شاگردان درخشيد همچنين در درس حضرت آيت الله بروجردي همچون ديگر شاگردان برجسته اش حضرات آيات امام خميني(ره)، گلپايگاني(ره) و... حاضر شد.
آيت الله مصباح در اين باره ميگويد:«آيت الله بهجت از همان زماني که مرحوم آيت الله بروجردي(ره) در قم درس شروع کرده بودند از شاگردان برجسته و از مُستَشکِلين معروف و مبرّز درس ايشان بودند. معمولاً استاداني که درس خارج ميگويند، در ميان شاگردانشان يکي دو سه نفر هستند که ضمن اين که بيش از همه مطالب را ضبط ميکنند، احياناً اشکالاتي به نظرشان ميرسد که مطرح و پيگيري ميکنند تا مسائل کاملاً حل شود، اينان از ديگران دقيق ترند، و اشکالاتشان علمي تر و نياز به غور و بررسي بيشتري دارد، و ايشان در آن زمان چنين موقعيتي را در درس مرحوم آيت الله بروجردي داشتند.»
استادان برجسته فقه و اصول
آيت الله بهجت پس از اتمام دوره سطح و درک محضر استادان بزرگي چون آيات عظام آقا سيد ابوالحسن اصفهاني(ره)، آقا ضياي عراقي(ره) و ميرزاي ناييني(ره)، به حوزه گران قدر و پر محتواي آيتِ حقّ حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهاني(ره) معروف به کمپاني، وارد شد و در محضر آن علامه کبير به تکميل نظريات فقهي و اصولي خويش پرداخت. به ياري استعداد درخشان و تأييدات الهي از تفکرات عميق و ظريف و دقيق مرحوم علامه کمپاني، که داراي فکري جوّال و متحرک و همراه با تيزبيني بوده، بهرهها برد.
آيت الله محمد تقي مصباح درباره استفاده آيت الله بهجت از استادان خود ميگويد:«در فقه بيشتر از مرحوم آقا شيخ محمد کاظم شيرازي که شاگردان مرحوم ميرزا محمد تقي شيرازي و از استادان بسيار برجسته نجف اشرف بود، استفاده کرده و در اصول از مرحوم آقاي ناييني و سپس بيشتر از مرحوم آقا شيخ محمد حسين کمپاني اصفهاني فايده برده بودند، هم مدّت استفاده شان از مرحوم اصفهاني بيشتر بود و هم استفادههاي جنبي ديگر.»
سير و سلوک و عرفان
حضرت آيت الله بهجت، در کنار تحصيل و پيش از دوران بلوغ، به تهذيب نفس و استکمال معنوي همّت گمارده و در کربلا در تفحّص استاد و مربي اخلاقي برآمده که به وجود آقاي ه بودند. آيت الله بهجت از اشخاص ديگري نيز گه گاه نکاتي نقل ميکردن�%�اد برجسته خويش آيت الله شيخ محمد حسين اصفهاني کمپاني استفادههاي اخلاقي کرده است.
آيت الله مصباح در اين باره ميگويد:«پيدا بود که از نظر رفتار هم خيلي تحت تأثير مرحوم آقا شيخ محمد حسين اصفهاني بودند؛ چون گاهي مطالبي را از ايشان با اعجابي خاص نقل ميکردند، و بعد نمونه هايش را ما در رفتار خود ايشان ميديديم. پيدا بود که اين استاد در شکل گرفتن شخصيت معنوي ايشان تأثير بسزايي داشته است.»
همچنين در درسهاي اخلاقي آقا سيد عبدالغفار در نجف اشرف شرکت جسته و از آن استفاده ميکرد، تا اين که در سلک شاگردان حضرت آيت الله سيد علي قاضي(ره) در آمده و در صدد کسب معرفت از ايشان بر ميآيد و در سن هجده سالگي به محضر پرفيض عارف کامل حضرت آيت الله سيد علي آقاي قاضي بار مييابد و مورد ملاطفت و عنايات ويژه آن استاد معظّم قرار ميگيرد. در عنفوان جواني چنان مراحل عرفان را سپري ميکند که غبطه ديگران را بر ميانگيزد.
آيت الله مصباح ميگويد:«ايشان از مرحوم حاج ميرزا علي آقاي قاضي در جهت اخلاقي و معنوي بهره برده و سالها شاگردي ايشان را کرده بودند. آيت الله قاضي از کساني بودند که مُمَحَّضِ در تربيت افراد از جهات معنوي و عرفاني بودند، مرحوم علامه طباطبايي و مرحوم آيت الله آقا شيخ محمد تقي آملي و مرحوم آقا شيخ علي محمد بروجردي و عده زيادي از بزرگان و حتي مراجع در جنبههاي اخلاقي و عرفاني از وجود آقاي قاضي بهره برده بودند. آيت الله بهجت از اشخاص ديگري نيز گه گاه نکاتي نقل ميکردند مثل مرحوم آيت الله آقا شيخ مرتضي طالقاني و ديگران...
خود آقاي بهجت نقل ميکردند: شخصي در آن زمان درصدد برآمده بود که ببيند چه کساني سحر ماه مبارک رمضان در حرم حضرت امير(ع) در قنوت نماز وترشان دعاي ابو حمزه ثمالي ميخوانند، آن طور که خاطرم هست، اگر اشتباه نکنم کساني را که مقيد بودند اين عمل را هر شب در حرم حضرت امير(ع) انجام بدهند، شمرده بود و بيش از هفتاد نفر شده بودند.
به هر حال، بزرگاني که تقيد به جهات عبادي و معنوي داشتند، در آن عصرها زياد بودند. متأسفانه در عصر ما کمتر اين نمونهها را مشاهده ميکنيم. البته علم غيب نداريم، شايد آن کساني که پيشتر در حرمها اين عبادتها را انجام ميدادند، حالا در خانههاي شان انجام ميدهند؛ ولي ميشود اطمينان پيدا کرد که تقيد به اعمال عبادي و معنوي سير نزولي داشته و اين بسيار جاي تأسف است.»
يکي ديگر از شاگردان حضرت آيت الله بهجت، حجت الاسلام و المسلمين آقاي تهراني، جريان يادشده را به صورت ذيل از حضرت آيت الله بهجت نقل ميکند:«شخصي در آن زمان شنيده بود که در گذشته هفتاد نفر در حرم حضرت امير(ع) در قنوت نماز وترشان دعاي ابو حمزه ثمالي را ميخواندند، آن شخص تصميم گرفته بود، ببيند در زمان خودش چند نفر اين کار را انجام ميدهند، رفته بود و شمارش کرده و ديده بود تعداد افراد نسبت به زمان سابق تقليل پيدا کرده و مجموعاً پنجاه نفر(آن طور که بنده به ياد دارم) در حرم(اعّم از نزديک ضريح مطهّر، و رواقهاي اطراف) دعاي ابوحمزه را در دعاي نماز وتر خود قرائت ميکنند.»
فلسفه
حضرت آيت الله بهجت، اشارات ابن سينا و اسفار ملاصدرا را نزد مرحوم آيت الله سيد حسن بادکوبهاي فرا گرفته است.
تدريس
آيت الله بهجت در همان ايام که در درس آيات عظام اصفهاني، کمپاني و شيرازي حضور مييافت، ضمن تهذيب نفس و تعلم، به تعليم هم ميپرداخت و سطوح عاليه را در نجف اشرف تدريس ميکرد.
پس از هجرت به قم نيز پيوسته اين روال را ادامه ميدادند. درباره تدريس خارج فقه ايشان نيز در مجموع ميتوا ن گفت که ايشان بيش از چهل سال است که به تدريس خارج فقه و اصول اشتغال دارند و به سبب شهرت گريزي غالباً در منزل تدريس کرده است و فضلاي گران قدري ساليان دراز از محضر پر فيض ايشان بهره بردهاند.
محل تدريس درس خارج ايشان ابتدا در حجرههاي مدارس و بعد در منزل شخصى خود و اکنون در مسجد فاطميه واقع در گذرخان تشکيل مى شود و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى ايشان نيز همين مسجد است.
شيوه تدريس
آيت الله مصباح در مورد روش تدريس ايشان ميگويد:«ايشان در بيان مطالب سعي ميکردند، ابتدا مسأله را از روي کتاب شيخ انصاري(ره) مطرح کنند و بعد هر کجا مطلب قابل توجهي از ديگران به خصوص از صاحب جواهر(ره) در طهارت و از مرحوم حاج آقا رضا همداني و ديگران مطالب برجستهاي داشتند آن را نقل ميکردند و بعد هر جا خود ايشان نظر خاصي داشتند آن را بيان ميکردند. اين شيوه از يک سو سبب اين ميشد که انسان از نظر استادان بزرگ در يک موضوع آگاه بشود و در عين حال صرفه جويي در وقت ميشد. استادان ديگر هم براي تدريس شيوههاي جالبي داشتند که شايد براي مبتدي مفيدتر بود که هر مطلب را از هر استاد جداگانه طرح ميکردند؛ ولي خوب اين باعث ميشد که وقت بيشتري گرفته بشود و احياناً مطالبي تکرار بشود.
در ضمن تدريس، در ميان نکتههايي که از خود ايشان ما استفاده ميکرديم و طبعاً بعضي از اين نکتهها چيزهايي بود که ايشان از استادانشان شفاهاً دريافت کرده بودند، به مطالب بسيار ارزنده و عميق و داراي دقتهاي کم نظيري بر ميخورديم.»
آيت الله مسعودي که خود سالها از درس حضرت آيت الله بهجت بهره بردهاند درباره ويژگي تدريس ايشان ميگويد:«سبک درس ايشان سبک خاصي است. معمولاً آقايان مراجع و بزرگان در درس خارج يک مسألهاي را مطرح ميکنند و اقوال ديگران را يکي يکي ذکر ميکنند، سپس يکي را نقد ميکنند و ديگري را تأييد، و سرانجام يکي از آن نظرات را ميپذيرند، يا نظريه ديگري را انتخاب ميکنند؛ ولي ايشان بر خلاف همه، نقل اقوال نميکنند؛ بلکه ابتدا مسأله را مطرح ميکنند و بعد روند استدلالش را بيان ميکنند. اگر شاگرد آراي علما را ديده و مطالعه کرده باشد، ميفهمد که دليلي را که استاد ذکر ميکند چه کسي گفته است، و اشکال يا تأييدي را که ميکند، ميفهمد به سخن چه کسي اشکال يا قول چه کسي را تأييد ميکند. لذا هر کس بخواهد در درس ايشان شرکت کند بايد مباني و نظرات آقايان ديگر را ديده باشد.»
آيت الله محمد حسين احمدي فقيه يزدي درباره شيوه درس ايشان ميگويد:«نوعاً ايشان چند مسأله اصلي يا فرعي را که عنوان ميفرمودند بعد از توجه به ظرافتهاي حديث و روايت و يا آيه شريفهاي که دلالت بر موضوع بحث داشت، مقايسهاي بين موضوع بحث و ساير بحثهاي مشابه ميکردند و دقت عقلي و فکري خاصي در تعادل آن دو انجام ميدادند، آن گاه نتيجه ميگرفتند که انصافاً نتيجه علمي و جديد بود. و حقيقتاً مطلبي را که ذکر ميکردند ناشي از اوج و عظمت ديد و فکرشان بود که از ائمه(ع) و اسلام گرفته بود و اجتهاد صحيح نيز هم اين گونه بحث و تجزيه و تحليل کردن است.»
موعظه در درس
حجت السلام و المسلمين قدس، امام جمعه کلاچاي که خود سالها در درس ايشان حضور داشته است ميگويد:«روال حضرت آيت الله بهجت اين بود که پيش از شروعِ درس، حدود ده دقيقه موعظه ميکرد؛ ولي نه با عنوان موعظه؛ بلکه با عنوان حکايت حال بزرگان گذشته. و معلوم بود که منظور اصلي آيت الله مصباح يزدي که سالها در درس خارج فقه ايشان شرکت ميکردند(15سال)، افزون بر استفاده علمي، استفاده از روحيه ملکوتي آقا بوده است.»
آيت الله مصباح در اين باره ميگويد:«حضرت آيت الله بهجت گاهي داستاني را يا حديثي را نقل ميکردند که براي ما تعجب آور بود، ايشان چه اصراري دارند که بر مطالب معلوم و روشن تکيه ميکنند، از جمله مطلبي که ايشان در تذکّرات پيش از درس اصرار ميکردند؛ امامت اميرالمؤمنين(ع) بود، ما تعجب ميکرديم که ما مگر در آن حضرت شک داريم که ايشان اين قدر اصرار دارند که دلائل امامت حضرت علي(ع) را براي ما بيان کنند. يک خورده ته دلمان گله مند بوديم که چرا به جاي اين مطالب يک چيزهايي که بيشتر حاجت ما است(در امور اخلاقي و معنوي) مطالبي را نميگويند. اما بعد از اين که به پنجاه ـ شصت سالگي رسيديم، در بسياري از مباحث ديديم که آن نکتههايي که ايشان چهل سال پيشتر در درسشان درباره امامت علي(ع) ميفرمودند به دردمان ميخورد. گويا ايشان آن روز را ميديد که يک مسائلي بنا است در آينده مورد غفلت و تشکيک قرار بگيرد.
شايد اگر توجههاي ايشان نبود، ما انگيزهاي نداشتيم درباره اين مسائل مطالعهاي داشته باشيم، حتي از نکتههايي که ايشان چهل سال پيش بيان ميکردند، امروز بنده در نوشته هايم در مورد مسائل اعتقادي يا جاهاي ديگر استفاده کردهام.»
جايگاه علمي
گواهي استادان و هم دوره ايها و نيز شاگردان برجسته که بخشي از آن در ذيل ميآيد، نمايانگر دقت نظر و نبوغ برجستگي علمي ايشان است:
روزي ايشان در درس کفايه يکي از شاگردانِ مرحوم آخوند خراساني به چگونگي تقرير مطالب آخوند خراساني از سوي استاد اعتراض ميکند؛ ولي با توجه به اين که از همه طلاب شرکت کننده در درس کم سنّ و سال تر بوده در جلسه بعدي پيش از حضور استاد مورد اعتراض و انتقاد شديد شاگردان ديگر قرار ميگيرد، ولي در آن هنگام ناگهان استاد وارد و متوجه اعتراض شاگردان به ايشان ميشود. سپس خطاب به آنان ميفرمايد:«با آقاي بهجت کاري نداشته باشيد.» همه ساکت ميشوند آن گاه استاد ادامه ميدهد:«ديشب که تقريرات درس مرحوم آخوند را مطالعه ميکردم متوجه شدم که حقّ با ايشان است.» و پس از اين سخن، از جديت و نبوغ آيت الله بهجت تمجيد ميکند.
يکي از دانشمندان نجف ميگويد:«ايشان در درس، به مرحوم آيت الله کمپاني امان نميداد، و پيوسته بحثها را مورد نقد قرار ميداد.»
مرحوم آيت الله حاج شيخ مرتضي حائري نيز ميگويد:«ايشان با اظهار نظرهاي دقيق و اشکالات مهمّ، چنان نظر استاد را جلب کرده بود که چند روزي مجلسِ درس از حالت درس خارج شده بود، آن ايرادها براي ما هم مفيد بود؛ ولي آقاي بهجت براي گريز از شهرت ديگر به انتقاد نپرداختند و اگر ادامه ميدادند معلوم ميشد اگر بالاتر از ديگران نباشند، بي شک کمتر از آنان نيستند.»
مرحوم علامه محمد تقي جعفري ميگويد:«آن هنگام که در خدمت آقا شيخ کاظم شيرازي مکاسب ميخوانديم، آيت الله بهجت نيز که اينک در قم اقامت دارند، در درس ايشان شرکت ميکردند، خوب يادم هست که وقتي ايشان اشکال ميکردند، آقا شيخ کاظم با تمام قوا متوجه ميشد، يعني خيلي دقيق و عميق به اشکالات آقاي بهجت توجه ميکرد، و همان موقع ايشان در نجف به فضل و عرفان شناخته شده بود.»
آيت الله سيد محمد حسين طهراني در کتاب«انوارالملکوت» مينويسد:«آيت الله حاج شيخ عباس قوچاني، وصيّ سيد علي آقاي قاضي ميفرمودند: آيت الله العظمي حاج شيخ محمد تقي بهجت در فقه و اصول به درس مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهاني حاضر ميشدند و چون به حجره خود در مدرسه مرحوم سيّد باز ميگشتند، بعضي از طلابي که در درس براي آنها اشکالاتي باقي مانده بود به حجره ايشان ميرفتند و اشکالشان را رفع ميکردند و چه بسا ايشان در حجره خواب بودند و در حال خواب از ايشان ميپرسيدند و ايشان هم مانند بيداري جواب ميدادند، جواب کافي و شافي، و چون از خواب بر ميخاستند و از قضايا و پرسشهاي در حال خواب با ايشان سخن به ميان ميآمد، ابداً اطلاع نداشتند و ميگفتند: هيچ به نظرم نميرسد و از آنچه ميگوييد در خاطرم چيزي نيست.»
آيت الله مشکيني(ره) ميگويد:«ايشان از جهت علمي(هم در فقه و هم در اصول) در يک مرتبه خيلي بالايي در ميان فقهاي شيعه قرار دارند.»
حجت السلام و المسلمين امجد ميگويد:«ايشان در علميت در افق اعلي است. فقيهي است بسيار بزرگ، و معتقدم که بايد مجتهدين پاي درسشان باشند تا نکته بگيرند و بفهمند، و حق اين است که درس خارج را بايد امثال آيت الله بهجت بگويند نه آنهايي که به نقل اقوال بسنده ميکنند.»
تشويق بزرگان به شرکت در درس ايشان
آيت الله مصباح ميگويد:«اولين چيزي که ما را جذب کرد؛ آن جاذبه معنوي و روحاني ايشان بود. ولي تدريجاً متوجه شديم که ايشان از لحاظ مقامات علمي و فقاهت هم در درجه بسيار عالي قرار دارد. اين بود که سعي کرديم خدمت ايشان درسي داشته باشيم تا وسيلهاي باشد هم از معلومات ايشان بهرهاي ببريم، و هم بهانهاي باشد که هر روز خدمت ايشان برسيم و از کمالات روحي و معنوي آقا بهره مند شويم. کتاب طهارت را در خدمت ايشان شروع کرديم، ابتدا در يکي از حجرات مدرسه فيضيه چند نفر از دوستان شرکت ميکردند، و بعد از گذشت يک سال، يکي دو سالي هم در حجرهاي در مدرسه خان(مدرسه مرحوم آيت الله بروجردي) خدمت ايشان درس داشتيم. بعدها که ضعف مزاج ايشان بيشتر شد، از آن به بعد در منزل، خدمتشان ميرفتيم که يک دوره طهارت را خدمت ايشان خوانديم و بعد يک دوره هم مکاسب و خيارات را که تقريباً حدود پانزده سال ادامه پيدا کرد. ما در درس ايشان استفادههايي ميبرديم که در بسياري از درسها کمتر يافت ميشد.»
شهيد بزرگوار استاد مطهري(ره) نيز به درس ايشان عنايت خاصّي داشتند. آيت الله محمد حسين احمدي يزدي در اين باره ميگويد:«آيت الله شهيد مطهري درباره درس آيت الله بهجت به ما خيلي سفارش ميکرد و ميفرمود: حتماً در درس ايشان شرکت کنيد مخصوصاً در اصول، چون آقاي بهجت درس آقا شيخ محمد حسين اصفهاني را ديده حتماً در درس ايشان شرکت کنيد.»
استاد خسرو شاهي ميگويد:«بنده در درس فقه خارج خيارات حضرت آيت الله شيخ مرتضي حائري شرکت ميکردم. ايشان اواخر عمر مريض بودند و درسشان تعطيل شد. يک روز وقتي که آيت الله حايري از حرم بيرون ميآمدند، به خدمتشان رفتم و پس از سلام عرض کردم: ان شاء الله درس را شروع ميفرماييد؟ فرمودند: نه. بعد فرمودند:«شما که جوان هستيد من يک ضابطهاي را در اختيار شما قرار بدهم، و آن اين که درس کساني شرکت بکنيد که فقط نقل اقوال نکنند؛ بلکه اقوال را بررسي کرده و نکاتي را در درس بيان کنند که در فعليت رساندن ملکه اجتهاد خيلي سودمند باشد. چون درسي براي شما مفيد است که اين ملکه اجتهاد را از قوه به فعليت برساند، و تنها به نقل اقوال کفايت نکند.»
من همان جا به ايشان عرض کردم: جناب عالي کسي را با اسم براي ما معرفي بفرماييد. فرمودند:«من از اسم بردن معذورم.» عرض کردم: من در درس آيت الله العظمي بهجت شرکت ميکنم. ايشان اظهار رضايت نمود و تبسم کردند و فرمودند:«درس ايشان از نظر دقت و محتوا همين قاعده و ضابطهاي را که به شما گفتم دارد، خوب است که در درس ايشان شرکت ميکنيد. درس ايشان از هر جهت سازنده است، هم از جهت علمي هم از جهت اخلاقي، اين درس را ادامه بدهيد.»
مرجعيت
با اين که ايشان فقيهي شناخته شدهاند و بيش از سي سال است که اشتغال به تدريس خارج فقه و اصول دارند؛ ولي هماره از پذيرش مرجعيت سرباز زدهاند.
آيت الله مصباح درباره علت پذيرش مرجعيت از سوي ايشان و نيز پيرامون عدم تغيير وضعيت آيت الله بهجت بعد از مرجعيت ميگويد:«بعد از مرجعيت، منزل آيت الله بهجت هيچ تغييري نکرده است، ملاقات و پذيرايي از بازديدکنندگان در منزل امکان ندارد؛ لذا در اعياد و ايام سوگواري، در مسجد فاطميه از ملاقات کنندگان پذيرايي ميشود. اصولاً قبول مرجعيت ايشان به نظر من يکي از کرامات ايشان است، يعني شرايط زندگي ايشان آن هم در سن هشتاد سالگي به هيچ وجه ايجاب نميکرد که زير بار چنين مسؤوليتي برود و کساني که با ايشان آشنايي داشتند هيچ وقت حدس نميزدند که امکان داشته باشد آقا يک وقتي حاضر بشوند پرچم مرجعيت را به دوش بکشند و مسؤوليتش را قبول بکنند. بدون شک جز احساس يک وظيفه متعين چيزي باعث نشد که ايشان اين مسؤوليت را بپذيرند. بايد گفت که رفتار ايشان در اين زمان با اين وارستگي و پارسايي، حجت را بر ديگران تمام ميکند که ميشود در عين مرجعيت با سادگي زندگي کرد، بدون اين که تغييري در لباس، خوراک، مسکن، خانه و شرايط زندگي پيش بيايد.»
تا اين که بعد از رحلت مرحوم آقاي سيد احمد خوانساري(ره) جلد اول و دوم کتاب«ذخيره العباد» (جامع المسائل کنوني) را به قلم خود تصحيح و در اختيار خواص گذاشتند، و پيش از رحلت مرجع عالي قدر، حضرت آيت الله اراکي(ره) اجازه نشر رساله عمليه خويش را دادند، سرانجام وقتي جامعه مدرسين با انتشار اطلاعيهاي هفت نفر از آن جمله حضرت آيت الله بهجت را به عنوان مرجع تقليد معرفي کرد و عدهاي از علماي ديگر از جمله آيت الله مشکيني و آيت الله جوادي آملي و... مرجعيت ايشان را اعلام کردند، به دنبال درخواستهاي مصرانه و مکرر راضي شدند تا رساله عمليه ايشان در تيراژ وسيع به چاپ برسد، با اين حال از نوشتن نام خويش بر روي جلد کتاب دريغ ورزيدند.
در همين ارتباط يکي از نزديکان ايشان ميگويد: ايشان پيش از درگذشت حضرت آيت الله اراکي، چون مطلع شدند جامعه مدرسين نظر به معرفي ايشان را دارند، پيغام دادند که راضي نيستم اسمي از بنده برده شود.
پس از رحلت آيت الله اراکي و پيام جامعه مدرسين و اطلاع از انتشار اسمشان فرمودند:«فتاواي بنده را در اختيار کسي قرار ندهيد. از ايشان توضيح خواسته شد فرمودند: صبر کنيد، همه رساله خود را نشر دهند، بعدها اگر کسي ماند و از ديگران تقليد نکرد و فقط خواست از ما تقليد کند آن وقت فتاوا را منتشر کنيد.» چندين ماه پس از اين رخداد رساله ايشان از سوي بعضي از اهل لبنان به چاپ رسيد.
آثار مکتوب
حضرت آيت الله بهجت داراي تأليفات متعددي در فقه و اصول هستند که خود براي چاپ اکثر آنها اقدام نکردهاند و گاه به کساني که ميخواهند آنها را حتي با غير وجوه شرعيه چاپ کنند، اجازه نميدهند و ميفرمايند: هنوز بسياري از کتابهاي علماي بزرگ سالها است که به گونه خطي مانده است، آنها را چاپ کنيد نوبت اينها دير نشده است.
برخي از آثار اين عالم عارف عبارتند از يک دوره کامل اصول، حاشيه بر مکاسب شيخ انصارى (ره) و تکميل آن تا پايان مباحث مربوط به مکاسب و متاجر، دوره کامل طهارت، دوره کامل کتاب صلاه، دوره کامل کتاب زکات، دوره کامل کتاب خمس و حج، حاشيه بر کتاب ذخيره العباد مرحوم شيخ محمد حسين غروى، چندين مجلد تقريباً يک دوره فقه فارسى، حاشيه بر مناسک شيخ انصارى (ره) و...
فهرست عمده تأليفات ايشان که برخي نيز با اصرار و پشتکاري برخي از شاگردانشان به چاپ رسيده، عبارتند از:
آثار منتشر شده
1. رساله توضيح المسائل(فارسي و عربي)،
2. مناسک حجّ،
دو کتاب ياد شده از سوي برخي از فضلا بر اساس فتاواي ايشان تأليف و پس از تأييد آقا به چاپ رسيده است.
3. وسيله النجاه،
اين کتاب دربردارنده نظرات فقهي ايشان در بيشتر ابواب فقه است که در متن وسيله النجاه حضرت آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني(ره) گنجانده شده و نهايتاً جلد نخست آن با تأييد ايشان به چاپ رسيده است.
4. جامع المسائل.
اين کتاب مجموعه حواشي ايشان بر کتاب«ذخيره العباد» استادش حضرت آيت الله محمد حسين غروي اصفهاني، و نيز تکميل آن تا آخر فقه است، که قسمتهايي از آن ابتدا با نام«ذخيره العباد» با حروفچيني نه چندان زيبا و در تعداد نسخهاندک در اختيار برخي از شاگردان و خواصّ ايشان قرار گرفت، و بعداً جلد اول از اين مجموعه که قرار است در پنج مجلد به چاپ برسد، به سبب کثرت فروع فقهي که از سوي حضرت آيت الله بهجت بر اصل کتاب افزوده شده و جامعيت آن«جامعُ المسائل» نام گرفته که به همت برخي از شاگردان ايشان به چاپ رسيد.
تأليفات آماده چاپ و نشر
1. جلد اول از کتاب صلوه،
آيت الله بهجت در اين کتاب با سبکي ويژه و تلخيص مطالب به ترتيب مباحث «جواهر الکلام» به بيان نظريات نو و ابتکاري خويش پرداختهاند.
2. جلد اول از دوره اصول،
اين کتاب تقريبا" به ترتيب « کفايه الاصول» نگارش يافته است، و بارها توسط ايشان مورد مداقّه و تجديد نظر قرار گرفته، و نظرياتي نو در بسياري از مباحث اصول را در بردارد.
3. تعليقه بر مناسک شيخ انصاري،
اين کتاب در بردارنده نظرات ايشان درباره مناسک حجّ است.
آثاري که چاپ و منتشر نشده است
1. بقيه مجلّدات دوره اصول،
2. حاشيه بر مکاسب شيخ انصاري،
که به ترتيب مکاسب شيخ انصاري(ره) از اول تا انجام، و پس از اتمام آن ادامه مباحثي که در مکاسب مطرح نشده بر اساس متن«شرايع الاسلام» نگارش يافته است، ايشان در اين دوره از مباحث فقهي نظرات جديدي را ارائه دادهاند.
3. دوره طهارت،
در اين کتاب نيز آيت الله بهجت بسان دوره«کتاب الصلوه» به ترتيب مباحث«جواهر الکلام» با تلخيص و نوآوري نظرات خويش را مطرح کردهاند.
4. بقيه مجلّدات دوره کتاب الصلوه.
همچنين ايشان در تأليف«سفينه البحار» با مرحوم حاج شيخ عباس قمي(ره) همکاري داشتهاند و قسمت زيادي از سفينه البحار خطي، به خط ايشان نوشته شده است.
شاگردان
با توجه به اين که ايشان به سبب شهرت گريزي عمدتاً در منزل خود تدريس ميکردند، با وجود اين افراد بسياري از محضر آن جناب استفاده کرده و ميکنند. که برخي از آنان خود صاحب رساله و فتوا هستند.
اينک نام برخي از شاگردان را با حذف القاب ذکر ميکنيم:
1. محمد تقي مصباح يزدي،
2. عبدالمجيد رشيد پور،
3. سيد مهدي روحاني،
4. علي پهلواني تهراني،
5. مختار امينيان،
6. محمدهادي فقهي،
7. هادي قدس،
8. محمود امجد،
9. محمد ايماني،
10. محمد حسن احمدي فقيه يزدي،
11. محمد حسين احمدي فقيه يزدي،
12. مسعودي خميني،
13. سيد رضا خسروشاهي،
14. حسن لاهوتي،
15. عزيز علياري،
16. سيد محمد مؤمني،
17. حسين مفيدي،
18. جواد محمد زاده تهراني،
19. سيد صابر مازندراني،
20. شهيد نمازي شيرازي.
منبع http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=48252
دليل امدن مير حسين موسوي چيست ..؟؟؟؟ دليلش را از زبان خودش بخوانيد

به سخنان مردانی که آمدند خوب توجه کنید. هر کدام برای آمدن به عرصه انتخابات دهم دلایلی داشتند هر یک با تمسک به اینکه میخواهند برای مردم کار کنند و برای بهتر شدن وضع معیشت مردم و عزت و ابرو بخشیدن به انان بر نامه هایی دارندصحبت کردند. در این میان میر سنجاق شده به اصلاحات خاتمی و منگنه شده به نجات بخشی ایران اعتمادیون ترانه من آمدهام را سر میدهد و بغض بیست ساله ای که نشد بر سر هیچ کدام از رئیس جمهور های سابق را خالی کند یک باره بر پیکر دولت و کاندیدای رقیب خالی کرد و چه با عزم و مصمم آمده است تا ما را که ملت بی هویت می پندارد را از خواب بیدار کند. و به قول خود هویت و اقتدار نداشته ما ملت بیچاره و بد بخت ذلیل زیر دست دولتهای شرق و غرب را به ما باز گرداند.
برای آگاهی شما بزرگواران از سخنان سراسر توهین این کاندیدا در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید.
اینگونه خطابه راندن فقط از طلحه و زبیر برمیآمد که چشم بر روی همه تلاشهای دولت و فرد رئیس جمهور بسته است. آیا این سخنان تنها توهین به یک فرد است و یا یک دولت و یا یک ملت یا یک رهبر؟؟؟ ایشان به کجا روی نهاده اند که اینچنین عدول از خط و راه امام را در پیش گرفته اند. آیا خود از فرمان هشت ماده ای ا مام چیزی میدانی . شمایی که در زمان حیات امام قلبش را می شکنید و بی اعتنا از وی عبور میکنید آیا این باور کردنی است که در میان متینگها دنبال امام میگردی؟ امام در قلب محرومین است امام در قلوب خانواده های شهداست امام در عرق جبین خشک نشدنی مردانی است که سالها بی وقفه از تلاش برای آبادانی مملکت خویش دست بر نداشتند و خستگی را خجالت زده کرده اند و امام در بلندای نگاه مردی از مردان حق است که مقتدرانه برای عزت مسلمین در جایگاه ولایت سالهاست رنج و زحمت بسیار متحمل و خواب آرام را از چشم دشمنان دین و قرآن بریده است و با سایه سار وجودش این مردم و این مملکت در عزت و شوکت و اقتدار زندگی کرده اند و او کسی نیست جزجانشین برحق خمینی کبیر و فرزند و شاگرد صالح ایشان سید علی خامنه ای.
شاید بر گوشهای خود پنبه فرو برده است که این همه اشتیاق مردم کوچه و بازار درد کشیده را که برای لحظه ای دیدار رئیس دولت و شخص رئیس جمهور ساعت ها در پشت درهای استادیوم می نشینند و یا در خیابانها کیلومتر ها راه میدوند تا مگر صورت نماینده منتخب خود را ببینند.
افسوس و هزاران دریغ از این همه جور و زبان آوری. شمایی که سالها بر روی بی بند و باری و شکستن حریمها زبان بستید. حال برای باز گرداندن کدام حقوق و کدام حقی آمده اید؟ آیا این خون به دل امام و خانواده شهدا کردن نیست که هر جا گروهی را برای سخنرانی گیر می آورید سعی در زشت کردن چهره دیگران میدارید تا مگر کسی رایی به شما تخصیص دهد.
بودنها از آن مردانی است که هر گز سنگرهایشان را ترک نکردند و هر گز فرصت به دشمنان ندادند تا مگر نوامیس و شرف و آبرو یشان لکه دار نشود. آن مردانی که ایستادند و ایستاده قد قامت بستند تا در کورانهای سخت راه کسی جرات تعرض دوباره به ذره ای خاک این سر زمین نکند. آری برادر شاید در رومان دونکیشود غرق شده اید و با همه توان میخواهید قلعه ای را فتح کنید که در اوهام شما درست شده است. روزگار عجیبی است . هر بار روی حرف امام پا میگذارید و با لگد کوب کردن ارمانهای ایشان سعی در سفید کردن روی خود دارید. بسیار بی محابا دشمنان دین و ایران را خوشحال کرده اید چرا که تمام لغات شما با نا باوری تمام نشات گرفته از سخنان دشمنان ایران است. شمارا چه شده است چرا شعور ملت را زیر سوال میبرید ایا مردم ۴ سال خدمت و نو آوری و پیشرفت را ندیده اند و یا شاید عزت و شوکت ایران را بعد از حماسه های بین المللی را با نادیده گرفتند. یا میتوانید از ذهن همه مردم دنیا پاک کنید این همه عزت ایرانی را ندیده اید؟ امروز بلندترین قله های ایمان و شرف و پیشرفت در طول سی سال حکومت ایران اسلامی از آن ملت و دولت ایران است. چرا از پاسخ دادن به جوانان غیرتمند در محافلتان تنها کتک و ضرب و شتم را نصیبشان میکنید .چرا موکلامتان در دانشگاهها وقتی از پاسخ به سوالات در نا توانند رو به فحاشی و بداخلاقی و تهمت می آورند. از این طرف وقتی به سخنان رئیس جمهور گوش فرا میدهیم جز مردانگی و مروت هیچ نمی شنویم. ایشان خود فرموند که برای دفاع از بنده به دیگران هتاکی و مقابله به مثل نکنید و یا اینکه اشکالات بنده را دفاع نکنید و همچنین فرمودند من راضی نیستم کسی به خاطر بنده به کاندیدای دیگری تعرض کند. این همان شعور و شور و رمز محبوبیت ایشان است. هر چند که بنده معتقدم باید حرفشان را به جان خرید اما چه میشود کرد که قلم خود به پاسخ انگیخته میشود وقتی جور و بغض و کینه های بعضی اشخاص را در بر هم زدن جو سالم را می نگرد.
که آمد ه است
با عرض سلام به محضر ملت شریف ایران و یکایک حضار گرامی؛ ایام سوگواری حضرت فاطمه اطهر (س) را به شما و همه پیروان و دوستداران اهل بیت پیامبر (ص) تسلیت می گویم.
به جاست از فرصتی که توجه رسانه های جمعی و در ورای آن دقت ملت عزیز فراهم آورده است استفاده کنم و کلماتی �A ک�%� درباره آنچ�%8�شد.
من میرحسین موسوی، فرزند کواداشته است، بیان کنم و پیمانی را که به امید ادای آن در این راه قدم گذاشتهام، تشریح نمایم.
مردم سربلند ایران، پروردگار شما نعمت را بر این زاد و بوم تمام کرد. آن را به ثروتهای بسیار تجهیز کرد و به فرهنگ و معنویت آراست. آن را چهار سوی تمدنها قرار داد، آن را سرزمین میانه و سرپل اتصال ملتها، آن را پناهگاه آیینهای آسمانی و زادگاه مفاخر بشری پسندید تا جایی که امام (ره) ما فرمود، ایران موجودی آسمانی است که هیچکس نمیتواند به آن لطمه بزند.
آنچه اینک مردم ما را از دیگر ملل ممتاز میکند نه خودپسندی و مباهات به گذشتهای سپری شده بلکه میل به بهترینها و ظرفیت نیل به آنهاست. این خصوصیتی است که در سرشت ما نهادینه شده است و در تمامی رفتارهای شخصی و اجتماعی ما آثار آن را میتوان جستوجو کرد.
آیا ممکن است ملتی وجود داشته باشد که به چیزی کمتر از بهترین قناعت کند یا در محقق کردن چشماندازی از بهروزی که در پیشرویش قرار میگیرد، سستی به خرج دهد؟ شرایطی که امروزه در آن به سر میبریم بیتردید بهترین نیست.
در وضعیتی هستیم که شایسته و شان ملت و مردم ما نیست. سرمایههایی که حاصل تاریخ پر فراز و نشیب ماست به ویژه انقلاب عظیم اسلامی و بذل خونهای گرامی بودهاند، در خطرند. آنچه امروز میبینیم آن چیزی نیست که میخواستیم، آن چیزی نیست که میتواند باشد.
من میرحسین موسوی، فرزند کوچک انقلاب اسلامی به صحنه آمدهام چون روندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی موجود را نگرانکننده یافتم.
آمده ام تا کرامت انسانها را پاس بدارم.
آمدهام تا از حق ملت برای اطلاع از امور کشور دفاع کنم و حامی گردش آزادانه و شفاف اطلاعات برای مردم، این ولینعمتان دولتها باشم.
آمدهام تا از آزادی اندیشه و بیان پاسداری کنم و مدافع آزادیهای مصرح در قانون اساسی باشم.
آمدهام تا با دستور کار قرار دادن فرمان هشت مادهای امام خویش، آن را از نو چراغی تابنده در مسیر تحقق حقوق شهروندی و حفظ حریم خصوصی قرار دهم.
آمدهام تا وسیلهای باشم برای بازگرداندن اقتدار، عزت و هویت ایرانی.
آمدهام تا با تنشزدایی و تعامل سازنده روابط بهتری میان کشورمان ایران و جهان برقرار کنم تا فضا را برای توسعه کشور بگشایم و احترام به ایرانیان را در جهان تامین کنم.
آمدهام تا راهی و همراهی باشم برای رفتن به سوی ایرانی مستقل، آباد، آزاد، پیشرفته و سربلند.
آمدهام در حالی که راهی ساده و یکشبه برای مشکلات اقتصادی کشور و مردم نمیشناسم و معضلات امروز را ناشی از چارهجوییهای شتابزده، یکشبه و یکنفره میبینم.
آمدهام تا ساختار آسیبخورده اداره کشور را از طریق احیای دستگاه برنامهریزی و مدیریت، استقرار شوراهای مهمی که نماد خرد جمعی مردم ما بودهاند و تعطیل شدند، ترمیم کنم.
آمدهام تا به صورت صریح و روشن از تولید ملی در کشاورزی و صنعت و همه فعالیتهای مفید اقتصادی پشتیبانی کنم.
آمدهام تا حامی مستضعفین باشم. آنانی که فش�%�اده� قامتشان را خم کرده و سیا�Fرایانه در آن هستم، در عین دوستی با طیفهای متنوع سیاسی و سپاسگزا�%COLOR: #800000">آمدهام تا اشتغال را دغدغه هر روزه دولت قرار دهم. آمدهام تا با گسترش بیمههای همگانی قدمی در جهت آزادی اقشار مردم از فقر و رهایی آنها از نیاز بردارم. اقشاری که استقلال کشور و عظمت جمهوری اسلامی مرهون فداکاری و فضیلتهای آنهاست و هیچکس نیست که بتواند نقش آنان را در استقرار نظام فراموش کند یا حماسههایی را که فرزندان مرزدارشان در دفاع مقدس آفریدهاند از یاد ببرند.
آمدهام تا با تشکیل دولتی فرهنگی مدافع فرهنگ غیردولتی و غیر دستوری باشم و میان دولت و گروههای مرجع هنرمندان و روشنفکران، دانشگاهیان، روحانیان و تمامی نخبگان رابطهای دوستانه و خلاق در جهت اهداف و آرمانهای کشور برقرار کنم و آمدهام تا با الهام از شهیدان در خدمت اعتلای میهن اسلامی باشم.
اینجانب آمدهام تا با کمک و همراهی همگان در جهت تحقق جامعهای پر از امید و نشاط تلاش کنم. این آرمانی است که همه در برابر آن مسوولند. شرایط و حوادث، خواستی عمومی و مستقل از تمایلات گروهی و صنفی برای بهبود فراهم آورده است که بزرگترین سرمایه ما در مسیر پیشروست. ما نمیتوانیم این سرمایه بزرگ را نادیده بگیریم و نباید با سرایت دادن تفاوتهای خود به متن جامعه آن را از دست بدهیم؛ لذاست که اینجانب با اعلام گفتمانی که از همان روز نخست آن را در معرض نگاه ملت شریف قرار دادهام و همواره پذیرای اصلاح اصولگرایانه در آن هستم، در عین دوستی با طیفهای متنوع سیاسی و سپاسگزاری از تمام احزاب و تشکلهایی که به حمایت از پشتیبانی از این خدمتگزار مردم پرداختند، مستقل پا به صحنه میگذارم تا مرزبندیهای جناحی، این راه روشن را مسدود نکند.
استقلال اینجانب نه از سر تکروی یا استغنا که از روی استمداد از تمامی توانهایی است که سعادت کشور منوط به همکاری آنان است. امیدوارم نتیجه فعالیتهای عادیای که به مدد همه شایستگان کشور از زنان و مردان و از تمامی گرایشها، اقشار، اقوام و مذاهب و ادیان حاصل خواهد شد، پاسخی مناسب به اعتماد تمامی کسانی باشد که اینجانب را در خور حمایت یافتند. میدانم که طی این طریق جز با توکل بر الطاف الهی و همدلی، همفکری و همگامی مردم عزیز و یاری رهبر فرزانه انقلاب میسر نمیشود. اطمینان دارم که ملت شریف ایران هوشمندانه تحولات کشور را دنبال میکنند و با شرکت مسوولانه در انتخاباتی که آینده این سرزمین را رقم خواهد زد به وظیفه انسانی، ملی و دینی خود عمل خواهم کرد و راهی را برخواهند گزید که خیر عمومی در آن است. همچنین ایمان دارم که خداوند همه تلاشگران در مسیر حق را که ملت مجاهد ما بیتردید از جمله آنانند با حمایتهای خود یاری خواهند فرمود.
والذین جاهدوا فینا لنهدینم سبلنا و ان الله لمع المحسنین
و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب”
مير حسين موسوي و مباره با فساد و قانون شكني و...؟//
سکوت موسوی در قبال گزارش تخلف 1000 صفحهای نفت در دولت قبل
آقای موسوی! استعفای شما در شرایط بحرانی دهه شصت بدون اطلاع به رهبری(حضرت امام(رة)) و ریاست جمهوری وقت کجای قانون آمده است؟! · اهدای حواله پاترول به نمایندگان مجلس برای اخذ رای اعتماد به وزیر در قانون شما جایی دارد؟! · استعفای تعدادی از وزرای شما در اعتراض به حکم حضرت امام (رة) درباره ی ارتداد سلمان رشدی هم غیرقانونی نبوده است؟! · له کردن اقشار ضعیف و کم درآمد زیر چرخ های توسعه اقتصادی و خفقان و اختناق دولت سازندگی با قانون مورد ادعای شما تناقضی نداشت؟! · توهین به مردم، ائمه اطهار علیهم السلام و شئون مذهبی _که از تخصص های اصلاح طلبان است!_ هیچ گاه قانون مدنظر شما را نقض نکرد؟! · عقب نشینی و ذلت پذیری در مواضع هسته ای در دوران اصلاحات چطور؟! یا نفوذ اتوبوسی عوامل سرویس های اطلاعاتی غربی در مراکز حساس کشور و وقوع حوادثی مثل 18 تیر؟! · ایا از نظر شما دست دادن با دخترک های نیمه عریان خارجی و یک موهن به ساحت پیامبر اسلام غیرقانونی نیست؟! · لابد دروغگویی به مردم را هم قانونی می دانید که نه تنها از دروغگویی حمایت می کنید، که خود نیز وعده ای خیالی می دهید؟! (وعده ی جمع آوری طرح امنیت اجتماعی که شوری اش صدای اعضای تندروی حزب مشارکت را هم در آورد!) · راستی! دهها هزار توهین مستقیم و غیرمستقیم به رییس جمهور کشور در کجای قاموس قانون شماست؟! از قانونی بودن مسایل ناگفته ی ماجرای مشکوک مک فارلین، اشک های عاجزانه شما به جای چاره اندیشی در هنگام کمبود گندم در سیلوها، قرارداد ننگین کرسنت و شرکت پتروپارس و پورسانت های میلیون دلاری آقایان در دولت اصلاحات، تقلب های گسترده انتخاباتی امثال تاجزاده _درحالیکه معاون وزیر کشور وقت بود_ در انتخابات مجلس ششم، تحصن نمایندگان مجلس ششم در شرایطی که انواع مشکلات گریبان مردم را می فشرد، و ... سوالی نمی کنم، همان ها را جواب دهید، جواب این ها را هم می گیریم
بيانيه افشين پيرواني مربي پرسپوليس و شروع پروژه اي ديگر از بايد ها و نبايد هاي ورزش
به گزارش خبرگزاري فارس، افشين پيرواني امروز بيانيه اي به شرح زير صادر كرد:
برادر محترم جناب آقاي حاج عباس انصاريفر
مدتهاست شما به هر دليلي راجع به من؛ حق و ناحق، درست و نادرست حرف زديد و گفتيد و نوشتيد و من به حرمت تيمي كه رنگ قرمز پيراهنش و سبقه و شكلگيرياش در رگ و خونم جاري است و اين تيم را فراتر از فوتبال؛ كه يك جريان ملي ميدانم سكوت اختيار كردم كه اگر يار تيم نباشم بارش نشوم. اما تهمت و افتراها آن چنان به نهايت رسيده است و حيا در اداي ادعاها پنهان است و حجب شرمنده و شرمسار شده است.
برادرم؛ شما را كه به نام حاج عباس انصاريفر حمل حاجي بودن و نام عباس حمل كردن بسيار سنگين است كه طواف خانه كعبه نمودهايد و رشادت جوان بنيهاشم نام شماست چه آسان افترا و تهمت و دروغ به كار ميبريد كه آدم از آن سوي آب آمدهاي چون وينگادا كه تشرع حمل نميكند به همه شرايط حرفهاي و پول و قرارداد حتي از دست دادن سمتش؛ كذب شما را فرياد ميكند و مدعي ميشود شما به دروغ ناراحتي و نگراني خود را به او نسبت دادهايد. من مديون راستي و درستي اويم كه بسيار از اين سمتها بالاتر و ماندگارتر است.
برادر عزيز راه را سخت و كج كرديد كه اگر حضور من اينقدر براي شما غيرقابل تحمل بود به مردي و به راستي به خودم ميگفتيد و من نه به رادمردي كه به عشق پرسپوليس قبول ميكردم و خداحافظي.
پس چرا اينقدر ناجوانمردانه و تخريب. شما مرا به بلندپروازي متهم نموديد در سيمايي كه ميليونها بيننده دارد. اگر بلند پروازي من به ديگري لطمه نزند چه ضعفي است و چه نادرستي در آن نهان است. من كه سرافرزانه سرباز پرسپوليس بودهام. آن زمان كه سمتي نداشتم چون يك تماشاگر تشويقش كردم و آن گاه كه به ياري خواندنم مشتاقانه و بيواسطه و بي اما و اگر يا علي گفتم و آنگاه كه آقاي افشين قطبي ساعت سه صبح از ايران رفتند و من قرباني اين دستور با بايد هيات مديره شدم تا تمرين ده صبح تيم بيمربي نباشد.
اين بلندپروازي كه شما ترور و تخريباش ميكنيد برايم افتخار است كه از خود گذشتم تا تيم پرسپوليس رنگ قرمز و عشقم برقرار بماند.
آقا شما با چه دانشي از مربي با دانش صحبت مي كنيد و تخريبش ميكنيد كه در كنار تيم فرانسوي كار كرده ام.
شما بيشك طرفدار خوبي براي پرسپوليس نبودهايد كه در اوج حساسيت مسابقات مهم و جام حذفي با اين كه ميدانستيد تيم نيازمند آرامش است هر روز و ساعت به مصاحبه ها و گفت و گوهاي كذب از تيم سلب آرامش كرديد. اما من جوان كه بايد مثلا الگويم شما باشد سكوت پيشه كردم كه مبادا آرامش بايسته تيم ترك بردارد و گرنه اين نوشته را بايستي ده روز پيش مينوشتم و اين گفتهها را بايد ده روز پيش ميگفتم.
من به عنوان يك پرسپوليسي از شما به عنوان مديرعامل يا شايد عامل مدير مي گذرم كه پرسپوليس را عشق است اما در معنا شما را به خداوندگار واگذار خواهم كرد. من سد و مانع شما بودم. شما اين سد را برداشته ايد. در آتيه شاهد اتفاقاتي خواهيم بود كه خواهيد ديد و آنجاست كه من همه چيز و همه پشت و پس و نبايدها را خواهيم گفت. شما با همه مانعها چون هدايتي، كريمي و... هم برخورد خواهيد كرد. آيا آنها را هم خواهيد شكست؛ چون من؟
سلام به دوستان، آن پيشكسوت خانه نشين و در كمين نشين مربيها براي بركناري برسانيد كه پس از كمين سكوهاي تيم پيكان از فرط بيتيمي و دوري از فوتبال ارتوپد شده و به پشتوانه جنابعالي ميخواهد گردن عابدزاده و باقري بشكند. كاش اين رشادت در شكستن را در زمان مربيگرياش داشت تا با ترس و لرز ارنج تيم اعلام نكند. آنقدر نادوست داشتني كه همه چشم ديدناش را نداشته باشد. ايشان چه خوب ميفهمد كه كريمي خودش را به كمر درد زده و خداوند از سر لطف به كمر چه كسي خواهد زد.
در آخر بد نميدانم بگويم روزي خواهند رفت و آنچه ميماند مردي و مردانگي و سلامت و درستي است كه هيچ وقت تمام نخواهد شد.
حاج عباس سدشكن؛ زمان، قاضي خوبي است كه ميگذرد. من روزي خواهم آمد و با جان و دل و وجودم ارادتم را به پرسپوليس و هوادارانش اعلام خواهم نمود؛ چرا كه ترانه و باد را مردم در اختيار دارند و چه كسي ميتواند بر ترانه قفل زند.
با احترام افشين پيرواني
"احمدی نژاد؛ داوود در ميان خشم جالوت دنيا"

"David di Tengah Angkara Goliath Dunia"
این كتاب توسط پنج تن از طلاب مالزيايي تحصيل كرده در حوزه علميه قم به نامهاي محسن لبيب، ابراهيم محرم، موسي كاظم و الفيان حمزه نوشته و توسط انتتشارات ميزان به زيور طبع آراسته شده است. در مقدمه اين كتاب روزيانا سيلالاحي، سردبير شبكه خصوصي S.C.TV اندونزي كه در سفر آقاي احمدينژاد رئيسجمهور ايران به اندونزي مجال مصاحبه اختصاصي با ايشان را يافت، به نقل خاطرات خود پرداخته و احمدينژاد را رهبري متواضع با تيپ و قيافه شرقي، سختكوش، آرمانگرا و سادهزيست توصيف ميكند. وي مصاحبه را عامل شكلگيري دوستي ويژه با ايشان ميداند و اشاره ميكند هديهاي از نماينده ايشان بهرسم يادبود دريافت كرده است. در بخشي از اين كتاب به سوابق آقاي احمدينژاد اشاره شده و از ايشان بهعنوان دانشجوي انقلابي در رژيم شاه، رزمنده دوران دفاع مقدس، استاندار اردبيل، شهردار تهران و در نهايت بهعنوان رئيسجمهور منتخب مردم ياد ميشود. متن كامل نامه آقاي احمدينژاد به جورج بوش، مصاحبه ايشان با مجله اشپيگل و نامه به مردم آمريكا از فصلهاي آخر اين كتاب است
خلايق هرچه لايق
|
|
|
محمود عباس مدعي شد: احمدينژاد حق ندارد از جانب مردم فلسطين صحبت كند
|
|
رئيس حكومت خودگردان فلسطين با تكرار برخي ادعاها مبني بر دخالت مقامهاي تهران در مسائل منطقهاي گفت كه "محمود احمدينژاد"، رئيسجمهوري ايران حق ندارد از جانب مردم فلسطين صحبت كند. به گزارش جرزالمپست، "محمود عباس" در مصاحبه با يكي از رسانههاي ايتاليا گفت: "كسي به احمدينژاد مجوز صحبت كردن از جانب مردم فلسطين را نداده است، ما اسرائيل را بهعنوان كشور بهرسميت ميشناسيم و تصميمي براي نابودي آن نداريم، ميخواهيم كشورمان را در مجاورت اسرائيل تاسيس كنيم." عباس در پاسخ به پرسشي درباره سخنراني احمدينژاد در نشست دوربان كه ماه گذشته ميلادي در سوئيس برگزار شد، گفت: "سخنان احمدينژاد در راستاي منافع مردم فلسطين و حل مشكلات آنها نبود. " وي در ادامه افزود كه تصميم دارد اواخر ماه جاري ميلادي با "باراك اوباما"، رئيسجمهوري آمريكا ديدار كند. مواضع نشان ميدهد كه اين مقام آمريكايي براي پيشبرد روند صلح، تصميمي جدي دارد. ، با اين وجود اسرائيل بايد به راهحل تشكيل دو كشور فلسطيني و توقف فعاليتهاي شهركسازي احترام بگذارد." |
ركسانا صابري ازاد شد؟
|
|
|
|
دولت اصلاحات و مسابقه بر سر برداشت از ذخيره ارزي
دبير هيات امناى حساب ذخيره دوران اصلاحات:
دولت اصلاحات براى برداشت غیر قانونى از حساب ذخیره مسابقه گذاشته بود
بایزدید مردوخى: *درخواستهای کاملا برخلاف روح و نص قانون مسئولان دولت اصلاحات و با اعمال فشار بر مقامات که برای استفاده از تسهیلات حساب ذخیره انجام میشد، هرگز به رسانهها راه نیافت
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از فارس، ادعای برداشت قانونی دولت اصلاحات از حساب ذخیره ارزی که طی روزهای اخیر توسط کاندیداهای اصلاح طلب مطرح می شود و انتقادهای تند آنها علیه عملکرد دولت نهم در استفاده از درآمدهای نفتی و حساب ذخیره ارزی ما را بر آن داشت تا یک سند و مدرک معتبری درباره نحوه عملکرد حساب ذخیره ارزی در دولت اصلاحات بدست آوریم و اذهان عمومی را نسبت به ادعای برداشت قانونی دولت دوم خرداد از حساب ذخیره ارزی شفاف سازیم.
بر این اساس به یادداشتهای مستند و معتبر بایزید مردوخی دبیر هیات امنای حساب ذخیره ارزی در دولت گذشته که در فصلنامه جامعه و اقتصاد وابسته به موسسه مطالعات دین و اقتصاد منتشر شد مراجعه کردیم.
این یادداشت با عنوان " مدیریت ثروت نفتی و حساب ذخیره ارزی در برنامه سوم توسعه " منتشر شد و بخش اصلی آن که به نتیجه گیری می پردازد، به شرح زیر است:
* تاسیس شرکت های خلقالساعه برای دور زدن قانون در دولت اصلاحات
مدیریت حساب ذخیره ارزی در طول پنج سال برنامه سوم توسعه، همواره در معرض سه فشار عمده قرار گرفته بود:
اول، فشار دستگاهها و سازماهای دولتی برای استفاده از منابع حساب ذخیره ارزی _ چه به صورت تسهیلات و وام و چه به صورت اعتبار دولتی بلاعوض_ در حالیکه قانون برنامه سوم توسعه به صراحت این نوع استفاده را ممنوع کرده است. بعضی از این دستگاهها به مننظور دور زدن قانون و با استفاده از موج خصوصیسازی، به سرعت اقدام به ایجاد شرکتهای خلقالساعه خصوصی و یا خصوصی کردن شرکتهای دولتی کردند.
دوم، فشار سازمانهای عمومی غیردولتی برای تامین اعتبارات طرحها و برنامههای خود در بخشهای تولیدی و زیربنایی که ضرورت و اولویت ملی یا منطقهای آنها به جای صلاحیت و توجیه فنی و مالی مورد تاکید قرار میگرفت و از همین عامل به عنوان ابزار اعمال فشار استفاده میکردند.
* درخواست های غیر قانونی که هرگز به رسانه ها راه نیافت
سوم، فشار مستقیم پارهای از محافل خصوصی وابسته به اشخاص و گروههای صاحب اقتدار و فشار غیرمستقیم تبلیغاتی افراد و یا تشکلهای خصوصی تحت عنوانهای موجهنمایی مانند کندی فرآیند رسیدگی و تصویب طرحها در بانکهای عامل، بالا بودن نرخ سود تسهیلات، کوتاه بودن دوران تامین مالی، بالا بودن سهم آورده متقاضی و امثال اینها.
این تبلیغات و اتهامات غالبا در پوشش دفاع از بخش صنعت و توسعه صنعتی صورت میگرفت. لازم به توضیح نیست که درخواستهایی که کاملا برخلاف روح و نص قانون و از طریق مکاتبات مکرر و اعمال فشار بر مقامات و مراجع برای استفاده از تسهیلات حساب ذخیره ارزی انجام میشد، هرگز به رسانهها راه نیافت.
نتیجه این فشارها و تبلیغات یا بزرگنمایی این اتهامات که منابع حساب ذخیره ارزی راکد مانده و در اختیار بخش خصوصی قرار نمیگیرد، شتاب و مسابقهای را در هر دو بخش دولتی و خصوصی به وجود آورد که از این موجودی راکد مانده (کذا) هرچه سریعتر استفاده شود که حاصل آن برداشتهای دولت برای اموری مغایر با هدف قانون برنامه سوم توسعه در ماده 60 و استفاده بخشهای دولتی از طریق تاسیس شرکتهای کاغذی به ظاهر خصوصی بود.
* ساز و کارهای قانونی حساب ذخیره ارزی در دولت گذشته همواره دچار آسیب شد
بخشی نگری پارهای از دستگاههای دولتی و اعمال فشار بر حساب ذخیره ارزی برای تامین ارز مورد نیاز بخشهایی که تا پیش از ایجاد حساب ذخیره ارزی، دولتی محسوب میشدند و نیازهای ارزی آنها از محل اعتبارات جاری یا عمرانی در بودجه کل کشور تامین میشد و یا تامین نیازهای ارزی طرحهای سرمایهگذاری خصوصی موردنظر آن دستگاهها که تا پیش از برنامه سوم توسعه، نوعا از طریق اعتبارات بانکی یا فاینانس خارجی تامین میشد از محل حساب ذخیره ارزی، همواره به انسجام این نظام و ساز و کارهای قانونی آن آسیب وارد میکرد و همواره نیروی قابل توجهی برای خنثی و یا کم اثر کردن آن لازم بود. در تحلیل نهایی، این پرسش همواره مطرح بوده که علت و انگیزه این همه فشار و تلاش برای به انحراف کشیدن یک ساز و کار قانونی و منطقی چیست؟
*است�%7ریق بانکهای عامل استفاده میکرد، با نظام حساب ذخیره ارزی که %D اصلاحات
آیا جز ارضائ میل به تشکیل هرچه بیشتر سرمایه بوروکراتیک دولتی به منظور کسب یا استمرار قدرت حاکمیتی بوروکراتهای جدید، علت و انگیزه دیگری در کار بوده است؟
بخشی نگری با هر انگیزهای که شکل بگیرد و به اعمال فشارهایی منجر شود که در نظامها و ساز و کارهای قانونی اختلال ایجاد کند، هرچند به نتایج درخشانی در بخش بینجامد، قابل قبول نیست.
انتقاد از «حساب» بودن ذخیره ارزی و پیشنهاد تبدیل آن به «صندوق» ذخیره ارزی یا «صندوق توسعه» یا «صندوق نفتی» از آغاز فعالیت حساب ذخیره ارزی تا پایان برنامه سوم توسعه مطرح می شد. تبدیل حساب ذخیره ارزی به یک «صندوق» مستلزم تصویب اساسنامه آن به صورت قانون و ایجاد یک نهاد جدید دولتی بود که در جای دیگری از قانون برنامه سوم توسه به دلیل جلوگیری از گسترش دولت، این کار ممنوع شده بود.
در صورت تاسیس صندوق، موجودی حساب ذخیره ارزی به سرمایه صندوق تبدیل میشد و از دسترس بانک مرکزی برای تنظیم سیاستهای پولی و ارزی و جوابگویی به نیازهای اضطراری خارج میشد. در صورتی که صندوق راسا مباشرت به مدیریت سرمایه و منابع خود میکرد احتیاج به دیوان سالاری عظیمی داشت که جایگزین 17 هزار شعبه نظام بانکی کشور گردد تا در تهران و مراکز استانهای کشور پاسخگوی نیازهای پذیرش طرح و درخواست تسهیلات، بررسی و ارزیابی طرحها و بالاخره نظارت بر مصارف وجوه باشد. هرگاه به صورت غیرمباشر و از طریق بانکهای عامل استفاده میکرد، با نظام حساب ذخیره ارزی که از طریق هیئت امنا تنها به اموری از قبیل تعیین اولویتها و سیاستگذاریها میپردازد، تفاوت چندانی نداشت.
*هزینه مدیریت حساب ذخیره ارزی ، صفر
نکته قابل توجه این است که در طول برنامه سوم توسعه و در نظام حساب ذخیره ارزی هیچگونه هزینهای برای مدیریت حساب و امور دبیرخانه آن انجام نشده و تنها هزینه این نظام، پرداخت 60 درصد از سود تسهیلات اعطایی به بانکهای عامل برای قبول ریسک بازپرداخت تسهیلات به حساب ذخیره و اداره امور وام و تسهیلات طرحهای متقاضیان از مرحله پذیرش تا بررسی و ارزیابی، انعقاد قرارداد، گشایش اعتبار پرداخت تسهیلات و نظارت بر مصارف وجوه بوده است.
كروبي پرچمدار بلا منازع جبهه اصلاحات است؟؟؟؟

خبرگزاري فارس:دبير كل حزب اعتماد ملي در خصوص پرچمداري كروبي در جبهه اصلاحات گفت: كروبي پرچمدار بلا منازع جبهه اصلاحات است و بنده به اين مسئله اعتقاد دارم، كسي كه ميتواند در شرايط فعلي از تفكر اصلاح طلبي به آن تعريف صحيح خود حمايت كند، كروبي است.
وي افزود: سال 42 كه انقلاب توسط امام آغاز شد كروبي از برجستهترين شاگردان امام بود و پس از پيروزي انقلاب وي چند ويژگي داشت كه اين ويژگيها وي را ميان همه اقشار معرفي ميكرد.
عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي تصريح كرد: كروبي در اولين مسئوليت خود از سوي امام بنياد شهيد را برعهده گرفت و همه خانوادههاي شهداي كشور بويژه خانوادههاي شهداي انقلاب و پس از انقلاب از اقدامات كروبي بهرهمند بودند.
خباز ادامه داد: كروبي با سياستها و برنامهريزيهايي كه داشت خود در سمتي و همسرش نيز در بيمارستان به مسائل مجروحين رسيدگي ميكرد.
وي اظهار داشت: كروبي سالها از سوي امام مسئوليت حج را برعهده داشت و برجستهترين مسئوليتي كه وي بر عهده داشت رياست بر دو دوره از مجلس شوراي اسلامي بود البته همه كساني كه به مديريت بحران معتقد هستند ميدانند كه كروبي در بحران مجلس ششم را اداره كرد.
عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي تاكيد كرد: نوع اداره مجلس توسط كروبي در مجلس ششم به نحوي بود كه به نظام لطمهاي وارد نشد و كروبي توانست چهار سال مجلس ششم كه از سختترين نحوه مديريت مجلس بود را بر عهده گرفته و اين كار را به خوبي انجام بدهد.
خباز با اشاره سوابق ذكر شده، خاطر نشان كرد: كروبي در بين نيروهاي قبل و بعد از انقلاب، مجاهدين پس از انقلاب، اقشار مردم و در بين مبارزين كاملا شناخته شده است و اين از ويژگيهاي كروبي است.
وي در خصوص پرچمداري كروبي در جبهه اصلاحات تاكيد كرد: كروبي پرچمدار بلا منازع جبهه اصلاحات است و بنده به اين مسئله اعتقاد دارم، كسي كه ميتواند در شرايط فعلي از تفكر اصلاح طلبي به آن تعريف صحيح خود حمايت كند، كروبي است.
اين نماينده مجلس شوراي اسلامي اضافه كرد: از شعارها و نظراتي كه بيان ميشود نشان ميدهد در صورتي كه كروبي سكاندار اين كشتي شود خواهد توانست اين تفكر اصلاح طلبي را مديريت كند و مخاطبين اصلاح طلب را به اهداف بلندي كه دارند نزديكتر كند.
خباز اظهار داشت: كروبي در آن هشت سالي كه خاتمي رئيس جمهور بود تنها كسي كه بيدريغ از نيروهاي اصلاح طلب- البته از كساني كه ساختار شكن نبودند- پشتيباني ميكرد و پس از آن در اين چهار سالي كه اصلاح طلبان منزوي و از صحنه مديريتي كشور خارج بودند كروبي به معناي واقعي هميشه حامي آنها بود و چتر حمايتي وي بر سر آنها وجود داشت بنابراين اگر در مقام كار و تلاش بخواهيم بگوئيم كروبي پرچمدار بلامنازع جبهه اصلاحات است.
وي در خصوص انصراف رقباي كروبي براي پيروزي اصلاحات در انتخابات پيشرو تصريح كرد: ظاهرا بايد زماني بگذرد تا مشخص شود لذا بنده نميدانم اصلاح طلبان با يك كانديدا وارد شوند بهتر ميتوانند از عهده گرم كردن تنور انتخابات برآيند يا با دو كانديدا، از اين رو بايد چند روزي صبر كرد.
بسيج دانشجويي دانشگاههاي سراسر كشور با صدور بيانيهاي برخي هجمههاي اخير نسبت به سپاه و بسيج را محك

خبرگزاري فارس: بسيج دانشجويي دانشگاههاي سراسر كشور با صدور بيانيهاي برخي هجمههاي اخير نسبت به سپاه و بسيج را محكوم كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس در بيانيه بسيج دانشجويي دانشگاههاي سراسر كشور آمده است: چند سالي است كه در آستانه انتخابات سيل هجمهها به بسيج و سپاه پررنگ مي شود و تجديد نظرطلبان در تقابل با بسيج به تخريب چهره پر فروغ «مدرسه عشق»،« مكتب شاهدان و شهيدان»، و «نام و نشان جويان در گمنامي»، مي پردازد. چرائي اين داستان غم انگيز بيش از پيش فرزندان اسلام ناب محمدي (ص) را به هوشياري مي طلبد.
در بخش ديگري از اين بيانيه خاطرنشان شده است: طراحان معلوم الحال اين پروژهها نيك مي دانند كه تمركز جوانان مومن و انقلابي كشور در بسيج مانع از اجراي نقشههاي شوم آنان در«استحاله از درون» و «براندازي نرم» گرديده است. آنان در صدد هستند تا با تخريب چهره سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه به تعبير امام راحل «سپهر حوادث كشور» و «پرچمدار عزت مسلمين» است بين اين نهاد مقدس و بسيج مردمي فاصله ايجاد نمايند و هدف اساسي در اين پروژه زمين گير كردن نيروهاي مومن به انقلاب اسلامي جهت عرفي سازي ارزشهاي ديني در قالب ادبيات و مفاهيم ديني است.
بسيج دانشجويي دانشگاههاي سراسر كشور در اين بيانيه تاكيد كرده است: فرمانده محترم كل سپاه، بسيج را دو بخش نظامي و غير نظامي تفكيك و حوزه غير نظامي را مجاز به ورود به ميدان سياست دانستهاند، واكنش تجديد نظر طلبان اگر بر اساس بي اطلاعي و غير مغرضانه است بايد با اطلاع رساني توجيه شوند. اما اگر مغرضانه است بايد خود را در مقابل امام راحل احساس نمايند. زيرا امام راحل بعد از اتمام جنگ تحميلي اقدام به تشكيل بسيج دانشجويي نمودند در مطالبات امام از اين تشكل فراگير كاركرد نظامي يافت نمي شود. امام راحل 4 عرصه اصلي را براي ماموريت بسيج دانشجويي ترسيم نمودهاند كه عدول از آن سرپيچي از فرمان حكيمانه آن يار سفر كرده خواهد بود.
در اين بيانيه 4 عرصه اصلي ماموريت بسيج دانشجويي به شرح ذيل تشريح شده است:
1 - پاسداري از اصل تغيير ناپذير نه شرقي و نه غربي
آيا پاسداري با اسلحه انجام ميشود؟ امام نيك ميدانست كه دانشجوي بسيجي به دليل عدالتخواهي و دوري از قدرت و ثروت ميتواند به دور از محافظه كاري اين پرچم داري را به عهده گيرد.
2 - مقابله با نفوذ اجانب در دانشگاهها
آيا مقابله با نفوذ اجانب در دانشگاه ها در هيبت نظامي انجام ميشود؟
آيا مخالفين فكري نظام، پناهگاه و خواستگاه خود را در عرصه دانشگاه نمي دانند بسيج براي مقابله با آنان بايد بر تفكرات سياسي احاطه داشته باشد تا در تشخيص ميدان عمل خود دچار انحراف نشود.
آيا امام از بسيج ميخواهد با اسلحه و پوتين و يونيفرم نظامي اين چهارچوب را طراحي كنند؟
بنابراين تكليف بسيج غير نظامي توسط امام راحل روشن گرديده است و آنان كه گزينشي به امام مينگرند بايد در صدد اصلاح خود برآيند.
4 - حل مسائل اعتقادي بسيجيان
رفع شبهات اعتقادي خصوصا در حوزه اسلام سياسي به عهده دانشجو و طلبه گذاشته شده است. آيا با صبقه نظامي بايد به اين امر پرداخت؟
در ادامه اين بيانيه آمده است: خدا را شاكريم كه امروز بسيج دانشجويي در مقابل طراحان «حاكميت دو گانه» «مشروطه خواهي» و «جمهوري خواهي» و هجمه كنندگان به اصول اعتقادي اسلام و تشييع ايستاده است و تجديد نظر طالبان تا جلب اعتماد بسيجيان بايد فاصله طولاني را طي نمايند و پلهاي خراب كرده خود را بازسازي نمايند.
ما با تاسي از امام راحل ورود به احزاب و گروهها را بر خود حرام ميدانيم اما براي دفاع از انقلاب اسلامي و مخالفين فكري آن صرفا به چارچوبهاي حقوقي بسنده نخواهيم كرد و انحراف فكري را امري فراتر از انحراف حقوقي مي دانيم و بر مبارزه فكري تا پالايش كامل جبهه نيروهاي مومن به انقلاب اسلامي پاي خواهيم فشرد.
بيانيه تحليلي شماره يك بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف در خصوص انتخابات دهم
خبرگزاري فارس: بسيج دانشجويي دانشگاه شريف تأكيد كرد: حزب كارگزاران و پدر معنوي آنها، از همان ابتدا به دنبال آوردن خاتمي براي شركت در انتخابات نبودند، بلكه به دنبال آن بودند تا خاتمي را چماقي براي اصولگرايان كنند تا از احمدينژاد عبور كنند و در مقابل آنان جريان قدرتطلب نيز دست از حمايت خاتمي بردارند.
* بخش اول: خاتمي، از ترديد تا انصراف
روز گذشته شاهد آن بوديم كه آقاي خاتمي انصراف خود را از حضور در عرصه انتخابات اعلام كرد، براي تحليل انصراف آقاي خاتمي نياز است تا در ابتدا به طور خلاصه، مروري داشته باشيم بر رفتار سياسي ايشان از زمان اعلام كانديداتوري تا انصرافي ناگزير.
اگر از همان ابتدا به لحن و شيوه سخنان ابتدايي آقاي خاتمي نگاه كنيم، بيدرنگ متوجه خواهيم شد كه ايشان از همان آغاز فعاليتهاي انتخاباتياش عليرغم ميل شخصي خويش و به دليل اصرار اطرافيان در اين انتخابات شركت كرد. گذاشتن شروط براي حضور در انتخابات (كه البته آخر هم معلوم نشد كه مخاطب اجرايي كردن اين شروط چه كساني هستند؟ مردم، مجلس، اطرافيانشان و يا نظام و ...!!) ،يا شعار "يا من يا مير حسين "و همچنين اظهارات آمدن نيامدنهاي ايشان، همگي حاكي از يك اراده متزلزل بود كه گمان فروپاشي اين اراده، از همان ابتدا چندان دور از ذهن به نظر نميرسيد. اما ديري نپاييد كه آقاي خاتمي متوجه شد كه فضاسازي كه اطرافيان ايشان از ميزان اقبال مردم به وي دارند، جز پنداري واهي چيزي نميباشد.
* ابهامات خاتمي
اساساً آقاي خاتمي از همان ابتدا براي شركت در انتخابات 3 ابهام اساسي داشت:
1_ آيا خاتمي پشتوانه رأي كافي براي مقابله با احمدينژاد را دارد يا خير؟
2 _ آيا با حضور خاتمي در انتخابات اصلاح طلبان بر روي كانديداتوري وي اجماع خواهند كرد؟
3 _ آيا حضور ايشان در انتخابات موجب بر هم ريختگي وحدت اصولگرايان خواهد شد؟
اگرچه آقاي خاتمي در نطقي كه در نشست معروف به ياسر در جماران داشتند، آشكارا به تمامي اين ابهامات پاسخ دادند اما با يك نگاه واقع بينانه نيز ميتوان متوجه شد كه پاسخ تمامي ابهامات ايشان منفي بوده است.
در مورد ابهام اول بايد گفت كه بعد از سفرهاي انتخاباتي ايشان به چند شهر مختلف كشور و روبرو شدن با استقبال سرد قشرهاي مختلف مردمي، خود ايشان به خوبي متوجه اين نكته شدند كه ديگر از آن اقبال سال 76 خبري نيست. عدم صدور مجوز براي صحبت كردن در شاهچراغ توسط توليت اين آستان به وي و حواشي متعدد ديگر نيز همگي خبر از عدم توجه افكار عمومي به ايشان بود. اگرچه آقاي خاتمي خود در نشست جماران از اطرافيانش به شدت انتقاد ميكند و از اينكه آنها حتي نتوانستهاند، 20 يا 25 نفر از مسئولين دولت اصلاحات را با خود همراه كنند نيز گلايه ميكند و شايد برداشت ايشان صحيح است كه حتي در ميان ياران قديمي نيز توجهي وجود ندارد.
اما در مورد ابهام دوم پرواضح است كه حضور ايشان به هيچ وجه موجب وحدت اصلاحطلبان نشد و پس از اولتيماتوم 20 آذر كروبي، دبيركل حزب اعتماد ملي رسماً در انتخابات شركت كرد و بارها گفته است كه "والله كنار نخواهم رفت ". رايزنيها براي منصرف كردن كروبي نيز بينتيجه ماند. اما در اين بين آقاي خاتمي بسيار مصر بود تا براي كاهش فشار اطرافيان ميرحسين موسوي را براي كانديداتوري ترغيب كند و بعد از صحنه انتخابات كنار بكشد، از همين منظر شعار "يا من يا مير حسين " را مطرح كرد كه با اعلام كانديداتوري ميرحسين موسوي پس از آقاي خاتمي نشان داد كه هماهنگي خاصي نيز ميان او و مير حسين وجود ندارد و حتي افكار عمومي به آقاي خاتمي به خاطر عدم پايبندي به سخنانش معترض شد!
در اين بين تكليف كساني كه دم از "عبور از خاتمي " در دولت اصلاحات ميزدند، نيز معلوم بود زيرا آنها از همان ابتدا سياست تحريم را براي انتخابات در نظر گرفته بودند و حاضر نبودند زير علم خاتمي سينه بزنند.
پاسخ ابهام سوم ايشان نيز كه با موضعگيريهاي صريح متعدد احزاب و رجال فعال جريان اصولگرايي سريع معلوم گرديد كه حضور ايشان نه تنها موجب تشتت اصولگرايان نخواهد شد بلكه موجبات وحدت همگاني آنها را نيز در بر خواهد داشت.
فلذا با توصيفات بيان شده ،ضروري به نظر مي�D9�ه �د تا آقاي خاتمي بيش از اين هزينه از خود ندهد و هرچه سريعتر انصراف از انتخابات را بيان نمايد.
در اينجا ذكر 2 نكته ديگر نيز ضروري به نظر ميرسد، اول آنكه در لا به لاي سخنان آقاي خاتمي در طول اين مدت و در جماران به صراحت، اين نكته بسيار مشهود بود كه آقاي خاتمي ديگر از اطرافيان خود به ستوه آمده است و براي اولين بار توانسته است مقابل آنها خودي نشان بدهد و در برابر آنان بايستد. (البته اگر تا پايان بر همين رويه ادامه دهند.)
اما نكته دوم كه اصل سخن در اين بخش از بيانيه است و از خوانندگان محترم نيز تقاضا داريم كه به شدت به آن توجه كنند، آن است كه جريان قدرتطلب و بخصوص حزب كارگزاران و پدر معنوي آنها، از همان ابتدا به دنبال آوردن خاتمي براي شركت در انتخابات نبودند، بلكه به دنبال آن بودند تا خاتمي را چماقي براي اصولگرايان نمايند تا از احمدينژاد عبور نمايند و در مقابل آنان (جريان قدرتطلب) نيز دست از حمايت خاتمي بردارند و بر گزينهاي ديگر كه برآمده از تئوري دولت وحدت ملي بود توافق نمايند كه البته موفق به انجام اين امر نشدند. ديدارهاي مكرر پدر معنوي حزب كارگزاران براي برطرف كردن ترديدهاي خاتمي را نيز مي توان ادامه همان تفكر "چماقي براي اصولگرايان " تفسير كرد.
لذا جريان قدرتطلب با توجه به شكستهاي مختلف گفتمان اصلاحات در پنج انتخابات مهم اخير برايش واضح بود كه خاتمي و گفتمان سوخته اصلاحات نخواهد توانست آراي لازمه را جمع آوري نمايد. از همين رو در تمام اين مدت شاهد بوديم كه حتي يكبار نيز بيانيه يا موضعي رسمي از سوي حزب كارگزاران براي حمايت از خاتمي در انتخابات مطرح نشد. لذا آنها از همان ابتدا در اين فكر بوده و هستند كه بازي انتخابات را تبديل به بازي اصولگرا _ اصولگرا نمايند كه در واقع بتوانند دو يا چند كانديد از جريان اصولگرايي را مقابل هم قرار دهند تا حداقل بتوانند از سرمايه اسجتماعي و پشتوانه مردمي رييس جمهور اصولگراي دولت دهم بكاهند و آن را دستمايه سياه نماييهاي متعدد خود در دولت بعدي نمايند.
* بخش دوم : ميرحسين، همچنان در هالهاي از ابهام
در اين بخش به تحليل رفتار سياسي ديگر كانديداي انتخابات دوره رياست جمهوري دهم ميپردازيم كه آقاي خاتمي انصراف خود را از حضور در انتخابات، تلاش براي وحدت اصلاحطلبان حول او اعلام كرد.
ميرحسين موسوي كه در اين چند ماهه خبرهاي كثيري از هماهنگيهاي كامل ميان او و خاتمي در رسانهها منتشر ميشد، به ناگاه پس از اعلام حضور خاتمي در انتخابات در بيانيهاي رسمي وي نيز حضور خود را در انتخابات اعلام كرد تا قلم بطلاني بكشد بر شعار "يا من يا مير حسين " كه آقاي خاتمي قبلا آن را بيان كرده بود و خاتمي را نيز در موضع عدم شفافيت و دوگانگي در سخن قرار داد.
پيرامون حضور ميرحسين در انتخابات نكات بسياري وجود دارد كه انشاءالله در بيانيههاي آتي به آن به طور مفصلي خواهيم پرداخت اما در اين بخش به طور مجمل چند نكته را پيرامون حضور مبهم ايشان در انتخابات اشاره ميكنيم.
* ميرحسين و فرار رو به جلو
1 _آنچه كه از بيانات و سخنراني كم تعداد ميرحسين موسوي برداشت ميشود آن است كه روح گفتمان حاكم بر وي همان گفتمان امام خميني(ره) و انقلاب ميباشد. اما ميرحسين در اين چند وقت به جز كليگويي در اين زمينه به چيز ديگري نپرداخته است و صرفا به بيان مسلماتي پرداخته كه در 4 سال اخير با ظهور دولت عدالتگراي نهم در كشور حكمفرما شده است و سخن نوي نيست. فلذا اين سوال جدي به ذهن خطور ميكند كه آيا روا نبود آن روزي كه دفاع از گفتمان امام را پر هزينه كرده بودند -روزگار سازندگي و اصلاحات- براي دفاع از گفتمان امام ايشان وارد ميدان ميشدند؟ چهار سال پيش شخصي چنين هزينهاي را به جان خريد و ولي نعمتان انقلاب، انقلابشان را ياري كردند. آيا روانيست كه دلسوزان حقيقي گفتمان انقلاب و امام(ره) در برابر دروغگويان عملي و ظاهرسازان لسانيِ مدعي خط امام و مخالفان حقيقي انقلاب كه اينبار شعار آزادي دركنار عدالت را ترفند رسيدن به قدرت دانستند با هم متحد بشوند؟ پس اگر هم ايشان به طور مخلصانه به دنبال پياده سازي اين گفتمان هستند به نظر ميرسد ايشان بايد پرچم اصولگرايي را بالاي سر خود ميگرفتند و به كمك دولت نهم ميشتافتند. اما چه شده است كه ميرحسين به نقد عملكرد دولت نهم آن هم در مواردي جزيي و خرد ميپردازد و بيشتر علاقهمند است تا از جريان اصلاحطلبي برآيد؟ ( با توجه به ديدارهاي كثير ايشان با آقاي خاتمي، كروبي و برخي ديگر از چهرههاي شاخص جريان اصلاحات)
پاسخ اين پرسش را اينگونه بايد داد كه در واقع ميرحسين با اين حركت خود به دنبال فراري رو به جلو است ،اما چرا فرار رو به جلو؟ زيرا مير حسين در تمام اين مدت 16 سال دوران سازندگي و اصلاحات به سكوت در مقابل كجرويها و انحرافات از گفتمان امام و انقلاب نشست و حتي در 8ساله دولت اصلاحات كه اين عقبگردها به اوج خود ميرسيد در قامت مشاور ارشد رئيس دولت اصلاحات نيز قرار گرفت و ترجيح داد كه سخن برنياورد.
لذاست كه اين تمايل ايشان به جريان اصلاحات در زمان حاضر امري بديهي به نظر ميرسد. زيرا او خود نيك ميداند كه اگر او بخواهد خود را يك كانديد اصولگرا اعلام نمايد در مقابل سوال از سكوت وي، پاسخ مستدل و متقني را نخواهد داشت.
* كمرنگ كردن مرز با كدام جبهه؟
2 _ آقاي ميرحسين موسوي هنوز مرزبندي شفاف و روشني را با جريان افراطي اصلاحات مشخص نكرده است، و متاسفانه شاهديم كه كساني همچون محمدرضا تاجيك و احسان نراقي كه از عناصر افراطي جريان تجديدنظرطلب هستند، يادداشتهاي خود را در سايتهاي متعلق به همفكران ايشان قراردادهاند. و دوصد تاسف بيشتر آنكه برخي از افراد فعال در شاخه دانشجويي ستاد ايشان نيز برخي از عناصر فرصتطلب گروه غيرقانوني تحكيم علامه ميباشند كه حضور مكرر آنها در كنار ميرحسين موسوي تعجب همگان را بر انگيخته است. لذا اگر بنا باشد ايشان با كسي هم جبهه باشند در ميان تمام رجال سياسي چپ و راست كسي را هم گفتمانتر از دولت اصولگراي فعلي نمييابند. پس چرا بجاي تقويت هم سنگر، به مرزبندي با هم جبههايها و كم رنگ كردن مرزهاي خود با نامحرمان مدعي خط امام مشغولند .آقاي موسوي بايد سريعتر اين ابهام اساسي را برطرف نمايند؟
* ميرحسين ،گزينه دولت وحدت ملي
3 _ اگرچه شواهد و اخبار حاكي از آن است كه مير حسين موسوي هنوز كمتر براي همكاري با جريان قدرتطلب از خود علاقه نشان داده است، اما اگر دقيقتر به تئوري شكست خورده وحدت ملي قدرت طلبان كه از سوي فردي خاص به طور جدي پيگيري ميشد نگاه بيندازيم متوجه خواهيم شد كه در شرايط فعلي بهتري گزينه از نظر قدرتطلبان براي اين تئوري ميرحسين موسوي است. زيرا او ميتواند اين طرح زمين خورده را از جا بلند نمايد، اگرچه مجبور شود مصالحهاي با جريان قدرتطلبان انجام دهد. زيرا بر طبق سخنان ميرحسين به كثرت ديدهايم كه وي دم از "خرد جمعي " ميزند كه همچون برخي لغات خاص ديگر در فضاي سياسي كنوني كشور بيشتر از آنكه معناي تحتاللفظي خود را داشته باشند، داراي معاني ديگري هستند كه در اينجا چراغ سبزي به برخي تفكرات خاص ميباشد. علي اي حال اين سخن به معناي آن نيست كه قطعاً چنين اتفاقي رخ خواهد داد و بايد منتظر ماند و ديد كه آيا اين دو طرف حاضر ميشوند اختلافات ديرينه خود را با هم كنار بگذارند يا خير؟
* بخش سوم : بازي حقيقي،بازي اصولگرا-اصولگرا
در بخش سوم كه آخرين بخش از اين بيانيه است، قصد داريم تا بار ديگر بر اين نكته تاكيد ورزيم كه به نظر ميرسد جريان مقابل پس از آنكه بازتاب بسيار كم توجه مردمي به حضور آقاي خاتمي و ديگر كانديداهاي اصلاحات را به خود ديد ديگر به دنبال پيروزي در دنبال انتخابات نيست بلكه جوياي بازي باخت - باخت است كه همان انشقاق در ميان جريان اصولگرايي و قراردادن آنها در مقابل يكديگر است تا بتوانند رييس جمهوري با پشتوانه ضعيف مردمي از جريان اصولگرا انتخاب شود و با اين ضعف، موجبات بازگشت دوباره به قدرت را براي جريان قدرتطلبي فراهم نمايد. زمزمههاي دولت ائتلافي و يا سنگاندازي بر سر بودجه 88 و متعاقباً چند برابر شدن بودجه مجمع تشخيص توسط نمايندگاني به اصطلاح اصولگرا كه فرياد انتقادات سابقشان از دولت سازندگي سر به فلك ميكشيد و نكات متعدد ديگر همگي حاكي از آن است كه جريان قدرتطلب توانسته است از ضعف سياسي بسياري از اصولگرايان تاكنون استفاده نمايد و حتي پيوندهايي نيز با آنها برقرار نمايد.
دولت ائتلافي كه در واقع ترجماني ديگر از همان دولت وحدت ملي است، اين بار توسط طراحان همان ايده دولت وحدت ملي در قالب و شكلي فانتزي تر بيان شده است ، زيرا طراح اصلي ايده دولت وحدت ملي (بازيگردان پنهان انتخابات ) گمان مي كرد كه اين ايده با استقبال اصولگرايان و اصلاح طلبان قرار گيرد كه البته تاحدودي بسيار كمي مورد توجه برخي از جريانات اصلاح طلب نيز قرار گرفت ،اما اصولگرايان آن را به سختي طرد كردند و خط قرمز خود را رييس جمهور شدن يك اصلاح طلب ناميدند. لذا دولت وحدت ملي در يك شرايط غير قابل پيش بيني از طرف صاحبان آن ،تبديل به طرحي نارس و سوخته اي شد كه همچون يك جنين مرده متولد شد . لذا دولت ائتلافي آخرين تير آنان براي احيا كردن طرحي است كه در همان نطفه از بين رفت .
از اين رو بايد بسيار هوشيار بود كه نگذاشت اين خط كشي در ميان اصولگرايان بوجود آيد ،اگرچه متاسفانه برخي ظاهر الاصولگراها در اين بين سنگ اندازي مي كنند و در واقع در كامل كردن پازل جريان مقابل ناخودآگاه - و شايد هم خودآگاه - همكاري مي نمايند .لذا اين ضعف بصيرت همت بيشتر جنبش دانشجويي را مي طلبد تا از كجروي هاي برخي افراد كه در دامن قدرت طلبان به دام افتاده اند و در پيشبرد اهداف آنها قدم بر مي دارند ،جلوگيري نمايند . اين نكته كه در بيانات مقام معظم رهبري در سالگرد قيام مردم تبريز(29 بهمن ماه) نيز مورد توجه قرار گرفته است را در خاتمه اين بيانيه مي آوريم : "همه بدانند كه امروز دشمنان نظام جمهورى اسلامى از بركندن اين بنيان مستحكم، احساس عجز ميكنند؛ سعىشان اين است كه به وسائل گوناگون، به دست خودِ كسانى كه تو اين انقلاب بودند و هستند، از اين محتوا ذره ذره بكنند....... وظيفه من، وظيفه شما اين است كه از محتواى انقلابى، از اصول با ارزشِ انقلاب دفاع كنيم و نگذاريم اين مبانى با ارزش و اين ارزشهاى والا ناديده گرفته بشود؛ اين وظيفهى ماست. "
فوتبال جام حذفي ايران پاس پيروزي را حذف كرد
سرخپوشان پايتخت عصر ديروز (يك شنبه ) در مرحله يك چهارم نهايي جام حذفي باشگاه هاي ايران مهمان پاس همدان بودند كه با شكست 2 بر يك برابر شاگردان وينگوبگوويچ از راهيابي به دور بعد باز ماندند .
در اين ديدار كه عليرضا فغاني قضاوت آن را برعهده داشت پاس با گل هاي جوزف اديشون (12 ) و محمد غلامي (31 ) حريفش را شكست داد تا پنج شنبه در مرحله نيمه نهايي با راه آهن تهران رو به رو شود . بهادر عبدي در دقيقه 79 تك گل پيروزي را به ثمر رساند .
سبزپوشان در اين بازي دو بار كارت قرمز داور را در مقابل خود ديدند . جوزف اديشون (69 ) و وحيد علي آبادي (80 ) از سوي فغاني از زمين مسابقه اخراج شدند.
اين دومين بار بود كه پيروزي به دست پاس همدان از جام حذفي كنار رفت
با اتمام ثبت نام از كانديدا ها تنور ستاد هاي انتخاباتي داغتر شد
نشست سراسري روساي ستادهاي استاني موسوم به حمايتهاي مردمي از دكتر محمود احمدي نژاد در تهران و در تالار سياره برگزار شد . به گزارش سايت فردا در اين نشست كه با حضور بيش از 1500 نفر از مسئولين و روساي ستاد استاني برگزار شد نعمت الله حكيم رييس ستاد حمايت مردمي از احمدي نژاد تاكيد كرد : وجه عدالت خواهي و خدمت گذاري كه دردولت نهم در جامعه ايجاد گرديده باعث شده كه گفتمان امام و انقلاب زنده و پوياتر از گذشته در جامعه اجرايي شود به همين علت امروز از دكتر احمدي نژاد در عرصه انتخابات حمايت مي كنيم و به درخواست مردم دلسوز و ولي نعمتان واقعي انقلاب اين ستاد به صورت خودجوش در ماههاي گذشته به فعاليتهاي خود ادامه داده تا اينكه با هماهنگي هاي صورت گرفته تصميم بر اين شده كه فعايت تشكيلاتي اين ستاد در سراسر كشور به صورت منظم فعاليت خود را آغاز نمايد . لازم به ذكر است ستاد مردمي حمايت از احمدي نژاد يكي از 2 ستاد موسوم به مردمي اصلي وي است كه در انتخابات دوره دهم از او حمايت مي كند.
انتخاب در جامعه اسلامي مهندسين به دليل حمايت از احمدي نژاد
در حالي كه كمي بيش از يك ماه تا برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري باقي مانده است برخي احزاب اصولگراي سنتي با اختلافاتي در درون خود دست و پنجه نرم مي كنند. يكي از اين احزاب جامعه اسلامي مهندسين است كه جايگاه ويژه اي در تصميم گيري هاي جناح اصولگرا دارد. اولين تخلف اين جامعه زماني رخ داد كه بر خلاف اساسنامه جبهه پيروان خط امام و رهبري اقدام به معرفي كانديداي مورد حمايت خود كرد و سبب شد تا از هم گسيختگي اين جبهه بيش از پيش نمايان شود. هرچند بزرگان اصولگرا سعي كردند اين موضوع را مهم جلوه ندهند. انتصاب دانش جعفري به عنوان رئيس ستاد محسن رضايي ضربه ديگري را بر پيكره جامعه اسلامي مهندسين وارد كرد. غلامحسن اميري قائم مقام جامعه اسلامي مهندسين در اين باره گفت : دانش جعفري عضوي از تشكيلات جامعه اسلامي مهندسين است و دليل پذيرش رياست ستاد رضايي را بايد از خودش بپرسيد. اميري كه از تك روي دانش جعفري گله هايي داشت عنوان كرد : دانش جعفري براي پذيرش مسووليت ستاد رضايي با ما مشورت نكرد و اصلا اين موضوع را در تشكيلات بيان نداشت .خودش مسووليت را پذيرفته است . قائم مقام جامعه اسلامي مهندسين در پاسخ به اين سوال كه آيا اقدام دانش جعفري بر خلاف مصوبات جامعه اسلامي مهندسين بود و آيا برخوردي با او مي شود اظهار داشت : او خلاف تشكيلات عمل كرده است . به گزارش شهاب نيوز اميري همچنين پرده از راز ناهماهنگي در جامعه اسلامي مهندسين برمي دارد و مي گويد : علي القاعده در تشكل ما افرادي هستند كه ممكن است موافق حمايت از كانديداي جامعه نباشند و نظرات خود را داشته باشند و طبق آن نظرات عمل كنند. از دفتر دبيركل جامعه اسلامي مهندسين هم خبر مي رسد كه امير مقدم رئيس دفتر باهنر به دليل برخي ناهماهنگي ها از سمت خود استعفا داده است . در بين احزاب زنان اصولگرا نيز در اين فاصله محدود مانده تا انتخابات شاهد اختلافاتي هستيم . دو حزب اصولگراي زن حمايت خود را از احمدي نژاد رسما اعلام كرده اند اما پنج تشكل ديگر ساز ناهماهنگ مي نوازند و براي حمايت از رئيس جمهور در ترديد به سر مي برند.
محمدرضا خاتمي : سخنگوي موسوي نيستم
دبير كل سابق جبهه مشاركت كه به منظور حمايت از ميرحسين موسوي به لرستان سفر كرده بود در پاسخ به سئوالي پيرامون ديدگاه ميرحسين موسوي در مورد احزاب عنوان كرد : من سخنگوي موسوي نيستم . سيد محمدرضا خاتمي در جمع رسانه هاي گروهي لرستان درباره جايگاه احزاب در دولت موسوي اظهار داشت : من سخنگوي ميرحسين موسوي نيستم ; ان شا الله خودشان يا اعضاي مستقيم ستادشان تشريف آوردند توضيح كامل خواهند داد. وي ادامه داد : موسوي از ابتداي انقلاب خودش عضو حزب بوده است و روزنامه ارگان وابسته به حزب را اداره مي كرده است و بعد از آن نيز كارهاي تشكيلاتي انجام داده است . عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت با بيان اينكه خصيصه كشور ما اين است كه احزاب آنگونه كه بايد و شايد جا نيافتاده اند يادآور شد : حتي در ميان نخبگان ما حزب آنگونه كه بايد پايگاه داشته باشد ندارد بنابراين بايد بپذيريم كه در شرايط فعلي احزاب آنچنان نيستند كه همه نخبگان و شايستگان كشور را پوشش دهند. خاتمي افزود : با توجه به اين موارد طبيعي است كه هر دولتي كه بر سر كار بيايد افرادي را مجبور است انتخاب كند كه خارج از روابط حزبي باشد. وي با تاكيد بر اينكه " در رابطه با احزاب گفتگوهاي صريحي با ميرحسين انجام داده ايم " عنوان كرد : موسوي دقيقا معتقد به كار حزبي و تحزب است .
نماينده دادستان : استفاده از اموال دولتي و كارمندان اداري در انتخابات ممنوع است
نماينده دادستان كل كشور در امر نظارت بر تبليغات انتخابات بر ممنوعيت هر گونه استفاده از اموال دولتي و كارمندان اداري در امر انتخابات تاكيد كرد . به گزارش روابط عمومي دادستاني كل كشور « ناصر سراج » اظهار داشت : طبق ماده 68 قانون انتخابات انجام هرگونه فعاليت تبليغاتي از تاريخ ابلاغ رسمي اسامي نامزدها له يا عليه نامزدهاي رياست جمهوري از تريبون نماز جمعه يا هر وسيله ديگري كه جنبه رسمي و دولتي دارد ممنوع است و مرتكب مجرم شناخته مي شود. نماينده دادستان كل كشور د1زود : طبق ماده 64 قانون انتخابات رياست جمهوري برنامه تبليغاتي راديون انتخابات فعاليت كارمندان در ساعات اداري و همچنين استفاده از وسايل و ساير امكانات وزارت خانه ها و ادارات شركتهاي دولتي و موسسات وابسته به دولت و نهادها و موسساتي كه از بودجه عمومي به هر مقدار استفاده مي كنند و در اختيارگذاشتن وسايل و امكانات مزبور ممنوع بوده و مرتكب مجرم شناخته مي شود. به گفته سراج موسسات و نهادهايي كه دارايي آنها از اموال عمومي است همانند بنياد مستضعفان و شهرداري ها مشمول اين قانون هستند. نماينده دادستان كل كشور اظهار داشت : ادارات و سازمانها و ارگانهاي دولتي و نهادها و اعضاي آنها با ذكر سمت خود حق ندارند له و عليه هيچ يك از نامزدهاي انتخاباتي اعلاميه اطلاعيه و پلاكارد بدهند . وي تصريح كرد : در ماده 62 اجازه داده شده از امكانات حداقلي فقط در رابطه با صدا و سيما استفاده شود. نماينده دادستان كل كشور اضافه كرد : به منظور تضمين برخوردهاي يكسان نامزدهاي رياست جمهوري از امكانات دولتي كميسيوني به نام كميسيون بررسي تبليغات انتخابات در وزارت كشور تشكيل مي شود. به گفته وي اعضاي اين كميسيون عبارتند از : دادستان كل يا نماينده تام الاختيار وي وزير كشور يا نماينده تام الاختيار وي مدير عامل صدا و سيما يا نماينده تام الاختيار وي . سراج گفت : شوراي نگهبان نيز مي تواند يك نفر از ميان اعضاي خود يا از خارج از خود را به منظور نظارت بر كار كمسيون بررسي تبليغات انتخابات تعيين كند . معاون دادستان كل كشور افزود : طبق ماده 64 قانون انتخابات رياست جمهوري برنامه تبليغاتي راديو تلويزيون نامزدها بايد صرفا " ضبط شود . وي در خصوص مصاديق مجرمانه تبليغات انتخابات رياست جمهوري گفت : طبق ماده 32 ارتكاب امور ذيل از جمله خريد و فروش راي تقلب در اوراق و تعرفه يا برگ راي يا صورت جلسات تطميع يا تهديد در امر انتخابات و راي با شناسنامه جعلي يا شناسنامه ديگران و راي دادن بيش از يكبار جرم است . به گفته وي اخلال در امر انتخابات كم و زياد كردن تعرفه ها تقلب در راي ديگران و شمارش آرا و راي گرفتن با شناسنامه كسي كه حضور ندارد و توصيه به انتخاب كانديداي معين از طرف اعضاي شعبه اخذ راي يا فرد ديگر در محل اخذ راي نيز جرم مي باشد. سراج تصريح كرد : تغيير و تبديل يا جعل و يا ربايش يا معدوم نمودن اوراق و اسناد انتخاباتي از قبيل تعرفه و برگ راي و صورت جلسات و تلكس و تلفنگرام و تلگراف ها بازكردن يا شكستن قفل محل نگهداري و لاك و مهر صندوقهاي راي بدون مجوز قانوني جابجايي دخل و تصرف يا معدوم نمودن اسناد انتخاباتي بدون مجوز قانوني دخالت در امر انتخابات با سند مجعول نيز جرم محسوب مي شود. به گفته نماينده دادستان ايجاد رعب و وحشت براي راي دهندگان يا اعضاي شعب ثبت نام يا اخذ راي با اسلحه يا بدون اسلحه در امر انتخابات و دخالت در امر انتخابات با سمت مجعولي يا به هر نحو غير قانوني نيز جرم است . سراج در خصوص مجازات اين جرايم به فصل هشتم قانون انتخابات اشاره كرد و گفت : از ماده 84 الي 94 اين قانون نحوه مجازاتها احصا شده است . وي اظهار داشت : قاضي در هر موقع مي تواند راي به مجازات مذكور يا هر مجازات متناسب ديگري كه در قانون تعزيرات آمده است را صادر كند.
كروبي : خودم را براي رياست جمهوري جوان مي بينم
كانديداي دهمين دوره رياست جمهوري گفت : 71 سال عمر دارم و خود را براي رياست جمهوري جوان مي بينم . به گزارش خبرگزاري فارس از ايلام حجت الاسلام كروبي ظهر ديروز در جمع شماري از دانشجويان دانشگاه ايلام با بيا� مي خواهند از نام بسيج سو استفاده كرده و به نفع كانديدايي استفاده و6 تلاش ها به اندازه اي كه توقع مي رود نبوده است . وي ادامه داد : من از گذشته براي توسعه استان هاي كشور از جمله مناطق محروم و به ويژه جنگ زده برنامه هايي داشته كه اگر در اين عرصه موفق شوم به آنها مي پردازم . اين كانديداي دهمين دوره رياست جمهوري اضافه كرد : در اين ميدان بزرگ حرف آخر را مردم مي زنند و هر چه مردم انتخاب كنند من به آن احترام مي گذارم اگر موفق شدم خوشحال خواهم شد و اگر موفق نشدم به آنچه كه مردم انتخاب كردند احترام گذاشته با وي (شخص برگزيده مردم ) همكاري مي كنم . كروبي تصريح كرد : حدود 48 سال است كه عمر خود را براي پيروزي انقلاب و پس از پيروزي آن براي استمرار انقلاب وقف كرده ام در اين مدت دريافته ام كه هركس در برابر اراده محكم و آهنين مردم بايستد پودر مي شود. كانديداي احتمالي دهمين دوره رياست جمهوري گفت : به شدت اعتقاد به تغيير در اوضاي كنوني مملكت دارم و بر اين اساس احساس وظيفه كردم كه در اين عرصه شركت كنم . وي ادامه داد : هيچ گاه قصد تنها گرم كردن تنور انتخابات را نداشته بلكه مصمم و استوار براي شركت در انتخابات در اين ميدان حضور جدي دارم . اين كانديداي رياست جمهوري اضافه كرد : به اذعان اكثريت سياسيون از چپ تا راست همگي اعتقاد به تغيير اوضاع كشور داشته و در برخي محافل به اين مباحث مي پردازند. كانديداي دهمين دوره رياست جمهوري گفت : من به بسيج سپاه علاقه داشته و درصدد تقويت اين نهادها هستم . اما اگر زماني متوجه شوم عده اي مي خواهند از نام بسيج سو استفاده كرده و به نفع كانديدايي استفاده كنند سكوت نخواهم كرد. اين كانديداي احتمالي رياست جمهوري اضافه كرد : اين عدم سكوت تنها براي دفاع از حرمت بسيج و دفاع از ارزش هاي والاي بسيج است .
منتجب نيا : كروبي درمرحله دوم رئيس جمهور مي شود
قائم مقام حزب اعتماد ملي با اين پيش بيني كه كروبي در انتخاباتي دو مرحله اي رئيس جمهور خواهد شد گفت : شرط حضور اصولگرايان در كابينه احتمالي شيخ اصلاحات آن است كه بتوانند با وي كار كنند ولي ديدگاه خود را اعمال نكنند. حجت الاسلام رسول منتجب نيا در گفتگو با خبرگزاري مهر در تشريح ديدگاهش درباره معرفي اعضاي كابينه احتمالي كانديداهاي رياست جمهوري از جمله مهدي كروبي گفت : معرفي اعضاي كابينه براي آشنايي هر چه بيشتر مردم با ديدگاه كانديداها لازم است و در اين صورت مردم هم با علم و آگاهي به كانديداهايي كه برنامه خود و مجريان آن را اعلام كرده اند راي خواهند داد. وي تاكيد كرد كه همچنين با معرفي كابينه كانديداها مردم با چگونگي يارگيري گزينش و چينش كانديداها آشنايي پيدا مي كنند و متوجه خواهند شد كه ديدگاه روش و برنامه كانديداي مورد نظر براي شناسايي و جذب نيروها چگونه است . قائم مقام حزب اعتماد ملي در عين حال با بيان اينكه مسئله لزوما به اين معنا نيست كه كانديداها همه معاونان و وزراي خود را معرفي كنند خاطرنشان كرد : ممكن است شرايط زماني و مكاني ديدگاه كانديداها را عوض كند. وي ادامه داد : ممكن است كانديدايي قبل از انتخابات شخصي را به عنوان وزير فلان وزارتخانه معرفي مي كند اما بعد از انتخابات معلوم شود كه آن فرد شايستگي لازم را براي احراز پست وزارت ندارد و شخص ديگري براي آن جايگاه مناسب تر است . قائم مقام حزب اعتماد ملي درباره نتيجه انتخابات نيز گفت : به احتمال زياد انتخابات به مرحله دوم كشيده خواهد شد كه اگر مجريان و ناظران انتخابات بتوانند خودشان را كنترل كنند شانس رياست جمهوري دهم را براي مهدي كروبي مي دانم . م�%ر قو�%8�يا علي رغم اعلام ورود مستقل %9� و �%1 حسين موسوي در هنگام ثبت نام در عرصه انتخابات مي گويد : رقابت نهايي در مرحله دوم بين دو اصلاح طلب و يا يك اصولگرا و يك اصلاح طلب خواهد بود.
كليدخوردن فيلم انتخاباتي احمدي نژاد
كارگردان فيلم انتخاباتي محمود احمدي نژاد براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام كرد اين فيلم با حضور رئيس دولت نهم در ستاد انتخابات به طور رسمي كليد خورد. جواد شمقدري مشاور هنري رئيس جمهوري در گفت وگو با خبرگزاري مهر با بيان اين مطلب اظهار داشت : همزمان با حضور دكتر احمدي نژاد در ستاد انتخابات كشور براي ثبت نام در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري فيلم انتخاباتي وي نيز به طور رسمي كليد خورد. شمقدري همچنين در پاسخ به اين سئوال كه آيا در فيلم انتخاباتي رئيس جمهوري از فيلم هاي سفرهاي استاني استفاده خواهد كرد يا نه گفت : اين طبيعي است كه ما براي ساخت اين فيلم از آرشيو هم استفاده كنيم . وي در پايان گفت كه براي ساختن اين فيلم از برخي دوستان علاقه مند اهل سينما و همچنين كارشناسان فن استفاده خواهد كرد. شمقدري كارگردان فيلم انتخاباتي احمدي نژاد در دوره نهم رياست جمهوري نيز بود.
بيانيه رسمي حزب اعتدال و توسعه در حمايت از ميرحسين موسوي
حزب اعتدال و توسعه ديروز همزمان با كنفرانس خبري دبيركل اين حزب با صدور بيانيه اي ; حمايت قاطع خود را از كانديداتوري ميرحسين موسوي در انتخابات رياست جمهوري دهم اعلام كرد. در اين بيانيه آمده است : به يقين واسپاري مسئوليت خطير قوه اجرائيه كشور به شخصيتي فرهيخته و جامع الاطراف كه شناخت عميقي از آموزه هاي نهفته در آرمان هاي مترقي انقلاب اسلامي داشته و به استناد رجليت سياسي و مذهبي ساختار مردم سالاري ديني در نظام جمهوري اسلامي را به صواب و درستي درك نمايد اين ضمانت را نويد خواهد داد كه رئيس جمهور منتخب و دولت برگزيده دهم با نگاه و رويكردي كلان جامع و تعميق يافته امور كشور را مديريت و راهبري كرده و موجبات بهره مندي ملت فهيم ايران از حقوق حقه شان را فراهم نمايند. اين حزب تاكيد مي كند : فارغ از مبارزات جناح ها و جريان هاي سياسي موجود در كشور و آرايش آنها در حمايت از نامزدهايي خاص در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و نيز گفتمان هايي كه در چارچوب اصولگرايي اصلاح طلبي و اعتدال گرايي مورد علاقه و تمايل آنهاست مي توان از منظري ديگر به انتخابات رياست جمهوري در بيست و دوم خردادماه امسال نگريست . فضاي سياسي كشور هم اينك به جاي آن كه همچون چند سال اخير در بند دو نحله اصولگرايي و اصلاح طلبي انسداد يابد در دو رويكرد نوين « دفاع از وضع موجود » و « طلب وضع بهتر » هويت و معنا يافته است . به عبارتي ديگر شيرازه رقابت در انتخابات رياست جمهوري دهم برخلاف سنوات سابق ميان نامزدهاي جريان هاي راست و چپ و يا اصولگرا و اصلاح طلب تعريف نمي شود بلكه مبارزه اصلي در كشاكش دو قطبي است كه يكي از آنها از مناسبات و وضعيت موجود دفاع كرده و ارزيابي مثبتي از عملكرد نهاد دولت طي چهارسال گذشته دارد و ديگري معتقد است كه تداوم شرايط كنوني زيانبار بوده و به كيان كشور انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي صدمه مي رساند لذا بايد به دنبال استقرار شرايط بهتر در مملكت بود. حزب اعتدال و توسعه با تحليل و ارزيابي مبتني بر شاخص ها و شواهدي كه در عرصه هاي گوناگون فرهنگي سياسي اقتصادي و اجتماعي در دست دارد ضمن اذعان به برخي تلاش هاي دست اندركاران دولت اعتقاد دارد كه استمرار رويكرد مديريتي كنوني حاكم بر قوه مجريه كشور جمهوري اسلامي ايران را به شان و جايگاهي كه در خور آن است نرسانده و با از دست رفتن فرصت ها و بعضا تقويت تهديدها و اتلاف منابع نرم افزاري و سخت افزاري كشور حقوق ملت ايران را تضييع مي نمايد. در اين راستا مي توان از نابسامان بودن شاخص هايي مانند رشد توليد ناخالص ملي رشد سرمايه گذاري بهره وري تورم بيكاري درآمد سرانه رفاه عمومي آزادي اقتصادي ميزان صادرات و واردات ضريب جيني و شكاف روز افزون اغنيا و فقرا به مثابه شاهد و گواه مدعا نام برد. كاهش سطح اعتماد و رضايت و مشاركت اجتماعي و تجزيه نيروهاي سياسي وفادار به انقلاب وافزايش سطح ناهنجاري هاي اجتماعي (بيكاري فقر فساد و اعتياد) و ناكارآمدي ساختار اجرايي در پاسخگويي به حجم وسيع مطالبات مردم و شعارزدگي روزمرگي عوامفريبي خرافه گرايي و نظام سليقگي از چالشهاي جدي اين دولت است . آشفتگي ابهام و فراز و نشيب هاي غيركارشناسي در روابط دوجانبه با كشورهاي جهان و به خصوص همسايگان و كشورهاي اروپايي و جايگاه ضعيف اين دوره سياست خارجي در روابط بين الملل و صدور قطعنامه هاي متعدد شوراي امنيت سازمان ملل عليه كشورمان همراه با حضور جنجالي مقامات عاليه كشور در برخي اجلاس هاي بين المللي موجب كاهش سطح تاثيرگذاري ايران بر شكل گيري روندهاي منطقه اي و بين المللي گرديده و چالش هاي فراواني را در سياست خارجي و توسعه ملي كشور بوجود آورده است . همچنين اركان حزب اعتدال و توسعه علاوه بر ترغيب مردم معزز ايران به مشاركت و حضور فعالانه در انتخابات دوره دهم رياست جمهوري اسلامي ايران در يك همگرايي تام دموكراتيك ضمن تكريم و احترام خاضعانه به همه نامزدهاي اين انتخابات از نامزدي برادر انديشمند و ارزشمند جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهو ري اسلامي حمايت نموده و از ملت سرافراز و فداكار ايران در اقصي نقاط اين مرز وبوم مي خواهد كه راي خود را مزين به نام اين شخصيت جامع الشرايط نمايند. بي ترديد يك دهه سكانداري مسئوليت دولت در پست نخست وزيري و كارآمدي و موفقيت شايان توجه ايشان در ايام جنگ تحميلي مراتب متعالي درايت تعهد دلسوزي و فداكاري حمايت مستمر و همه جانبه حضرت امام خميني (ره ) از ايشان اخلاص و پايبندي وي به ارزش ها و اصول انقلاب اسلامي ساده زيستي پاكدامني نجابت و دانش ورزي ايشان جملگي كليه اعضاي حزب اعتدال و توسعه را اقناع و ترغيب مي نمايد كه با جديتي وافر به حمايت و پشتيباني از نامزدي برادر جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي برخاسته و از همه ظرفيت ها و امكانات خويش براي توفيق اين برادر ارزشمند در عرصه انتخابات دوره دهم رياست جمهوري استفاده نمايد
منبع روزنامه جمهوری اسلامی
عضو مجمع نيروهاي خط امام(ره) در گفتگو با فارس: ميرحسين موسوي را نميشناسند

حسن خوشقلب، عضو مجمع نيروهاي خط امام(ره) در گفت و گو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس اظهار داشت: اغلب شعارهاي كروبي در انتخابات نهم و در اين دوره اقتصادي بوده است و بنابراين وي با دادن شعارهاي اقتصادي آراء قشر فقير جامعه را جذب ميكند.
وي افزود: كروبي آراء هر دو كانديدا ( موسوي و احمدينژاد) را به خود اختصاص داده بنابراين انصراف او نيز همين نتيجه را دارد كه بخشي از آراء او به سمت موسوي و بخشي به سمت احمدينژاد ميرود.
عضو مجمع نيروهاي خط امام(ره) در ادامه خاطر نشان كرد: اين بدين معني نيست كه آراء كروبي بيشتر از موسوي است اما حضور وي اين مزيت را دارد كه انتخابات به مرحله دوم و به رقابت بين احمدينژاد و موسوي كشيده ميشود.
وي با اشاره به اينكه رأي خاتمي بيشتر از موسوي بوده گفت: در حال حاضر به دليل اينكه صدا و سيما هنوز تحرك لازم را براي انتخابات ندارد و شوق انتخاباتي آنطور كه بايد در جامعه ايجاد نشده است بسياري هنوز نميدانند كه موسوي كانديدا شده است و بسياري نيز هستند كه اصلا او را تاكنون نميشناسند.
خوشقلب ادامه داد: با شروع تبليغات و فعاليت رسانه ملي و رسانههاي خصوصي قطعاً شناخت مردم نسبت به موسوي رشد و رأي وي نيز افزايش خواهد يافت.
عضو مجمع نيروهاي خط امام(ره) نقش هاشمي در اجماع جبهه اصلاحات را جدي ارزيابي و تأكيد كرد: هاشمي در ظاهر ميخواهد نقشي فراتر از جبهه اصولگرايي و اصلاحطلبي در جامعه ايفا كند و وي تمايل به ورود مستقيم به عرصه و به نفع هيچ يك از جريانها را ندارد.
وي در ادامه افزود: تجربه نشان داده است كه هاشمي به هر حال با توجه به نيازهاي جامعه و آيندهنگري كه دارد فكر ميكند كه اگر نسبت به جناحي موضعگيري مستقيم نكند مفيدتر است حتي اعضاي حزب كارگزاران كه از نزديكان هاشمي هستند نتوانستند از صحبتهاي وي استنباط يكساني داشته باشند.
خوشقلب با اشاره به اقبال برخي از اعضاي حزب كارگزاران به سمت كروبي و برخي به سمت موسوي بيان داشت: اين موضوع نشان ميدهد كه هاشمي به كارگزاران هم موضعگيري خود را به شكل شفاف نگفته است.
عضو مجمع نيروهاي خط امام(ره) موضعگيري هاشمي را براي اجماع در جبهه اصلاحات بسيار موثر دانست و اظهار داشت: قطعا اگر هاشمي موضعگيري شفافي ميكرد براي اجماع اصلاحطلبان بسيار موثر ميبود و منجر به اجماع و وحدت رويه در اين جبهه مي شد مثلاً در حزبي مثل كارگزاران يا عدالت و توسعه اين تشتت آراء ديده نميشد و بخش عمده جبهه اصلاحات به وحدت و اجماع ميرسيدند.
انتهاي پيام/ي
فروزش و بيادي مشاوران انتخاباتي محسن رضايي شدند
رضايي در احكام خود به اين دو تن با اشاره به سوابق مديريتي هر يك، بر ضرورت توجه به ابعاد متعدد سند چشم انداز بيست ساله تاكيد كرده است. رضايي ديروز با حضور در ستاد انتخابات كشور رسما در اين دوره انتخابات داوطلب كانديداتوري شد.
کروبی در جمع خبرنگاران گفت :توجهي به نظرسنجيها ندارم
خبرگزاري فارس: داوطلب كانديداتوري انتخابات رياست جمهوري دوره دهم گفت: خيلي توجه به نظرسنجيها ندارم چون برگرفته از دستهبنديهاي سياسي و ثانيا سوال و جوابهاي جهت دار است و اساسا بر مبناي خواسته افراد تدوين ميشود و ديديم كه نظرسنجيها در دوره قبل نيز جواب نداد.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، مهدي كروبي دبير كل حزب اعتماد ملي در نشست خبري در ستاد انتخاباتي كشور در پاسخ به سوال خبرنگار فارس در خصوص رابطه وي با هاشمي رفسنجاني و اينكه آيا از وي در عرصه انتخابات حمايت ميكند يا خير؟ اظهار داشت: رابطه دوستانه با هاشمي داريم و گاهي هم خدمتشان رفتم اما اخيرا خدمتشان نرسيدم و اصلا اطلاعي از حمايت ايشان از خودم ندارم.
وي ادامه داد: خيلي توجه به نظرسنجيها ندارم چون برگرفته از دستهبنديهاي سياسي و ثانيا سوال و جوابهاي جهت دار است و اساسا بر مبناي خواسته افراد تدوين ميشود و ديديم كه نظرسنجيها در دوره قبل جواب نداد و لذا معتقدم كه مردم هم صريح حرفشان رانميزنند.
كروبي ادامه داد: وقتي آقاي جعفري هم ميآيد و بيان ميكند كه بسيج وارد صحنه ميشود من خيلي نميتوانم اعتقادي به نظرسنجيها داشته باشم و معتقدم نظرسنجي جدي و واقعي روز 22 خرداد خواهد بود و 12 سال پيش هم تا لحظات آخر كه ما سوال ميكرديم چيز ديگري برخواسته از نظرسنجيها به ما ميگفتند اما نتيجه در 2 خرداد چيز ديگري شد.
دبير كل حزب اعتماد ملي در پاسخ به سوال خبرنگاري مبني بر اينكه كارگزاران حمايت رسمي خود را از ميرحسين اعلام كرده اما برخي چهرهها در بدنه كارگزاران به ستاد شما پيوستند آيا اين ناشي از سهمدهي و يا قول حضور در كابينه به آنها نيست، بيان كرد: من تا اين لحظه نه در گذشته و نه در حال به هيچ يك از دوستان و همكارانم وعدهاي ندادم و به آنها نيز هيچ يك در اين فاز وارد نشدند اما چنانچه من موفق شوم اخلاقي، انساني و قانوني است. كه از نيروهايي كه در كنارم هستند و با من همكاري ميكنند نقش بگيرند و با من همكاري كنند و به خصوص نيروهايي كه در كنار من هستند بسيار ورزيدهاند و اينكه كارگزاران دو بخش شده است، به خودشان مربوط است و اين شرايط دو دستگي در خصوص مجمع روحانيون و مجمع مدرسين نيز وجود دارد.
خبرنگاري از كروبي پرسيد چه ويژگيهايي در خود ديدهايد كه در بدنه اصلاحطلبي عليرغم تمامي فشارها و وجود دو كانديدا باقي بمانيد كه كروبي پاسخ گفت: موضع من در اين خصوص همان موضع قبلي است و ديگر تكرار نميكنم و اينكه چه تواني در خودم ديدهام كه در اين شرايط كشور وارد صحنه شوم اين است كه خدمتگذار خوبي براي مردم باشم و همين طور چتري دارم كه نيروهاي عظيمي كه ممكن است با ديگران كار نكنند، با سعه صدر با من كار ميكنند و حضور خودم را ضروري ميدانم و معتقدم ميتوانم بسياري از مشكلات را به خوبي حل كنم.
دبير كل حزب اعتماد ملي در خصوص اينكه آيا در اين دوره نيز شعاري همچون دور گذشته در خصوص ماهانه 50 هزار تومان به مردم و يا رقمي بيشتر داريد يا خير؟ بيان داشت: توزيع سهام مبسوط و مفصل به وسيله كرباسچي، عبدي و الويري به تدريج تدوين ميشود و كار بسيار خوبي است و اصلا بحث انتخابات نبوده است اما اگر قيمت نفت بالا برود طبعا بيشتر ميشود و اگر قيمت نفت پايين بيايد آن رقم نيز پايين ميآيد اما مبلغي كه در نظر گرفتهام را نميخواهم بيان كنم چون ممكن است بالا و پايين بشود.
وي در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه آيا قبول داريد انحلال سازمان مديريت مورد نظر شهيد رجايي نيز بوده است؟ گفت: اختلافات نسبي ميان بني صدر و رجايي مطرح بود ولي اصلا چيزي در اين خصوص به چشممان نخورد و هميشه ايشان تاكيد بر لزوم تقويت مديريت و برنامهريزي داشتند و گاهي بر اساس فردي كه در اين دستگاهها بود مشكلاتي وجود داشت.
خبرنگاري پيش از طرح سوال خود به كروبي گفت: به شما توصيه ميكنم نگذاريد كشور به سمت و سويي برود كه نهادهاي مقدسي مثل سپاه و بسيج مورد حمله قرار گيرند كه كروبي به وي گفت: وقتي فرمانده يك نيروي نظامي ميآيد و بسيج را قسمت ميكند و بيان ميكند كه بسيج يك كارش نظامي است و كار ديگرش فرهنگي، منظورش راي دادن به يك نفر خاص كه نيست. اينها وقتي اين مسائل را مطرح ميكنند نظرشان بسيج است اما آن بسيجي كه من ميگويم عموم مردم است. من بسيج را عموم مردم،امام و رهبري ميدانم و بسيجي را ميگويم عمومي است اما اينكه برخي بيايند و بسيج را دو دسته بكنند و با توجه به حوادثي كه در مجلس هفتم رخ داد ما ميگوييم كه اينها نبايد باشند.
بنده از شماي خبرنگار بيشتر مدافع سپاه هستم و دو تن از فرزندانم نيز در كوران جنگ به جبهه ميرفتند و يكيشان در اين هدف پاي خود را از دست داد اما جعفري نبايد بيايد و اين كار را بكند ما در جايگاههايي كه قرار داريم ديگر فرد نيستيم و اگر كاري بكنيم ضربه به لباس زده ميشود.
وي خطاب به اين خبرنگار گفت: شما از عمهاتان و خالهتان بپرس كه چه ميگويند مردم بيان ميكنند كه اينها همان كسي را ميخواهند از صندوق در ميآورند اما ما هر چه مي گوييم بناي بر اين است كه مردم بيايند و در انتخابات حضور يابند و به نظام كمك كنند.
كروبي در پايان بيان كرد: يكي از انگيزههايم براي حضور در انتخابات تشكيل كابينهاي از نيروهاي خوب و بهرهگيري از نيروهاي مجربي است كه حتي اگر از محافظهكاران و يا در ستاد رقباي من و ستاد آقاي موسوي است، بهره ميگيرند و راهي جز تشكيل كابينهاي كه مردم در آن احساس كنند كه در مسير توسعه و تداوم راه كشور سهيم هستند،نداريم.
انتهاي پيام/ي
اعلام موضع فرمانده سپاه و جوابیه اقای کروبی
|
فرمانده سپاه: بخشی از بسیج میتواند وارد فعالیت سیاسی شود! |
به گزارش ایلنا، سردار «محمد علی جعفری» در حاشیه همایش هماندیشی بسیج سازندگی و نقش آن در توسعه همه جانبه کشور در جمع خبرنگاران در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه برخی از جریانهای انتخاباتی از فعالیتهای انتخاباتی بسیج ابراز نگرانی میکنند، گفت: «آن بخش از بسیج که بنا به تدبیر مقام معظم رهبری فعالیت نظامی ندارد، جزو نیروهای مسلح به شمار نمیرود به همین دلیل مجاز است که وارد مباحث سیاسی و فعالیتهای موثر شود.»
خبرنگاري پيش از طرح سوال خود به كروبي گفت: به شما توصيه ميكنم نگذاريد كشور به سمت و سويي برود كه نهادهاي مقدسي مثل سپاه و بسيج مورد حمله قرار گيرند كه كروبي به وي گفت: وقتي فرمانده يك نيروي نظامي ميآيد و بسيج را قسمت ميكند و بيان ميكند كه بسيج يك كارش نظامي است و كار ديگرش فرهنگي، منظورش راي دادن به يك نفر خاص كه نيست. اينها وقتي اين مسائل را مطرح ميكنند نظرشان بسيج است اما آن بسيجي كه من ميگويم عموم مردم است. من بسيج را عموم مردم،امام و رهبري ميدانم و بسيجي را ميگويم عمومي است اما اينكه برخي بيايند و بسيج را دو دسته بكنند و با توجه به حوادثي كه در مجلس هفتم رخ داد ما ميگوييم كه اينها نبايد باشند.
بنده از شماي خبرنگار بيشتر مدافع سپاه هستم و دو تن از فرزندانم نيز در كوران جنگ به جبهه ميرفتند و يكيشان در اين هدف پاي خود را از دست داد اما جعفري نبايد بيايد و اين كار را بكند ما در جايگاههايي كه قرار داريم ديگر فرد نيستيم و اگر كاري بكنيم ضربه به لباس زده ميشود.
وي خطاب به اين خبرنگار گفت: شما از عمهاتان و خالهتان بپرس كه چه ميگويند مردم بيان ميكنند كه اينها همان كسي را ميخواهند از صندوق در ميآورند اما ما هر چه مي گوييم بناي بر اين است كه مردم بيايند و در انتخابات حضور يابند و به نظام كمك كنند
يك راي هم يك راي است و براي كسب ان از هر امكاني بايد استفاده كرد اين هم ابتكار ستاد انتخاباتي مهندس
|
متن نامه تاریخی امام چندماه پس از استعفای میرحسین موسوی |
به گزارش قلم نیوز، این سایت ها در حرکتی جدید برای تخریب وجهه موسوی بر روی موضوع استعفای وی در سال 1367 دست گذاشته و با تحریف اصل موضوع، سعی دارند از این موضوع در راستای منافع خود بهره ببرند.
این در حالی است که حمایت های همه جانبه حضرت امام خمینی (ره) از مهندس میرحسین موسوی در دوران نخست وزیری موضوعی نیست که بر کسی پوشیده باشد، اما از آنجا که این روزها کسانی به خود اجازه داده اند که به خیال واهی کم اطلاعی احتمالی نسل جدید، رخدادهای آن زمان را مستمسک قرار داده و پشتیبانی های استثنایی از فرزند رشید امام (ره) و انقلاب را کم اهمیت جلوه دهند یا با بزرگنمایی موضوع استعفا که حرف های گفتنی پیرامون آن بسیار است، حمایت های آن رهبر کبیر را پایان یافته تلقی کنند.
در این فرصت پیام مهم و معنی دار ایشان به مهندس میرحسین موسوی که سراسر تایید و تکریم است را جهت اطلاع مخاطبان محترم بازخوانی میکنیم.
این پیام چند ماه پس از استعفا و تهاجمات مخالفان به میرحسین صادر شده است و امام (ره) عموما چنین ادبیات صریح و غلیظی را در حمایت ها به کار نمی گرفتند.
امید که نوع حمایت های آن رهبر دوراندیش و آینده نگر در این نامه خط بطلانی بر شیطنت ها و شائبه افکنی های فتنه گران و مخالفان قسم خورده دیروز که از قضا مخالفان و مدعیان امروز این شخصیت نیز هستند، باشد و دوستان غافل را به خود آورد که فرزند دانشگاهی و متعهد امام (ره) را مورد تهاجم قرار ندهند، عبرت پذیرند و تایید دائمی امام (ره) از ایشان را که خود فاقد آن هستند کم نپندارند.
صحیفه نور، ج21، ص:199
حکم [انتصاب میرحسین موسوى به سمت سرپرست امور جانبازان]
زمان: 3 آذر 1367/13 ربیع الثانى 1409
مکان: تهران، جماران
موضوع: انتصاب سرپرست امور جانبازان و فرمان ایجاد تشکیلات مناسب در این بنیاد
مخاطب: موسوى، میرحسین (نخست وزیر)
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
جناب آقاى مهندس میرحسین موسوى، نخست وزیر محترم ایّده اللَّه تعالى
از آنجا که چندى قبل جناب حجت الاسلام آقاى حاج شیخ مهدى کروبى طى نامهاى درخواست نمودند که براى رسیدگى هرچه بیشتر و بهتر به امور جانبازان و خانوادههاى شهدا اداره امور جانبازان انقلاب اسلامى و جنگ تحمیلى به نهاد یا تشکیلات دیگرى سپرده شود، اینجانب ضمن تقدیر و تشکر از ایشان و از کلیه مسوولین و دست اندرکاران «بنیاد شهید انقلاب اسلامى» و مرکز پزشکى بنیاد، خصوصا سرکار خانم کروبى که در شرایط جنگ کمال ایثار و فداکارى را نسبت به این عزیزان نمودهاند، جنابعالى را مسوول اداره کلیه امور جانبازان عزیز نمودم که با استفاده از همکارى و تجربیات «بنیاد شهید انقلاب اسلامى» و جانبازان و نیز اختصاص بهترین امکانات «بنیاد مستضعفان» به ایجاد تشکیلات جدیدى در این امر مقدس و بزرگ همت گمارید. و امید است با درایت و تقوا و تعهدى که در شما سراغ دارم به تمامى امور این حماسه سازان و شهیدان زنده انقلاب رسیدگى کامل گردد. و «بنیاد شهید انقلاب اسلامى» نیز همچون گذشته با فراغت و امکانات بیشتر امور خانوادههاى معظم شهدا و مفقودین و اسرا را دنبال نماید.
از آنجا که ممکن است این روزها افرادى بخواهند نسبت به دولت خدمتگزار شبهات و القائاتى در اذهان عامه به وجود آورند و زحمات بىشائبه و طاقت فرساى شما را خصوصا در مساله جنگ خدشهدار نمایند، لازم است این نکته را تذکر دهم که من همچون گذشته شما را فردى لایق و دلسوز براى انقلاب اسلامى مىدانم، و زحمات شما را در دوران جنگ و تجهیز سپاهیان اسلام فراموش نمىکنم، و الآن نیز شما را تأیید و حمایت مىکنم.
از آنجا که سران کشور و هیأت مشورتى بازسازى کشور در چند روز آینده اصول و سیاست بازسازى را به دولت ابلاغ مىنمایند، جنابعالى و اعضاى محترم هیأت دولت باید با قدرت و قاطعیت و با استقلال کامل به امر بازسازى کشور و ترمیم خرابی ها پرداخته و رسیدگى به محرومین را درصدر برنامههاى خود قرار دهید. و مردم عزیز و شریف ایران نیز، که همه چیز خود را در طبق اخلاص و بندگى خدا نهادهاند، توجه دارند که تا رسیدن به استقلال واقعى راه طولانى پیش رو دارند؛ و همه مىدانند که با توجه به حجم عظیم خرابی ها نباید انتظار اصلاح و بازسازى سریع امور را داشت. ما هنوز در آغاز راه هستیم، و سال ها وقت لازم است که با همت و تلاش همه دست اندرکاران و مردم عزیز میهن اسلامىمان بازسازى شود و مشکلات برطرف گردد. چه بسا افراد مغرض و مخالف با انقلاب، که از هیچ راهى نتوانستهاند به اسلام و انقلاب لطمهاى وارد نمایند، امروز در قالب شعارها و بالا بردن سطح توقعات در مردم بخواهند به هدف هاى شوم خود نایل شوند، و با انگشت نهادن روى مشکلاتى که نتیجه تحمیل چندین ساله جنگ بوده است مردم را نسبت به مسوولین بدبین کنند و اینطور تبلیغ نمایند که بعد از قبول قطعنامه و نبودن جنگ چرا مشکلات حل نمىشود؟ باید به این افراد گفت مگر این کار به سادگى امکانپذیر است؟ مگر کشور ما از محاصرهها بیرون آمده است؟ مگر همه مراکز آسیب دیده برق و سوخت و کارخانجات را یکروزه مىتوان راه اندازى نمود که ما بگوییم دیروز جنگ بود و عذرها موجّه، ولى امروز که جنگ نیست چرا کمبود است؟ البته این سخن ها از باب تذکر به مؤمنین است؛ والّا مردم وفادار و انقلابى کشورمان براى به دست آوردن استقلال واقعى و رسیدن به خودکفایى خیلى بیشتر از اینها آماده صبر و فداکارى هستند. و من مطمئنم که ملت ایران یک لحظه استقلال و عزت خود را با هزار سال زندگى در ناز و نعمت ولى وابسته به اجانب و بیگانگان معاوضه نمىکند.
در خاتمه بار دیگر از زحمات دلسوزانه و مخلصانه دوست خوبم، جناب حجت الاسلام آقاى کروبى تشکر مىنمایم و امیدوارم تمامى افرادى که در خدمت معلولین جنگ تحمیلى بودهاند با صمیمیت با آقاى نخست وزیر همکارى نمایند.
خداوند بزرگ به همه مسوولین و دولت خدمتگزار و مردم شریف ایران توفیق صبر و ایثار در راه اسلام را عنایت فرماید.
والسلام علیکم و رحمة اللَّه.
به تاریخ 3/9/67
روح اللَّه الموسوى الخمینى
مهندس میرحسین موسوی نیز در پاسخ به سوالاتی درباره استعفای خود در اواخر دوران نخست وزیری اش توضیحاتی ارائه کرد و گفت: استعفای آن زمان بر اساس یک اعتقاد صورت گرفت که حضرت امام (ره) هم برخورد کردند و من هم خدمت ایشان ارادت داشتم و به کار برگشتم و بعد از این که برگشتم، ایشان تا آخر عمر مبارکشان از دولت حمایت کردند.
وی بیان کرد: حضرت امام (ره) همواره در صحبت های خود بر حرکت دولت در مسیر قانون تاکید داشتند. من در دورهای احساس کردم نمیتوانم به وظایف قانونی خود عمل کنم و نمیخواستم خارج از اعتقادات خودم هم عمل کنم و افتخار میکنم که حضرت امام (ره) من را به کار فرا خواندند و در بطن تلخی آن ماجرا، این جزو شیرینترین اتفاقات و خاطرات بود.
آخرین نخست وزیر ایران ادامه داد: پس از استعفا خدمت امام (ره) رسیدم، ایشان فکر کرده بودند چون تعزیرات حکومتی را از دست من گرفتهاند، من ناراحت شدم، به همین دلیل فرمودند که جنگ تمام شده است و گفتند اگر فکر میکردید لازم است، به من میگفتید تا من بگویم بررسی کنند و من در ادامه مساله را توضیح دادم.
موسوی بیان کرد: به نظرم علم هر کس، حجت ایجاد میکند و من به امام (ره) گفتم که برایم حجت شد که نمیتوانم وظایف خود را انجام دهم.
وی افزود: امام (ره) مرا نصیحت کردند و من هم به ایشان گفتم که تسلیم اراده شما هستم و همیشه هم به این مساله افتخار میکنم.
موسوی با بیان اینکه «من دوباره برگشتم و کار خود را شروع کردم» بیان کرد: آن زمان ایشان مکثی، یکی دو ماهه در دفاع از دولت داشتند و من آن را به حساب این مساله گذاشتم که ایشان منتظر بودند ببینند آیا من دوباره استعفا میدهم یا خیر اما من ایستادم و کارها را پیش بردم و پشت سر آنها قویترین تاییدات حضرت امام (ره) درباره دولت تا آخرین لحظه ادامه داشت.
وی بر اهمیت بدنه دولت در پیشبرد کارها در زمان نخست وزیری خود تاکید کرد و گفت: هرگاه امام (ره) دولت بنده را تایید میکردند، بلافاصله تاکید می کردم که اگر افتخاری هم هست مربوط به دستگاه اجرایی و بدنه دولت است؛ حتی در تاییدات مستقیم امام (ره) که ایشان از من اسم میبردند، باز هم من این را به بدنه دولت بر میگرداندم.
اخرين روز ثبت نام انتخابات رياست جمهوري دهم
میرحسین موسوی پس از ثبت نام گفت فرمان
هشت مادهای آیتالله خمینی را در دستور کار خود
گذاشته است تا با آن بتواند حقوق شهروندی و حریم
خصوصی افراد را محافظت کند
میرحسین موسوی امروز شنبه در آخرین روز ثبت نام داوطلبان نامزدی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ستاد انتخابات کشور نام نویسی کرد.
موسوی در سخنانی در وزارت کشور، با توضیح انگیزه خود برای نامزدی ریاست جمهوری، خود را فرزند کوچک انقلاب اسلامی خواند و گفت: آمدهام از حق مردم دفاع کنم و حامی گردش آزادانه و شفاف اطلاعات برای مردم این ولینعمت دولتها باشم.
موسوی همچنین گفت که فرمان هشت مادهای آیتالله خمینی را در دستور کار خود گذاشته است تا با آن بتواند حقوق شهروندی و حریم خصوصی افراد را محافظت کند.
مهدی کروبی، دیگر نامزد اصلاح طلب ریاست جمهوری نیز صبح امروز در ستاد انتخابات کشور حاضر شد و به طور رسمی نام نویسی کرد.
دبیرکل حزب اعتماد ملی پس از ثبت نام با به خبرنگاران گفت که برای تغییر آمده است و دولت و مسئولان اجرایی کنونی کشور را در اداره کشور ناتوان میداند.
کروبی همچنین گفت که در راستای تغییرات مورد نظر در کابینه، سفارتخانهها، فرهنگ، سیاست خارجی، برخورد با دانشگاه و دانشجویان، مسائل اقتصادی و بخشهای مختلف تغییراتی ایجاد خواهد کرد.
گفتنی است محمود احمدی نژاد هم عصر روز جمعه با حضور در ستاد انتخابات کشور در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد.
احمدی نژاد پس از انجام مراحل ثبت نام به خبرنگاران گفت افرادی که به نام حمایت از وی، فضای انتخابات را تخریب کنند، ارتباطی با وی ندارند.
وی در سخنان خود گفت: در انتخابات باید همه داشتههای ملت ایران به صحنه بیاید، چراکه سرنوشت چهار سال آینده ایران اسلامی در این انتخابات رقم میخورد، برای تحقق این هدف نیازمند فضای منطقی، منصقانه ، دوستی و برادری هستیم.
احمدینژاد همچنین گفت که منبع مالی برای تبلیغات ندارد و ضرورتی در هزینه کردن برای تبلیغات نمیبیند.
غلامحسین الهام سخنگوی دولت، مهدی کلهر مشاور احمدینژاد، علی سعیدلو معاون اجرایی، اسفندیار رحیم مشایی رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و حسین شیخالاسلام رییس دفتر ریاست جمهوری، احمدینژاد را هنگام ثبت نام همراهی کردند.
مجتبی ثمره هاشمی مشاور ارشد پیشین احمدینژاد که اکنون ریاست ستاد هماهنگی حمایتهای مردمی از احمدینژاد را به عهده گرفته است نیز احمدینژاد را در وزارت کشور همراهی کرد.
کامران دانشجو، رییس ستاد انتخابات کشور گفت نشستهای هیاتهای اجرایی از روز جمعه تشکیل شده است و اعضای آن تا آخر وقت روز یکشنبه وقت دارند که تعداد شعب اخذ رای و مکان آنها را مشخص کنند و به ستاد انتخابات کشور اعلام کنند.
رییس ستاد انتخابات کشور پیشبینی کرده است که 48 هزار شعبه اخذ رای در نقاط مختلف برپا شود.
داریوش کاردان در ستاد انتخابات
گفتنی است داریوش کاردان، مجری و گوینده رادیو و تلویزیون عصر پنجشنبه در ستاد انتخابات وزارت کشور حاضر شد و برای نامزدی ریاست جمهوری ثبت نام کرد.
داریوش کاردان انگیزه خود را فرصتی برای دیدن دردهای مردم عنوان کرد و خود را یک «رجل سیاسی مستقل» معرقی کرد.
وی همچنین به خبرنگاران حاضر در ستاد انتخابات گفت که تصویر همه آنها را با دوربین مخفی ضبط کردهام و به زودی در تلویزیون نمایش خواهد داد.
در سومين روز از ثبت نام داوطلبان كانديد رياست جمهوري چه گذشت

به گزارش خبرنگار جامجم آنلاين كامران دانشجو، رئيس ستاد انتخابات كشور بعدازظهر امروز با حضور در جمع خبرنگاران آخرين آمار ثبتنامشدگان را اعلام كرد و گفت: ظرف 3 روز گذشته 172 نفر در انتخابات ثبتنام كرده و داوطلب انتخابات رياست جمهوري شدند.
وي افزود: در روز سهشنبه اولين روز ثبتنام 60 نفر در روز چهارشنبه دومين روز ثبتنام 36 نفر و امروز نيز 76 نفر داوطلب انتخابات شدند.
وي افزود: از اين تعداد 161 نفر آقايان و 11 نفر خانمها هستند.
دانشجو تصريح كرد: 8 نفر زير 25 سال، 18 نفر بين 25 تا 30 سال ، 39 نفر بين 30 تا 40 سال، 51 نفر بين 40 تا 50 سال ، 40 نفر بين 50 تا 60 سال و 16 نفر نيز بالاي 60 سال ميباشند.
دانشجو خاطرنشان كرد: مسنترين فرد 86 سال سن داشت كه در روزهاي گذشته ثبتنام كرد و جوانترين آنها جوان 19 سالهاي بود كه امروز ثبتنام كرد.
وي گفت: از 172 نفر ثبتنام شده 19 نفر داراي دكترا و اجتهاد، 83 نفر ليسانس و كارشناسي ارشد و بقيه افراد زير ليسانس هستند.
به گفته دانشجو از افراد ثبتنام شده شغلهاي مختلفي همچون عضو هيات علمي، دانشجو، وكيل، نماينده مجلس و غيره مشاهده مي شود.
همچنين 24 نفر شغل خود را ذكر نكردند.
رئيس ستاد انتخابات در پايان تاكيد كرد: همه كساني كه ثبتنام كردهاند از نظر ما قابل احترام هستند اما تاكنون چهره شاخص سياسي براي ثبتنام در وزارت كشور حاضر نشده است.
دانشجو در ابتداي مصاحبه مطبوعاتي به خبرنگاران گفت: فردي كه در روزهاي گذشته ثبتنام كرده بود امروز با تغيير لباس خود مجددا براي ثبتنام به وزارت كشور مراجعه كرد اما با هوشياري مسوولين از وي ثبتنامي مجددا به عمل نيامد.
دانشجو سپس به شوخي خطاب به خبرنگاران افزود: شايد اقدام اين فرد به خاطر اقدام شما خبرنگاران در گرفتن مصاحبه، فيلم و عكس از كانديداها باشد.
به چه كسي راي بدهيم و به چه كسي راي ندهيم
به كسي كه فرداي پخش فيلم تبليغاتي كه در ان به ناموس زهرا قسم ياد مي كند كه كنار نمي رود ولي فرداي همان روز انصراف مي دهد راي ندهيم چرا كه اميدي به فرداي شعارهاي امروزش نيست
به كسي كه چندين سال كنار نشسته و تماشا كرده و يكباره ياد ملت افتاده راي ندهيم چون از همين الان هم موضع خود را به صراحت بيان نمي كند و گويي همچنان از كنار گود به مسائل مي نگرد
به كسي كه خلاف اب شنا مي كند راي ندهيم چون اين يعني صرف انرژي براي مقاومت و همراه نشدن با جريان اب و فردا هم فقط تلاش خواهد كرد كه بماند و نه چيز ديگر.
بقيه رو هم شما بگوييد با شركت در نظر دهيد
شما به چه کسی رای می دهید .اولين نظرسنجی علمی آنلاين در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری
سحام نيوز از کليه افراد فارغ از گرايش سياسيشان دعوت می کند تا در اين نظرسنجی شرکت جويند. لينک نظرسنجی:
http://www.esurveyspro.com/Survey.aspx?id=199ed8ee-461c-42fe-81f8-eb3c81b48d1a
ر دومين روز از ثبت نام كانديداهاي رياست جمهوري چه گذشت
عبدالمجيد سپيدكاسه فردی كه همواره در انتخابات مختلف برای داوطلبی به ستاد انتخابات مراجعه میكند، گفت كه ديشب را تا صبح كنار خيابان خوابيدم.
دومين روز از نامنويسی داوطلبان كانديداتوری انتخابات رياست جمهوری دهم در حالی آغاز شد كه عبدالمجيد سپيدكاسه پيرمرد 75 سالهای كه همواره با حضور در ستاد انتخابات كشور برای هر دوره ثبتنام میكند، از جمله اولين افرادی بود كه با ارائه مدارک خود رسما ثبتنام كرد.
حتی با آنگلا مركل نيز دست میدهم
وی در جمع خبرنگاران اظهار داشت: «خود را يک اصلاحطلب واقعی میدانم و مردم بايد بدانند كه جنگ ايران و عراق را من مديريت كردم و طراح سدهای ايران هستم و راه مكه را پس از دو سال بسته شدن، من برای مردم باز كردم».
وی كه خود را ساكن روستای كدكن شهرستان تربت حيدريه معرفی كرد، افزود: «در دامداری و كشاورزی موفق هستم و 50 ميش دارم و در ميان كانديداهای مطرح كسی را بالاتر از خودم نمیشناسم و به نفع هيچ كسی حتی كروبی و رفسنجانی و برادرش كنار نمیروم».
وی بيان كرد: «ديشب را تا صبح كنار خيابان خوابيدم و اگر رئيسجمهور شوم در هر شهر 4 هتل رايگان میسازم و معتقدم رياست جمهوری برای من مثل كليد بهشت است. خدا میداند تائيد شوم يا نه؟ اما اگر تائيد شوم مشكلات كشور را حل میكنم و با همه حتی آنگلا مركل نيز دست میدهم»!
وی در خصوص نقش زنان در كابينهاش گفت: «همسرم مريض است و نه مرده و نه زنده است كه بخواهم در اين زمينه صحبتی بكنم. من هم سی دی چاپ كردم و هم شعرهای خود را برای مردم از طريق تلويزيون و روزنامهها میخوانم و هيچ كسی را بالاتر از خودم نمیشناسم».
وی بر خلاف نظرهای خود در دوره گذشته نامنويسی در انتخابات رياست جمهوری نهم نيز اظهار داشت: «با اوباما هم دست میدهم».
در مورد اولويت كاری فكر نكردم
ايرج ساعتچی كه شغلش ساعتسازی است، در دومين روز ثبت نام از كانديداهای رياست جمهوری در ستاد انتخابات وزارت كشور ثبت نام كرد.
ايرج ساعتچی 42 ساله با تحصيلات ديپلم بعد از ثبت نام در انتخابات رياست جمهوری گفت: «در مورد اولويت كاری فكر نكردم، چون اين شروع كار است».
وی ادامه داد: «در زمان جنگ به دنبال تحصيلات نبودم و اسم و شهرت ندارم كه بخواهم رقيب داشته باشم».
ساعتچی، آبادانی و سازندگی را مهمترين اولويت كشور دانست و گفت: 200 هزار تومان برای تبليغات كنار گذاشتم و البته فكر نمیكنم تاييد صلاحيت بشوم كه در اين صورت به موسوی رای میدهم، ولی اگر تاييد صلاحيت شوم به نفع كسی كنار نمیروم و هنوز هم شعار تبليغاتی ندارم.
ساعتچی در ادامه در خصوص ارتباط با آمريكا گفت: «ارتباط با آمريكا صورت میگيرد و در نهايت هرچه مملكت صلاح بداند همان میشود».
حسين بردفن دندانپزشک ساكن هايدلبرگ آلمان نيز در دومين روز ثبت نام از كانديداهای رياست جمهوری در ستاد انتخابات وزارت كشور حاضر شد و نام خود را در ميان كانديدهای انتخابات رياست جمهوری ثبت كرد.
وی با اشاره به كتابش به اسم فردايی روشن گفت: «مضمون اين كتاب سياسی، ادبی، اجتماعی و خانوادگی است و برنامههای اقتصادی من بيشتر در خصوص معافيت ماليات از طبقه ضعيف جامعه است».
برای پنجمین بار کاندیدا میشوم
يكی از ثبت نام كنندگان انتخابات گفت: «من رجل سياسی هستم و اين بار پنجمی است كه كانديدای رياستجمهوری میشوم و كانديداتوری در خانواده ما ارثی است».
اسماعيل احمدی راغب دارای مدرک ديپلم و كارمند شهرداری با حضور در ستاد انتخابات وزارت كشور در دهمين دوره انتخابات رياستجمهوری ثبتنام كرد.
وی در جمع خبرنگاران اظهار داشت: «من از رجال سياسی هستم و اين بار پنجمی است كه كانديدای رياستجمهوری میشوم و هدفم خدمت است».
احمدی ادامه داد: «من از سن 30سالگی دوست داشتم رئيسجمهور بشوم و كانديداتوری در خانواده ما ارثی است».
وی در ادامه اظهار داشت: «با توجه به حركتهای احمدینژاد در سياستهای داخلی ابتدا بايد به جوانان پرداخته شود و ما در سياستهای خارجی نيز رئيس هستيم كه يكی از نقاط ضعف ما در سياستخارجی عدم ارتباط با آمريكا است».
اين ثبت نام كننده انتخابات رياست جمهوری در پاسخ به اينكه به كدام يک از كانديداهای احتمالی رياست جمهوری رای می دهيد، گفت: «من به هيچ كدام از اين كانديداها رای نميدهم و من يك فرد حزبی نيستم؛ چرا كه احزاب فقط در زمان انتخابات فعاليت ميكنند و در زمانهای ديگر كارايی ندارند».
احمدی در پاسخ به اينكه اولين قدمی كه در خصوص حوزه فرهنگ انجام ميدهيد چيست؟ گفت: «گشت ارشاد را بر میدارم و رئيسجمهور توانايی برداشتن گشت ارشاد را دارد».
ثبت نام یک دكتر عجيب برای کاندیداتوری
محسن يگانهفر يكی از داوطلبين دهمين دوره رياست جمهوری كه در ابتدا خود را ليسانس مديريت صنعتی و پس از آن دكترای پزشكی و جراح داخلی معرفی كرد، در جمع خبرنگاران گفت: «سال 1349 برای دريافت دكترای پزشكی وارد دانشگاه شدم و در سال 1381 درس خود را به پايان رساندم و هم اكنون به همراه يک پزشک ديگر و با كمک يكديگر، كار نوشتن نسخهها را برای مردم را انجام میدهيم».
وی ادامه داد: «به كشورهای مختلفی سفر كردهام و برج ايفل را در انگلستان از نزديک ديدهام»!
يگانهفر در ادامه سخنان عجيب خود ادامه داد: «در قالب ائتلاف بزرگی كه با احمدینژاد تشكيل دادهايم هر وزارتخانه و حتی جايگاه رئيس جمهوری را با 2 نفر اداره میكنيم و من دستهای نامرئی انتخابات رياست جمهوری خواهم بود».
اين داوطلب كانديداتوری دهمين دوره انتخابات بيان داشت: «برای توسعه كشور 16 محور در نظر گرفتهام كه با كمک دوست خود كه با هم نسخه میپيچيم، آنها را به تدريج اعلام میكنم».
منبع افتاب نيوز
ايا قلعه نوعي از استقلال مي رود؟
سرمربي تيم استقلال تهران پس ازتساوي تيمش برابرتيم الاتحاد عربستان گفت: براي لطمه نخوردن به اين باشگاه استقلال را ترک مي کنم. |
![]() |
وي خاطر نشان کرد: با توجه به اينکه نگرشم و طرز فکرم با مدير عامل باشگاه همخواني ندارد از اين باشگاه جدا مي شوم، اميدوارم واعظ با مديريت قوي خود اين باشگاه را سال آينده بهتر از امسال اداره کند.
سرمربي استقلال تهران با اشاره به اينکه امروز شرمنده مردم است افزود: متاسفانه خود زني هايي که در باشگاه به وجود آمد قهرماني اين تيم را در ليگ برتر لوث کرد تا قهرماني تيم تنها 3 روز به طول انجاميد که از اين بابت شرمنده مردم و هوادران هستم.
قلعه نويي تاکيد کرد: از اينکه در يکسا ل اخير 2 قهرماني را براي اين تيم به ارمغان آورده ام بسيار خوشحالم اما باوجود بسياري از ناملايمات، به لطف خدا و امام رضا شامل حال ما شد و قهرمان شديم.
وي درمورد بازي امروز نيز گفت: بازي خوبي بود و بازيکنان تيم ما بازي خوب و تاکتيکي را به نمايش گذاشتند، آنها توانستند بيش از 8 موقعيت گلزني بدست آورند اما با بد شانسي تمام اين فرصت ها از دست رفت .
وي گفت: متاسفانه استقلال در جام باشگاه هاي آسيا بسيار بد شانس بود به طوريکه مي توانستيم در سه ديدار خانگي خود 9 امتياز بدست آوريم و راهي مرحله بعدي شويم که اينگونه نشد.
قلعه نويي در ادامه ارايه هر گونه پيش شرط براي ادامه همکاريش با استقلال را تکذيب کرد و گفت: براي خود استانداردهايي را دارم که از آن عدول نمي کنم؛ هيچ جلسه اي با مدير عامل نداشته ام از 5 روز قبل هم عدم همکاري خود را به باشگاه اعلام کرده ام اما مدير عامل باشگاه خواستار فرصت بيشتري براي تصميم گيري شد.
وي ادامه داد: با اين حال به باشگاه اعلام کرده ام که هرچه سريعتر به فکر سرمربي باشد تا استقلال در فصل نقل و انتقالات متضرر نشود.
وي در پاسخ به اصرار خبرنگاران مبني بر دلايل عدم همکاري با باشگاه استقلال گفت: واقعيت اين است که از نظر فکري با مديريت باشگاه نمي توانم کار کنم و بهتر است از اين تيم خارج شوم.
وي درمورد تشويق تماشاگران نيز گفت: ادعا مي کنند که به ليدرهاي باشگاه پول داده ام تا مرا تشويق کنند اما اين موضوع به هيچ وجه صحت ندارد.
وي شايعه مذاکره با باشگاه سپاهان را نيز تکذيب کرد و گفت: من تعهد اخلاقي به باشگاه دارم و تا زماني که در اين تيم هستم با هيچ کس مذاکره نکرده ام.
وي در مورد عملکرد ضعيف باشگاه هاي ايراني در جام قهرمانان نيز گفت: باشگاه هاي ايراني از نظر سخت افزاري و برنامه ريزي دچار مشکل هستند و به همين خاطر نتوانستند در نخستين دوره ليگ قهرمانان حضور موفقي داشته باشند استقلال هم به دليل خلاء 5 و 6 ساله در اين رقابت ها نتوانست عملکرد مطلوبي داشته باشد.
وي در خصوص اظهار نظر برخي از بازيکنان مبني بر رفتن از باشگاه استقلال گفت: اصلا بازيکنان نبايد چنين تفکري داشته باشند آنها بايد به تعهد خود عمل و استقلال را در ليگ برتر سال آينده همراهي کنند.
قلعه نويي در ادامه به رکورد هاي استقلال اشاره کرد وافزود: به غير از کسب عنوان قهرماني رکوردهاي خوبي را در به ثمر رساندن گل و تعداد گل هاي خورده بدست آورديم اما شرايط ايجاب مي کند که سرمربي استقلال از اين تيم جدا شود.
وي در خصوص ميزان دستمزد کادر فني نيز گفت: کل قرار داد کادر فني 700ميليون تومان است و اين نشان از اين دارد که کادر فني تنها به خاطر عشق به اين باشگاه با استقلال کار کرد.
ديدار دو تيم استقلال تهران-الاتحاد عربستان عصر امروز/سه شنبه/ با تساوي يک بر يک خاتمه يافت.
تيم استقلال تهران با اين نتيجه به طور يقين بخت خود را براي صعود از گروه سوم مسابقات ليگ قهرمانان باشگاه هاي آسيا از دست داد.
تيم فوتبال استقلال تهران با تساوي خانگي در مقابل الاتحاد عربستان و با کسب سه امتياز از 5بازي شانس خود را براي صعود به مرحله بعدي اين رقابت ها از دست داد. |
"ابو شرانه"دردقيقه 80 براي تيم الاتحاد و علي عليزاده دردقيقه 88 براي استقلال گلزني کردند. نکته قابل توجه اينکه که هر دو گلزن اين مسابقه به عنوان بازيکنان جانشين وارد زمين شده بودند.
"ابوشرانه" در بازي رفت نيز به استقلال تهران گل زده بود.
از اين ديدار که در ورزشگاه يک صد هزار نفري آزادي برگزار شد 15 هزار نفر ديدن کردند.
تيم الاتحاد با کسب اين تساوي 9 امتيازي شد و به دور بعدي اين رقابت ها صعود کرد.
استقلال تهران در رقابت هاي ليگ قهرمانان آسيا با کسب امتياز 3 از صعود به مرحله بعدي اين رقابت ها بازماند.
استقلال در آخرين ديدار از اين مرحله با الجزيره امارات در دبي ديدار خواهد کرد.
دعواي مدير مسئول كيهان (شريتمداري) و كانيد رئيس جمهوري(كروبي) بر سر چيست؟ شما قضاوت كنيد
پیشینه خبر: روزنامه کیهان چه نوشته بود؟
کیهان در شماره چهارشنبه گذشته خود با انتشار دو مطلب یکی در قالب سرمقاله و دیگری در قالب ستون طنز «گفت و شنود» خطاب به مهدی کروبی نوشت:
سواد (گفت و شنود)
گفت: آقای کروبی یک بیانیه صادر کرده و در آن خطاب به جمهوری اسلامی ایران نوشته است: اعدام کودکان را متوقف کنید!
گفتم: این «لاطائلات» را چه کسی در دهان «شیخ اصلاحات»! گذاشته است؟! فقط اسرائیل به ایران اسلامی این تهمت ها را می زند.
گفت: حتما همان پیاده نظام های رژیم صهیونیستی که این روزها اطراف کروبی پرسه می زنند این لاطائلات را نوشته اند!
گفتم: مگر شیخ اصلاحات سواد خواندن و نوشتن ندارد که بیانیه اسرائیل را به نام او صادر نکنند؟!
گفت: چه عرض کنم؟ شاید سواد خواندن دارد ولی سواد نوشتن ندارد! یا نوشتن بلد است و خواندن نمی داند یا هر دو را دارد یا هیچکدام را ندارد! یا…
گفتم: قاضی از متهم پرسید سواد داری؟ جواب داد سواد نوشتن دارم ولی سواد خواندن ندارم! قاضی با تعجب یک تکه کاغذ به او داد و گفت چند جمله بنویس و متهم چند خط کج و کوله کشید و به دست قاضی داد. قاضی با تعجب نگاه کرد و ورقه را دست متهم داده و گفت؛ خودت بخوان ببینم چی نوشته ای؟ و متهم جواب داد؛ آقای قاضی! عرض کردم که من فقط سواد نوشتن دارم، سواد خواندن ندارم!
بقيه را اينجا بخوانيد http://77tir.com/news/index.php/3148/
در اولين روز ثبت نام كانديداهاي رياست جمهوري چه گذشت

** کانديداي ديگري که با لباس رسمي و کراوات براي کانديداتوري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري به اين محل آمده بود، در ابتدا با خبرنگاران رسانه هاي خارجي به زبان انگليسي صحبت کرد. وي خود را دندان پزشکي معرفي کرد که اميدوار است به عنوان رييس جمهوري بعدي ايران انتخاب شود.
وي گفت: رقيب خاصي ندارم چون خط همه کانديداها يکي است بنابراين به نفع هيچ کس کنار نمي روم.
اين شخص از آزادي بيان، آزادي قلم و آزادي لباس پوشيدن به عنوان اولويت هاي کاري خود نام برد و گفت: در همه جا و همه مراسم ها با کت و شلوار حاضر مي شوم ولي به وزراي خود حق انتخاب در استفاده از نوع پوشش مي دهم.
محمد کرمي شعار انتخاباتي اش را داشتن ايران آزاد اعلام کرد و گفت: اين شعار داراي پيام هاي بسيار زيادي است.
** جعفر قربان پور 47 ساله کانديداي ديگري بود که پس از ثبت نام در ستاد انتخابات کشور به ميان خبرنگاران آمد و گفت: تجربه زيادي از فعاليت در عرصه سياسي، اقتصادي و فرهنگي کشور دارم و براي حمايت از ارزشهايي که امروز نظام متبرک به آن است آمده ام.
** يک داوطلب ديگر که 28 ساله و داراي مدرک تحصيلي دوم راهنمايي بود (شهرام محرابي) که با بر سر گذاشتن کلاه شاپو، شمايل فروهر بر گردن داشت و يک مثلث بر روي بيني اش خالکوبي کرده بود.
وي به خبرنگاران گفت: براي رسيدگي به امور مستضعفان و محرومين آمده ام و هر کسي که توان خدمت کردن به خلق را داشته باشد در کابينه ام جاي مي دهم.
وي رييس جمهوري فعلي ايران را فردي دلسوز خواند و گفت: اميدوارم بتوانم با ايشان حرکتي براي خدمت به مردم مستعضف و محروم انجام بدهم.
وي تصريح کرد: مسلمان و شيعه هستم و به ايراني بودنم افتخار مي کنم و همه تلاشم را مي کنم تا مردم در آسايش و آرامش زندگي کنند.
**چهارمين داوطلب (بهجت رضايي) داراي مدرک کاشناسي ارشد از دانشگاه کمبريج با حضور در ستاد انتخابات نام نويسي کرد.
وي گفت که برنامه هاي خاصي براي اداره کشور دارد و افزود: به اعتقاد خودم تاييد صلاحيت مي شوم.
** علي اکبر مطوري مهندس صنايع شيمي 37 ساله داوطلب ديگري بود که پس از ثبت نام به ميان خبرنگاران آمد و گفت: توان شکست دادن احمدي نژاد را با حمايت مردم دارم و تنها رقيبم ايشان است و وابسته به هيچ حزب، گروه و دسته اي نيستم و به صورت مستقل آمده ام.
وي گفت: براي حل مشکل مسکن و اشتغال جوانان برنامه هاي خاصي دارم و در بخش سياست خارجي نيز با همه کشورها سعي مي کنم رابطه دوستانه برقرار کنم. اعضاي کابينه ام به طور مساوي از ميان دختران و پسران جوان تحصيلکرده خواهند بود.
**هر گاه داوطلبي پس از پايان ثبت نام به سوي خبرنگاران مي آيد، در دايره اي از خبرنگاران احاطه شده و با پرسش هاي متعددي مواجه مي شود.
در اين ميان برخي چهره هاي جالب، سوژه خوبي براي خبرنگاران به شمار مي روند، که از آن جمله داوطلبي با پاشنه کفش هاي تا زده، داوطلبي ديگر با کلاه شاپو، و داوطلبي با کراوات و مواردي اينچنين باعث مي شود که خبرنگاران به سمت وي براي گرفتن مصاحبه مي دوند.
**جالب تر اينکه يکي از داوطلبان با خواندن آواز قصد جلب توجه خبرنگاران را به سوي خود داشت.
**خبرنگاران خارجي نيز نمي خواهند از قافله همکاران ايراني خود عقب بمانند و بسيار فعال هستند.
خبرنگاري که از چهره اش مشخص است، اهل آسياي شرقي است، در اين ميان هيجان زده و بسيار علاقمند به مصاحبه با داوطلبان مي باشد.
منبع خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 470274
روز كار گر و دغدغه هاي كارگران براي تامين يك تكه نان
بر دستها و چهره هايشان چينهاي عميق رد پاي گذران روزهايي پر درد و سخت نمايان است . روزهاي خستگي ، اندوه و لحظاتي که پاي دستگاهها و يا در نبرد با آهن و سپري شده است
دستهاي پر پينه آنان آيينه اي است که مي توان در آن بازتاب جهاد براي زندگي و معاش خانواده را ديد و به هزار توي زندگي سخت و پر دغدغه قشري پانهاد که چرخهاي اقتصادي کشور با دستهاي او به حرکت در مي آيد.
کيست که کارگران را نماد استقامت و رنج نداند و در توصيف کارگر زبان به گفتن کلماتي نظير پايمردي، پاکي، تلاش، عرق ريزي و محروميت باز نکند.
کارگران اگر چه به تاييد همه، پايه هاي توسعه کشور و گردانندگان چرخ توسعه اند اما از نظر معاش و امکانات کم درآمدترين و محروم ترين قشر جامعه محسوب مي شوند.
تلخي، رنج و فقر زندگي برخي از کارگران آنگونه است که حتي نامگذاري روزي در تقويم و هفته اي از سال به عنوان هفته کارگر شايد نتواند شيريني اميدوارکننده اي به زندگي اين قشر ببخشد.
روز کارگر را بايد روز تکريم از انسان هايي دانست که توان، خلاقيت و زندگي خود را براي توليد، پيشرفت و رفاه جامعه صرف کرده اند. بنابراين در اين ايام بايد به نقش بي بديل نيروي انساني به عنوان منشا تحولات اقتصادي در جامعه بيشترتوجه شود و از ابعاد گوناگون به آن
نگاه شود.
اسلام ، نفس کار را عمل صالح مي داند و براي آن اجر و ثواب قائل است که تحقق اين ديدگاه ، پيشرفت همه جانبه کشور را تضمين خواهد کرد.
براساس ديدگاه اسلام ، رابطه کارگر و کارفرما ، رابطه دو همکار و دو شريک است و از اين نظر رفتار متقابل کارگر و کارفرما بايد با صداقت و محبت و قدرداني توام باشد و حق و حرمت هرکدام از اين دو عنصر مهم در روند پيشرفت کشور بايد رعايت شود.
يازدهم ارديبهشت به عنوان روز کار گر نامگذاري شده است. ک
پایان هشتمین دوره لیگ برتر ؛ استقلال قهرمان شد؛ برق، داماش و پیام سقوط کردند
در حالی كه ذوب آهن، صدرنشین رقابتها در پایان هفته سی و سوم، دیدارش برابر فولاد خوزستان را با نتیجه 4 بر یك واگذار كرد، استقلال تهران در خانه پیام مشهد با تك گل جانواریو به پیروزی رسید تا جشن قهرمانی را در مشهد بر پا كند.
مس كرمان هم با برد 4 بر صفر پیكان، سومین نماینده فوتبال در فصل آینده رقابت های لیگ قهرمانان آسیا شناخته شد.
سه تیم برق شیراز، داماش گیلان و پیام مشهد نیز راهی رقابت های لیگ دسته یك شدند.
نتیجه دیدارها به شرح زیر است :
سایپا 2 - صبا قم 4
مس كرمان4 - پیكان قزوین صفر
سپاهان اصفهان صفر - مقاومت سپاسی شیراز صفر
ملوان بندرانزلی صفر - ابومسلم خراسان صفر
برق شیراز صفر - استقلال اهواز 3
پاس همدان 3 - داماش گیلان 3
پیام مشهد صفر - استقلال تهران یك
فولاد خوزستان 4 - ذوب آهن یك
یکی در ویلاهای شمال و کیش و دبی و دیگری به دنبال یک تکه نان برای سیر کردن شکم

- اگر دقت کرده باشید معمولا در ایام تعطیلات فرق بین اقشار مستضعف و فقیر با اقشار مرفه جامعه مشخص می شود:
- در یک طرف به قدری جادههای منتهی به شمال کشور شلوغ می شود که حتی پلیس راه مجبور به اعلام محدودیت های ترافیکی در این محور ها می شود .در واقع این تعطیلات بهانه ای می شود که تعداد زیادی از افرادی که در شمال دارای باغ و ویلا هستند و یا کسانی که استعانت مالی کافی دارند در د به دنبال تفریح و گذراندن اوقات فراغت پیدا کنند.
-در طرف دیگر نیز خیل عظیم انسان های مستضعف و فقیری هستند که سالهاست پای خود را از روستا و شهر بیرون نگذاشته اند و حتی امید ندارند تا آخر عمر حتی بتوانند برای یک بار هم به زیارت حرم امام رضا (ع) نائل شوند. اصولا برای این قشر از جامعه تعطیلی و غیر تعطیلی فرقی ندارد و باید عین ۳۶۵ روز سال را کار کنند.چرا که در اینصورت بایستی شب را خود و خانوادشان شب را گرسنه بر بالین بگذارند.نکته جالب اینکه همین قشر مستضعف و فقیر جامعه که روز و شب در حال کار کردن هستند در بیان برخی مسئولین کشور-اقتصاددانان و جامعه شناسانی که معتقد به بازار آزاد به انگل هایی تشبیه می شوند که جز مفت خوری و گدایی کاری ندارند.
-در یکی از کتاب های جامعه شناسی توسعه (ازکیا)به شاخص تامل برانگیزی از ویژگی های جوامع توسعه یافته برخورد کردم .نویسنده در نکته ای جالب بیان کرده بود جامعه ای توسعه یافته است که در آن تمام مردم(نه فقط بخش اندکی از مردم ) بتوانند برای اوقات فراغت خود برنامه ریزی کنند و در مدت زمان اوقات فراغت خود بتوانند هر طور که می خواهند رفتار و بر نامه ریزی کنند .این تعریف و شاخص از جوامع توسع یافته مدت ها ذهن من را به خود در گیر کرده بود تا اینکه با آغاز سال جدید و تعطیلاتی چند روزه ای که معمولا در کشور اتفاق می افتد به عینه و به معنای حقیقی این تعریف کاربردی و راهگشا را دریافتم.
-نکته جالبتری که در این میان وجود دارد نحوه بر نامه ریزی مسئولین کشور در هنگام اینگونه تعطیلات است .اگر دقت کرده باشید دستگاههای متولی همچون سازمان گردشگری و میراث فرهنگی با دادن انواع کارت های سفر-ایجاد تسهیلات ویژه مسافرتی همچون بن سفر-محل اقامت رایگان و نیم بها و دهها امتیازات ویژه تری که برای این قشر فراهم می کنند .

-ولی در طرف مقابل فقرای جامعه بهترین تفریحی که می توانند انجام بدهند نشستن جلوی تلویزیون و دیدن برنامه های بی محتوای صداو سیماست که البته در این فیلم ها نیز تصویر زندگی تجمل گونه قشر مرفه جامعه نشان داده می شود . دراین میان به راستی اینان دچار کلافگی و آشفتگی عجیبی می شوند حتی در خانه شان نیز باید شاهد مانور تجمل و فخر فروشی باشند و در این بین است که به قول جامعه شناسان با ایجاد یک چرخه تشدید شونده از مقایسه اجتماعی بسیاری از نابهنجاری ها و مشکلات جامعه ایجاد می شود و کا به آنجا می رسد که حتی برخی دست به خودکشی می زنند.
شاید بد نباشد این خبر را باز هم با تامل بیشتری بخوانیم:
- 5 شنبه 22 شهريور 1386:رجانیوز: به گزارش رجانيوز، در 3 هفته اخير تنها در منطقه فقيرنشين دلگان از توابع ايرانشهر استان سيستان و بلوچستان، 5 مورد خودکشي زنان گزارش شده است . هرچند در ظاهر عامل اين خودكشي ها فقر مي نمايد اما به گفته پزشكان فقر به تنهايي باعث افسردگي نمي شود بلكه عامل اصلي اين گونه رفتارها تبعيض است زيرا ساكنين مناطق محروم با مشاهده زندگي اشرافي و تجملاتي سوپراستارهاي سيما و مقايسه آن با زندگي فلاكت بار خود به نوعي دوگانگي مفرط دچارشده و در نهايت دست به خودكشي ميزنند.
و در نهایت نیز سخنان رهبر انقلاب را دوباره مرور کنیم :
به فضاي همدردي با فقيران دامن بزنيد.... دغدغهي عدالت را در ذهنها و دلهاي مردم دامن بزنيد؛ اين کار بسيار خوب است. البته سعي شود به جماعت فقير و تهيدست اهانت نشود و کرامت انساني آنها از بين نرود. من ميبينم در بعضي از کارهايي که در اين زمينه صورت ميگيرد، بهطور دقيق اين معنا رعايت ميشود. آن پسربچه يا دختربچهيي که ميآيد هديهيي به فلان صندوق ميدهد، حرفي از او پخش ميشود که خيلي خوب و شيرين و لطيف است و در آن اهانت نيست؛ منتها در کنار دامن زدن به دغدغهي عدالت اجتماعي و رسيدگي به فقرا، زندگي اشرافي و تجملاتي پوچ و بيهوده را هم تخريب کنيد؛ اين زندگي واقعاً در خور تخريب است. زندگي تجملاتي نبايد بههيچوجه ترويج شود؛ بلکه بايد تخريب شود و نقطهي منفي بهحساب بيايد. چرا بيخود تجملگرايي رواج پيدا کند؟ اگر يک نفر دلش ميخواهد متجمل باشد، ما چرا بايد آن را ترويج کنيم؟ توجه کنيد که ما به فقير بايد عزتنفس و حس مناعت بدهيم و به غني بايد کمک به فقير را بياموزيم. بههرحال در کل زندگي جامعه، بايد از زندگي اشرافي و تجملاتي الگوسازي نکنيم.(بيانات در ديدار رئيس و مديران سازمان صدا و سيما 11/9/1383)
فاصله میان فقیر و غنی و تصاویر فقر و رفاه مقاله ای متفاوت
مباد سفره رنگين تان كپك بزند
خلاف ميل شما چرخكي فلك بزند
به پاسبان محل بسپريد نگذارد
گرسنه اي سر اين كوچه ني لبك بزند
شما به صحت ايمان خويش شك نكنيد
درخت دين جماعت اگر شتك بزند
شما به پاكي باغات خويش شك نكنيد
اگر هنوز گلويي دم از فدك بزند
رها كنيد علي را كه مثل هر شب خويش
به زخم كهنه و نان جواش نمك بزند
امير قافله گيرم كه عزم جنگ كند
نشسته اند سواران كه را محك بزند
چند زيلو با يك فرش ماشيني كهنه، مقداري رختخواب كه گوشهاي را اشغال كرده، يك كابينت با سينك قديمي، يك گاز سه شعله با تعدادي ظرف در آنطرف، يك تلويزيون 14 اينچ و يك كمد لباس، كل لوازم قابل ذكر در اين زيرزمين را تشكيل ميدهد. خانوادهاي 4 نفره در اينجا زندگي ميكنند. پدر خانواده، 50 ساله و كارگر يك كارخانه مشهور در جاده ساوه است كه اواخر سال 83 به بخش خصوصي واگذار شد. از آن موقع تاكنون، در اغلب اوقات توليد شركت به دلايل مختلف متوقف ميشده و پرداخت حقوق كارگران عقب افتاده و در حال حاضر، پدر اين خانواده 6 ماه است كه حقوق نگرفته است. برخي همكاران پدر خانواده، هر روز در محوطه كارخانه تجمع ميكنند و درباره وضعيتشان حرف ميزنند. آنهايي كه زن و بچه دارند و بجز حقوق كارخانه از جاي ديگري برايشان مستمري يا درآمدي نميرسد، دنبال كارهاي موقت مثل دستفروشي، مسافركشي با موتور، پاك كردن شيشه ماشينها در چهار راههاي شمال تهران و... ميروند.
پدر خانواده مورد نظر ما جزو اين دسته است. او هر روز صبح در محل كارخانه حاضر ميشود، حضور خود را اعلام ميكند بعد با هماهنگي ميزند بيرون براي پيدا كردن لقمهاي نان براي خانواده. او هر روز براي حقوق عقب افتادهاش نقشه مي كشد كه بعد از پرداخت بدهيهايش به صاحبخانه و ديگر طلبكاران، يك موتور دست دوم بخرد و عصرها در تهران مسافركشي كند...
مادر خانواده خانهدار است. او خيلي تلاش كرده تا كاري بيابد اما هنوز كار مناسبي در اسلامشهر نيافته . برخي زنهاي همسايه براي كار به تهران ميروند، معمولا براي تميز كردن خانهها و راهپلههاي منازل و...
او به همه آنها سپرده تا بلكه كاري هم براي او پيدا كنند. فعلا كار او اين شده كه پنجشنبه و جمعهها به قطعات خانوادههاي ثروتمند در بهشتزهرا ميرود و با كيسهاي از خيرات به خانه بر ميگردد.
دختر خانواده 22 ساله و پشت كنكوري است. مدتي در يك شركت توزيع لبنيات در جاده كرج تلفنچي بود اما سال گذشته آن كار را از دست داد. او به تدريج اعتماد به نفسش را براي كار در يك محل عمومي از دست ميدهد چرا كه معتقد است مانتو و شلوار و كفشش كهنهتر از آن هستند كه بشود با آنها سر كاري رفت. اين روزها كار او شده كه در گوشهاي از زيرزمين 35 متري بنشيند و به گوشهاي زل بزند. گاهي اوقات افكار بسيار وحشتناكي به سراغش ميآيد ...
پسر خانواده 19 ساله و سرباز است او دير به دير به مرخصي ميآيد تا كمتر در سفره خالي خانواده دست ببرد.
تصوير دوم: يكي از طبقات بالاي برجي در شمال تهران
پنجرههاي قدي و از ارتفاع زيادي كه مناظر بيرون خانه ديده ميشود، نشان ميدهد در طبقات بالاي يك برج هستيم. پدر خانواده كه حدودا 27 ساله است، با عينك پنسي پشت ميز رايانهاش نشسته و به ال سيدي اش نگاه ميكند. نميدانيم شغل او چيست اما ميدانيم كه ظهر در خانه است.
مادر خانه حدودا 25 ساله با لباسي فاخر ميآيد پيش همسرش و ميگويد«اين روزها پرداخت قبضها خيلي سخت شده ، خيلي وقت آدمو ميگيره...» پدر خانواده همانطور كه چشم به مانيتور دارد روي گزينه شركت برق در يك سايت اينترنتي كليك ميكند و ميگويد: «... ولي اينطوري، پرداخت قبضها ، ساده و دريك چشم به هم زدنه ... تمام شد»!
خانم خانه كه گويي از يك مشكل بزرگ رها شده با خوشحالي ميگويد: «... خوبه حالا بيا بريم نهار كه سرد ميشه… »
دوربين ميچرخد و فضاهاي بيشتري از خانه را نشان ميدهد. در سالن خالي مجاور، ال سي دي بزرگي به ديوار نصب و روشن است. پسر خانواده ، حدودا 8 ساله توپي بطرف پدر پرتاب ميكند. پدر با خنده توپ را به پسر پاس ميدهد.
دختر خانواده با خندهاي كه نميدانيم به چه دليل است، از پلكاني پايين مي آيد – ظاهرا آپارتمان دوبلكس است – بعد همگي در سالن بزرگ ديگري از خانه، دور يك ميز پر از انواع غذا مينشينند...
نكته اول:
تصوير خانواده دوم براي ما آشناست. آن را بارها در تلويزيون ديدهايم چرا كه تيزر تلويزيوني بانك ملت است. علاوه بر اين، تلويزيون ما بارها و به بهانههاي مختلف خانواده تيپيك نوع دوم را به تصوير كشيده و ميكشد. اما خانواده اول ، تقريبا سهمي از رسانه ملي ندارند.
اقتصاددانان كاپيتاليست راديكال درباره خانوادههاي فقير معتقدند : اقويا وظيفه دارند ضعيفان اقتصادي را از صحنه روزگار محو سازند. به عقيده آنها بايد با اصلاح نژاد، جلوي زاد و ولد ضعفا را گرفت زيرا در غير اينصورت ، طبيعت اقتصاد با روشي غيرانسانيتر (گرسنگي) اين كار را ميكند. تامين اجتماعي هم صرفا بر دامنه رنج فقرا ميافزايد زيرا طول دوره گرسنگي آنها را بيشتر ميكند.
پرفورلسترتارو (Lester Thurow)، استاد دانشگاه هاروارد در توصيف نگاه جامعه سرمايهداري امروز به فقرا در كتاب «آينده سرمايهداري» اصطلاح «پرولتارياي لمپن» را از ماركس* به عاريه ميگيرد و مينويسد: «در جامعه سرمايه داري امروز، پرولتاري لمپن (توده كارگري كه دستش به جايي بند نيست)، از نظر سياسي اهميتي ندارد. دست بسته و بياثر است. راي هم نميدهد. اين طبقه متوسط است كه اگر تيرش به سنگ بخورد قيام ميكند…»
در جامعه سرمايهداري امروز، كارگران بينوا چون بيارزش انگاشته ميشوند، به چشم هم نميآيند و معمولا بر صفحه تلويزيونها هم حاضر نيستند. اين وضع به شكل عجيبي شبيه جامعه امروز ايران است. تلويزيون دايم مسايل طبقه متوسط را نشان ميدهد. اگر گوجهفرنگي در بازار كم شود، صف معاينه فني خودرو طولاني شود، كرايه تاكسي يا بليط هواپيما گران شود؛ دوربين سيما حاضر و فعال است. نميگوييم چرا. اين وظيفه رسانه ملي است. اما آيا رسانه ملي مشكلات دهك آخر و به قول امام (ره) كوخ نشينان را هم نشان ميدهد؟
دوربين صدا و سيما ارزاني يا گراني سيبزميني و گوجه فرنگي را در بازار روز ميوه نشان ميدهد اما هيچ وقت به پشت اين بازارها و محلي كه ميوههاي خراب را ميريزند هم سر ميزند تا نشان دهد فقرا چگونه پلاستيك به دست لاي ميوههاي گنديده روزي خود را ميجويند؟
قرار نبود ارزشهاي سرمايهداري رويكردهاي جامعه ما را تعيين كند. قرار نبود فقرا و مشكلاتشان از جلوي چشم جامعه محو شوند. قرار بود و هست كوخنشينان صاحبان انقلاب باشند.
باز هم خدا پدر آقاي دكتر احمدينژاد را رحمت كند كه به بهانههاي مختلف به محلهها و خانوادههاي بسيار فقير سر ميزند و كنارشان مينشيند...
اقدام رسانه ملي در محو تصوير خانوادههاي بسيار فقير از رسانه ملي و به جاي آن، نمايش مستمر زندگي خانوادههاي ثروتمند، پديده خطرناك «فقر احساسي»** را درجامعه امروز ما دامن ميزند. علاوه بر این؛ واقعیتي نظير وجود خانواده هاي بسيار فقير در نزديكي ما اگر جلوی چشم نباشد و مکررا تذکر داده نشود خیلی زود فراموش مي شود و چه بسا انکار خواهد شد.
شايد مديران سيما استدلال كنند كه نمايش وضعيت خانواده فقير اين سوال را پيش ميكشد كه چرا بعد از 30 سال، صاحبان انقلاب هنوز وضعشان خوب نشده و چرا در يك كشور نفتخيز بايد خانوادههايي اينطور فقير داشته باشيم؟
در پاسخ به اين استدلال بايد يادآوري كرد فقر و شكاف طبقاتي چيزي نيست كه بتوان با پاك كردن صورت مساله حلاش كرد.
سانسور مشكلات فقرا فقط درمان اين درد را به تاخير مياندازد و عمق جراحت را به لايهها و سطوح ديگر جامعه تسري ميدهد. يادمان نرفته است كه 80 درصد زنان خياباني بخاطر فقر، تن فروشي ميكنند***.
نكته 2
اين كه چرا خصوصيسازي فلان كارخانه جاده ساوه اينطور نافرجام مانده، بماند.
اين كه چرا سياستهاي اقتصادي اين سالها باعث تشديد فشار بر توليدكنندههاي داخلي و عقبافتادن پرداخت حقوق كارگران شده هم، بماند...
ظاهرا در اين ايام نزديك به انتخابات، پرداختن به اين سوالها بلافاصله به طرفداري له يا عليه فلان نامزد رياست جمهوري تعبير ميشود.
اين هم كه سازمانهاي حمايتي چه ميكنند و چرا برخي خانوادههاي فقير از پوشش تامين اجتماعي و بهزيستي و كميته امداد و انواع خيريه ها جا ماندهاند ، باز هم بماند...
اما در اين روزهاي نزديك عيد، خانوادههاي مرفه و متوسط كه در فكر سايدبایسايد كردن يخچالهايشان، السي دي كردن تلويزيونهايشان ، نو نواركردن رخت و لباس بچههايشان و تبديل پرايدها به پژو، پژوها به تويوتا، تويوتاها به... هستند؛ نبايد فراموش كنند كه به حكم قران ، فقرا از اموال آنها« حقي معلوم» دارند (سوره معارج آيات 24و 25) و به فرمايش پيامبر گرامي (ص):«خداوند روزي بينوايان را در اموال ثروتمندان قرار داد. پس گرسنگي و برهنگي فقرا در اثر گناه اغنياست».
_______________________________
*ماركس؛ پرولتارياي لمپن(Lumpen Proletariat) را كارگراني غيرمولد ميداند كه رانده شده اجتماع و فاقد هويت طبقاتي هستند و به انحرافات اجتماعي و بزهكاري كشيده شدهاند. منظور پروفسور ثارو در كتاب آينده سرمايه داري از استفاده كنايه آميز از اين اصطلاح همان « توده كارگري كه دستش به جايي بند نيست » است نه الزاما بزهكاران و منحرفين.
**منظور از «فقر احساسي» يا «فقر رواني» (psychological poverty) ، حالتي است كه يك فرد يا خانواده، وضعيت زندگي و رفاهي خود را با خانواده هم سطح ، همسايه يا همشان خود مقايسه كند و در نتيجه اين مقايسه، احساس كمبود و فقر كند. كسي كه دچار فقر احساسي ميشود الزاما فقير نيست، چه بسا ثروتمند هم باشد.
*** آمار نقل شده از محمد باقر قاليباف فرمانده وقت نيروي انتظامي در همايش پليس، امنيت، اقتصاد و بازار – تبريز 14 اسفند 1383
رنیس جمهور در دیدار با مردم اسلامشهر مبلغ یایانه را اعلام کرد
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، محمود احمدينژاد رييس جمهور كشورمان در ادامه سخنان خود در جمع مردم اسلامشهر در استان تهران، ساماندهي وضع اقتصاد كشور را از اولويتهاي كاري دولت نهم دانست و گفت: با وجود تلاشهاي فراوان ملت و دولت در سالهاي متمادي و سازندگي هاي وسيع، اما هنوز در بخش اقتصاد مشكلات داريم.
احمدي نژاد با بيان اينكه امروز مصرف در كشور ما به طور كامل به صورت نامتوازن، نامتعادل و بر خلاف عدالت است، افزود: يكي از مهمترين مشكلات اقتصادي ما توزيع و مصرف نامناسب امكانات و موجودي كشور است.
احمدي نژاد با اشاره به نامگذاري امسال به نام سال اصلاح الگوي مصرف، اظهار داشت: درست مصرف كردن و تغيير اصلاح الگوي مصرف، نگاه درست به اقتصاد، حركت پايه اي و اصلاح اساسي در رفتار اقتصادي كشور و توزيع عادلانه امكانات و موجودي كشور است.
وي با اشاره به اينكه بهرهوري و بهرهمندي نامناسب مصرف انرژي از مصاديق اسراف در كشور است، خاطرنشان كرد: امروز ما معادل كشورهايي كه بيش از پانزده برابر ايران جمعيت دارند، انرژي مصرف ميكنيم و بخش مهمي از انرژي در كشور ما در خدمت رفاه مردم، صنعت و پيشرفت اقتصادي كشور قرار نميگيرد.
احمدي نژاد ادامه داد: فقط در بخش نفت و گاز بيش از 70 هزار ميليارد تومان در سال انرژي مصرف ميشود، در حاليكه علاوه بر اسراف و نامناسب بودن شيوههاي مصرف، توزيع مصرف نيز در ميان قشرهاي گوناگون مردم نامناسب است به اين ترتيب كه 70 درصد مردم كمتر از 30 درصد انرژي را مصرف ميكنند و بخش هاي كم برخوردارتر مثل اسلامشهر يك پنجم گروههاي برخوردار مصرف انرژي دارند.
وي افزود: همه يارانهها و كمكهاي مالي انرژي به سمت گروههاي برخوردارتر و پرمصرف تر توزيع ميشود و اين نوع مصرف انرژي نوعي اسراف ، بي عدالتي و ظلم به ملت و گروههاي كم مصرف كننده است.
احمدي نژاد در ادامه به نمونههايي اشاره كرد و گفت: خانوادهاي كه در ماه 200 متر مكعب گاز مصرف ميكند فقط به همين اندازه از يارانه بهره ميبرد اما در تهران خانوادههايي داريم كه ماهانه 6 هزار مترمكعب مصرف گاز دارند و حدود 20 برابر ديگران از يارانه دولتي برخوردار ميشود.
رئيس جمهور يكي از علل ايجاد اختلاف طبقاتي را به سبب توزيع ناعادلانه يارانه هاي دولتي دانست و با بيان اينكه بخش عمده ثروت ثروتمندان ناشي از اين نوع توزيع ناعادلانه است، گفت: در بخش آب نيز شهر تهران سالانه بيش از 500 ميليون متر مكعب مصرف آب دارد كه اگر فقط ده درصد اين مصرف صرفه جويي شود، اسلامشهر از آب مناسبي برخوردار خواهد شد.
وي با بيان اينكه هدفمند كردن يارانه ها علاوه بر كنترل مصرف و جلوگيري از اتلاف منابع باعث توزيع عادلانه يارانهها ميشود ابراز اميدواري كرد نمايندگان مجلس زودتر به لايحه هدفمند كردن يارانه ها رسيدگي كنند.
احمدي نژاد در ادامه سخنراني خود با بيان اينكه ما لايحه هدفمند كردن يارانه ها را شش ماه قبل در اختيار مجلس قرار داديم و يك فوريت آن تصويب شد، افزود: اين لايحه بايد يك ماه بعد به صحن علني ميآمد اما نمايندگان مصلحت نديدند.
رييس دولت نهم با بيان اينكه ميزان مصرف آب، بنزين، نان و ديگر حاملهاي انرژي را محاسبه كردهايم، گفت: بخش عمدهاي از ثروت ملت در مصرف اقلام مختلف هدر مي رود و بخش مهمي را نيز عده قليلي مصرف ميكنند.
رئيس جمهور ادامه داد: ما از اينكه عده اندكي از منابع استفاده ميكنند ناراحت نيستيم اما اينكه يك خانواده در يك منطقه شهري 20 تا 30 برابر خانوادهاي ديگر از بنزين ارزان استفاده ميكند به اين معني است كه 20 برابر بيشتر از يارانه بهره مند ميشود.
وي خاطر نشان كرد: ما طي سه سال اين موارد را مطالعه كرديم و ضمن نظرخواهي از كارشناسان سراسر كشور خودم به استادان دانشگاه و صاحبنظران نامه نوشتم و هر هفته حداقل 5 ساعت در اين خصوص جلسه داشتيم و در نهايت به طرح تحول اقتصادي رسيديم.
احمدي نژاد اظهار داشت: اگر يارانهها را آزاد كنيم و در اختيار خود مردم قرار دهيم آنان كه كمتر مصرف ميكنند، مازاد يارانهها در جيب خودشان است.
وي با بيان اينكه پيش بيني كرده بوديم 50 تا 70 هزار تومان براي هر نفر يارانه بدهيم، گفت: اگر متوسط 60 هزار تومان را در نظر بگيريم يك خانواده 5 نفري ماهانه 300 هزار تومان دريافت خواهد كرد كه مجموع مصرف آب، برق و گاز اين خانواده 70 تا 130 هزار تومان خواهد شد در حاليكه دريافتي اين خانواده 300 هزار تومان خواهد بود.
رييس قوه مجريه افزود: اين يارانه بايد در اختيار همان 70 درصدي كه كمتر مصرف ميكنند و 50 ميليون نفر هستند قرار بگيرد و اين يارانه براي جبران 50 سال توزيع ناعادلانه يارانه هاست.
احمدي نژاد با بيان اينكه هر كسي نبايد از دولت يارانه بگيرد، خاطر نشان كرد: اگر خزانه دولت پر پول باشد ميتواند براي همه مستمري قرار دهد اما وقتي مقداري فشار وجود دارد اولويت با كساني است كه با نوسان اقتصادي تحت فشار قرار مي گيرند.
رئيس جمهور گفت: در بحران جهاني كه سه سال قبل رخ داد و با جهش جهاني قيمتها بازار داخل تحت تأثير قرار گرفت و برخي از دستها نيز در داخل به اين موضوع دامن زدند كه فشار آن به قشرهاي آسيب پذير، كارمندان و كارگران وارد شد.
وي با بيان اينكه اصلاحات اقتصادي نيازمند همكاري، همراهي و همدلي است و بايد وضع اقتصاديمان را سامان دهيم، تصريح كرد: اگر ما يارانه ها را عادلانه توزيع كنيم علاوه بر اينكه يك سپر حفاظتي، تضميني و مراقبتي براي اقشار كم درآمد بوجود خواهد آمد كه علاوه بر استحكام اقتصادي خانواده از آسيب وارد شدن به آنها در نوسانات اقتصادي جلوگيري خواهد شد، فاصله گذشتهها را نيز جبران خواهد كرد.
احمدي نژاد خاطر نشان كرد: كشور ما فقير نيست اما منابع، درست و عادلانه مصرف و توزيع نمي شود و هم در گذشته و بويژه در اين دولت خيلي تلاش شد منابع را عادلانه توزيع كنيم و اعتبارات و امكانات را به نقاط گوناگون كشور و به مناطق محروم ببريم.
وي اضافه كرد: اما هنوز فاصله زياد است و كارهاي انجام نشده فراواني داريم و بايد كارهاي فراواني در كشور انجام دهيم تا آن فاصله عميق ميان طبقاتي كه اصل كار كشور توليد، استقلال و عزت كشور روي دوش آنهاست و از كمترين امكانات برخوردار هستند اين فاصله ها پر شود.
رئيس جمهور در ادامه سخنان خود در رابطه با مصوبات دولت در مورد شهرستان اسلامشهر نيز خاطر نشان كرد: اين طور كه از سفر اول به من گزارش دادند 63 پروژه براي اسلامشهر به تصويب رسيد كه برخي در مرحله نهايي است و برخي از اين پروژهها به نتيجه رسيده، برخي در دست اجرا و برخي نيز در گيرودار اداري گرفتار شده است.
احمدي نژاد با بيان اينكه 23 روستا گازرساني، 6 سالن ورزشي به بهره برداري، 5 مجتمع فرهنگي هنري احداث و تجهيز
6 و مركز بهداشتي درمان در اين شهرستان ساخته شد و در مرحله نهايي است، اضافه كرد: قرار بود يك بيمارستان 400 تختخوابي مجهز نيز احداث شود كه زمينش انتخاب شد، بودجه گذاشتيم و اميدواريم مسئولان مربوطه همت كنند ساختش به اندازه مقدماتش طول نكشد و سريعتر كارها را انجام و در اختيار مردم قرار دهند.
وي در خصوص ساخت ورزشگاه در اسلامشهر نيز گفت: كارهاي مقدماتي انجام و پيمانكار انتخاب شد كه از همين جا از پيمانكار، سازمان تربيت بدني و وزارت مسكن و شهرسازي ميخواهم اين ورزشگاه را به سرعت بسازند و در اختيار جوانان اسلامشهر قرار دهند.
رئيس جمهور خاطر نشان كرد: يك مركز آموزش فني و حرفهاي نيز قرار بود ساخته شود كه اين كار شروع شده است و 30 درصد پيشرفت دارد اما از نظر ما هنوز عقب است چون مراكز آموزشي فني و حرفه اي كه در كشور در دور اول سفرها تصويب كرده بوديم تقريبا همه آنها به پايان رسيده است.
احمدي نژاد گفت: همچنين قرار بود يك شهرك صنعتي براي اسلامشهر احداث شود و زمينش انتخاب و مجوزش صادر شده است و در جلسه دولت بودجه اختصاص خواهيم داد تا اين شهرك هرچه زودتر آماده شود و در اختيار صنعتگران و سرمايه گذاران قرار بگيرد.
وي تصريح كرد: مورد ديگري كه در سفر قبل تصويب شده بود، اين بود كه محور اسلامشهر به احمدآباد مستوفي چهار خطه و دو بانده شود كه كارش آغاز شده است و انشاء الله در جلسه دولت بودجه بيشتري اختصاص خواهيم داد تا به سرعت تمام شود.
رئيس جمهور با اشاره به اينكه اتصال خط قطار شهري به شهرستانهاي اطراف تهران از مدتها پيش در دولت مطرح شده است، افزود: در اين سفر اتصال قطار شهري به اسلامشهر به تصويب نهايي دولت خواهد رسيد.
احمدي نژاد در خصوص رفع مشكل مسكن در اين شهرستان نيز خاطر نشان كرد: براي رفع معضل مسكن در استان تهران موانع طرح مسكن مهر برطرف شده است و مصوب شد در شهرهايي كه وزارت مسكن زمين ندارد، زمين هايي خريداري شود و در اختيار زوج هاي جوان استان قرار بگيرد.
رئيس جمهور ادامه داد: براي اشتغال جوانان نيز دولت طرح جامعي به عنوان بنگاههاي زود بازده را تصويب كرد تا از طريق آن منابع ارزان بانكي در اختيار جوانان مستعد قرار بگيرد اما به سبب برخي تبليغات دروغ و ارائه گزارش هاي غلط از سوي برخي افراد ادامه اين طرح روند كندي پيدا كرد اما دولت با جلسات كارشناسي مجدد راهها را باز كرد و بودجه كافي اختصاص داده شد.
وي همچنين از ايجاد بازارچه صنايع دستي در اسلامشهر خبر داد و افزود: در بخش كشاورزي هم براي تكميل شبكههاي آبياري اسلامشهر بودجهاي تصويب خواهد شد.
احمدي نژاد اظهار داشت: احداث چند مجموعه ورزشي در چهار دانگه، احمدآباد، اسلامشهر، گلستان و برخي روستاها از ديگر مصوبات هيئت دولت خواهد بود.
رئيس جمهور از استاندار تهران پيگيري نحوه عملكرد و خدمتگزاري مديران اسلامشهر به مردم اين شهرستان را خواستار شد و افزود: قبل از استقرار در جايگاه سخنراني، شما من را از برخي مشكلات آگاه كرديد اما حرفي كه از شما زياد شنيدم و اميدوارم درست نباشد اين بود كه برخي مسئولان در اين شهرستان آن طور كه بايد در خدمت مردم نيستند.
رئيس جمهور خطاب به استاندار تهران كه كنارش ايستاده بود، گفت: خود شما مي دانيد كه مردم اسلامشهر جزو بهترين ملت ايران هستند و بايد در استان تهران بهترين، توانمندترين و مردمي ترين مديران را براي اسلامشهر منصوب و گزارش آن را به من ارائه كنيد
منبعhttp://alef.ir/1388/
استقلال نيمه اول را برنده به رختكن رفت
متن كامل سخنراني دكتر احمدي نژاد در دروبان كنفرانس ضد نژادپرستي
.jpg)

| ۳۱فروردین ماه روزی بود که رییس جمهوری اسلامی ایران بعد از سخنرانی سال گذشته در دانشگاه کلمبیا آمریکا ، بار دیگر با سخنرانی آتشین، ایران را در مرکز توجهات جهانی قرار داد و ملت های آزاده و جنبش های آزادیخواه و تمام کسانی که از نژاد پرستی و ظلم استکبار رنج می برند، تا اعماق ذهن و اندیشه و وجودشان از این سخنرانی شاد شدند.رئیس جمهوری اسلامی ایران به عنوان نماینده ملتی آگاه، شجاع و تحول گرا در عصر کنونی آنچنان بر نشست ژنو تاثیر گذار بود که نمایندگان کشورهای استکباری از این سخنرانی و مواضع تند ، اما واقع گرایانه احمدی نژاد به شدت رنجیده خاطر شده و نشست را ترک کردند. در آن سوی فضای جلسه نمایندگان کشورهای عقب نگه داشته شده و ستمدیده و در حال توسعه با دست زدن های ممتد و طولانی، سربرافراشته از شدت غرور در پوست خود نمی گنجیدند. | ||||
| این سخنرانی و مواضع به حق چنان بر افکار عمومی جهان تاثیر گذاشته است که علاوه بر 500تا 600میلیون نفر جمعیتی که مستقیم پخش این جلسه را نظاره می کردند، صدها میلیون نفر از نقل قول این سخنان دچار شگفتی شده اند. سخنان احمدی نژاد بلافاصله در سراسر جهان بازتاب وسیعی داشت و این بازتاب ها امروز و روزهای آینده دامنه وسیعتری به خود می گیرد. رسانه های بیگانه به ویژه رسانه های استکباری نیز برغم همه شانتاژها و فرافکنی ها، نتوانستند در قبال این سخنان به حق سکوت کنند و واکنش های متفاوتی داشتند. اغلب رسانه هایی که درصد وابستگی آنها کمتر بوده است، بر حقانیت سخنان دکتر احمدی نژاد در خصوص رژیم اشغالگر و نژاد پرست صهیونیست و ساختار سازمان ملل و شورای امنیت صحه گذاشته اند و این سخنان را متهورانه و شجاعانه خوانده اند. متن کامل سخنرانی رییس جمهور در اجلاس ضد نژادپرستی دوربان2 به این شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم بلافاصله بعد از سخنرانی رییس جمهوری ایران موضع گیریهای نخبگان، مسوولان و کارشناسان سیاسی جهانی آغاز شد و معاون دبیرکل اتحادیه سازمانهای مردمی در جهان اسلام ، سخنرانی رئیس جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس ضد نژادپرستی “دوربان 2 ” در سوئیس را بیانگر واقعیت های از جنایتها و کشتار رژیم صهیونیستی دانست. سردبیر خبرگزاری ایسکانیوز |
واكنش رسانه هاي خارجي به سخنان احمدي نژاد در كنفرانس دوربان

فاکسنیوز: احمدینژاد تاول اسرائیل را ترکاند
درپی هتاکی سازماندهی شده و حقیرانه برخی حامیان صهیونیسم علیه رئیس جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس دوربان 2، رسانه های غربی این مسئله را عامل محبوبیت بیشتر وی در خاورمیانه دانسته و از سخنان وی تحت عنوان ترکاندن تاول رژیم اسرائیل یاد کردند.
به گزارش مهر، بازتاب های رسانه ای در انتقاد از توهین به رئیس جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس ژنو از سوی غربی ها هنوز ادامه دارد.
خبرگزاری روسی زبان ریانووستی در گزارشی درباره سخنان احمدی نژاد علیه صهیونیسم و معرفی آن به عنوان ریشه نژادپرستی در جهان آورد: حضور رئیس جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس ژنو به خودی خود حامیان صهیونیسم را نگران و عصبانی کرده بود تا سخنانش خشم آنها را به خروج و اعتراض بکشاند.
آسوشیتدپرس نیز ضمن اشاره به خشم حامیان غربی صهیونیسم از سخنان رئیس جمهوری اسلامی ایران، وی را اولین مقام دولتی اعلام کرد که در آستانه سالروز هولوکاست، صهیونیسم را در یک کنفرانس بین المللی زیرسئوال برد.
این رسانه غربی، با اشاره به این موضوع که سخنرانی احمدی نژاد به عنوان یک رئیس دولت در کنفرانس دوربان 2، یک کنفرانس قانونی بوده و نباید مورد اعتراض قرار می گرفته نوشت: احمدی نژاد از محبوبترین شخصیت های خاورمیانه است و این محبوبیت را بخاطر مخالفت با صهیونیسم بدست آورده است.
فاکس نیوز، شبکه خبری پنتاگون نیز از سخنان احمدی نژاد به این مضمون یاد کرد که رئیس جمهوری اسلامی ایران" تاول اسرائیل را ترکاند".
این رسانه آمریکایی در عین حال، بیانیه ضدصهیونیستی کنفرانس دوربان 2 را مورد حمایت کشورهای اسلامی دانست و آورد: نمایندگان کشورهای اسلامی حاضر در کنفرانس ضدنژادپرستی معتقدند غرب درباره مسلمانان، اعراب و آفریقایی تبارها تبعیض روا می دارد و تحریم کنفرانس دوربان 2 را مصداق تبعیض دانستند.
فاکس نیوز همچنین به توهین کاریکاتوریست های دانمارکی به پیامبر اسلام نیز اشاره کرد و نوشت: مسلمانان معتقدند غرب از آزادی بیان علیه آنها استفاده ابزاری می کند.
ای بی سی، یک رسانه آمریکایی نیز با اعلام ناخرسندی صهیونیست ها و حامیان آنها از سخنان رئیس جمهوری اسلامی ایران علیه صهیونیسم، امروز را برای صهیونیست ها سخت و تلخ دانست.
پاپ اقدام غربیها در تحریم اجلاس ژنو را محکوم کرد
رهبر کاتولیکهای جهان اقدام غربیها در تحریم اجلاس مبارزه با نژادپرستی (دوربان 2) در ژنو را محکوم کرد.
به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری "محیط "، پاپ بندیکت شانزدهم رهبر کاتولیک های جهان تحریم اجلاس ژنو از سوی تعدادی از کشورهای غربی را محکوم کرد و گفت: این اجلاس فرصتی را برای مبارزه با تبعیض و تعصب فراهم میکند.
وی از همه طرفها خواست تا با روحیه گفتوگو با یکدیگر همکاری کنند.
در کنفرانس دوربان 2 که روز دوشنبه در ژنو سوئیس برگزار شد، آمریکا، هلند، آلمان، کانادا، استرالیا، ایتالیا و فرانسه به این دلیل که در این اجلاس از رژیم صهیونیستی و اقدامات نژادپرستانه آن انتقاد میشود، حضور پیدا نکردند.
اجلاس نخست در شهر دوربان آفریقای جنوبی با نام "اجلاس کنفرانس جهانی علیه نژادپرستی و تبعیضنژادی " برگزار شد که حدود 3 هزار و 500 سازمان غیردولتی شرکتکننده در اجلاس، رژیمصهیونیستی را رژیمی نژادپرست دانستند و محکوم کردند و از سازمان ملل خواستار بازگرداندن مصوبات مجمع عمومی (برابری صهیونیست با نژادپرستی) و تنبیه و مجازات این رژیم شدند. از همین روست که برگزاری این اجلاس با مخالفت قدرتهای بزرگ روبرو شده است.
رسانههای ترکیه:حضار با کف زدن از احمدی نژاد حمایت کردند
در حالیکه سخنرانی رئیس جمهور ایران در اجلاس «دروبان - 2» با فاصله چند دقیقهای از آغاز سخنرانی در مطبوعات ترکیه انعکاس یافت رسانههای این کشور از سخنرانی آقای احمدینژاد با ستایش یاد کردند.
به گزارش خبرگزاری فارس، به نقل از روزنامه واکیت چاپ ترکیه، رسانههای اسلامگرای ترکیه با فواصل بسیار کوتاه از آغاز سخنرانی آقای دکتر احمدینژاد رئیس جمهور ضمن استقبال از این سخنرانی بطور گسترده بدان پرداختند.
بنابراین گزارش روزنامه خبر وقتیم در خبر خود تحت عنوان «سخرانی احمدینژاد از طرف صهیونیستها تحریم شد» نوشت: احمدینژاد که سخنرانی خود را با «بسماللهالرحمنالرحیم» آغاز نمود، ضمن بیان این نکته که ذهنیت نژادپرستانه حاکم بر اروپا موجب انتقال گروهی یهودی افراطی به سرزمین فلسطین و تشکیل دولتی نژادپرست در آن سرزمین شد، به انتقاد شدید از اقدامات رژیم صهیونیستی پرداخت.
همچنین بنابر همین گزارش، خبر وقتیم در ادامه با اشاره به اینکه برخی از نمایندگان دول غربی، با آغاز انتقادات احمدینژاد از اسرائیل به عنوان اعتراض سالن سخنرانی را ترک نمودند افزود: گروهی از دانشجویان نیز که از طرف اسرائیل سازماندهی شده بودند، جهت برهم زدن سخنرانی احمدینژاد در سالن باقی ماندند تا با دادن شعارهای مخالف مانع سخنرانی وی گردند.
این روزنامه سپس ضمن ستایش از سخنرانی احمدینژاد رئیس جمهور با جملاتی چون، «سخنرانی علیرغم واکنش مخالفان با استقبال شدید شرکتکنندگان مواجه شد» تاکید نمود که علیرغم مخالفت طرفداران رژیم صهیونیستی، احمدینژاد سخنرانی خود را بدون قطع ادامه داد و از سیاستهای آمریکا در عراق و افغانستان نیز شدیدا انتقاد کرد. شرکتکنندگان در اجلاس نیز با کفزدنهای خود با فواصل کوتاه حمایت خود را از سخنرانی ابراز داشتند.
الجزیره : سخنرانی احمدی نژاد مقتدرانه بود
شبکه تلویزیونی الجزیره سخنرانی احمدی نژاد را مقتدرانه و حرفهای کشورهای اسلام و عرب توصیف کرد .
به گزارش واحد مرکزی خبر ، شبکه الجزیره به نقل از خبرنگار خود در کنفرانس دوربان گفت : سخنرانی احمدی نژاد مقتدرانه بود و شامل موارد زیادی از جمله بازنگری در نظام جهانی و اقتصادی و مالی و سیاسی بود ، وی به عنوان نمونه از لغو شدن حق وتو در شورای امنیت و نظام ظالمانه ای سخن گفت که حتی به ارزشهای انسانی نیز احترام نمی گذارد وآنرا به رسمیت نمی شناسد .
نورالدین بوزیان به نقل از یکی از حضار شرکت کننده در این کنفرانس افزود : رئیس جمهور ایران سخنان جهان اسلام و عرب را به زبان آورد که از این نظام بین المللی در رنج است .
وی گفت : نمایندگان هیاتهایی که نشست را در اعتراض به سخنان احمدی نژاد ترک کردند ، در واقع نمایندگان کشورهای اروپایی بودند ، این در حالی است که برخی کشورها مانند ایتالیا و لهستان اصلا در این کنفرانس شرکت نکرده بودند .
خبرنگار الجزیره افزود : زمانیکه احمدی نژاد از برپایی نظامی نژاد پرستانه پس از سال 1945 سخن به میان آورد و هنوز به طور واضح به اسرائیل اشاره نکرده بود ؛این نمایندگان سالن کنفرانس را ترک کردند.
وی گفت : احمدی نژاد بر ضرورت درس گرفتن از گذشته و مقابله با چالشها با تلاش مشترک تاکید کرد و از ضرورت مقابله با سلطه و نژاد پرستی سخن گفت.
وی همچنین از نظامی ورشکسته سخن به میان آورد که بر ارزشهای انسانی استوار نیست و سیاستهای یک بام و دو هوا دارد .
اقدام شتاب زده فرانسه درباره سخنان احمدی نژاد
دولت فرانسه در اقدامی شتابزده سخنان محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران علیه نژاد پرستی را محکوم کرد.
به گزارش ایرنا به نقل از خبرگزاری فرانسه، پاریس سخنان رییس جمهوری اسلامی ایران علیه نژاد پرستی را "سخنرانی نفرت" خواند.
فرانسه در حالی از عدم توافق جهانی بر مواضع احمدی نژاد درباره نژادپرستی سخن گفته که اظهارات رئیس جمهور بارها از سوی حضار مورد تشویق قرار گرفت.
حضور رییس جمهوری اسلامی ایران در نشست ژنو به خبر ویژه رسانه های خبری جهان طی چند روز گذشته تبدیل شده بود.
رییس جمهوری اسلامی ایران در نشست بین المللی ضد نژادپرستی در ژنو به انتقاد از عملکرد شوای امنیت در حمایت ار رژیم نژاد پرست صهیونیستی پرداخت و این رژیم را به دلیل اقدامات غیر انسانی علیه مردم فلسطین رژیمی نژاد پرست خواند.
برخی کشورهای غربی به ویژه شماری از اعضای اتحادیه اروپا تحت فشار لابی های صهیونیستی پیش از این تهدید کرده بودند چنانچه سخنانی علیه رژیم صهیونیستی ایراد شود اقدام به ترک سالن خواهند کرد.
در پی نژاد پرست خوانده شدن رژیم صهیونیستی از طرف احمدی نژاد ،برخی حامیان رژیم صهیونیستی جلسه را ترک کردند اما بر خلاف این عده ، سخنان رییس جمهوری اسلامی ایران با تشویق های مکرر حضار مواجه شد.
سخنراني پرشور احمدينژاد در ژنو باوجود اخلال صهيونيستها
به گزارش الف به نقل از خبرگزاريهاي بين المللي، رييس جمهور ايران كه به عنوان اولين سخنران رسمي در اجلاس ژنو سخن ميگفت ، از بيعدالتي در نظام بين المللي انتقاد كرد و با ارائه شواهدي ، رژيم صهيونيستي را مظهر نژاد پرستي دانست و تاكيد كرد نظام ليبرال سرمايهداري غربي به لحاظ دوري از تعاليم الهي و ارزشهاي انساني و عدالت و آزادي به پايان خط رسيده است.
در اوايل سخنراني رييس جمهور كشورمان، به دنبال پرتاب گوجه فرنگی (یا یک شی قرمز رنگ) توسط یکی از حامیان صهیونیستها، چند نفر از جايگاه خبرنگاران با فرياد سعي كردند مانع از صحبتهاي آقاي احمدينژاد شوند، اما رييس جمهور ايران با اعتماد به نفس و لبخند به صحبتهاي خود ادامه داد كه اين عكس العمل وي با تشويق حضار روبرو شد.
كارگردان تلويزيوني مراسم هم سعي داشت جايگاه خالي كشورهاي غربي و چند نفر كه گاهي در جايگاه خبرنگاران فرياد ميزدند را نشان دهد و به هنگام تشويق پر شور اكثر حاضران، نماندگان كشورهايي كه با تشويق كنندگان همراهي نميكردند را نشان دهد.
خبرنگار آسوشيتدپرس از ژنو درباره اين سخنراني گزارش داد رييس جمهور مقتدر ايران با وجود فرياد اخلالگران به سخنراني خود ادامه داد.
در پايان سخنراني آقاي احمدينژاد با وجودي كه چند نفر در جايگاه خبرنگاران باز هم تلاش ميكردند فرياد بزنند، فريادهايشان در تشويق پر شور حاضران ، كاملا گم شد.
در روزهاي اخير ، رسانههاي خبري بينالمللي كه اغلب تحت نفوذ صهيونيستها بودند، با تلاش كم سابقهاي تلاش داشتند اين سخنراني و همايش را كم اهميت جلوه دهند. اغلب شبكههاي خبري منطقه سخنراني رييس جمهور كشورمان را بطور زنده پوشش تلويزيوني دادند.
بيانيه عجيب مايلي كهن در مورد باشگاه استقلال و قلعه نويي
به گزارش الف از خبرگزاريها، محمد مايلي كهن، سرمربي سايپا و تيم ملي در واكنش به اظهارات امير قلعه نويي و باشگاه استقلال بيانيهاي را به شرح زير منتشر كرد:
بسمهتعالي
مردم عزيز، قهرمان و دوست داشتني ايران سربلند و هميشه جاويد. اين روزها پس از بازي شرافتمندانه اي كه تيم سايپا با جوانان برومند و شايسته اش برابر رقيب خود انجام داد و به اذعان همه؛ تيم سايپا صرفا به ارائه يك بازي با برنامه، كاملا جوانمردانه و پاك پرداخت؛ اما متاسفانه هم به هنگام مسابقه و هم طي روزهاي اخير مورد هجوم ناجوانمردانه ترين الفاظ در ميدان مسابقه و بيرون از آنكه تنها از شعبان بيمخها و نوچه هايشان بر ميآيد؛ پرداختند و درصدد آن هستند كه ضعفهاي فني خود را به اين و آن نسبت بدهند و هر آنچه كه خود و نوچه هايشان لايق آن هستند با سياه نمايي هر چه تمامتر به اين و آن نسبت داده، تا شايد بتوانند ضعف هاي فني خود را به نوعي از چشم اين و آن پنهان و لاپوشاني كنند.
لذا به همين منظور به اين آقايان كوتوله و عوام فريب (كل يوم) كه حتي فاقد مدرك تحصيلي براي گروهبان قندلي شدن هستند اما لقب ژنرال را يدك ميكشند ميگويم كه از گل دقيقه 90 سايپا و پيامي كه آن گل به پهناي ايران عزيز اسلامي داشته؛ پند گرفته و هر چه سريعتر دست از نوچه بازي و نوچه پروري برداشته از كارهاي ناثواب و عوام فريبي دست بردارند.
بديهي است هيچ دستي برتر و بالاتر از دست خداوند عزوجل نيست و اوست كه اگر بخواهد كسي را خوار نمايد، خوار و اگر كسي را عزيز بداند عزيز خواهد كرد. اين مطلب شامل حال گنده باقاليهايي كه به عنوان نوچه در كنار اين آدم كوتوله هستند نيز ميشود.
محمد مايلي كهن
***
1- ايشان در مصاحبه با برنامه ورزش از نگاه دو در شب گذشته (جمعه شب )عده اي از تماشاگران حاضر در ورزشگاه آزادي در روز پنجشنبه گذشته را با قماربازان و شرط بندها در انگليس مقايسه کردند، سرمربي تيم ملي ايران قطعاً آگاه هستند فعل حرامي مانند قمار و شرط بندي جايگاهي براي دفاع و قياس با ديگر رفتارها در دين مبين اسلام از خود باقي نمي گذارد .
مقايسه اوباش هاي انگليسي با عده اي از طرفداران قياس نامناسبي بود و فراموش نکرده ايم در سالهاي نه چندان دور آشوبگرهاي انگليسي چه فجايع خونباري را در بروکسل بلژيک به وجود آوردند.
چگونه است که اکنون محمد مايلي کهن با شنيدن چند شعار زشت، غيراخلاقي و ناپسند عليه خود، قماربازان و شرط بندهاي انگليسي را ترجيح مي دهند؟ گرچه اعتقاد داريم تعدادي از تماشاگرنماها همواره تلاش مي کنند با رفتارهاي زشت خود فضاي ورزشگاه ها را آلوده کنند، اما کاش مايلي کهن براي خيل عظيم تماشاگران فوتبال ما که به اصول تشويق و حمايت پايبند هستند، در گفته هايشان تفکيکي قائل مي شدند، از ايشان انتظار مي رود ضمن اصلاح ادبيات خود به گونه اي برخورد کنند که نشان از بزرگي، تواضع و گذشت سرمربي تيم ملي فوتبال کشورمان داشته باشد و مطمئناً اين گونه رفتار ها و اظهارات در شان فردي که خود را مقيد به آموزه هاي ديني مي داند، نخواهد بود.
2-از سرمربي تيم ملي فوتبال ايران به عنوان نماينده تمامي مربيان فوتبال کشورمان انتظار مي رود افتخارات يک باشگاه را بدون ارائه مدارک و مستندات قانوني و محکمه پسند با نام «تباني» به سخره نگيرند و مبادرت به نکاتي نکنند که فاقد ارزش اخلاقي و قانوني است. بديهي به نظر مي رسد باشگاه استقلال حق رسيدگي و شکايت هاي قانوني را براي خود محفوظ مي داند.
3- باشگاه استقلال هرگونه توهين به فرد و گروهي را توسط عده اي از تماشاگر نماها محکوم کرده و از هواداران تيم استقلال مي خواهيم فقط به تشويق و حمايت از تيم خود بپردازند. »
خاطر نشان مي کند، تعدادي از تماشاگر نماها درطول بازي استقلال تهران - سايپاي کرج که درادامه رقابت هاي ليگ برتر و از هفته سوم سي و سوم اين ليگ برگزار شد به سرمربي تيم ملي فوتبال ايران محمد مايلي کهن توهین کرده بودند
استعقا مايلي كهن وبيانيه دوم
به گزارش الف از خبرگزاریها، محمد مايلي كهن پس از نشست روز گذشته در فدراسيون فوتبال كه در آن از استعفا سخن گفته بود، امروز رسما از سرمربيگري تيم ملي فوتبال ايران استعفا كرد.
در استعفا نامهي مايلي كهن آمده است:
مربي شدن چه آسان، آدم شدن محال است.
نميدانم چه بگويم، چه بنويسم. به قول مجري محترم برنامه نود، اين روزها بلوايي در فوتبال ما به وجود آمده كه قداست آن را زير سوال برده كه همه آن ناشي از بيانيه احمقي به نام مايلي كهن است. بله؛ محمد مايلي كهن. اين مزدور به مردم و ميهن، كه به يكباره تمام قداست و زيبايي فوتبال ما را شكسته و تنها نيمه خالي ليوان را ديده و همواره فرياد سر ميدهد اي مردك (مايلي كهن) چگونه به خودت اجازه دادي با الفاظي مانند گنده باقالي، كوتوله و ... تقدس شعاري حماسي مانند توپ، تانك، فشفشه و ... را از بين ببري. شعار پرمحتوا و زيبايي كه در عين سادگي در مقاطع مختلف كاربرد اساسي داشته؛ نه تنها در روابط با مايلي كهن بلكه ديگران نيز از آن بيبهره نميمانند.(داور، بازيكن، مربي و ...).
اي خائن (مايلي كهن) آدم بيمنطق و نادان چرا و با كدام منطقي توي احمق به هنگام مسابقه تيم سايپا با استقلال تهران، هنگامي كه شعار ميدادند توپ، تانك، فشفشه، مايلي كهن و... توي نادان در صندليت نشستي و دم برنياوردي. اي مردك چرا با ديگران هم آواز نشدي و آن شعار را تو نيز سر ندادي، تازه گناه بزرگتر اينكه چرا گوش پسرت (از معدود دفعاتي بود كه در ورزشگاه حاضر ميشد) را نكشيدي و به او نگفتي كه پسرم تو هم اين شعار زيبا و بيمانند را هم صدا با تماشاچيان فهيم زمزمه كن. توپ، تانك، فشفشه و ...
پسرم آنها به دليل حضور مبارك تو در كنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بيش از هميشه مورد لطف و تشويق خود قرار ميدهند.
پسرم هيچ ميداني كه پدرت در تمامي دوران قهرمانياش اين گونه مورد لطف و حمايت قرار نگرفته بود. به راستي اي مزدور، خائن، گلادياتور، با كدام منطق و جسارتي به خود اجازه دادي كه بازيكنانت بدون غل و زنجير در مسابقات حاضر شوند.
اي مردك عقبمانده در هزاره سوم با كدام جسارتي اين همه اتحاد و همدلي بين تماشاگران را ناديده گرفته و درصدد آن هستي تا در بين آنها فاصله انداخته و اختلاف به وجود آوري. چگونه است كه چشمانت را بستي و بهترين تماشاگران دنيا را نميبيني.
اي بدبخت فلك زده، اي مردك عقب افتاده، بيشتر اين عقبافتادگيات به خاطر اين است كه نميخواهيم تماشاگرنماهاي واقعي را از كانال تلويزيوني همسايه ببينيم، هر چند چند بار دعوت شدي و ديدي كه تماشاگرنماها چگونه بازيكنانشان را وقتي گل ميزنند ميروند و در بغل آنها قرار ميگيرند. اگر تماشاگرنماها نبودند كه ميبايستي تكه بزرگ بازيكن، گوش او ميشد. بيچاره در به در از آن جا مانده، از اين جا رانده. اگر او تماشاگرنما نبود كه فاصله سكوهاي تماشاگران با زمين مسابقه از بين نميرفت و مي بايستي بين آنها خندقي كنده ميشد.
بله آنها تماشاگرنما هستند كه پس از اتمام بازي براي هر دو تيم دست ميزنند. اصلا آنها نه تنها تماشاگرنما هستند بلكه شرف و غيرت و مردانگي ندارند. مگر ميشود تيم مورد علاقهشان بازي را واگذار كند و او براي تيم خود و رقيبش دست بزند.مگر ميشود تيم مورد علاقهاش در پايان مسابقه بازي را واگذار كند و رگ گردنش بيرون نزند. مگر نميديدي كه اين مسابقه آخرين مسابقه تيم مورد علاقه او و تو ميباشد. پس بايد بر اساس اصول حرفهاي گري از هر طريق ممكن و با هر ترفند در اين مسابقه پيروز از زمين خارج شود.
اينها را كه ديدم و شنيدم به خود آمده و گفتم پس اي آدم كوتوله اين اراجيف چه بود كه در بيانيه اول نوشتي. اين همه غوغا و بلوا در فوتبال نجيب و پاك ما بوجود آوردي. از خودت خجالت بكش و به خاطر اين همه پاكي، دوستي، صميميت، اتحاد، مردانگي، تماشاگر خوب، بازيكن خوب، داور خوب، مربي خوب، مدير خوب، ورزشگاه خوب، فدراسيون خوب، روزنامه خوب، خبرنگار خوب، تلويزيون خوب، راديوي خوب و خيلي خوبهاي ديگر و به خاطر اينكه قداست اين همه خوبيها را شكستي از همه معذرت بخواه و طلب عفو كن و با صداي بلند بگو من لايق و شايسته مربيگري تيم ملي كشورم نيستم و از اول هم ما اشتباه بوديم.
عجيب است كه رودهدرازي ميكنم اما اين پسر؛ عليرضا (نوهام) اين شعر را ميخواند: يك توپ دارم قلقلي، سرخ و سفيد و آبي، ميزنم زمين هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره. من اين توپو نداشتم، مشقامو خوب نوشتم ، بابام بهم عيدي داد يك توپ قلقلي داد.
بابا ، عليرضاي بهتر از جانم تو هم وقت گير آوردي اما به خودم ميآيم و ميگويم اين پسر 3 ساله از من كوتوله 55 ساله عقلش بيشتر است. صدايش ميكنم و ميگويم، عزيزم عجب توپي، عجب صفايي، عجب معرفتي، عجب مروتي، عجب مردانگي، عجب دوستي، بابا عليرضاي بهتر از جانم مي شه به من هم يكي از اون توپ ها را بدي و با همان پاكي و صداقت صميميت و معصوميت تو.
محمد مايلي كهن از همه جا رانده و مانده اما يارب نظر تو برنگردد.
شکست سپاهان در بربر بنیاد کار
به گزارش واحد مرکزي خبر در اين بازي که عصر امروز از دور برگشت مرحله گروهي مسابقات فوتبال قهرماني باشگاه هاي آسيا و از گروه چهارم اين رقابت ها در اصفهان انجام گرفت تيم ميهمان موفق شد اين بازي را با يک گل به سود خود پايان دهد .
تک گل اين مسابقه که به قضاوت داور چيني بر گزار شد را تيمور کاپاتزه در دقيقه 19 به ثمر رساند تيم بنياد کار با کسب اين پيروزي با 9 امتياز از 4 ديدار صدر نشين گروه 4 است و تيم سپاهان با همين تعداد بازي و 4 امتياز بعد از تيم الاتفاق عربستان شش امتيازي در رده سوم قرار دارد که با شکست امروز تيم سپاهان و با توجه به دو بازي باقي مانده اين تيم در مرحله گروهي صعود اين تيم به مرحله بعدي دشوار شد.
در همين چارچوب امشب و از ساعت 20 تيم فوتبال پيروزي تهران يکي ديگر از چهار نماينده ايران در اين مسابقات و از گروه دوم در قطر برابر تيم الغرافه اين کشور به ميدان مي رود 0 تيم پيروزي هم اکنون از سه ديدار 7 امتيازيست و با تيم الشباب در صدر گروه دوم اين بازيها ايستاده است





